ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اگه نمیخواید بیدار شید، من پنکیک درست میکنم
این اخلاقش به تو رفته
این اشتیاقش؟ نه، این تو خون برکنریجهاست
من بیدار شدم
هر چی نباشه من کلاس دارم - نظرت چیه زنگ بزنیم بگیم مریضیم -
و دوباره همدیگه رو همینجا ببینیم؟
.. اون
تشخیص دود در آشپزخانه
لعنتی - ! پنکیک -
جانا، دست نگهدار، عزیزم
... باشه، تو
برو که بریم
دخترت مثل موم تو رو تو چنگش گرفته
آره، درسته
خیلیخب، بفرما. شربت شیرهی افرا یادت نره
هی، جانا؟
چیه؟ - صبحونهتو بخور، لطفا -
بخور - خیلیخب -
هی، جدی گفتی نریم سر کار؟
آره
کارتن چرا قطع شد؟
.. من
هارپر گلس هستم
اینجاست، مردم
یه یوفو. بخدا قسم
... یک شی پرندهی ناشناس الان
تو آسمون پیدا شد - مامان؟ -
ساکت عزیزم - دنبالکنندههای من تو سراسر کشور -
میگند که اونو دیدن
... شش دقیقه قبل، یکی اونو
بالای روچستر تو نیویورک دیده - خدای من -
... پنج دقیقه بعد، کانزاس سیتی - .. من .. خوشم نمیاد -
جکسون، وایومینگ
چیزی نیست، عزیزم - حالا برفراز واشنگتن -
صبر کنید، یه گزارش به دستم رسید
بزارید بهتون نشون بدم
همینه
این همونیه که من دیدم
این یک دروغ نیست
تکرار میکنم
این یک دروغ نیست
این تشنجـه؟ اسپاسم عضلانی؟ - .. من -
داریم از دستش میدیم
این حملهی تشنجی نیست. اون سابقهی صرع نداشته
تو آزمایشاتش هیچ چیز غیر عادی نیست
اون سیاره؟ ممکنه با خودمون چیزی آورده باشیم که مسری باشه
چی گفت؟
ما.. صداتو نمیشنویم
خدای من
خواهش میکنم منو از هوابند بندازید بیرون
.. باید منو از هوابند
! نیکو
... خواهش میکنم
! خواهش میکنم، خواهش میکنم
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«:: مــتـرجـم: محـمد گـرمـسیـری ::» |^| |^|
... اگه این یه ویروس
یا یه جور باکتری بود
از خودش علامت نشون نمیداد؟
اگه یه نفر تو روت عطسه کنه
به این معنی نیست که به صورت خودکار سرما میخوری
خیلیخب، وضعیت پترا پایداره
.. پس ما - ! نه، همونجا وایسا، دهاتی -
میتونی برگردی همون دهاتی که ازش اومدی
... میشل - نه، به هیچ وجه -
اون انگل لعنتی با نمونه خاکی که اون با خودش آورد وارد اینجا شده
نه، تمام نمونه خاکهای من استریلیزه شده بودند
حرف نزن. احتمالا الان داری اون ویروسو به ما منتقل میکنی - نه خیراصلا -
دیگه کافیه
تو نمونه خون و ادرار پترا هیچی نبود
که منطقی هم هست چون اصلا پاشو رو اون سیاره نذاشت
پس یه ویروس نیست؟
قابل انتقاله؟
خب، تنها چیزی که بیثبات بود، هورمونهای استرسش بود
که همهشون بالا بودند
نه بابا، معلومه که استرس داشت. داشت مثل ماهی رو زمین بالا و پایین میپرید
خیلیخب، مشکلات دیگهای داریم که باید حلشون کنیم
سیستمهای ارتباطیمون به کجا رسید؟ - مثل دیروز خرابه -
همینطوری سیستم ناوبری دوربرد
پس یعنی ما گم شدیم و نمیتونیم به هیچکی هم بگیم گم شدیم؟
معرکهست
کاملا گم نشدیم
یه نقطهی برگشت داریم
شباهنگ آ
مسیر قبلی رو دنبال کنیم، مختصات رو بدست بیاریم و مسیر اصلیمون رو پیدا کنیم
انجامش بده - اطاعت -
آگست، بخش بیهوشی رو دوباره درست کن. الیور رو با خودت ببر
کس، ما میریم ببینیم سر وقت موتور سرعت فرانور. خاویر؟
ببین میتونی به میشل کمک کنی سیستمهای ارتباطی رو تعمیر کنه- من کمک نمیخوام -
اونا کار میکنند؟
ببینید
میدونم الان همهتون استرس دارید، منم همینطور
ولی دلیل نمیشه بترسین
باید حواسمون رو بزاریم رو چیزایی که میتونیم کنترل کنیم
در حال حاضر اون چیز، برگشتن به مسیر درسته
چه کمکی از دست من ساختهست؟
