ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بهنظرت این میز مال چند وقت پیشه؟
ببخشید؟ - آدم براش سوال میشه -
که آیا فییورلو لاگواردیا پشت این میز مینشسته؟
اون این شهر رو بنا کرد
آنچه گذشت
فاگی
بهم گفتن که اون شب سعی داشتی بنجامین پویندکستر رو بکشی
کنار اومدن با یه ذات خشن سخته
نفرت از تسلطی که رومون داره
اونوقت آدام الان کجاست؟
آزادم کن
داری از طبقهی نخبگان نیویورک درخواست پول میکنی
،درسته، نفوذ میخوان ولی بهش نیازی ندارن
من شهردار این شهرم
من تحمل اینکه یه سریها با لباسهای مبدل مسخره توی شهر جولان بدن رو ندارم
حاکمیت قانون پیروز خواهد بود
اسم من میوزه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
بیا بیرون
معمولا وسایلشون رو جمع میکنیم
ولی نمیذارن این عوضی چیزی نگه داره
.پس بهنظر میاد که امروز، سبک سفر میکنیم دستهات رو بیار جلو
راه بیفت
داریم کجا میریم؟
میدونین که من تحت برنامهی «نتنو» هستم؟
...تا زمان دادگاه تجـ - میدونیم -
.نگهداری تحت نظارت ویژه با این اصطلاحهای جدید شورش رو درآوردن
قبلا فقط دستهبندیهای پلیس، مخبر و روانیها رو داشتیم
تو کدومشی، پویندکستر؟
من نباید اینجا باشم
صحیح. همیشه همین رو میشنوم
دم خط وایسا
این چیه؟
به خونهی جدیدت خوش اومدی
...بهم گفته بودن ...قرار بود
به بند عمومی خوش اومدی، مامور پویندکستر
«دردویل: تولد دوباره»
میخواستم بدونی که
تامین سرمایهی پروژهی رد هوکم داره انجام میشه
هم از منابع دولتی، هم خصوصی
.تبریک میگم تو لایق شاد بودن هستی
میدونم که احتمالا قدردان کارهات نبودم
.میدونی، قدردان چیزهایی که برامون ساختی میدونم
واسه همین درک اینکه چرا میخوای همهش رو بریزی دور، برام سخته
.دارم متحولش میکنم نمیندازمش دور
چیزی که این پروژه داره بهش تبدیل میشه
بهخاطر کارهاییه که تو در زمینهی امور مالی برامون کردی. به خاطر کاری که با لوکا کردی
اون یه بی سروپا بود که خودش رو پادشاه فرض میکرد
تماشا کردنش دردناک بود
واسه این نیاوردمت اینجا
به یه دلیل دیگه آوردمت اینجا
همراهم بیا
خب، مدیسون زنگ زد و یه جلسهی همگانی گذاشته
تا موقع شام برمیگردم
من کشتمش، مت
هیچ میدونی این چه حسی داشت؟
آره، فقط میشه تصورش کرد
فکر کنم بالاخره دارم میفهمم که این خشونت
چطور از دردویل به میوز و بعد به من منتقل شد
بعید میدونم بتونی دردویل و میوز رو ...توی یه دستهبندی قرار بدی
بعید میدونم نتونم
اینا صرفا یه مشت پسربچهی نابالغن
که پشت نقاب قایم میشن و سعی میکنن پیچیدهتر جلوهش بدن
دیدگاه تلخ و تاریکیه. بهنظرم این دوتا زمین تا آسمون باهم فرق دارن
تو اونجا نبودی، مت - ...نه، میدونم. صرفا دارم میگم که -
میوز سعی کرد بکشتت و دردویل نجاتت داد
.من، خودم رو نجات دادم اونا جفتشون دنبال منافع خودشون بودن
میخوای من باز کنم؟
نه، خودم باز میکنم
.صبح بهخیر، آقای مورداک دکتر گلن تشریف دارن؟
ونسا
این واقعا دیوونگیه
.لطفا به شوهرت بگو که متاسفم ...نمیدونستم
حرف نزن
.بهت قول داده بودم که نمیکشمش پای حرفم موندم
.من نباید اینجا باشم نمیدونستم
اون بخشی از ما نیست
حق با اونه
تو، جفتتون. لطفا
...به خدا قسم، به خدا قسم
خفه شو! نمیتونم
متاسفم
.صداش رو میشنوم و دستهاش رو میبینم غیرقابل تحمله
آقای کشمن، اینجا چی کار میکنی؟
شهردار خواست این رو شخصاً تحویلتون بدم
و گفتن بگم که قدرت و شجاعتتون در مواجهه با اون روانی، میوز رو
عمیقاً تحسین میکنن
عیناً گفتن که گنجینهی شهر هستید
وایسا ببینم، تو و شهردار فیسک از کجا فهمیدین که اینجاست؟
شهردار برای این شهر و شهروندانش اهمیت زیادی قائله
روز خوبی داشته باشی، جناب وکیل
هدر، این یارو رو از کجا میشناسی؟
چرا ازم مخفیش کردی؟
...من
.من بهتر از قبل شدم جدی میگم
جدی میگم
و اگه نتونم با تو باشم، ونسا
نمیتونم بهتر باشم
لطفا، لطفا
فقط بذارید برم
