Holmes & Watson

Holmes & Watson

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Holmes and Watson 2018 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Holmes and Watson 2019 Persian 1080p WEB-DL H264 AC3-EVO
Holmes and Watson 2019 720p WEB-DL DD5 1 H264-CMRG
Holmes and Watson 2019 720p WEB-DL x264-MkvCage ws
Holmes and Watson 2019 1080p WEB-DL H264 AC3-EVO
കമന്ററി എഴുതിയത് Masoud_ryt
█► Sina_n_v, Masoud_ryt, Iredprincess | Film2Movie ارائه‌ای از وبسایتِ ◄█

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
mkv
MkvCage
AC3
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-03-30
ഡൗൺലോഡുകൾ: 42
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫این سرنوشت بود که شرلوک هلمز بزرگ رو وارد زندگی من کرد .

‫اون روز سرنوشت ساز من بهترین و دلسوز ترین انسان عمرم رو ملاقات کردم .

‫امروز شاداب به نظر میرسی عزیزم .

‫سبز و استوار , حتی یک خراش هم نداری .

‫عجب پرطراوت و شاداب هستی .

‫اولین بار اونو وقتی از جنگ افغانستان برگشته بودم دیدم .

‫در جنگ پام زخمی و روحم آزرده شده بود .

‫واقعا در شرایط وخیمی بودم .

‫منو دوست داری ؟

‫میخواستم به همه ی مشکلات پایان بدم ولی اون لحظه تبدیل به بهترین لحظه ی عمرم شد .

‫اون منو دید که میخوام خودکشی کنم .

‫- اون فورا از من خواست که اینکارو نکنم ‫- برو اونور میخوام بپرم

‫- اون یکی باغچه بپر ‫- بهم میگی که نپرم ؟

‫- راه های زیادی برای خودکشی داری ‫- فورا باهم ارتباط برقرار کردیم

‫- این مرد برای ارزش قائله ‫- میتونی سم بنوشی و بمیری

‫- اون بهم دلیلی برای زندگی داد ‫- میتونیم بریم و باهم یک نوشیدنی بنوشیم

‫میرم تفنگم رو میارم و درست میزنم تو قلبت .

‫- درست تو قلبت ‫- باورنکردنیه , منم دوست دارم

‫- این مرد خیلی دلسوز بود ‫- دیگه داری اعصابمو خرد میکنی

‫درست میگی , زندگی ارزشمنده .

‫نه , نه , نه

‫نه

‫تو جونمو نجات دادی , این گیاهت نجاتم داد .

‫ممنون دوست جدیدم . ‫من تا ابد مدیونتم .

‫اوه خدای من , این بزگترین افتخارم بود .

‫- جان واتسون ‫- سلام , شرلوک هلمز هستم

آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @my_film2movie .:.

«:: مــتـرجـمین: سینا نمروری، مسعود، نهــــــال ::» |^| Sina_n_v, Masoud_ryt, Iredprincess |^|

‫کامل بخونید .

‫موریاریتی سزای جرائم خودشو خواهد کشید .

‫پروفسور جیمز موریاریتی امروز با عدالت روبرو میشه .

‫این جنایتکار حبس خودشو میکشه .

‫- بزگترین خلاف ها در امپراطوری ‫- این اخبار جعلی هستند .

‫پروفسور جیمز موریارتی

‫شما عامل بسیاری از شرارت ها

‫و خلاف هایی که شناسایی نمیشن هستید .

‫امروز به اتهام قتل درجه یک اینجا هستید .

‫ولی همه ی شاهدان مرده اند .

‫بدون شاهدان من چاره ای جز آزاد کردنت ندارم .

‫بازرس لستراد

‫باید یذره بیشتر مراقب شاهدات باشی .

‫بهت اطمینان میدم که

‫شرلوک تو راهه و با خودش

‫مدارکی رو میاره که بینیتو به خاک میماله .

‫پس باید دعا کنیم زود بیاد , تا ظهر باید بیاد .

