ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
برو
از اینجا برو
.باشه من رو گرفتی، کلایو
همیشه میگیرم، لیسی همیشه
این دیگه چه کاریه؟
...کلایو، بهت که گفتم
لیسی؟
گندش بزنن
ممنون
ممنون
ممنون
درود بر شما
همینطور بر شما
بیایید دعا کنیم
ای خدا، ما را توسط کلماتت و" ،روح القدس راهنمایی کن
تا قادر باشیم در روشناییات فروغ را ببینیم
،در درستیِ تو آزادی را پیدا کنیم
"و با خواست تو صلح را بیابیم
میشه یه کلوم حرف بزنم؟
سرم شلوغ ـه، کس
دو دقیقه وقت داری
.نه، نه، نه دو دقیقه .. نه
.توضیحش تو دو دقیقه سخته یجورایی پیچیدهست
خب، خلاصهاش کن - باشه -
عالی نیست، اما بازم خوبه
میدونی، اون شبی که مست کردیم رو یادت میاد؟
نه، راستش نه
.معلومه یادت نیست اون شب کولاک کردی
اما منظورم بعدش ـه
اون دوتا یارو اومدن، درسته؟
که تیپشون مث گاوچران ها بود
اما بیشتر شبیه دوتا آدم بودن
که توی یه میخونه توی محله کلارکنول مست کردن و تعادل ندارن
نمیدونم میهفهمی چی میگم یا نه
هیچ نظری ندارم
خیلی خب، یکمی گیج کنندهست
اما مسئله اینه که همهچیز تحریک پذیر شد، خب؟
بعد همهچیز خشن شد
من خیلی به زندگی، و اجازه زندگی دادن معتقد هستم
اما وقتی یکی با یه ارهبرقی کوفتی تو دستش
بیاد سراغ یکی از دوستام
یه سری مسائل برامون پیش میاد
.صحیح کلید های من کجان؟
فکر میکردم اومدن اینجا سراغ من، خب؟
فکر میکردم این مشکل منه
و خودم تنها باید حلش کنم، و کردم
ده دوازده تیکهشون کردم و توی یه چمدون دفن شدن و رفتن
مشکل حل شد، خب؟ - خوبه -
خوبه، فقط اینکه اونا برگشتن
کیا؟ - "منظورت چیه "کیا؟ -
میشه درست و حسابی توجه کنی؟
!اون یارو ها همونا که داشتم بهت میگفتم
!اونا که نصف کشور رو دنبال من اومدن
اوه
شکارچیان خونآشام؟ - !آره -
منتها اینکه اونا شکارچیان خونآشام نبودن
فک کنم اونا کلونهای سازمان دولتی بودن
...یا مثلاً ربات با اعضای داخلی بدن انسان یا
صادقانه نمیدونم چطوری اینکار رو کردن
تکنولوژی باورنکردنی ـه
اون یه "اپل پایپ" ـه؟
آره، اما مسئله این نیست
...میدونی، من
یا مسیح
تاحالا نیویورک رفتی؟
یا سان فرانسیسکو؟ تیوانا؟
کلی داستان درمورد تیوانا میتونم بهت بگم، مرد
داری چی میگی؟
!دارم میگم باید تو رو از اینجا ببریم بیرون
سفر جاده ای. حتماً میدونی آخرش کجا میرسه
.من هیججا نمیرم اتفاقی واسه ون افتاده؟
آره، بخاطر اون کلونها بود
دفعهی دومی که کشتمشون
خیلی خب، داشتی چی میکشیدی؟
عمدتاً عایق حرارتی زیر شیروانی
اما ببین، مسئله این نیست، میدونی؟
کسیدی، چه مرگته؟
خودت چه مرگته، هان؟
تهویه هوا ندارم
اون لعنتی رو درست کن، میشه؟
...کشیش، دارم سعی میکنم بهت بگم
،اون قدرتی که توی چشات داری اونا اون رو میخوان
و منم میدمش بهشون
بهرحال لباسات قشنگه
...این دنیا
دانی کجاست؟
زنگ زد گفت مریض ـه
سلام
...آم
ممنون که امروز اومدید
این قضیه چندتا درس عبرت داره
اولاً، شما پسرا باید مراقب بازی خرکیتون باشید
چون ممکنه از این اتفاقا بیوفته
و، شما خانم ها
اگه میخواید نصف شب بیاید اینجا
باید حواستون باشه پاتون رو کجا میذارید
.خیلی خب، حرفاش رو شنیدید نمایش تموم شد
زودباشید، بیاید بریم
بیا بریم
این چه کوفتی بود؟
چی؟
من تنها کسی هستم که اون دختر مُرده که اونجا از قوزک پاش آویزون شده رو میبینم؟
