ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
به نظرت با وجود کمیل تو خونه
اِما امنیت داره؟
همینجا میتونستی منو بکُشی
و این کلهخر بازم نمیتونست سر در بیاره چی شده
هیچ فایدهای نداره
،حرف زدن با مردم عصبانی کردنشون
،هیچی تقصیر تو نیست
مگه نه؟
گندش بزنن
هنوز تو ویند گپ هستم
...امروز در امان
باشی
کمیل
میخوام باهات حرف بزنم
باشه یه وقت دیگه، خب؟
ـ آره ـ خیلی زشته
!هی، آبجی
خواهشا عصبانی نباش
فقط بخاطر اینکه دیشب منو پیچوندی ازت دلخور بودم
تو رو نپیچوندم داشتم کارمو میکردم
با اون پلیس جذابه من که صد در صد میکردمش
خفه شو، جودز
داری در مورد دوست پسر خواهرم حرف میزنیا
دوست پسرم نیست
،فعلا نیست اما ازت خوشش میاد
معلومه
لطفا منو ببخش
،یوقتایی که جلوی دوستام خودنمایی میکنم
جوگیر میشم
حال دعوا کردن باهات ندارم
میخوای یه چیز بامزه ببینی؟
،اون پسره تو مدرسه، جی سی
یه عکس مسخره درست کرده
!خیلی خندهداره
همه فکر میکنن کار اون بوده، هان؟
ـ یکی میخوای؟ ـ نه. ممنون
،باشه. خب، اگه نظرت عوض شد
ما بیرون پشت اصطبلها هستیم
ـ کمیل ـ چیه؟
به مامان نگیا
!وای خدای من
دستت بهتره شده، عزیزم؟
ما زنای کرلین رو که میشناسی
دیر خوب میشیم
اوه، میشه یه خرده کوچیکتر بُرش بزنی لطفا؟
چرا آماده نشدی؟
مجبورم ازت بخوام از طرف من از جکی عذرخواهی کنی
بریدگی دستم خیلی اذیتم میکنه
حتی خراش هم نیست
واسه تو شاید
خب، مطمئنم خانما
تو ذوقشون میخوره اگه اونجا نباشی
این هدیه رو بهشون میدم که خیلی باهاش کیف میکنن
اینکه پشت سرم غیبت کنن
خوشبختانه تو رو دارم تا ازم دفاع کنی
خب، مطمئنم به اونجاها نمیکشه
،تو ویند گپ
مواد بازیافتی رو چهارشنبهها میبرن
ای خدا
فکر کن خونهی خودته، کاراگاه
امیدوارم از نظرت اشکال نداشته باشه در باز بود
ـ چی میخوای؟ ـ باید بدونم
چرا افتادی دنبال جان کین
کی گفته افتادم دنبال جان کین؟
جان کین تو سوپری بهش برخوردم
گفت، "تو هم داری تعقیبم میکنی"؟
ـ اون پسره بدبین شده ـ ای بابا
ماشین پلیس زیادی تو شهر که نداریم
میخوای به چی برسی؟
باید اطلاعات رو با هم در میون بذاریم قبل از اینکه یه دختر کوچولوی دیگه
تو این شهر دندوناش رو از دست بده
میخوام به این برسم
،و من اول میگم از اونجایی که برای دیدن تیم اومدم، خب؟
امروز با اون خبرنگاره قرار دارم
ـ کی، دختره پریکر؟ ـ آره
اون زن یه چیزی میدونه
نمیدونم چی
،اگه بهم گفت به تو هم میگم
از کجا میدونی بهت میگه؟
اسمشو بذار حس ششم
خب، تو ویند گپ ما یه چیز دیگه بهش میگیم
خب، پس قبوله؟
تو چی واسم داری؟
کین
!کین
اخراجی اخراجی
ـ چی؟ ـ بیا پایین
ببخشید، چی؟
!کارت تمومه! برو خونه
شوخی میکنی؟ مگه چیکار کردم؟
!این شهر لعنتی
!کمیل پریکر
ـ هی، عزیزم ـ هی، عزیزم
سلام
اومد. اومد
پس مادرت کو؟
متاسفانه داره به جراحتش میرسه
اما حالش خوبه فقط انگشتش رو لابهلای بوتههای رز بریده
اما خیلی دلش میخواست بیاد
خب، همش چرت و پرته
ـ ادورا خوب میشه ـ یه مبارزه
روز "کالهون" تو راهه
همیشه باعث بالا رفتن روحیه میشه
روز کالهون فکر خوبیه؟