‫میشه دیگه تهدیدم نکنید .

‫شرلوک حتما میاد .

‫الانه که برسه .

‫دادگاه رو متوقف کنید .

‫من , شرلوک هلمز

‫پرونده ی پروفسور موریاریتی رو حل کردم .

‫فوق العاده بود , فوق العاده بود هلمز .

‫یک ورود دراماتیک دستاورد بزرگی هست .

‫واتسون , تاکیدم روی

‫پروفسور موریاریتی رو دیدی ؟

‫آره , با انگشت .

‫خیلی بهتر از دست هست .

‫به جای حرکت کاراته از انگشت اشارم استفاده کردم .

‫آره , بهترین روش هست .

‫این لحظه ای هست که همه منتظرش هستند .

‫آره , منتظرند .

‫باید لباستو بپوشی .

‫- آره ؟ ‫- خیلی خوب

‫رسیدیم , وسایلت اینجاست .

‫- یادت باشه این دادگاه قرنه ‫- آره

‫ما ... بذار ببینم ...

‫فقط 16 دقیقه مونده هلمز .

‫- سرعت خیلی مهمه ‫- تموم شدی ؟ ‫- تقریبا

‫یکم مصرف کوکائین موقع صبح به مغزم کمک میکنه .

‫بیا دیگه شرلوک .

‫نباید بذاریم اون دادگاه تموم بشه .

‫برای ایم مناسبت من یک کلاه جدید انتخاب کردم .

‫حالا وقتی مردم نام شرلوک رو میگن

‫این تصویر رو در ذهن خواهند داشت .

‫عالیه , میتونیم بریم ؟

‫حرکت بینیت دروغ زبونت رو آشکار میکنه .

‫اوه نه

‫نگران نباش .

‫بفرما , کابوی .

‫- خودشه ‫- بنگ بنگ

‫باید بریم , آره ؟

‫- اوه ‫- آره , آره

‫باید بگم اینو خیلی دوست دارم .

‫نمیخوای که دیر کنی آقای هلمز .

‫خانوم هادسون درباره این چی فکر میکنید ؟

‫من ؟ من فقط یک نظافتکار از گلاسکو هستم .

‫میخوای چیزی که من دوست دارم رو بذاری ؟

‫نکته خوبی بود .

‫برگرد سر کارت هادسون .

‫- عالیه , آره ؟ ‫- میشه چند تا کلاه دیگه نشونت بدم ؟

‫- نه ‫- یکی اینو گذاشته اینجا

‫چی میگی ؟

‫من که نشنیدم کسی در بزنه , شما شنیدید ؟

‫چه عجیب .

‫- عجیب و عجیب تر ‫- هممم

‫خیلی غیر منتظره هست .

‫واتسون نه

‫چرا اینطوری میکنی ؟

‫این به نظر یک جعبه ی خالیه .

‫واتسون , این از طرف موریاریتی اومده .

‫میخواد مارو بکشه .

‫گوش کن .

‫اون پنجره رو ببند .

‫اگه اون حشره بالدار بیاد داخل ممکنه بیماری واگیردار ایجاد کنه .

‫حشره ی قاتل ؟

‫اون حشره ناقل طاعون آفریقایی هست .

‫یک نیش آدمو میکشه .

‫حالا برقص .

‫نمیخواد دوبار بهم بگی تا من برقصم ولی چرا گفتی برقصم ؟

‫حرارت بدنت اونو جذب میکنه .

‫عالیه .

‫صبر کن , ایست .

‫- کجاست ؟ ‫- اونجا

‫درست رو پیشونیت .

‫- بکشش هلمز ‫- میخوام بکشمش

‫- اونجاست ‫- کجا ؟

‫- نگهش دار , نگهش دار ‫- کجا ؟

‫نه , بایست .

‫داره نیش میزنه .

‫میشنومش .

‫میبینم .

‫رو سرشه .

‫نگران نباشید پسرا , تور آوردم .

