ആദ്യത്തെ 176 വരികൾ.
نه! دنبالم نیا گمشو
هارپر
واقعا؟
الکس، من متاسفم
من می دونستم که تو با تمرینای من اذیت می شه
برای همین وقتی که تو خوابی تمرین می کنم
خب، حالا بیدارم
اون سگ نامرئی تو منو بیدار کرد
الکس، من دارم برای ماراتن تمرین می کنم
و در مورد صدای سگ هم معذرت می خوام
این به من کمک می کنه سریعتر بدوم احساس می کنم سگ می خواد صورت منو بخوره
حالا چه لزومی داره تو 26 مایل بدویی؟
آه، گرفتم
حس موفقیت
یه هدفو انتخاب کن و بعد اونو بدست بیار
خب، پس حدس می زنم من الان باید حمایتت کنم
خیلی خب، اون چیه که مردم همش می گن؟
اوه، آره پایین بزارش
«جـــــادوگــــران محـــــله ی ویـــــورلـــــی» قســــمــــت هفتــــم فصــــل ســـوم kiana.r.s : مــــتـــرجـــــم
هی ... هارپر
چه خبر، چی کار می کنی؟
همه این میوه ها رو ترکیب می کنم تا یه اسموتی درست کنم
در واقع یه ایده ی عالیه
یه وعده ی آشامیدنی
من واقعا از جویدن متنفرم
پرنده ها خیلی خوش شانسن مادراشون غذا را براشون می جوند
و آنها را توی دهنشون تف می کنن
من واقعا آرزو می کنم ای کاش پدرم با یه پرنده ازوداج می کرد
هی، عزیزم
نگاه کن هارچر چه غذای سالمی می خوره
اوه، آره! می دنید اون برای ماراتن تمرین می کنه
شما باید به دخترتون خیلی افتخار کنید
آره، می کنیم اون دخترمونه
بی خیال! اون که دختر شما نیست
هی بچه ها! ببینید
اگر شما روی هات داگ غلات بریزید می تونید اونو به عنوان صبحانه بخورید
این دختر شماست
آره
این خیلی سخته اگه بخوای غرور
را به هیچکس ندی
هی، شما باید به من افتخار کنید
من قفسه ای از جایزه ها توی اتاقم دارم
اسکولاستیک و دومیدانی
تیم مناظره و لیگ زبان بیگانه در میون بقیه
و این حتی قابل شمارش با روبان های من نیست
می دونیم، عزیزم، ما بهت خیلی افتخار می کینم
ولی ... بی خیال
این جایزه ها
هیچکدومشون مربوط به فعالیت های فیزیکی نیست
خیلی خب، من آموزش خودمو برای ماراتن شروع می کنم
درست بعد از اینکه کار پدیکور و تقویت ناخنام تموم شد
خیلی خب، زودباش، هارپر
بیا صبحانتو بخور بعد می توینم بریم بالا
الکس، این اصلا سالم نیست
بدون من یه ماشینه و باید فقط سوخت های طبیعی بهش داد
خب، من اینو از اون مرد هات داگ گرفتم
و اون قطعا بوی طبیعت می ده
الکس، من دارم تمرین می کنم
تو هنوز تو فکر دادن اون ماراتن دیوونه ای؟
آره، مثل
مثل چهار ساعت
وقتی ذهن من روی چیزی متمرکز می شه روی اون هم باقی می مونه
تا زمانی که در اون چیز برنده بشم
Remember all those spelling bees I entered?
نگهش می دارم تا وقتی که بدستش بیارم
آره، اینو به یادت باشه
کی بود که توی مسابقه ی تکواندو برنده شد؟
درسته، این دختر
اون اسموتی دیگه بر نمی گرده
جاستین، من پیامتو گرفتم
روی من حساب کن، کرد
من می خوام به تو آموزش ماراتن بدم
بسیار خوب، رفیق، اجازه بده
خب، بیا شروع کنیم پیده روی خرچنگی
پیاده روی خرچنگی، پیاده روی خرچمگی پیاده روی خرچنگی؟
پیاده روی خرچنگی در بیرون من عاشقشم
عاشقشم حالا پیاده روی اردکی
آماده؟
دوسش دارم. خوبه
عالیه حس عالیه داره
این پسر شماست؟
نه
من که لباس گربه ایمو نپوشیدم
من که بهتون گفتم هرگز لطفا دیگه تعقیبم نکنید
هارپر
هارپر
الکس! من داشتم می افتادم
هارپر، وقتی که تو به اینجا نقل مکان کردی
تو به من قول دادی که هرگز، هرگز، هرگز ماراتن شرکت نکنی
عزیزم، من هیچوقت همچین حرفی نزدم
ببین، من الان در نیمه ی خوابم هستم پس دروغ من اصلا خوب نیست
الکس، متاسفم
ولی من تمرینمو تا هشت مایل نگه داشتم
اگر همه می روند، من باید بتونم ماراتن را تمام کنم
حدود سه سال، آره
سه سال بیشتر که تق و لق داره؟
