The Rookie

The Rookie

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Rookie S01E17 iNTERNAL 720p WEB h264-BAMBOOZLE
The Rookie S01E17 1080p WEB h264-MEMENTO
The Rookie S01E17 The Shake Up 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Rookie S01E17 The Shake Up 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Rookie S01E17 WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് Anakin_Skywalker
█► Skywalker | Film2Movie ارائه‌ای از وبسایتِ ◄█

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-04-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 83
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫این اصطلاحی نیست که

‫انتظار داشته باشی تو سال 2019 بشنوی، ‫می دونی؟

‫" سارق گور."

‫مثل جارو کشیدن دودکش می مونه،

‫کیمیاگری.

‫- ماهی فروشی. ‫- همینطوری اسم شغل های عصر حجری رو بگو

‫تا مورد بعدیت مال قرون وسطی باشه.

‫دریافت شد.

‫ایناهاش.

‫اگه داره تیکه های بدن رو جدا می کنه ‫تا یه هیولا درست کنه،

‫خودت تنهایی باید جمعش کنی.

‫پلیس!

‫یا جده سادات. ترسوندینم.

‫- از اونجا بیا بیرون. ‫- چیزی نیست. مامانمه.

‫و انقدر دلت براش تنگ شده بود که ‫نبش قبرش کردی؟

‫نه، جواهراتم باهاشه.

‫قرار بود بذارتشون برای من.

‫اما اونا با اونا دفنش کردن ‫و حالا لازمشون دارم.

‫- که مواد بخری؟ ‫- نه.

‫خیلی خب؛ بیا. بیا.

‫از اونجا بیا بالا.

‫دستاتو بذار رو سرت.

‫انگشتاتو بکن تو همدیگه.

‫واقعاً دلم براش تنگ شده.

‫اون تنها کسیه که ‫باورم داشت.

‫از موقعی که فوت شده خودم ‫رو حسابی گم کردم.

‫پس شاید باید این رو به عنوان ‫یه فرصت

‫برای سر و سامان دادن به زندگیت ببینی.

‫می دونی چیه؟ پاک شو.

‫مادرت رو سرافراز کن.

‫آره.

‫آره، قراره همین کار رو بکنم.

‫می خوام زندگیمو از این رو به ‫اون رو کنم.

‫قراره پاک بشم.

‫برای مامان!

‫قراره یکی از اون شبا باشه ‫مگه نه؟

‫آره.

‫بیا. پا شو.

‫بیا. گرفتمت.

‫بیا.

‫چیه؟

‫اون اونجاست.

‫اون مجسمه رو از مراسم خاکسپاری ‫یادمه.

‫می ذارمش تو مغازه.

‫هنوز هم حس نمی کنم واقعیه.

‫آره.

‫اما چه خوشمون بیاد چه نه ‫زندگی ادامه داره.

‫خیلی خب. برگردیم سر کار.

‫اوه، می تونم بهش عادت کنم.

‫مگه نه؟

‫اونا این رو تو " دی سی" ندارن.

‫نه. فقط تعداد مساوی آدم های ‫خودشیفته دارن.

‫اوهوم، فقط اینکه پوستشون رنگ پریده تره.

‫آره.

‫که دلیل این میشه که تو باید

‫بیشتر از چند روز تو ماه رو اینجا با من ‫سپری کنی.

‫اوه، کاشکی می تونستم.

‫اما یه قرار داد گنده امنیت تو ‫" ویرجینیا" بستم.

‫- چه خوب. ‫- که یادم می اندازه.

‫اوم. یه موضوعی هست ‫که در موردش شنیدم.

‫که فکر می کنم... ‫باید براش داوطلب بشی.

‫من عاشق داوطلب شدن برای چیزهام.

‫قضیه چیه؟

‫خب یکی از دوستام اونجا ‫معاون دادستان منطقه است

‫و گفتش قراره بیاد سر وقت

‫پاسگاه شما برای نیروی انسانی

‫برای یه مامورت حفاظت.

‫یه شاهد عینی توی ‫یه خونه امن.

‫باحال به نظر میاد.

‫و تجربیاتی ارزشمند.

