ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آزی گراهام هستم از استارکراسد گزارش میدم
گروه حمایتی برای افرادی که معتقدند
توسط فضاییها ربوده شدند
.تو خودت به اونا گفتی عجیبغریب
!این دلیل نمیشه زندگی دیگران رو خراب کنی
.یه اتفاقی برای من افتاده .باید بفهمم چه خبره
من آزی گراهام هستم
.و یک تجربه کنندهام
!هی رفیق .همش دلم برات تنگ میشه
گوش کن، میدونم این اواخر آدم موردعلاقت نبودم
.ولی گفتم زنگ بزنم حالی بپرسم
.خوشحال میشم اگه یکدفعه جواب بدی
- .میتونیم مشکلاتمون رو حل کنیم - _
و اگه یکوقت کار کردن واسه روزنامهی یه شهر کوچیک برات جذاب نبود
.هروقت خواستی میتونی برگردی به گلینت رفیق
.به هرحال من اینقدر بهت زنگ میزنم تا بالاخره جواب بدی
.اینجا رو زمین دلمون برات تنگ شده
.سلام، عذرمیخوام .آزی گراهام هستم
برای چک کردن دفتر ثبت پلیس اومدم
.از طرف روزنامهی بیکن دیلی
اوه
چیزی برای گزارش هست؟
- بزار ببینم، این هفته؟ - بله
.یک مرد به یه موش خرما شلیک کرده
.اوه، صبرکن، وایستا، به طرف یه موش خرما شلیک کرده
- .تیرش خطا رفته - واو
.راستی، شماها ماشین من رو توقیف کردید
.گفتم قیافت برام آشناست
.تو زدی به یه گوزن
تصادف ماشینی که حیوانات درش دخیل باشن
گاهی اوقات پوشش خاطرات هستند
.برای سرپوشی روی ملاقات با فضاییها
.من نمیگم که از روی عمد زدی به یه گوزن یا اونو مشتی
.بنظر من که دارید همینو میگید
ترجمه و زیرنویس از ماهی
خب، فرصت پیدا کردی یه نگاهی به پروندهی جهتگیری بندازی؟
.آره، آره
.تمام صفحاتش
- خب نظرت چیه؟ - .خیلی زیاد بود
.ممنون پسر، باید اولش رو تغیر بدم
...چیزهای علمی زیادی تغیر کردن، ولی
به اینکه اسپانسر هم انتخاب کنی فکر کردی؟
- اسپانسر؟ - .فصل هفتم
.درسته، فصل هفتم...اسپانسر
.یجورایی مثل قضیهی ترک الکل میمونه
- .دقیقا، خیلی شبیهن - خودشه
.بیشباهت نیستن .بصیرت وسیعی داری
.ما همه رو نشویق میکنیم که اون فرد بخصوص رو پیدا کنه
.میدونی، خیلی مهمه کسی باشه که بتونی باهاش تماس بگیری
.حتی دیروقت، وقتی حس تنهایی میکنی
من به حامی بیشتر به چشم یک چسب احساسی نگاه میکنم که
.اتصال تورو با گروه بیشتر میکنه
.این میتونه ما باشه رفیق
.مردم متوجه نمیشن تو از کجا شروع کردی و من از کجا
میدونی، بنظر عالی میاد
ولی این یجورایی تصمیم خیلی بزرگیه
.و من نمیخوام عجولانه تصمیم بگیرم
تصمیم خیلی مهمیه
و همینطور مهمه که تو تا آخر جلسهی امشب
.تصمیمت رو بگیری
.ازت میپرسم
.حتما
.فکر خوبیه
آزی
- آزی - ها؟
.تو تصمیم درست رو میگیری، مطمئنم
.اینقدر به خودت فشار نیار
.واسه یه لحظه انگار جن زده شده بودی
_
- هی - بله؟
.شنیدم سخت بدنبال اسپانسر میگردی
.خبرا تو این گروه زود میپیچه
