ആദ്യത്തെ 180 വരികൾ.
میخوای بری اتاق دونفره؟
آره، غذا هم برای دو نفر میخوام
با دوبل مشکلی ندارید، درسته؟
چی؟ آره خوبه
...ها
فکر کنم یکم از اتاق قبلیم بزرگتره
...بنظر مضطربه، یا بلکه
چرا وسایلتو نمیذاری زمین؟
بله ارباب
یکم ترسیده؟
...گوشهات
بله؟
میتونم بهشون دست بزنم؟
بله ارباب
فقط یه تماس فیزیکی دوستانهست
تماس فیزیکی بین دوستها مهمه
فکر عجیبی نکن
...هوستو سرکوب کن، هوستو سرکوب کن، هوستو سرکوب کن
لعنتی، معتاد شدم
خیلی نازه
ام، ببخشید
چیه؟
تورو ارباب صدا کنم؟
ا-ر-ب-ا-ب!
روکسان!
لعنت. چرا دارم تلاش میکنم حتی بیشتر بترسونمش؟
به هرحال، تو این اتاق فقط یه تخت هست، ها؟
چی؟
چی؟
تو همونی بودی که اینو خواستی
چی؟
پس منظورش از "دوبل" این بود
میگفت "دوتایی" اگه دوتا تخت خواب بود
تو با دوبل مشکلی نداری، درسته؟
میدونست داره چیکار میکنه
چه کار خوبی
پس برای همین ترسیده بوده
روکسان
چیه ارباب؟
باورت نمیشه اگه بهت بگم چقدر سرزمین مادریم از اینجا دوره
درسته؟
اره، پس با چیزهایی که اینجا عادی درنظر گرفته میشن آشنا نیستم
ممنون میشم اگه بتونی بهم یاد بدی
فهمیدم
همچنین شاید اینم شنیده باشی
من تورو با خودم به هزارتو میبرم، پس اینم در نظر داشته باش
میتونی روم حساب کنی
باور دارم که میتونم تو نبرد به دردت بخورم
نسبتا از خودت مطمئنی
روکسان، کفشهات کجاست؟
کفشی ندارم
چی؟ پابرهنه بودی؟
حتی وقتی بیرون راه میرفتیم؟
بله؟
اصلا متوجه نشدم
چرا فعلا اینارو نمیپوشی؟
مطمئنی؟
آره
خب؟ خیلی بزرگ نیستن، هستن؟
خیلی خوبه
تجهیزات طوری ساخته شدن که برای پوشنده اندازه باشن
این اینجا عادیه؟
بله. ممنون ارباب
قدر اولین هدیه از طرف تورو میدونم
البته که خیلی مضطربه
اما بنظر نمیرسه مقاومت کنه
شاید بخاطر اینه که سرنوشتش رو به عنوان یه برده قبول کرده
اما نمیدونم واقعا چه احساسی داره
...اما بازم
ولت نمیکنم بری
بله ارباب
برای تجهیزاتت
میتونی یکی از شمشیرهای منو استفاده کنی، اما وسایل حفاظتی چی؟
من مشکلی ندارم از وسایل اضافیت استفاده کنم
سپر داری؟
به فکرم اومد، ندارم
پس یه سپر چوبی میخوام لطفا
سپر چوبی، ها؟
...زل زده
خیلی با دقت زل زده
...خوشحالم اینو جدی گرفته اما
تعیین کن
چوبی سپر
محفظه مهارت خالی
تعیین کن
چوبی سپر
محفظه مهارت خالی
تعیین کن
چوبی سپر
محفظه مهارت
تعیین کن
چوبی سپر
محفظه مهارت خالی
تعیین کن
چوبی سپر
محفظه مهارت خالی
این، این و این محصولات خوبیان
اینچیزا سرت میشه؟
اره
واقعا خیلی با دقته
این یکی رو میخوام لطفا
خیلی خب. پس بریم سراغ بعدی
اینهارو میخوایم لطفا
ممنون
یه مجموعه از وسایل حفاظتی، روغن زیتون قمقمه، کوله پشتی، جوراب، حوله
میوهی کویچی و شاخه شکوره
هرچی لازم داشتیم خریدیم
بله ارباب
...فقط میمونه
عبایی که قبلا خریده بودم رو انداختم رفت چون غرق خون بود
واقعا اینهارو لازم داریم؟
برای روزهای بارونی خوبه
که اینطور. در اینصورت من اینو برمیدارم
روکسان، توهم میتونی دلخواهتو انتخاب کنی
مطمئنی؟
...زل زدن
یکم طول میکشه
نه که مهم باشه
اون خوشگل و جذابه
خوشحالم میشم وقتم رو با نگاه کردن بهش بگذرونم
ارباب
هم؟
کدومو ترجیح میدی؟
دارم آزمایش میشم؟
اگه داره از من میپرسه، احتمالا پاسخ رو داره
اگه اشتباه انتخاب کنم، اعتمادش رو از دست میدم
"اونی که ارزونه" قطعا جواب درست نیست
فکر کن، فکر کن میشیو
...خب
اون یکی رو یه مدتی داشت حمل میکرد
حتما بخاطر اینکه از اون خوشش میاد به اون چسبیده
...در اینصورت
این سبکتر و باحالتره
رنگ ظریف و جالبی هم داره
درسته؟
اشتباه گفتم؟
این یکی ساختش بهتره اما رنگش سنگینه
اما درست گفتی
حالا که بهش اشاره کردی یه رنگ جالب میتونه خوب باشه
که اینطور. بین کیفیت بهتر یا رنگ بهتر نمیتونه تصمیم گیری کنه
خیلی خب. اینو برمیدارم
من آزمایش رو موفق شدم
چیز دیگهای لازم داری؟
نه، چیز دیگه نه
اگه چیزی لازم داشتی خجالت نکش
بعلاوه، امروز یه روز مخصوص برای بخاطر سپردنه
دراینصورت، میشه یکم لباس زیر بخرم؟
لباس زیر؟
این یعنی زیرپوش؟
نه نه. این دنیا از اونجور سوتین یا شرتها نداره
راستش من فقط همونی رو دارم که الان پوشیدم
پس تو یه دست اضافی لازم داری. دوتا بگیر
بله ارباب. ممنون
حالا همه چی خریدیم، درسته؟
بله ارباب
پس بیا برگردیم مسافرخونه
بله ارباب
میتونی بشینی
بله ارباب
روی زمین نه
بیا اینجا
اما اون تخت توئه ارباب
نگران نباش
تو هم اینجا میخوابی
من بخاطر قبول محبتت روی تخت میخوابم
اما مشکلی ندارم روی زمین بخوابم
این تو این دنیا عادیه؟
شنیدم کاریه که بعضی اربابها میکنن
پس، رد میکنم. بنظر سرد و سخت باشه
بیا باهم روی تخت بخوابیم
بله ارباب
...ام
هنوز یکم از روشنایی روز مونده
من تجهیزاتمون رو حفظ میکنم
اوه آره؟
خب؟
بد نیست
...پس
گفتم، خوب هم نیست
تو جونت رو با لوازمت ریسک میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.