The Morning Show

The Morning Show

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Morning Show S01E10 WEB-DL
കമന്ററി എഴുതിയത് soheil_HAIZ
ارائه شده توسط وب سایت ویدیو فلیکس | https://videoflix.altertechcorp.ir/ |

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-12-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 52
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

::.ارائه شده توسط وب سایت ویدیوفلیکس.::

تا حالا واست سوال شده چرا بهش میگن" ال نینیو؟

با چیزی بسیار کوچک و ناچیز شروع میشه ماهیان آنچوی‌

آنچوی ها بیشتر تو آب های معتدل هستن

بنابراین هنگامی که باد استوایی میوَزه وقتی آب سرد رو به سمت غرب میاره

.به آهستگی زیر آفتاب کباب میشن

و با رسیدن به چیمبوت ، پرو که پایتخت آنچوی جهان هستن

آبهای گرم کاملاً برای آنچوی ها غیرقابل سکونت

.خیلی ناراحت کننده ـست

نه، بد تر هم میشه

.اقتصاد هم ضربه میخوره

همه چیز ضربه میخوره نه تنها به اون ماهی ها

پرنده های دریایی که از آنچوی ها تغذیه میکنن

از مرغ ماهی خوار گرفته تا پلیکان و غیره همه مُردن

و همچنین حیواناتی که از اونا تغذیه میکردن اونا هم از بین رفتن

و به دلیل این پدیده بدون شکست

همزمان با جشن تولد مسیح

اسمش رو گذاشتن ال نینیو اناویداد "پسره کریسمس"