.ولی قلب من با تمام کسانیه که خاکستریها سربه سرشون گذاشتن
...خب ممنونم انیس، واقعا لطف داری، ولی
.من تو سرم یه بلندگو دارم
...آره، بازخورد،ولی
چی؟
.میدونی، فکرکنم جلسه داره شروه میشه
- نه، تو همین الان یه چیزی گفتی - من هیچی نگفتم
چرا حواسمون رو جمع نمیکنیم؟
.باشه
خب، کِلی
درمورد تجربهت چی یادته؟
.درست بعد از ساعت یک نیمه شب بود
.که اون ظاهر شد
سلام
- .دقیق نمیتونم توصیف کنم چه حسی داشتم - میخوای یه تلاشی بکنی؟
.مثلا، شهوتی از نظر احساسی
.دیگه نمیدونم چطور توصیف کنم
.معرکهست...تمام شب رو حرف زدیم
.اون واقعا...شنوندهی محشری بود
.و چیز بعدی که یادمه اینه که رفت
.احتمالا متاهل بود
.بنظر تجربهی خیلی مثبتی میاد
راستش من نمیتونم شباهتهای بین تجربهی کلی و
.تجربهی چلسی رو انکار کرد
چون هردوی شما یه برخورد نزدیک
با یک موجود قدبلند و رنگپریده و مو بلند داشتید .که بوی اسطوخودوس هم میداده
.نه،...تجربیات ما یکی نبودن
.آره، برای من فیلم پورن نبود
.خب شاید اون علاقهای نداشته تورو لخت ببینه
یا شایدم من تا یه ک.ی.ر فضایی تو آشپزخونم
- .میبینم ، نمیپرم روش - !اوه
.انزالِ خانمها اصلا چیز زشتی نیست
- .چرا، اگه برای تو باشه - اوه
باشه، باشه، میدونید چیه؟
_
- اوه خدای من - چلسی، تمومش کن
ما برای این کارا اینجا نیستیم، باشه،؟
!کسی قصد نداره تمایلات جنسی تورو سانسور کنه
تجربیات ما که رقابت نیستن، درسته؟
آزی، قصدت از اون حرفی که گفتی چی بود؟
ببینید، من فقط فکر کردم شاید تشخیص
یک الگوی مشترک در تجربیات همه
- .بتونه کمکمون کنه - درسته
...اونوقت میتونیم تحقیق کنیم تا بفهمیم
باشه، میدونی چیه؟
.بفهمیم چه بلایی سر همهمون اومده
.میخوام همینجا حرفت رو قطع کنم
.استارکراسد محلیه برای صحبت کردن درمورد احساساتمون
.ما که یک گروه اکتشافی نیستیم
- .خب، باید باشیم - ولی نیستیم، باشه؟
- .خب باید باشیم - .نیستیم، نکته همینجاست
.فقط میخوام بگم این چیزیه که همیشه حس میکردم
...الانم دارم به شما میگم، پس
.اینکه بخوایم مشترکات موجود در تجربیاتمون رو انکار کنیم خیلی مسخرهست
.ما همگی یه نور روشن دیدیم
.به همهی ما گفتن که خاصیم
.مشخصه که همهی ما خاص نیستیم
.کِلی و چِلسی هردوشون بندو واسه یه فضایی چربزبون به آب دادن
- !خدای من - .چی میگی، ما فقط داشتیم حرف میزدیم
- !اونا موجودات یکسانی نبودن - اصلا گوش میدید؟
خانمها، خانمها، همینطوری گفتم درست مثل جملهی فلیتوود مک
.طوفان نشانهی بارش بارانه
- !شعرش اینطوری نبود - .نه، تو نقل قولش رو بلد نیستی
- .ریچارد، این چیزی نیست که اونا میگن - میشه سعی کنیم درموردش صحبت کنیم؟
.صحبت کردن درمورد یه شعر فایدهای نداره
.من از گفتن این چیزا یه قصدی دارم خانمها