خب، چه انتظاری داری؟ اینجا محلهی چینی هاست
سلام
مامانت خونهست؟ - داره میرینه -
اوه، شرمنده که بدون دعوت اومدم تو
تیمی گذاشت بیام تو
.تامی. تامیِ دیگه بهرحال اومدی تو
چی شده؟
یکشنبهی گذشته چند نفر توی کلیسا بودن؟
بیست و پنج؟ سی؟
،باید دفترچه رو چک کنم
اما فکر میکنم 22تا، از جمله نوزاد ها
چطور؟ - بیست و دو -
اما بعد از غسل تعمید و کمک رسانی که انجام دادیم، شرط میبندم افراد بیشتری میان
خب، میخوام کلیسا پر بشه
چطوری میتونیم اینکار رو بکنیم؟
!مامانی - !مامان -
!باید برای تمرین فوتبال آماده بشید
صبوری و سخت کوشی
تازه شروع کردیم، جسی
یه قرعه کشی چطوره؟
قرعه کشی؟
یعنی، بذار با گری صحبت کنم ببینم میتونه
یه "ایستگاه مزه" جایزه بده
.نه، نه. یه چیزی که مردم بخوان مثلاً تلوزیون
میدونی، مردم بخاطر اون تلوزیون های بزرگ با صفحهی تخت
سریع بعد از یه مدت طولانی میان به کلیسا، میدونی؟
برای یه تلوزیون هزار دلاری که عمراً نمیتونیم از پس هزینهاش بر بیاییم؟
آره، با کله میان، جسی
.تو نمیخواد نگران پول باشی اون مسئلهای نیست
جسی، قضیه چیه؟
چی شده؟
کاری کردی؟
کاری کردم؟
منظورت چیه؟
هیچی
!مامان
...بچه ها
یه دقیقه دیگه میام، آلیس
منظورت از اینکه "کاری کردم" چیه؟
مثال بزن - ...مثال -
یکی گفت که یه شب دیدن که
داری به زور وارد خونهی لینوس دیلمو میشی
و روز بعدش، دیدن داره با یه صورت باند پیچی شده اتوبوس رو میرونه
...آره، اون
مهم نیست. میدونم کارات به خودت مربوط میشن
این خیلی برام ثابت شدهست
فقط من، حس میکردم همهچیز داره
به یه سر و سامونی میرسه، میدونی
...با کمک ما کلیسا مسیر خوبی رو پیش گرفته و من فقط
بعضی وقتا نگرانت میشم
لازم نیست نگران من باشی، ام
نه الان
نه از این به بعد
باشه؟
باشه
...فکر کنم یه
چسب زخم تو موهات ـه - چسب زخم -
خب، فکر میکنی بتونی یه تلوزیون بخری؟
.من دو شیفت کار میکنم میشه خودت انجامش بدی؟
خب، من باید آماده بشم
Best Buy فروشگاه تا ساعت 11 باز ـه
.نه، میدونم باید از بچه ها نگه داری کنم
خیلی خب، میگم کسیدی بره
.نه، اشکال نداره پرستار میگیرم
مطمئنی؟ عالیه
،بعد از کاری که میخوام بکنم هر یکشنبه کلیسا پر خواهد بود
ارزشش رو داره
میخوای چیکار کنی؟
یه کار شگفت انگیز
اینجوری - آسونه -
بیا بریم
مردم به تو نگاه میکنن
این خیلی مهمه درسی برای بقیه باشی
متوجه شدی؟
جسی، متوجه شدی؟
گفتی میاریش پیش ما
نه، گفتم باهاش صحبت میکنم
،نقشم واسطه است و منم وظیفهم رو انجام دادم
و میدونید، راستش براش جالب شده
فقط میخواد یکم بیشتر درمورد نقشهتون بدونه، همین
نقشه سادهست
واعظ میاد پیش ما
ما چیزی که درون اون هست رو برمیداریم و با خودمون میبریمش
.صحیح ...میدونی چیه، من باید
این رو بنویسم
بنویسمش رو کاغذ
...خب
دقیقاً چی درون اونه؟
نمیتونیم بگیم - گرفتم -
اما چطوری برش میدارید؟
بازش میکنیم
با یه ارهبرقی؟ - درسته -
اگرچه، میتونیم سعی کنیم دوباره با یه آهنگ بکشیمش بیرون
آهنگ؟ - "آهنگ "وينكن، بلينكن و ناد -
آهنگ مورد علاقهش ـه
.وينكن، بلينكن و ناد آره، به نظر عالی میاد
فقط... فک کنم اون اره رو ترجیح میده
میاریمش بیرون و برش میگردونیم به اقامتگاهش
No comments yet. Be the first to leave one.