East of Eden

East of Eden (에덴의 동쪽)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

East of Eden E01 2008
കമന്ററി എഴുതിയത് m@hsa
m@hsa:ویراستار /sohrab_mj:مترجم

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2013-07-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 21
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

"قسمت اول"

ماکائو 1981

اين موتورسيکلتها دارن ما رو تعقيب ميکنن

به نظرت مشکوک نيستن؟

اين باندهاي موتور سيکلت اينجا تو ماکائو عادي اند

هيچ جاي نگراني نيست,رئيس

سريع!سريع

سريعتر!

يه مشکلي هست با تمام سرعت برو و اين موتورسيکلت ها رو جا بذار

سريعتر! سريع! سريع!

کن اونا اينجان

حرکت کن,حرکت کن

واسه چي دارين اينکار ُميکنين؟

"کِن"

"لي دونگ چول"

پس تويي

هنوز منو يادت نرفته

درسته,من "لي دونگ چول"ام

خيلي وقته که همديگه رو نديديم

.....مي خوام انتقام قتل ِپدرم ُ

ازت بگيرم

تو تکه آشغال بي مصرفي حتي لايق کشته شدن هم نيستي

"شين تائه هوان"

تو حتي هنوز به اندازه ي نصف پدرت هم قدرتمند نشدي

چرا حرف بزرگتر از دهنت مي زني اونم وقتي که بعد از اومدنت به ماکائو فقط يه ولگرد ِخيابوني شدي؟

من اون کسي ام که واسه کشتن ِآدم بي مصرفي مثل ِتو؛ انرژيم ُهدر ميدم

حرف بزن

حرف بزن

قبل از اين که بميري؛حرف بزن

تو بودي که پدرمو کشتي

تو بودي

بگو که تو قاتل پدرمي

بگو

......."دونگ چول"

......شخصي واقعا شجاعه که

, بتونه با همه ي آدم ها سازگار باشه چه آدم هاي خوب چه آدم هاي بد

"برادر "کِن",برادر" کن

افرادش دارن ميان اينجا !بايد زودتر از اينجا بريم

! دونگ چول"؛ اونا دارن ميان ،بيا بريم"

"هوانگ چي 1961"

"دونگ چول"

دشمنانت رو دوست بدار

وبراي دشمنانت احساس دلسوزي کن

همه گناهانت رو اعتراف کن

و به صليبي ِفرستاده ي خداوند است متوصل شو

و آن را بالاتر از شانه هايت نگه دار

براي اينکه اين ،تنها کاري ِکه قادر به انجامش هستي

!"پدر ِ"دونگ چول

!"پدر ِ"دونگ چول

اوه خدا جون,اون دختر الان داره علنا خودشو همسر ِداماد مون ميکنه

اون افراد شما رو از ايستگاه قطار دنبال مي کردن

اين آدم ها از معدن زغال سنگ دنبالمون اومدن

پدر

يک, دو

شنيدم که شما کشيش جديد هستين

براي تبريک گفتن خيلي ديره

ولي,پدر...