من هرگز از جادو. قبل از اینکه ساعتم زنگ بخوره استفاده نمی کنم
من که ساعت زنگ دار ندارم
ای کاش یه طلسمی برای تمام کردن ماراتن وجود داشت
اه، نگاه طلسم تمام کردن ماراتن
من عاشق جادو ام
ممنون، الکس
داری حمایتم می کتی
خیلی خب
خیلی خب، فینکل تو می تونی
فشار بده، فشار بده، فشار بده
این پروتئین ها دارن کار می کنن
با تشکر برای بیرون اومدنتون
اوه، چه باحال! بهدش می خوایم پرتاب دوندگان را ببینیم
نه، اینا وعده های نوشیدنی هستند می خوام اینارو بفروشم
این ترکیب ویژه ای از قهوه، تخم مرغ و هاش بروند
مکس، مردم وسط دویدن نمی ایستند
تا نوشیدنی گلی تو رو بخرن
الکس، تو به وضوح یه فرد کسب و کار هستی
خب موفق باشی در فروش نوشیدنیت در ماراتن کنیا
ببخشید، ببخشید متاسفم؛ متاسفم
اوه، سلام الکس! من جزو اعضای اتحاد زبان بیگانه هستم
در تشویق جاستین در هر مایل اومدم
خب، تا مایل چهارم اون از بین مردم عبور می کنه
اوه، خدای من، هارپر
اون یه دونده ی سریعه می تونه از هر چیزی به نفع خودش استفاده کنه
بیایید تا خط پایان بدوییم
چهار مایل حق با شماست، بیایین بریم کاپ را بگیریم
اوه، تفنگ مطمئنی، اون یه کاپه
وایسا
دختر 16 ساله با سه هفته تمرین تونسته ماراتن را به نفع خودش پیش ببره
این به نظر تو عجیب غریب نیست، الکس؟
اوه، خدای من اون فوق العادست
برو هارپر آروم برو ولی بدو
هارپر ما به تو افتخار می کنیم
حالا کجا باید جایز را نمایش بدیم؟
تو اتاق من این احمقانه ست
مردم هم باید بدونن که یه روسو برنده ی ماراتن شده
او که روسو نیست
تا یکی از بچه های خودم برنده ماراتن نشده، او هست
تبریک می گم هارپر، حالا می دونی می خوام چی کار کنم؟
من می رم تا بعد از این ماراتن یک اسموتی آرامش بخش درست کنم
چای گیاهی، شیر گرم و عطر گل یاس معطر
اما مکس، تو اجازه نداری با شمع بازی کنی
یا یه مخلوط کن، در اون مورد هم خفه شو
جاستین، تو ساختیش، حالا بگو کجا بودی؟
داشتم ماراتنو تمام می کردم تو کجا بودی؟
من ماسک فضاییمم زده بودم، در مورد بحث ما
وقتی از خط پایان عبور می کردم هیچکس اونجا نبود تا ازم عکس بگیره
بدون تصویر فقط ... احمقانه ست
متاسفم رفیق، حواسم پرت شد، داشتم ماراتن هارپرو تماشا می کردم
شگفت انگیز بود. اون مثل عموی عجیب و غریب من چارلی بود البته بعد از تعقیب کامیون زباله
یه دقیقه صبر کن! تو داری می گی هارپر برنده ی ماراتن شد
آره، ولی نگران نباش عزیزم
تو هنوز هر اون جایزه ها رو
توی قفسه ات داری
من اصلا اونو ندیدم اون مثل
این بود که
حتما وقتی داشتم ماسک می زدم ازم رد شد
آره
آلکس، هارپر و بقیه
نگاه کن من چیزی رو پیدا کردم که الکس سعی داشت مخفی اش کنه
خب، اون موقع زمان در حال گذشتن بود
بخشی از یک صفحه ی پاره از کتاب طلسم ها
پدر، من
فکر کنم من و شما باید درباره ی این مسدیهه تنها حرف بزنیم
نه تا وقتی که من می دونم اینجا چی هست
این یک طلسم برای تمام کردن ماراتن است
و الان ما نیاز داریم تا حرف بزنیم
نمی دونی معنی تنهایی صحبت کردن یعنی چی؟
اوه، خدای من الکس! تو از جادو استفاده کردی تا برنده بشم؟
نه روی تو فقط روی پاهات
متاسفم، هارپر، فقط من دیگه نمی تونستم تمرین ها
و خوردن غذاهای سالم تو رو تحمل کنم تو گفتی تا برنده نشی دست بر نمی داری
می دونی الکس، من فکر کردن تو درستو یاد گرفتی
تو این کارو برای املای کلاس پنجم و جایزه ی زنبور هم کردی
هی، من اونو بردم
اوه، خدای من
املای کلاس پنجم من و جایزه ی زنبور عسل هم
خب، هارپر، تو اونموقع درباره ی جادوم خبر نداشتی پس نمی تونستم بهت بگم
پس همه ی دستاوردهای من بخاطر تو یه دروغ بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.