هدر، جدیام. از کجا میشناسیش؟
حواست به لحن حرف زدنت باشه - لطفا بگو -
نمیتونم بگم. به کارم مربوط میشه
لطفا نگو که فیسک مراجعته
جواب نمیدم، مت
نه، متوجه نیستی، باشه؟
اگه توی زندگیت باشه، توی زندگی جفتمونه
و این اصلا خوب نیست
اون شهرداره. توی زندگی همه هست
لطفا، لطفا، ونسا
هیچی نمیگم
فقط میرم
نمیخواستم این اتفاقات بیفتن
نه، نمیخواستی
شهردار فیسک و بانوی اول احتراماً دعوت به عمل میآورند
در جشن رقص سیاه و سفید
در راستای حمایت از پروژهی نوسازی بندر رد هوک، حضور یابید
وای. تم لباس رسمیه
نگو که قصد داری بری
چرا نرم خب؟
چون میخواد داستانت رو مصادره کنه
میخواد از آسیبی که بهت وارد شده برای تقویت شعار خودش استفاده کنه
اگه شعارش اینه که پارتیزانها خطرناکن ...پس من ازش حمایت میکنم
هدر، باید بفهمی که میخواد ازت سوء استفاده کنه
متاسفم - ...ونسا -
...لطفا - پس چرا خودت باهام نمیای؟ -
نذار مصادرهم کنن
آره، بعید میدونم ایدهی خوبی باشه
تازه، من دعوت نشدم
...ونسا
...خطاب به دکتر هدر گلن» -
«و میهمان
.باشه، خیلیخب عالیه
...لطفا، ونسا
...من
قول میدم دیگه هیچوقت از پیشت نرم
میدونم
آره
خیلیخب، ممنون که بهم خبر دادی
دیر اومدی - به طرز با کلاسی -
.ده دقیقه با کلاسه سی و پنج دقیقه خیلی زشته دیگه
الان اینجام. چه خبره؟ - خیلی ممنون -
اوه، ردیفی؟
به قیافهت میخوره که تازه از یه باشگاه مشتزنی توی نورث جرسی خارج شده باشی
ممنون، کیرستن
من ردیفم. چرا مدیسون درخواستِ جلسهی اضطراری داده؟
کریدی، گلافلین و مککیگن دارن توی ارائهی مدارک مالی، کار شکنی میکنن
منظورت مدارک شرکتیایه که متعلق به موکلمونه؟
خیلیخب
میگن مدارک مربوط به تجدیدنظر، همونقدر که مال موکله، مال خودشون هم هست
...و چون الان پرونده در دادرسیه - ...نه -
از نظر قانونی، موظف نیستن که
تحویلشون بدن - بهنظر نمیاد که -
این رفتارِ یک طرف بیگناه باشه، هان؟ - نه -
بهنظر میاد روش مشاورهی مخربی که گفتی ممکنه جواب بده
الان اینجاست؟
.آره، صبر کن ...فقط
یه مسئلهی دیگه هم هست
پویندکستر
چی؟ چهشه؟ - تازه یکی از همکارهای سابقم -
توی حوزهی جنوبی باهام تماس گرفت
دو روز پیش از طرح محافظت از شاهدین خارج شده و به بند عمومی منتقل
عالیه. امکانش هست که از ردیف جلو بهمون صندلی بدن؟
دلیل تماس دوستم اینه که ...پویندکستر میخواد با تو
صحبت کنه - با من؟ -
آره - چرا؟ -
...من
.نمیدونم. برام هم مهم نیست تو هم نباید اهمیت بدی
کیرستن. کیرستن
میدونیم کی منتقلش کرده؟
میدونستم میپرسی - بگو -
شهردار فیسک
بیا
مت، بیا دیگه
قربان، با اینکه همیشه به جلسات بدون هماهنگی
با شما علاقه دارم، ولی الان وقتشه
که توی برنامه خبری صبحگاهی حاضر بشیم - کنسلش کن -
امروز وقتِ روابط عمومی و بوسیدنِ سگهای لباس به تن توی بروکلین نیست
همچین چیزی توی برنامهمون بود؟
امروز پیروزیهامون رو ارزیابی میکنیم
گروه ضربت موفقیت آمیز بوده
نمیدونم آمار اخیر رو دیدین یا نه
،ولی از وقتی که گروه ضربت، شروع به کار کرده جرائم مربوط به پارتیزانها 30 درصد کاهش پیدا کرده
اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا داره به خاطر روشهای افراطیشون، 13 شکایت مختلف تنظیم میکنه
بذار بکنن. روشهای افراطی جواب میدن
تازه، موج تبلیغات مثبتی که داشته رو هم نگفتم
بهنظر میاد که مکالمهت با بیبی یوریک
ثمربخش بوده، دنیل
دارم کاری که ازم برمیاد رو میکنم، قربان - میدونم -
بهنظرم بیشتر هم ازت برمیاد
خیلی بیشتر
...متاسفم قربان، صرفا - به عنوان معاون ارتباطات شهردار -
امکان نداره - ببخشید، قربان؟ اون؟ -
از این به بعد باید همکاری نزدیکی با شورای شهر داشته باشی
و مطمئن بشی که به دستور کار ما توجه میکنن
هوم
باشه، حتما
...قربان، اگه ناراحت نمیشین و ببخشید که این رو میگم، دنیل
No comments yet. Be the first to leave one.