چرا افراد بايد براي اينکه جون سالم به در ببرن بايد اون مزخرفات ُبگن؟

اون اعتراف مقدس ُميگم

چند دفعه بايد انجام بشه

تا بتونيم از آتش جهنم نجات پيدا کنيم؟

کجا فرستاديش؟

پرستار "يو مي آئه"رو ميگم

مگه الان از تو باردار نيست؟

پدر,تو داري زيادي چرند ميگي

پدر

من کسي ام که بايد از اون بچه محافظت کنه؟

من وظيفه ام رو به عنوان يه انسان انجام ميدم

پدر, تو هم وظيفه ات رو به عنوان ِيه کشيش انجام بده

"آقاي "شين تائه هوان

....مجازات ميشي

هميشه خودت رو براي لحظه ي مردنت آماده کن

مجازات؟

مرگ؟

اگه اينطوره پس چند نفر از مردم مي تونن از اين دنيا جون سالم به در ببرن؟

ميخواي يه گناهت رو با انجام يه گناه ِديگه مخفي نگه داري؟

کي؟

با اين که فقط يه وسوسه بوده

تا وقتي هر دومون ُنابود نکنن؛دست بر نميدارن طرز تفکر زن ها اينطوريه

اما من نه

لطفا نسبت به پرستار" يون مي آئه" دلسوزي نشون بدين

دارين بهم ميگين دوتا همسر داشته باشم؟

اين گناه بزرگتري نيست؟

نميدوني ارتکاب ِهمچين گناهي ميتونه باعث نابودي روح بشه؟

نميدونم

من به روح ِديگران اهميتي نميدم

مگه اين جزو حيطه ي تخصصي شما نيست؟

پدر

اين پرونده هايي که در آسمون پرواز ميکنن ميتونن حتي بدون اين که صاحب قفس بهشون غذا بده؛ غذاشون ُپيدا کنن

گل هاي وحشي در کوه تائه باک ميتونن بدون هيچ آبي ،شکوفه بدن

.....اين سرزمين

ولي مردم ِروستاي معدن زغال سنگ

نميدوني بقاي زندگي مردم اين شهر

به من"شين تائه هوان"؛ بستگي داره؟

مهرباني و دلسوزي من فقط اينجوريه

.....نه تنها اين

حتي برنجي که شما ميخورين هم به خاطر ِمنه ,اينطور نيست؟

!" کجا برديش؟پرستار "يو مي آئه

تو بايد بهش هشدار ميدادي که زودتر بره تا !مثل ِپروانه اي که اطراف شمع مي گرده؛نميره

خواهر

اينجا نيستي؟

خواهر, تو اونجايي؟

!يه اتفاقي افتاده, يه چيزي شده

اون دختره ممکنه"هيونگ بو "رو به زور ازت بگيره

اون زنيکه رفته بود ايستگاه استقبال ِ"دونگ چول "که همونطور که قبلا بهم گفته بودي؛از راه به درش کنه

داره تو جامعه؛خودش ُمثل ِهمسرش نشون ميده

"اين طرف و اون طرف ميره و صداش مي کنه پدر ِ"دونگ چول

و اونو مستقيما با خودش مي بره خونه اش

گوش ميدي چي ميگم؟

!يکي ديگه داره شوهرت ُاز چنگت در مياره

سرت به کار ِخودت باشه,دختر

اوه,اينطوري بچه ي توي شکمت هم مست ميشه

خوب گوش کن ببين چي ميگم

شوهرم,"لي کي چول",عشق ِاولته

اومدي به روستاي معدن زغال سنگ براي اينکه نميتونستي عشق ِاولت ُفراموش کني

حتي اگه قراره زندگيت ُاينطوري بگذروني؛به خودت مربوطه

ميدوني آخرين اميدم تو زندگي چيه؟

.....آخرين اميد زندگيم اينه که

تو معدن زغال سنگ يه حادثه اتفاق بي افته

و شوهرم اونجا بميره

اون موقع منم مي تونم کلي پول از بيمه بگيرم و از اينجا برم

"هي؛"او کي بله خواهر-

کارت ُدرست انجام بده؛احمق

.....اوکي" ؛تو"