بی خیال، واقعاً پِروئی ها هوشمندانه کار کردن

منظورم اینه که چنین اتفاق مخربی رو بی ضرر نشون میدن ال نینیو اناویداد

منظورم اینه که چیزی که بسیار ناچیز به نظر میاد

بادی که آب رو داغ میکنه و ماهی های کوچک نمیتونن زندگی کنن، نه،نه

قاصد اصلی چیزی که به همه چیز ضربه میزنه

منظورم خشکسالی، سیل، طوفان منظورم وقایع عظیم جهانی

.اما کاری نمیشه کرد که جلوی وَزش باد رو گرفت

پس چه میشه کرد وقتی می بینی همه ی این آنچوی ها تو آب مُردن؟

باید به حرکت ادامه بدی .و آماده ی طوفان بزرگی که تو راهه باشی

.سلام به همگی، بیایین تو

.ممنون که اومدین

.غذا سفارش دادم، امیدوارم غذای تایلندی دوست داشته باشین

.الکس لوی

.مارلن، از دیدار با تو خوشوقتم

.واسم افتخاره، واقعاً میگم

.خیلی هم خوب

دیدار با شما برای گرفتن برنامه ی صبحگاهی

.بهترین اتفاق دوران کاری من

.خب، شما لطف دارین

.خواهش میکنم، بفرمائین

.چه خونه ی زیبایی

همش بخشی از یه چرندیاته فرد خبر داشت

ما با هم مشروب میخوردیم و گلف بازی میکردیم و وقت میگذروندیم

و شخصی ترین چیزای زندگی رو به هم میگفتیم

.اون بی پدر همه چیز رو میدونست

ببین، میدونیم که میدونسته ولی مدرک میخوایم، باشه؟

.گفتی مدرک داری

.کسی که میتونه همدستی فرد رو تایید کنه

.پس ما اومدیم، گوش میدیم

کی هست؟

.هانا

شونفلد؟

لعنت، میچ کِی با اون خوابیدی؟

.تو وگاس

تو خبر داشتی؟- نه-

.نه، نه دقیقاً

منظورم اینه که فرد ازم خواست به هانا ترفیع بدم و جرد رو اخراج کنم

...که به نظرم یکم عجیب بود ولی

نمیخواستی زیر سوال ببریش چون سخته، نه؟

.برو درتو بزار کثافت

اگه تو همچین کاری نمیکردی این گفت و گو رو نداشتیم

یه لحظه تایم اوت بدین

.حواسا جمع کار اصلی باشه

درک میکنم که زمان زیادی با چارلی کار کردین

و میخوام بدونین من فکر میکنم اون مرد عالی هستش

.احترام زیادی براش قائلم

.ولی فکر من اینه، الکس

.بعضی وقت ها مردم از هم پیشی میگیرن

وقتی خیلی با کسی باشی نمیتونی خیلی واضح ببینیش

.ولی من شما رو واضح می بینم

و فکر میکنم برنامه ی صبحگاهی باید الکس لوی جدید رو به آمریکا نشون بده

.ورژن جدید الکس لوی

فکر کردم اتفاقی که بینمون افتاد انسانی بوده، ولی اینطور نبود

.نفهمیدم میخواد ازم استفاده کنه

!قربانی واقعی تویی میچ، بمیرم برات

اون چیزی درباره ی این میدونه؟ میدونه من مصاحبه رو انجام میدم؟

فقط گفتم یکی میخواد روش کار کنه

خیلی خب بچه ها این آماده ی برنامه ی زنده نیست

خیلی حساس و مهمه نباید عجله کنیم

نه، عجله ای نیست ما آماده هستیم

ما هر چی میخوایم داریم- این مصاحبه ی منه نه تو-

گوش کن، ما نمیدونیم که

.کِی میخوان این تحقیقات داخلی چرند رو تموم کنن

ولی وقتی کارشون تموم شه کار منم تمومه، دیگه هرگز نمیتونم کار کنم

چیپ درست میگه این اتفاق باید بی افته، هر چه زود تر بهتر

چهار تا از ما الان تو این اتاق هستن

که همه درباره ی نقشه ی مخفی گرفتن برنامه ی زنده میدونن

اونم یکی از چهار شبکه اصلی و یکی از پر سود ترین برنامه ها

و تو هم به الکس گفتی که با میچ ملاقات داشتی

میدونم- پس اون میدونه، و خوشحال نیست-

پس هر روزی که میگذره

شانس این که شخص دیگه ای مطلع بشه بیشتر میشه

این اتفاق باید الان بی افته یا اصلاً اتفاق نیوفته

.و همه به مشکل بزرگی میخوریم

ولی من باید با هانا حرف بزنم بدون داستان اون این اتفاق شدنی نیست

پس اگه با اون به موقعیتی که لازمه نرسم

.این اتفاق نمی افته

.ختم کلام

مگی- سلام، فرد-

.از دیدنت خوشحال شدم

.ممنون وقت گذاشتی به دیدنم بیای

البته، چی میخوای؟

من ودکا تانیک میخورم، لطفاً- بله-

ویسکی با یخ- ممنون-

همیشه برای تو وقت دارم .خودت که میدونی

نگرانت شده بودم شنیدم خونه رو تخلیه کردی

همه چی درست شد؟