آخه من کاملا به دردنخور نیستم
واسه افراد قهوه بیار
بهشون غذا بده
فکرشو بکن به جاش میتونستیم هفتاد کیلو دستمال توالت بیاریم
وای خدا، اینجا مثل کورهی آجرپزیـه
حتما یه چیزی حرارتش رفته بالا
خب، حداقل این یه سرنخـه
بیا اول سیستمهای خنک کننده رو چک کنیم
پترا خوب میشه
نباید زیاد بهش فکر کنی
درسته
کاملا، درسته
کس، میشه بیای این بالا یه خرده نور بندازی؟
آره
آره، خوبه. ممنون
... فقط
خیلیخب
! لعنتی
! گندش .. بزنن
! لعنتی
نیکو، تو چند روزه نخوابیدی. چرا نمیری استراحت کنی؟
کی، کس؟
کی میتونم استراحت کنم؟ قبل اینکه پترا رو از هوابند پرت کنم بیرون؟
یا بعد اینکه نقشهی یه چهارم از این کهکشان لعنتی
که از اولش قرار نبود اونجا باشیم، رسم کردم؟
معذرت میخوام - عیبی نداره -
... ما فقط
! به فنا رفتیم
یرکسا کارمون رو ساخت. اون راستی راستی کارمون رو ساخت
شاید اونو اشتباه شناخته بودم. نمیدونم
به نظر من اون تو رو اشتباه شناخته
چطور؟
چون اگه میدونست تو از درون چطور آدمی هستی
اینکه واسه این ماموریت هر کاری میکنی
میدونست تو اونو میکشی
یه پسری رو زمین هست
جدی؟
احتمالا از زمان راهنمایی دوسش داشتم
یعنی چی، حدود یه هفته قبل؟
تقریبا
... خلاصه
چند روز قبل از ترک زمین
یهویی نمیدونم از کجا، سر و کلهش پیدا شد
ازم پرسید ماست یخزده دوست دارم یا نه
تا عشق ابدیش رو نشون بده؟
میتونستیم نیمهی گمشدهی همدیگه باشیم
... شاید
یه روز ازدواج میکردیم
چند تا بچه
حالا، دیگه هیچوقت نمیفهمم
چند تا بچه، ها؟
چند تا منظورته؟ - شاید چهار یا پنج تا؟ -
من همیشه یه خونوادهی بزرگ میخواستم
اونجوری دیگه هیچوقت حوصلهت سر نمیره، میدونی؟
... تو و
ملیسا؟
ملیسا
جریان خودتون رو چیکار کردید؟
بحث بچه هنوز یه خرده زوده، میدونی؟
... ولی تو حتما
موقع خدافظی خیلی ناراحت بودی؟
راستش چیزی برای ما عوض نشده
... رابطهی ما همیشه
از راه دور بوده
به جز اون قسمت " دیگه ممکنه هرگز برنگردی
یعنی، اون منتظرته؟
شماها ازدواج باز دارید؟
میدونی، حتما .. باید مشکل از سیستمهای خنک کننده باشه
مشکلش فقط مسئلهی کنترل جوی نیست
شوخیت گرفته؟
دخترم اخبار مامانشو از سایت تو شنید
شرمنده، ولی خوشحالم توجهت رو جلب کردم
معذرت خواهیت رو نخواستم
منصفانهست. دیگه اتفاق نمیفته
ما تو یه جبهه هستیم
دوباره شروع شد
من اونی که فکر میکنی نیستم، اریک
به محض اینکه خبر موثقی از نیکو یا سالواره به دستم برسه
تو اولین کسی هستی که خبردار میشه
کاملا مطمئنم قبل از تو میفهمم - تا کی؟ -
دوبوا دربارهی لیست جایگزینات برات گفته؟
تو تو وقت اضافه هستی، اریک
اگه بازی " رو اون آهنگ اسم بزار " رو با سازه نمیکردی
سایت من به خاطر حل جدول چهارخونه
معروفترین منبع خبری دنیا نشده
میتونم کاری کنم از دوبوا جلو بیفتی
تو به من خبر بده منم به تو خبر میدم
کار من محرمانهست. واسه همین به کسی چیزی نمیگم
پس میخوای همینطوری نیکو رو اون بالا تنها بزاری
چون حاضر نیستی رو شرافتت پا بذاری؟
آره
چی شده ویلیام؟ بالاخره خوابم برده بود
همین حالا تصویر رو بالا میارم
لعنتی
ما وارد یه نسخهی شباهنگ آ از ابر اورت شدیم
چطور ما متوجهش نشدیم؟
حسگرهامون خراب شدن. من به همه گفتم ولی کسی گوش داد؟ نه
... بدون حسگرها - درسته، باید با چشمام اینکارو بکنم -
در بخش دیدهبانی رو باز کن. همه کمربندهاشون رو ببندن
اون یکی یه خرده نزدیک بود
لعنتی، من اصلا اونو ندیدم
... آره - یه تودهی دیگه روبرومونه -
لعنتی، کس، میای کنترل رو بدست بگیری؟ - چی؟ - -
No comments yet. Be the first to leave one.