ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
باید لوبوس رو بکشیم
میخوای چه عذری واسه نبودت بیاری؟
میتونم از کارن استفاده کنم
فقط میخواستم ازت بپرسم که میشه جلسهی فردامون رو
توی اودتِ هادسون تشکیل بدیم یا نه
شما باید خانوم سنتپاتریک باشید
تاشا صدام کنید
لوبوس رو منتقل میکنیم به واشنگتن
و همهچی رو پشت سر میذاریم، درسته؟
وقتی که همهی اطلاعات رو بدست بیارم
میتونی به افرادت زنگ بزنی و ترتیب فرار رو بدی
بعد از اینکه بهم شلیک شد
اونا مستقیم رفتن سروقت ردیاب لوبوس
که یعنی یکی نم پس داده
لعتنی، گوشی بود؟
گوست، گفتیم که گوشی نیاریم
باید همین حالا تمومش کنم تامی
تو گوست رو به من ترجیح دادی
باور کن، من دقیقا همونجاییم که باید باشم
وقتی که کارت این شکلی برات میفرستن یعنی توی بد دردسری افتادی
شبتون بخیر قربان ...من اومدم دیدن یه دوست
تاتیانا بوریسکایا
پیامم رو گرفتی؟
- میلان - سعادتمندم
!این همه وقت داشته واست کار میکرده؟
اون حرومی میگه که باید واسش کار کنیم
و پولش رو بدیم
آنجلا مایهی مکافاته
حتی نمیشه بهش بگی که صربستانیها دنبالشن
نمیتونیم با هم باشیم آنجی
تصمیم درست همینه
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
تا حالا نشده که یه مسیر رو مستقیم برم
همیشه زندگیم پر از پیچ و تاب بوده
پر از دستانداز و زمین خوردن
زنده موندم و یاد گرفتم
من از شهریم که پر از تاکسیهای زرد و آسمونخراشه
سخته که بخوای بی پول توی همچین جایی زندگی کنی
رفیق، من توی جهنم بزرگ شدم
یه خیابون بالاتر از بهشت
توی اون خیابونی که هر 15 دقیقه 7 گرم فروختم
کوکائین خالص، بپیچش و رفتنش رو نگاه کن
هرکاری بخوای، مواد یا دختر بفروش
برو بسکتبال بازی کن یا اسلحه دست بگیر
یاد بگیر بری دزدی یا رپ کنی
اصن کون لقش، تا اون موقع چندتا خط بزن
این راه پادشاهی منه، نیروی منه
من مثل 007ام و این تازه شروع منه
من یه دروغگوی تحت پوششم
زیر ملافهی تختم دراز میکشم
توی چشمای دختره نگاه میکنم
و بهش میگم عزیزم کارت حرف نداشت
الهام من تویی، انگیزهی من تویی
تویی که باعث میشی بدون درنگ جنس جابهجا کنم
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
ترجمهای از مصـطـفــی .:: ElSHEN ::.
دوستت دارم
همیشه دوستت داشتم
میدونم
نمیخواستم دلت رو بشکنم
اما مجبور بودم این تنها راهم بود
متوجهم
- همهچی رو درست میکنم - میدونم که میکنی
نرو
خواهش میکنم
جلوی تروث ساعت 11
تموم حرفایی که خودم بهش میزدم رو بهخودم تحویل داد
که اینا همش رویاست که داریم میذاریم
خود 15 سالمون برای آیندمون تصمیم بگیره
اشتباه هم نمیگه آنجلیتا خودت هم همینطور
...اون یه عوضیه، همیشه هم بوده
و لیاقت تو رو هم نداره
اما اشتباه نمیگه
فکر میکردم که ارزشش رو داره
...فکر میکردم که تموم گریهها، شببیداریها
...فکر میکردم که ارزشش رو داره
نگران نباش
با یکی دیگه آشنا میشی
من کس دیگهای رو نمیخوام
!اونو میخوام
هیچکس دیگهای نمیتونه منو اونجوری بشناسه
خودم نمیذارم که بشناسه
اون هنوز متاهل بود
برگههای طلاقش رو بهم نشون داد
امضا شده بودند؟
هیس
من خودم رو بهخطر انداختم تا با اون باشم
دیگه حتی خودم رو هم نمیشناسم
چجوری تونست باهام همچین کاری بکنه؟
چی شد؟
چی تغییر کرد؟ چرا حالا؟
تیم، بیا تو
اینجا چیکار میکنی؟
این خواهرم پازه
- سلام عرض شد تیم خان - سلام
ولدز میخوام که دنبالم بیای
واسه چی؟
نمیتونم بگم واقعا نمیشه