- جینا، عذرمیخوام، جینا، میشه صحبت کنیم؟ - اوه
- اه، سلام پدر - .همین الان تو اتاقم باش
.باشه
.خب یه استراحت کوچیکی داشته باشید همگی
.مجاورت
چی؟
.به عنوان یه اسپانسر پیشنهادم بهت اینه
.من خیلی به مُتلت نزدیکم
تازه کلی هم وقت آزاد دارم
.چون دِبی رو گرفتن
.خلاء خیلی بزرگیه
- از کجا میدونی من کجا زندگی میکنم؟ - .تازه میتونم قهوه هم مهمونت کنم
.وقتی بیام دیدنت برات میارم .من خودمم بیشتر اهل سانکام
.منم میدونم تو کجا زندگی میکنی پسر .تازه کلی هم وقت دارم
.خیلی بیشتر از اون، اصلا کاری ندارم
- الان این یه امتیاز ویژه محسوب میشه؟ - به تو چه ربطی داره؟
.تو الانشم اسپانسر کسی هستی
- .اسپانسر انیسی - .اوه خدایا، اون که حساب نمیشه
.آخه اون همش از کشتگرد محصولاتش حرف میزنه
خب؟ .قرارمون همینه دیگه
قرار اینه که درمورد مشکلات فضاییمون حرف بزنیم
.و منم نمیتونم اینو حالیش کنم
- .همش بهم مرتبطه ریچارد - .نه، نیست، کشتگرد محصول ربطی نداره
همهچیز مرتبه؟
.آره، آره، فقط میخواستم یه هوایی بخورم
.میفهمم چی میگی پسر، منم بعضیوقتا میام اینجا هواخوری
.این آدما دیوونن
.اوه، آره بابا
.هنوز دارم از خودم میپرسم چرا میام به این جلسات
از کجا میدونی تو دیوونه نیستی؟
خب، اولش نمیدونستم، درسته؟
.فکر میکردم این بلا فقط سر سفید پوستا میاد
ولی بعدش، میدونی، آدم مارمولکی تو اتاقخوابت میبینی
.اونوقته که میگی، لعنت بهش، بازی شروع شد
.اوه
و راستش خواستم ازت تشکر کنم
.که به موضوع چلسی و کِلی اشاره کردی
.چند ماهی بود اون قضیه اذیتم میکرد
بنظر من بهتره یادداشتها رو باهم مقایسه کنیم، نه؟
.میدونم، میدونم، میدونم
.منم همین فکرو میکنم .همیشه همینطور فکر میکردم
فقط فکرکنم قبولش راحتتر میشد
.اگه مدرکی چیزی داشتیم
میدونی من میتونم برات جورش کنم؟
- مدرک؟ - آره
- مدرک از زندگی فضاییها؟ - مگه من چی گفتم؟
.در حین جلسات شما صدای جیغ زیاد میاد
.درواقع صدای معالجهست
.کلی شکایت به دستم رسیده
از کی؟ لایل شکایت کرده؟
- لایل مربی گیتار مبتدیها بوده؟ - ...جینا
.اون یارو با من مشکل داره
من از سانتانا یه انتقاد کوچیک کردم، ولی به لایل خیلی برخورد
- .از طرف لایل نیست - .از طرف جکی از گروه عزاداریه
میخوای یه چیزی بگم؟ .اون داره عزاداری میکنه، میفهمم
- ...متوجه میشم که عزاداری میکنه - ...اگر من بخوام منابعم رو لو بودم
- .ولی اون یه عزاداره دروغگویه - .که دیگه قابل اعتماد نیستم. اون نبوده
- .و یه عزادار خبرکشه - ...اون نیست...من میخوام
.خب، واضحه که شما هردو از فضایی ِخائنتون شکایت دارید
.بقول یه عده ، فضایی خائن
خب، اینجا بجز من کی هنر نقاشی داره؟
.من کموبیش
No comments yet. Be the first to leave one.