‫الان 7 دقیقه تا ظهر مونده .

‫با این ضربه ی چکش من

‫شما از جرائم معاف میشید .

‫چکش رو میبرم بالا

‫بعدش میارم پایین .

‫بعدش صدای بنگ ایجاد میکنم .

‫به این ترتیب زندانی آزاد میشه .

‫زاویه ی برخورد .

‫تگیه گاه قرار دادن کف زمین

‫محاسبه مقاومت ذرات گرد و غبار .

‫نتیجه ی احتمالی

‫کشته شدن حشره .

‫محافظت از زیستگاه زنبور ها

‫از پراکنده شدن زنبور ها جلوگیری میکنه .

‫حشره نابود شد .

‫عالی بود هلمز .

‫فقط ترکیبی از هندسه، حشره شناسی و فيزيک بود .

‫- خدای من ‫- لعنت بهش

‫واتسون بس کن , میتونیم ملکه رو نابود کنیم .

‫این بیشتر عصبانیشون میکنه .

‫خدای من داری چیکار میکنی ؟

‫میان این طرف .

‫یه کاری برام کن , کمکم کن .

‫جواب میده .

‫جواب نمیده .

‫- جواب نمیده ‫- درش بیار

‫هلمز , عقب نشینی میکنیم .

‫فرار کن , امنیتشون رو حفظ میکنم .

‫دادگاه رو متوقف کنید .

‫بهتون بهترین کاراگاه جهان رو معرفی میکنم

‫حلاله حل نشدنی ترین معما ها , باز کننده ی گره های کور

‫بهترین حل کنندهی معما ها , شرلوک هلمز .

‫شرلوک , شرلوک , شرلوک

‫شرلوک , شرلوک , شرلوک

‫دادگاه رو متوقف کنید .

‫خدارو شکر اومدید آقای هلمز .

‫چه مدارکم جدیدی رو برای دادگاه آوردید ؟

‫من خودم مدرکم .

‫بازرس لستراد بخاطر کمبود ظرفیت عقلی خودش برای حل این پرونده

‫منو واسه کمک خواستند .

‫بازرس مرد خوش تیپی هست .

‫پاهایی خوش تراش

‫همانند درخت بلوط .

‫دندان هایی مانند عاج فیل .

‫و در عین حال نگاه مخوفی داره .

‫نگاه کردن بهش خیلی سخته .

‫میگن که نگاه اون شیر رو سفت میکنه .

‫- کی میگه ؟ ‫- صورتش مثل روده ی خوکه

‫- جفری ‫- هلمز ‫- اون لب های بزرگت رو ببند .

‫من سوگند یاد کرده ام .

‫- در واقع تو سوگند نخوردی ‫- سوگند تو نه

‫زیر سوگند کاراگاهیم هستم .

‫نمیتونم اجازه بدم مغزم رو احساسات پر کنه .

‫اون روز به خوبی یادمه

‫به تنهایی به صحنه ی جرم رسیدم .

‫کاملا تنها .

‫کاملا و به طور دقیق همه جا رو بررسی کردم .

‫دنبال سر نخ بودم , مثل پلنگی که دنبال شکاره .

‫و وقتی نشستم اونجا

‫شروع به پیاده کردن روش جدیدی کردم .

‫اینجا .

‫انگشت نگاری .

‫تصور کنید که اثری که انگشت میگذاره .

‫دوسش دارم .

‫این چطور گناه موریاریتی رو ثابت میکنه ؟

‫واتسون

‫موریاریتی معمولا سرنخی به جا نمیذاره

‫و حالا این سوال پیش میاد که

‫چرا این صحنه ی جرم

‫پر از اثر انگشته ؟

‫کارت عالیه واتسون .

‫ممنون , همش داشتم در مورد کارت فکر میکردم .

‫اینا رو با اثر انگشت

‫این مرد مقایسه کردم .

‫کاملا با هم یکی اند .

More Farsi Persian subtitles for Holmes & Watson

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left