ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هی، بایرون
از چیزی که میبینی خوشت میاد؟
آره؟
میخوای یکم نزدیکتر بشی؟
بیا بریم تو کارش
بیا بریم تو کارِ این
دستشویی عمومی کثیف و حال به همزن
خوشت میاد، عوضی مریض؟
با کی داری حرف میزنی؟
کسی نیست. هیچکس
کسی اینجا نیست
میدونم. واسه همین پرسیدم
چه خبر؟
فقط میخواستم این رو اگه لازم داشتی بهت بدم
شرمنده که جری مجبورت میکنه
کارهای کثیف رو بکنی
به معنای واقعی
خب، از انجام دادنش خوشحالم
حاضرم هر روز 24 ساعته این کار رو بکنم
باعث افتخارمه
باشه
پس میذارم به کارت برسی
ممنون، جِی
باشه
،به نظرت تا حالا کسی اینجا ریده
عوضی کوچولو
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
گلها واسه منه، هرب؟
اینجا بودن
.جلوی در بودن علامتمون همین بود دیگه؟
وقتی بخوای در مورد هیزل حرف بزنی اینا رو میذاری
آره. بیا تو
امروز لباس راهبهات رو نپوشیدی
آخه توی خونهام
آرایش کردی؟
بیسکوئیت میخوای، عزیزم؟
...گوش کن، جودیف
با گذشتهای که داریم
شاید اینطور برداشت کنی که وقتی در مورد هیزل اومدم پیشت
یه علامته که بخوام رابطهامون چیز بیشتری بشه
ولی باید بهت یادآوری کنم که
من با کس دیگهای توی رابطهام
بگذریم
توی کالیفرنیا گذاشتن شنود باید با رضایت طرفین باشه
بدون اجازه دیدن و ضبط کردن هیزل
غیرقانونیه
ولی این همچنین این معنی رو میده
که تحتنظر گرفتنش توسط من هم قانونیه
منظورم رو گرفتی؟
یه جورایی، آره
اینجاست که تو وارد میشی
میخوام کمکم کنی بایرون رو از هاب بکشونیم بیرون
تا بتونی حین ارتکاب جرم مچش رو بگیریم
اعترافش رو ضبط کنیم
...آره، این این سخت میشه
بایرون تقریبا هیچوقت از هاب بیرون نمیاد
،بایرون گوگول، تاجر میلیاردر تکنولوژی
،کسی که به گوشهنشینی معروفه
دیروز در لسآنجلس در حال گشت و گذار شهر دیده شد
و باورتون نمیشه کجا دیدیمش
وای، مثل دیدن یه پاگندهاس
ای خدا، عکاسها هنوز بیرون هستن
چطوری، چطوری قراره ثابت کنم
میتونم مثل یه آدم عادی رفتار کنم
اونم وقتی یه گله آدم تمام کارهام رو زیر نظر دارن؟
!بنت
موضوع همینه دیگه، قربان
شما آدم عادی نیستی
...من
،با این حال اینجا عکست رو چاپ کردن
،و مضمونش رو نوشتن "بایرون گوگول، آدم عادی"
تو هم توی این عکسها هستی
میدونم. یه جورایی باحاله
عین کابوس میمونه
دوربین هیزل کجاست؟
گفتی وقتی این بیرونی
قرار نیست نگاهش کنی
،تا کاملا به شرایط عادی بودن برسی
بهم گفتی تحت هیچ شرایطی بهت ندمش
توی اتاقمه
نگاهش نمیکنم، بنت
خوش به حالت، قربان
تو قراره نگاهش کنی
و قراره بهم بگی چیکار داره میکنه
هیزل، لطفا امشب یه جا برای موندن پیدا کن"
سالگردم با دایان هستش و حداقل تا سه ساعت
"به خلوتمون احتیاج داریم
پس سالگردتونه؟
خوش به حالتون
من از سالگردهام متنفر بودم
بایرون هم هیچوقت من رو جایی نمیبرد
میخوای بدترین کارش رو بشنوی؟
سالگردمون مبارک
اوه
از اینا میخواستم
میدونم که میخواستی
امروز رو مرخصی گرفتم
.پس کاملا در اختیارتم چیکار میخوای بکنیم؟
