ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت ...
- بنظر خوشحال میای. - تغییر خوبه.
امکان داره برگردی خونه؟
فکر نکنم.
- اهل کجایی؟ - امم، کویینز.
کویینز؟ فکر کردم گفتی ...
وقتی 10 سالم بود با مامانم به اینجا اومدم.
از اکواددور.
من غیر قانونی اینجا هستم.
لویسا، تعهد میدهم که با تو صادق باشم.
میخوام بیشتر از هر کس دیگهای، به من اعتماد کنی
و منم جواب این اعتمادت را خواهم داد.
نمیدونم پدر جونی کیه.
چی؟ متوجه نمیشم.
من با کول خوابیدم.
درست قبل از حامله شدنم.
6ماه کوفتی.
نه توضیحی، نه هشداری.
من الآن بهترم.
و برگشتم و دیگه هیچوقت ترکش نمیکنم.
من هنوزم مادرشم. اون به من نیاز داره.
توی وودلان بودم ...
و داشتم به مادری که بچهاش رو از دست داده بود، دلداری میدادم.
و اینقدر خوب پیش رفت که بهم پیشنهاد یه شغل رو دادن.
رستوران لابستر رول چی؟ اگه ما خریده باشیمش چی؟
باشه، خب، چطور میخواد پیش بره؟
فکر کردم بهتره از آلیسون بپرسیم.
اگه این دو دلت کرده
و از این ترس داری
که ممکنه برگردم پیش همسر سابقم
کسی که بهم خیانت کرده،
میگم که این اتفاق هرگز نمیوفته.
سعی میکنم دست از سرت بردارم، باشه؟
نمیخوام چیزی رو بیش از این واست سخت کنم.
من کل این زندگی رو ساختم.
دارم یه خونهی کامل رو میسازم
که به همه ثابت کنم
که دیگه عاشق تو نیستم.
اما واقعیت اینه که دوست دارم.
از تظاهر کردن خسته شدم... که دوست ندارم.
منم دوست دارم.
اما این تصمیمیه که تو باید بگیری.
این خونهمه. خونهمون.
اگه هنوزم منو میخوای.
من هنوزم تو رو میخوام.
ترجمه از عـرفـان notion erfanam7@
سلام.
میریم یا نه؟
بخش اول: کول
بهتره نگاه کنی و یاد بگیری.
اوه، لعنتی ...
بابش معذرت میخوام، بابابزرگ.
تختهی راد.
هی. هی تو.
میشه یکم بری سمت چپ، رفیق؟
مادر قحبه.
سلام، سکسی.
فکر کردم هنوزم توی آبی.
این گوه رو نگاه کن.
چی شده؟
احتمالاً یه نفر موقع پارک
به پشتم زده.
الآن؟
آره، وقتی که توی آب بودم.
یه تفریح جدید دیگه پیدا میکنم.
اینجا رو ببین.
یه زمانی 5 یا 6 موج سوار توی آب بودن.
حالا شده عین ساحل لختی.
بیا.
ممنون.
- لازم نبود اینو واسم بیاری. - دلم واست تنگ شده بود.
اوه، لعنت.
هی. یه جلسه با گروه مارشال دارم
و به کیلیب قول دادم قبل جلسه باهاش حرف بزنم.
میشه رانندگی کنی؟
فکر نکنم بتونیم خودمون تنهایی از پسش بربیایم.
نمیگم با اونا قابل قیاس نیست.
فقط میگم که فکر میکنم بازار
با اون غذا اشباع شده.
غذای دریایی، خرچنگ قرمز ماهی سوخاری
و در ضمن، ما واسه بازاریابی
یا تبلیغات، هیچ پولی نداریم اگه قراره ...
حق امتیازش رو بدست بیاریم ...
چون بخاطر این بهمون پول میدن.
حق امتیاز نیاز به پول داره.
آره، برند و همینطور تبلیغات.
به مکدونالد فکر کن.
اینطور نیست که هر کدوم از اون برندهاش
پول تبلیغاتش رو دربیاره.
اوه، لعنت.
چی شده؟
اوه، لعنت.
صبرکن. بعداً بهت زنگ میزنم.
لعنت، لعنت.
اونو میشناسی؟
فکر نکنم.
چیزی نیست. هی، چیزی نیست. بذار من باهاش حرف بزنم.
- باشه. - شیشهات رو بکش پایین.
سلام افسر.
مشکلی به وجود اومده؟
این ماشین شماست، خانوم؟
راستش مال منه.
و شما کی باشین؟
کول لاکهارت.
ما صاحب رستوران لابستر رول هستیم.