الان ذهن یه گزارشگر جنایی داره واکنش نشون میده
هر مظنون تو شهر همراه با اون همه بچه جوون
دور و بر چمنای ادورا پرسه میزنن
وای خدا، جکی، چقدر مخوف
خیلی احمقانهس خب
!ببخشید !آهای! ببخشید
میشه لطفا منو رو بیارید؟
ممنون
خب کمیل، داریم از فضولی میمیریم
به نظرت کار کی بوده؟ میخواییم یه خبر دست اول محرمانه بشنویم
خب، منم میخوام بدونم نظر شماها چیه
اون دختره چشه؟
...خب، من فکر میکنم بابای اَن
باب نش کار اون بوده
اون یارو خیلی منحرفه
،هر دفعه که میرم فروشگاه
فقط به ممههام زل میزنه
خب، کیِ که زل نزنه
شاید بهتره یه سوتین جمع و جورتر بگیری
تازه، باب نش همیشه از خانواده کین کینه به دل داشته
همه دلیلش رو میدونیم
اینا فقط یه مشت شایعهس
جان کین و دختر شایستهی تشویقکننده
،جولی ویلر، اَشلی
فقط خدا میدونه تو حیاط پشتیشون چیکار میکردن
خب، میخوام پسره رو برده خودم کنم
شرط میبندم پسره دختره نش رو کشته
و بعدش خواهر خودشو کشته
تا رد گم کنه
نه، من فکر نکنم...نه
فکر نمیکنم جان خواهرشو کشته باشه
پسر نازنینیه
اگه از من بپرسی، زیادی نازنین ـه
ـ ساکت ،ـ خانواده عجیبی هستن
و پسره از همهشون عجیبتره
زیک، نمیتونی بری و با اون یانکیها بجنگی
کی از فرزندانمون دفاع کنه؟
میدونم ترسیدی، خانم میلی
ابلیس قراره رو سر ویندگپ نازل بشه
خب باید چیکار کنیم، شوهر نترسم؟
باید مثل من بجنگی
الان باید بریم، عشقم افرادم منتظرن
...پس
میلی کالهون کاری رو کرد که اون زمان کسی به فکرش نمیرسید
به زنای ویند گپ تیراندازی یاد داد
و اولین نیروی
شبهنظامی زنان رو که دنیا به چشم دیده را
تشکیل داد
خیلی خوب بود، بچهها
خیلی تخیلی
یه کم استراحت کنیم
فکر نمیکنم خوشش اومد
خفه شو، جودز تو چی میدونی؟
به هر حال آدم عجیب غریبی ـه
حتما خودتم هستی که میدونی
از اجرای امروزمون خوشت نیومد؟
سرگرمکننده بود
هیچ وقت یه گروه شبهنظامی تمام زن تو ویند گپ نبوده
از کجا میدونی؟ تو که اون موقع نبودی
،مامانم میگه کل تاریخ رو مردا نوشتن ...پس
البته که یه کاری میکنن تا خودشون رو خوب جلوه بدن
تاریخ تاریخه، اِما
،نمیتونی تغییرش بدی ازش چیز یاد میگیری
واسه همین همیشه خیلی پکری؟
چون نمیتونی گذشتهات رو تغییر بدی؟
ناراحت نباش، آقای لیسی
مامان. هی
زود باش، مامان
،بیا دوش بگیر یه کم غذا بخوری
باشه؟ من هواتو دارم
زود باش، هواتو دارم
شام حاضره
کدوم گوری هستی؟
رسما؟
آره
چطور اینقدر مطمئنی
مُقر میاد؟
چون بلند پروازه
پلیسا دوست دارن اسمشون تو روزنامه چاپ بشه
و امروز من خوشگل شدم
آره، منم
هی، برگشتن به خونه چه حسی داره؟
چیزی که نمیکشتت باعث میشه قویتر بشی
مگه اینکه بکشتت
ممنون واقعا نیاز داشتم اینو بشنوم
منم به یه خبر تازه نیاز دارم
ـ برو جورش کن ـ چشم، قربان
امروز نه، دختر جون حال مامانت خوش نیست
میدونی، اکثر قرارهای اول شام و سینماس
من تور صحنهی جرم نصیبم میشه
مگه چی دیدی
که خیال میکنی این یه قراره؟
به گمونم چیزی زیادی دربارهی زندگی اجتماعیم نمیگه
نه، نمیگه
یه قراری داشتیم، یادته؟
قراره یه سوال رو بطور رسمی
No comments yet. Be the first to leave one.