اخباري که شنيدي رو يه بار ديگه برام تکرار کن

اگه "هيونگ بو" به خاطر حادثه تو معدن ِزغال سنگ بميره

بر طبق وصيت نامه اش؛نصف پول ِ ديه اش رو به اين زنيکه ميدن

چيزي که گفتي حقيقت داره؟

درسته

قيافه اش ُببين

به نظر شبيه آدم هايي نمي رسه که پول بيمه مي خوان

درسته؟

درسته,دختر؟

من به خاطر ِپول ِبيمه به روستاي معدن زغال سنگ نيومدم

به خاطر ِپول ِبيمه به روستاي معدن زغال سنگ نيومدي؟

داري گنده تر از دهنت حرف ميزني

پس واسه چي اومدي؟

.....من

من فقط از اين که بتونم با اون زير ِ يه آسموون زندگي کنم هم راضي ام

من فقط از اين که بتونم با اون زير ِ يه آسموون زندگي کنم هم راضي ام

خيلي خنده داره

حقيقت داره که تو از درس خوندن تو دانشگاه انصراف دادي؟

!جواب بده؛دختر

درسته

چرا درستو ادامه ندادي و يه معلم خوب نشدي؟

واسه چي اومدين اينجا و داري اين کارا رو مي کني؟

اينجا يه مکان ترسناکيه که مردم در ترس زندگي ميکنن

ما نميدونيم امروز مي ميريم يا فردا

از زندگيش به خاطر عشق دست کشيده

!سراغ ِآدم اشتباهي اومدي, دختر

......اينجا

من از" لي دونگ چول "حامله ام حتي قبل از اين که تو برگردي هم حامله بودم

اين از اون آدم هاييه که به اين راحتي ها نميشه شناخت شون,خواهر

از کجا معلوم اونم از "هيونگ بو" حامله نباشه؟

اوه خدا,ببين چه قيافه ي ماليخوليايي به خودش گرفته

چيه؟

مي خواي بگي تو فقط احساس پاک و بي گناهي نسبت بهش داري و فقط از دور مي خواي ببينيش؟

اهميت نميدم که يه عشق پاکه يا گناه آلود

من اهميت نميدم اگه اون يه عشق پاکه يا هرچي تا وقتي که واست توي وصيت نامه اش چيزي به ارث نذاره؛من مشکلي باهاتون ندارم

پسرم ُکجا خوابوندي؟

نميخواست از پدرش جدا بشه

با خودش بردش؟

به اين دليل که تجارت نفت خوب انجام نميشه

حمل ونقل کاميونهاي زغال سنگ هم کم شده

....بنابر اين براي ,حمامها,آرايشگاه هاو متُلها

حتي چايخانه ها هم ؛ استفاده از زغال سنگ قدغن شدن

به همين دليله که ما داريم اينجوري رنج مي بريم

و اين دفعه ميگن؛ سياست تدارک زغال سنگ ها اينطور ايجاب مي کنه

ما بايد از اين فرصت استفاده کنيم و يه راهي واسه زنده موندن پيدا کنيم

من ترجيح ميدم بميرم تا اينکه اينجوري زندگي کنم

درسته

اين زندگي ِآدميزاد نيست

حتي با زندگي ِموش هايي که زيرزمين زندگي مي کنن هم قابل مقايسه نيست

مهم نيست که زنده بمونيم يا بميريم

ما بايد يه انقلاب راه بندازيم

ما بايد در مقابل شون بايستيم تا با جماعت"معدنچي"انساني رفتار بشه

رييس اتحاديه لي,شما مثل دفعه قبل عقب نشيني نکنيد

لطفا ؛اين بار موفق بشين

از چيزي ميترسين؟

رييس اتحاديه لي

از چي بايد بترسيم؟

اين آخرين فرصتمونه

به علاوه؛اوضاع ممکن نيست از اين بدتر بشه

بايد از نظر رواني براي مرگ آماده بشيم

آگهي,اتهام,کاذب,اخراج

ماه ِکبيسه,انتخاب سياسي,سام چوئک

اونطور که ميگن؛ قضيه ي اعتصاب و شورش؛زير ِسر اين مرتيکه است

درسته

به هر حال "تائه سانگ" هنوزم مرکز اصلي قدرت ِملي ئه

پس مي خواين بگين؛ اين آدم داره با رهبري خودش؛ يه شورش ِسازماندهي شده رو در سراسر ِکشور،برنامه ريزي مي کنه ؟

اين مجوز بازداشت کي صادر شده؟

بنظر ميرسه؛ قبلا هم موقعي که دانش آموز بوده در فعاليتهاي جنبشي شرکت مي کرده

اين آدم مطمئنا کمونيست ئه

اتحاديه رو لغو کنين,اون مرتيکه با نابود کردن اتحاديه گروه اجتماعي؛ قانون ضد کمونيستي رو نقض کرده

اوه,تميز کردن ِکثافت ِاين خوک ها؛خيلي عذاب آوره

دختر,از قدرتت واسه شستن استفاده کن

به نظرت مشتري ها اينها رو اينطوري مي خرن؟

اوه خدا ,قبلا انجامش دادم

من تنها کسي ام که مي خوام کمکت کنم تمام ِاين مدت داري اين کار ُمي کني ولي هنوز دست از شکايت کردن برنداشتي

اوه,واقعا تحمل ِديدنش ُندارم

East of Eden subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for East of Eden

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left