‫چطور می تونم از خجالتت در بیام؟

‫اوه، دارم به چند تا ‫روش فکر می کنم.

‫مطمئنم که می کنی.

‫- داریم در مورد سکس حرف می زنیم دیگه؟ ‫- آره.

‫توسط فرمانده "وثربی"،

‫تغییرات ذیل در پروتکل ‫فوراً صورت خواهند گرفت.

‫از گذاشتن پوتین ها روی کمد ‫ها خودداری کنید.

‫هر پوتینی که روی کمد رها شود

‫هر روز به وقت ظهر و نیمه شب ‫بیرون انداخته خواهد شد.

‫دوم. هر افسر می بایست ‫کارت کاری خود

‫را به هر شهروندی که با او روبرو شود ‫نشان دهد.

‫اگر شهروند کارت را نخواهد،

‫افسر می بایست گزارشی ‫تنظیم

‫و این مسئله که ‫شهروند از خواستن کارت صرف نظر کرد را اذعان کند.

‫قربان،در نهایت احترام، اینا ریده.

‫کار ما قضاوت نیست، افسر "لوپز".

‫فرماندهی باور دارن که تمرکز فرمانده روی ‫کارآمدی

‫موضوعیه که "میدویلشایر" نیاز داره.

‫فرمانده، می تونم کمکتون کنم؟

‫یه بروزرسانی از وسایل نقلیه می خوام.

‫بله، قربان. الان وسط جلسه ‫توجیهی هستم.

‫بعدش فوراً براتون میارم.

‫اما حالا که اینجا تشریف آوردین، ‫مایلید

‫با کارکنان شیفت روز سخنی ‫انگیزشی داشته باشید؟

‫در مورد پوتین ها بهشون گفتی؟

‫- بله، قربان. ‫- اوه، خیلی خب.

‫خب، اه...

‫کار خوبتون رو...

‫ادامه بدین.

‫خیلی خب.

‫نکته آخر.

‫دفتر دادستان منطقه میزبان ‫یه شاهده.

‫اونا به کمک ما برای مراقبتشون ‫احتیاج دارن.

‫معمولاً تازه کار ها رو برای

‫این ماموریت ها به کار نمی گیرم، ‫افسر "نولان."

‫و افسر "بیشاپ" باید موافق باشن.

‫فراموشش کن. ماموریت های حفاظت مثل ‫نگاه کردن به نقاشی در حال خشک شدنه.

‫مثل اینکه بخت بهت پشت کرده.

‫من انجامش می دم.

‫و "نولان" و من شانس این رو ‫نداشتیم که با هم "اخت" بشیم.

‫عالی شد.

‫خیلی خب "بیشاپ"، تو با ‫"چن" میری.

‫تمومه.

‫اوه؛ و یادتون باشه...

‫وقتی شب ماشین ها تون رو ‫میارید داخل،

‫حالا باید برین دم گاراژ

‫که معاینه ی مکانیکی و مسافت ‫طی شده رو گزارش کنید.

‫قابلی هم نداشت.

‫راست می گی. این ریده.

‫برای تو، چون وقتی تو داری همه ‫این کار ها رو می کنی من تو خونه شام می خورم.

‫ افسر "وست" به ‫پذیرش. ملاقاتی دارین.

‫الآن بر می گردم.

‫سریع انجامش بده، فرمانده رو ساعت ‫خروجمون حساسه.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫اوم، اینجا چی کار میکنی؟

‫تو... یه چیزی خونه ام جا گذاشتی.

‫اوم، اینجا نمی تونم ‫ملاقاتی داشته باشم.

‫ببین، من... ‫فقط می خوام

‫زندگی شخصی و کاریم رو جدا نگه دارم.

‫باشه.

‫اسلحه مواقع مرخصی ات ‫رو تو خونه ام جا گذاشتی.

‫باورم نمیشه این کار روکردم.

‫آره، یکمی حواست پرت بود.

‫ببین، تو نمی فهمی.

‫اگخ کسی از این موضوع خبر دار بشه، ‫من اخراج میشم.

‫فوراً.

‫و، چی... ‫چرا باید بیاریش اینجا؟

‫اگه بهت می گفتن بزن کنار چی؟

‫برای این کار از دستم عصبانی ای؟

‫نه، ببین...