متوجه هستین که چراغ عقبی ماشینتون شکسته، آقا؟
بله. همینالآن اتفاق افتاد. واقعاً شرمندم.
حتماً همینطوره. گواهینامه و مدارکتون رو بدین، خانوم.
آه، متأسفم، افسر.
گواهینامهام رو توی خونه جا گذاشتم.
بدون گواهینامه رانندگی میکنین؟
خب، اومدم پایین جاده که شوهرم رو سوار کنم.
آره، تقصیر منه. داشتم با تلفن صحبت میکردم.
- ازش خواستم رانندگی کنه. اشتباه از من بود. - آره.
از ماشین پیاده بشین، خانوم.
و دستاتونو جایی بذاریم که بتونم ببینمشون.
- چی؟ - شمام همینطور، آقا.
هی، پیتر برند هنوز توی ادارهی پلیسه؟
اون یکی دوستای قدیمیه. اون ما رو خیلی خوب میشناسه.
اصلاً نمیدونم کیه.
ببین، این ماشین منه.
مسئول شکسته شدن چراغاش منم. و فوراً هم درستش میکنم.
شما گواهینامه دارین، خانوم؟
البته که اون گواهینامه داره.
دارم از خودش میپرسم.
بله، دارم.
چطور یه برگه جریمه واسم بنویسی
و بری به هر کاری که داری ...
اسمتون چیه؟
گفتی این حوالی زندگی میکنین، درسته؟
فقط اسمتون رو بگین تو بیسیم اعلام میکنم
و از توی پروندهها به شمارهی گواهینامهتون نگاه میکنیم.
لویسا لاکهارت.
ممنون، خانوم لاکهارت.
خواهش میکنم همینجا منتظر بمونید.
هی.
هی، چیزی نمیشه.
چیزی نیست. ما ازدواج کردیم.
نه، مهم نیست، کول. واسه اونا مهم نیست.
ببین، من یه بیسیم دیگه
از اون طرف شهر دارم و میخوام بذارم شما برین
ولی دفعه بعدی که دیدم دارین رانندگی میکنین، خانوم لاکهارت
بهتره که گواهینامهتون همراهتون باشه.
البته که اینکارو میکنه. ممنون، افسر.
شرمنده که واستون دردسر درست کردیم.
هی.
بیا.
هی. همهجا رو دنبالش گشتم کجا پیداش کردی؟
ام، پشت ماشین لباسشویی.
تو خوبی؟
آره، آره.
خانوم و آقای لاکهارت، خوشحالم که دوباره میبینمتون.
خیلی زیاد تمرین کردم.
تو رو باهاشون تنها میذارم.
یه قهوه واستون بیارم؟
- اوه، عالی میشه. ممنون - عالیه.
خواهش میکنم بشینید.
ممنون.
همسرتون خیلی زیباست.
بله، هست. ممنون.
خانوم بیلی امروز بهمون ملحق میشن؟
البته. فقط فکر کنم یه خورده دیر کنه.
اوه. باید منتظرش بمونیم؟
نه، چیزی نیست. میتونیم بعداً بهش بگیم.
باشه، عالیه.
خب، آقای لاکهارت
ما ازتون تشکر میکنیم که حاضر شدین باهامون قرار بذارین
چون میدونیم، در گذشته
شما به دنبال فروش امتیاز رستورانتون نبودین.
ما امیدواریم که امروز بهتون ثابت کنیم
که با تصمیم درست
و با گسترش این رستوران
برای شما و همسر دوستداشتنیتون
یه درآمدی بالا فراهم میکنیم و از بنای که به سختی ساختین ...
تمام و کمال محافظت کنیم.
بنظر عالی میرسه.
مطمئنین که نمیخواین
منتظر خانوم بیلی بمونیم، آقای لاکهارت؟
نه، عیبی نداره.
میخوای بهش زنگ بزنم؟
- آقا؟ - ممنون.
ممنون.
خب، بیاین شروع کنیم.
فکر کنم ما بهتون نشون دادیم
که کجای بازار
مشتریها تقاضای
رستورانی با غذاهای دریایی میکنن.
حالا میخوایم از یه سری ایده بگیم
که ممکنه آب و تابش رو زیاد کنه.
سلام.
شرمنده دیر کردم.
سلام.
سلام. من آلیسون هستم.
سلام. خوشحالم که تونستین بیاین.
از دیدنتون خوشحالم. خب چی رو از دست دادم؟
دقیقاً به موقع رسیدین، خانوم بیلی.
میخواستم الآن به آقای لاکهارت
مفهوم برند جدیدمون رو نشون بدم.
وای. وای.
No comments yet. Be the first to leave one.