گوشی و لپتاپت رو هم بردار بیا بریم
اونا کین؟
لوبوس رو پیدا کردند؟
تیم تا حالا چندبار کارت رو راه انداختم؟ بهم بدهکاری
سازمان مبارزه با مفاسد اداری
گندش بزنن
تا آخر امروز کل مبلغ خرید رو
به حسابت واریز میکنیم
اگه بگم که تواناییت توی بدست آوردن
چنین مبلغی به این سریعی
برای انتخاب شدنت توسط پدرم مهم نبوده دروغ گفتم
من چیزای خیلی زیادی رو فدا کردم کارن
نمیذارم که این دو قرون پول سر راهم قرار بگیرن
به سلامتی
و یه حسی هم بهم میگه که خیلی زود پولم جبران میشه
شرط میبندم وقتی که معاملمون جوش خورد
دیگه اونم لازم نیست که فقط کپی بگیره
- اینجوری فکر میکنی؟ - تا حالا یه نگاه بهخودت کردی؟
حیفه که بخوایم فقط واسه
کارای ساده ازت استفاده کنیم
خیلی ممنون کارن
رویای منم واسه آندره دقیقا همینه
پتانسیل بالایی داره
من باید برم
بعدا واسه هماهنگی آخر با بابا میبینمت؟
شک نکن
شما پشتیبانی کامل ما رو
برای تحقیق درمورد اشتباه تصادفی
گروه تحقیقاتی لوبوس در اختیار دارید، امجی
اگه تصادفا کسی اطلاعاتی رو درز داده باشه
بهتون قول میدم که همکاری میکنن
دلیلی نداره که فکر کنیم فرار لوبوس فقط
یه اشتباه تصادفی بوده
درز اطلاعات از عمد بوده
اینجاییم تا درمورد تبانی تحقیق کنیم
آقای ساندووال، اگه میشه تنهامون بذارید
بهزودی بازجوییتون میکنیم
فکر میکردم که قراره منم بخشی از گروه بازجویی افراد باشم
همهی افراد توی گروه تحقیقاتی لوبوس مظنون محسوب میشن
تنها راه اینکه خلافش ثابت بشه حرف زدن با ماست
خصومت شخصی نیست
مایک برو بیرون از اینجا به بعدش با من
لوبوس فرار کرده و توسط یه خائن
از سازمان خودش کشته شده
اعتراف میکنم که یکی از افراد ما احمق بوده
اما اصلا ربطی به بحث نداره
نهایتا یه اشتباه تصادفی بوده
نه، در حقیقت یه توطئه برای ارتکاب قتل بوده
لوبوس مُرده
و موبایلی که همراهش پیدا شده
ما رو به این دفتر رسونده
گوشی لوبوس اولین و آخرین تماسش رو
یعنی چند لحظه قبل از زمان مرگی که تخمین زدند
از یه شماره که آخرش به 6453 ختم میشه دریافت کرده
گزارشات اون گوشی رو بدست آوردیم
مشخص شده که اون شماره چندین بار
به یه شمارهی دیگه با آخر 0148 گرفته
جفتشون خطوط اعتباری بودند
اما تونستیم که الگوی تماسها رو پیدا کنیم
شمارهی با آخر 0148 به یه برج مخابراتی نزدیک تتربورو وصل بوده
میتونی حدس بزنی که 6453 به کدوم برج متصل بوده؟
همونی که بالای این ساختمونه
- لعنتی !- دقیقا حرف منه
یکی توی این ساختمون توی فرار لوبوس دست داشته
و تنها کسانی که اطلاعات لازم رو داشتند
توی گروه تحقیقاتی بودند
یکی از افرادت خرابکاره دیوید
و من قراره بفهمم که کدومشونه
یه رابط جدید پیدا کردیم و حالا هم گوست عوضی برگشته؟
حالا تکلیف من چی میشه؟
تکلیف تو اینه که هنوز کار داری بکش بیرون ازمون جی
خیلی وقته ندیدمت رفیق
!آره، نمیدونم چرا
گوش کن رفیق، من فقط کاری رو میکردم که باید میکردم
باشه خوشگله پسر
خولیتو
من با اون یارو دری که شبیه شیرشاهه کار نمیکنم
بدون دری، باشه
اینجا نمیشه حرف زد تامی بیا بریم بیرون، باشه؟
همینجا بمون جی، ما ردیفیم
- چهخبرا رفیق؟ - خبری نی
گوست تو رو از خیابون آورده اینجا، آره؟
- آره رفیق - تو هم برگشتی به بازی؟
!ظاهرا که نه
خب ترتیبش رو دادی؟
هان؟
برنگشتی به انبار
آهان
واسه قضیهی آنجلا که کمک نمیخواستی؟
ترتیبش رو دادم
هنوزم نفس میکشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.