‫باید برم سر کار.

‫ببخشید "جینو"، من...

‫آره.

‫هی، تازه کار، معطلیت چی بود؟

‫آه، هیچی، شرمنده.

‫فقط... راستش... می شه، اه...

‫میشه یه دقیقه وقت بهم بدین؟ ‫باید یه سر برم رختکن.

‫30ثانیه وگرنه برای کل روز ‫ردت می کنم.

‫باید پوتین هاشو جا گذاشته باشه.

‫تو در مورد پروتکل ماموریت حفاظت ‫اطلاعات به روز داری؟

‫- گمونم. ‫- خیلی خب، ما از سیستم " لوزر" استفاده می کنیم.

‫که اسمش از لوزر ( بازنده) هایی میاد ‫که ازشون حفاظت می کنیم.

‫لام، واو، ز، ر.. گوش کن، نگاه کن ‫امن کن، گزارش بده.

‫به هر حرکتی گوش می کنی.

‫نغییرات یا اطلاعاتی که ‫روی ماموریت تاثیر دارن.

‫رفتار فرد مورد نظر رو زیر نظر ‫می گیری.

‫تغییرات محیطی و غیره.

‫امن کن... مطمئن شو هیچ ‫تهدیدی به محدوده نفوذ نمی کنه.

‫و در آخر، گزارش بده.

‫هر فعالیت مشکوکی رو فوراً ‫به افسر مافوقت گزارش کن ، ‫.

‫مهم نیست چقدر جزیی باشه.

‫- که میشه من. ‫- پس "ای" چی میشه؟

‫"لوزر" یه حرف "ای" هم داره.

‫"ای" برای " درگیر شو" ئه، ‫که میمونه

‫چون درگیر شدن با مورد مورد نظر ‫کار شما نیست.

‫مگه اینکه یه مورد اورژانسی ‫تهدید کننده حیات پیش بیاد.

‫ما اینجاییم که از این یارو ‫محافظت کنیم.

‫نه که موی اون و بهترین دوستاش رو ببافیم.

‫- مفهوم بود؟ ‫- مفهوم بود.

‫من حتی نمی دونم چطوری مو ببافم.

‫اگه یه دختر داشتم یاد می گرفتم، ولی...

‫بیخیال.

‫پلیس!

‫- حالتون خوبه؟ ‫- آره. آره. آره.

‫ممنون. وقتی حواسم نبود ‫بهم حمله ور شد.

‫شما به دلیل حمله به یه افسر پلیس ‫بازداشت هستید.

‫کسی که باید دستگیر بشه اونه.

‫اون گفتش اگه 100 دلار بهش بدم ‫جریمه رو پاره می کنه.

‫- حقیقت نداره. ‫- جون عمت.

‫- هی! ‫- آقا، دروغ گفتن هیچ فایده ای نداره؛ باشه؟

‫هر اتفاقی که افتاده روی

‫دوربین بدن افسر پلیس ثبت شده.

‫دوربین بدنی تون کجاست؟

‫اوم...

‫توی... اه... تو ماشینه.

‫خراب شده بود. ‫میرم بیارمش.

‫جناب سروان، صبر کنید!

‫از ماشین پیاده شو! ‫همین حالا از ماشین پیاده شو!

‫- باشه. آروم باش. آروم... ‫- از ماشین بیا بیرون.

‫آروم باش مرد. بیخیال.

‫انگشتات رو بهم گره کن ‫و رو به ماشین شو.

‫باشه. باشه. باشه.

‫این فقط یه سوتفاهم بزرگه.

‫نمیشه... نمیشه ‫موضوع رو با گفتگو حلش کنیم؟

‫- پلیس تو پلیس؟ ‫- تو پلیس نیستی.

‫و جازدن خود جای مامور اعمال قانون ‫یه جرمه.

‫من یه وکیل میخوام.

‫شاید بتونی خودتو جای یه دونشون جا بزنی.

‫این خونه ی امنه.

‫7آدام-19 پیرو تماس ‫کمک مشترک توی صحنه است.

More Farsi Persian subtitles for The Rookie

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left