هر چیزی که به ذهنت میاد
هر چی میخوای بهم بگو
...خب، این احمقانهاس و
یه گروه موسیقی امشب اجرا داره
اسمش "وارپینت" هستش
.قبلا خیلی دوستشون داشتم امشب توی لسآنجلس اجرا دارن
و میتونیم... میتونیم بریم
اوه
ولی نمیدونم واسه چی اصلا حرفش رو پیش میکشم
...چون ما
قرار نیست بریم
چرا که نه؟ بیا بریم
،اگه این کاریه که میخوای بکنیم
بیا انجامش بدیم
الان داری جدی میگی؟
کاملا جدیم
فقط به شاد کردنت اهمیت میدم
میخوام بریم اونجا
آره
خیلی هیجانزدهام
منم همینطور
فقط واسه ماشین سوار شدن هم خیلی هیجانزدهام
اوه
این چیه؟
،دروغ چرا
!ترتیب دادنش خیلی سخت بود، ولی موفق شدیم
!آمادهی ترکوندنیم
به وارپینت گفتم اجاشون توی لسآنجلس رو بذارن واسه یه وقت دیگه
و جواب منفی هم قبول نمیکردم
این آهنگ برای توـه، هیزل
ای خدا، باورم نمیشه واقعا فکر کردم
که میتونه یه کار عادی بکنه
منم جات بودم
من عروسک بایرون بودم
واسه همین درکت میکنم
واسه همین بابا رو مجبور میکنم امشب ببرتت بیرون
،البته میدونم دوست نداره این کار رو بکنه ...از وقتی که تبدیل شده به
...منحرف شهر، ولی
سالگردته
و حقته از خونه بری بیرون
اوه
خیلی توی این کار حرفهایم
محشر شدی
،هرب، اگه قرار باشه یه تیم باشیم
باید رازهامون رو به همدیگه بگیم
خیلی خب، فهمیدم. آره
هرب منحرف، آره؟
شایعات رو شنیدی
.باشه، آره حقیقت داره
یه شریک مصنوعی دارم
میدونم. دایان
،وقتی خونهاتون بودم
یه جورایی همدیگه رو دیدیم
توی اتاقم سرک کشیدی؟
.دارم روی یه پرونده کار میکنم بهش میگن تحقیقات
توی دستشوییت هم سرک کشیدم
منظورم قرصهای اپیوئید هستش
مریضی یا معتادی؟
سرطان دارم
.آره، آره دو سال پیش فهمیدم
...ولی
قبولش کردم
...شیمیدرمانی به دردم نمیخوره، ولی
تا اینجاش که حالم خوبه
و هیچکدوم اینا روی کارمون تاثیر نمیذاره
واسه همین من رو ترک کردی تا با دایان باشی؟
هر چی که الان بگم یکم اشتباه برداشت میشه
و یکم احساساتت رو جریحهدار میکنه
،هرب، میدونم فکر کردی داری ازم محافظت میکنی
ولی میتونستم کنار بیام
میتونستم ازت مراقبت کنم
...آره، آره، الان این رو میگی، ولی
هنوزم میتونم، هرب
واقعا دیگه باید برم خونه
بهتره برم خونه
البته. سالگردتونه
این رو از کجا میدونی؟
توی خونهات شنود گذاشتم
اگه با هیزل تماس بگیره، باید ضبطش کنم
تگران نباش، فقط صدا رو ضبط میکنه
و توی اتاقخوابت نیست
در رو باز کن و آروم برو تو
خیلی خب
.خیلی خب، دیگه اینقدر هم آروم نه یکم سرعت بده
خیلی خب، بایرون کجاست؟
دستهات رو بیار پایین، بنت
شلیک نکن
.بهت صدمه نمیزنم اسلحه هم اصلا واقعی نیست
.باید با بایرون صحبت کنم باید کمکم کنی
نمیدونم بایرون باهات حرف میزنه یا نه
خب، اگه فکر کنه گروگان دارم شاید حرف بزنه
خیلی خب
وای پسر. خیلی گرسنهام
آره، حالش رو ببر
هی. من اومدم خونه
هیزل؟
هنوز نرفتی بیرون؟
سالگردمون مبارک، هربرت
از دست تو، هیزل - چیه؟ -
نمیدونم صداش چطوریه
خوشگل شده، نه؟
...این... این
No comments yet. Be the first to leave one.