آره، آره خدارو شکر

ولی همسایه ها یکم عصبی شده بودن

درباره ی خبری که تی.ام.اس پوشش داد .درباره ی آتش نشانان استخدامی محلات ثروتمند

منم دیدمش .تحت تأثیر قرار گرفتم سعی نکردی جلوشو بگیری

.خودآگاهی تو رو میرسونه

خبر، خبره من کمک میکنم پخش شه، جلوشو نمیگیرم

.خوشحالم همچین حسی داری

.حس میکنم میخوای چیزی بگی

میخوام یه قطعه ی تحقیقاتی بنویسم

.نگاهی به بالا دستی ها در یو.بی.ای

واقعاً، مگی؟

.متاسفم، فرد

اینو میگم ثبت ـش نکن تو از پشت بهم خنجر میزنی؟

بین همه ی آدما؟

.هدف من خنجر زدن به تو نیست

ولی اگر قرار بر این باشه نمیخوام از پشت خنجری بزنم

.و نمیخوام غافلگیری باشه

مگی، به اندازه ی کافی کمک ـت نکردم؟

همیشه هواتو داشتم همیشه حمایتت کردم

منم همیشه حمایتت کردم، همیشه

ببین، اگه من نکنم .بالاخره یکی دیگه اینکارو میکنه

یه رسانه ی سی میلیارد دلاری نگرانه

برای رسیدگی به سوء رفتار جنسی؟

.این داستان ها دیگه مخفی نمی مونه

.ده ها بار این داستان ها رو دور ریختم

ولی همیشه راهشو به من پیدا کرده

.و هر بار پخته تر از قبل

حداقل میدونی که یه لرزه ی منصفانه بهت میدم

.علاقه ای به لرزه ی منصفانه ندارم

.دوست دارم با من درست رفتار کنی

.هی، من این قطعه رو مینویسم، فرد

واسه تو خوبه یا بد؟ هنوز نمیدونم

ولی در هر صورت .نمیتونی کاری درباره ـش بکنی

.تاریخ همین الانش هم نوشته شده

فقط همین مونده که .بیاد رو کاغذ

.در ارتباط خواهم بود

.مراقب خودت باش، فرد

خدایا ویکی، چطور از دستت رفته؟

.مگی برنر داره این داستان کوفتی رو انجام میده

...من داشتم رو

واسم مهم نیست این تحقیقات کوچولو رو جمعش کن

تا صبح سه شنبه .گزارشش رو به من تحویل میدی

.بله، البته

یه روز و نیم بهت وقت میدم برای نوشتن چیزی

.که خودم روز اول میتونستم بنویسم

.اینو دیگه نمیتونم بگیرم

هی، سلام صبح بخیر- سلام-

ایزابلا با آدمای راک تماس برقرار کرد برای تبلیغ فیلم جدید

آره، اون میخواد با شما حرف بزنه

.و درباره ی چیزایی که میخواد بیاره بگه

چی؟

باشه، آره فقط یه دقیقه وقت میخوام

میشه یه دقیقه وقت بدین من میام

.سلام

.الکس

...فقط میخواستم

.سری بزنم و ببینم در چه حالی

جوابی ندارم- واقعاً؟-

این سوالیه که تلاش بی پایان تو برای حقیقت رو خنثی میکنه؟

.اون بیرون می بینمت

.خدایا

متاسفم،سلام- متاسفم، هی-

آخره هفته ی خوبی داشتی؟- آره، مثل همیشه بود، تو خوبی؟-

آره منم مثل همیشه- بعداً می بینمت-

کوری زنگ زده- بگو باهاش تماس میگیرم-

...خداحافظ، باید اینو بدم جول

جول- بله؟-

عالیه،ممنون

این واسه امروزه، آره؟- آره-

داشتم به این فکر میکردم که این واسه فردا خوبه

میشه امروز رو بگذرونیم قبل از نگرانی برای فردا؟

.باشه

سلام هانا، مگی برنر هستم از مجله ی نیویورک دارم یه چیزی رو دنبال میکنم .لطفاً هر وقت تونستی باهام تماس بگیر

.هانا شونفلد هستم

سلام من دریک کوبی هستم تهیه کننده اجرایی یو.بی.ای 365

سلام

میدونم سرتون شلوغه پس میرم سر اصل مطلب

یکی از تولیدکننده های ما داره میره و منابع انسانی یو.بی.ای شما رو برای این کار در نظر داره

ما تو لس آنجلس کار میکنیم که واضحه باید نقل مکان کنی

.ولی خیلی هیجان داریم که با تو دیدار کنیم

این موقعیت سطح بالا ـست .یه فرصت هیجان انگیز

.وای، ممنون که منو در نظر گرفتین

من الان درگیر هستم میتونم بعداً تماس بگیرم؟

آره، آره البته

دستیار من اطلاعات تماس من رو بهت ایمیل میکنه پس به زودی حرف میزنیم،باشه؟

.باشه

.هانا

...و بعد باید

پس اول این فاجعه رو دنبال میکنیم- باشه-

هی- خیلی ممنون-

بخش آخر آشپزی با امرال

چی میپزه؟

...بزار ببینم

یه لحظه، عذر میخوام

هانا- باشه-

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left