ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه در «مامور تازهوارد» گذشت
یادت میاد «گارزا» یه مجرم رو از وگاس برگردوند؟
«اورت»، درسته؟
همونطور که داشتیم توی فعالیتهای مجرمانهش عمیقتر میشدیم
به یه رابطهی نامشخص توی پنتاگون برخوردیم
سلام خانم وکیل. «هریسون نواک» هستم
شکار قربانیهام حالمو جا میاره
واضحه که یه قاتل زنجیرهای دوم هم آزادانه داره میچرخه
فکر کنم «گلسر» همون آدمیه که دنبالشم
اونا توی ذهنمن
بدبختیِ «رایان دیربورن»، واسه «لیام گلسر» نعمته
اگه منظورت اینه که من توی این قضیه دست داشتم
اون مرده. اسمشو میدونی؟
اسمش «مارتین» بود
نگران نباش. بیدارم
اومم، ولی به نظر من که کاملاً ولو شدی
آره
هی
اگه هنوز آماده نیستی هیچ اشکالی نداره، خب؟
چیزی که تجربه کردی واقعاً وحشتناک بوده
و اینجور چیزها توی چند هفته غیب نمیشن
اگه اون یه تبهکارِ خشن بود
هضمش راحتتر میشد، میدونی چی میگم؟
ولی نبود
اونم خودش یه قربانی بود
میفهمم چی میگی، ولی گوش کن
اصلاً مهم نیست، خب؟
شاید این حرفم بیرحمانه به نظر بیاد
ولی در اون لحظه
«مارتین کارپیو» یه دیوونهی آدمکش بود
که میخواست یه چاقوی موکتبری رو فرو کنه توی سینهت
اگه دست به کار نشده بودی
من مجبور میشدم این چند هفتهی گذشته رو
دنبال یه تابوت بگردم
و بدنت رو بذارم زیرِ خاک
میدونم درک این موضوع برات پیچیدهست
ولی برای من خیلی سادهست
تو زندهای چون کاری رو کردی که مجبور بودی انجام بدی
تا زنده بمونی
باشه
یه دوش و یه قهوه لازم دارم
ردیفش میکنم
ممنون. خواهش میکنم
ببین، لازم نیست نگران من باشی، باشه؟
من... من کارم رو درست انجام میدم
آره. اگه بتونی، حتماً انجامش میدی
ولی چیزی که الان بیشتر از هر چیزی ازت میخوام
صداقته، خب؟
خودت رو به زور تا مرز بریدن تحت فشار نذار
چون اون اشتباه میتونه باعث کشته شدن پلیسهای دیگه بشه
مفهومه. خیلی خب
متأسفانه خبرهای بدی دارم
با توجه به جدی بودن چالشهای پیش رو
برای محاکمه کردن لیام گلسر
دادستان بهم دستور داده که پیشنهاد توافق در اتهام رو بدم
قتل شبهعمد برای مرگ گرنت نوگالس
چی؟
فقط یه اتهام؟ واسه یه قاتل زنجیرهای؟
تازه قتل شبهعمد چطوری اصلاً مطرح شده؟
کمبود شواهد فیزیکی
تحقیقاتِ پلیس که زیر سؤال رفته
نبود شاهد عینی، اعتراف دروغین
و فروپاشی روانیِ متعاقبِ رایان دیربورن
این واقعیت که گلسر اجسادش رو توی محل دفنِ
یه قاتل دیگه جا داده
باشه، ولی هریسون نواک حرفش کاملاً واضحه که
اون قربانیهای گلسر رو نکشته
و به دیربورن دارو دادن تا دچار بحران روانی بشه
توی بدن رایان مواد بود
که وکیل گلسر ادعا میکنه خودش مصرف کرده
با اینکه فکر میکنم وکیل گلسر
همون کسیه که بهش مواد داده
ولی ما هیچ مدرکی نداریم
که نشون بده مالکوم والش کاری کرده
درسته؟
متأسفانه
من و سلینا فیلمهای دوربین مداربسته رو چک کردیم
و با کارکنان اقامتگاه رایان صحبت کردیم
هیچ مدرکی نیست که نشون بده کسی توی داروهای رایان دست برده
اما اون یارویی که با دستبند پیدا کردیم چی؟
توی حموم گلسر که بدنش پر از سوزن بود؟
میدونم قتل نیست ولی باید بتونیم
به خاطر اون محکومش کنیم
و همینطور به خاطر حمله به نولان توی زیرزمین
گلسر ادعا میکنه که فیل وارن
یه آدم بیخانمان بوده که وارد خونه شده و پناه گرفته
تا از آتیشسوزی در امان بمونه
و فکر کرده که ما غارتگریم، نه پلیس
واسه همین داشته از خودش دفاع میکرده
خلاصه کلام، اوضاع خیلی شیر تو شیره
ببین، متأسفم
ما تمام تلاشمون رو کردیم
حداقل با این توافق
گلسر تا ده سال از خیابونها دور میمونه
در حالی که ما به جمعآوری مدارک ادامه میدیم
تا برای بقیه جنایتهاش متهمش کنیم
هی. لوسی چطوره؟
از قبل بهتره
ولی اونقدری که خودش فکر میکنه، آماده نیست
اون نصیحتهای سختگیرانه همیشگی رو بهش کردی؟
تقریباً کلمه به کلمه مثل همونیه که بهم دادی
آها
اوضاع با لونا چطوره؟
خب، هنوز توی هتل زندگی میکنم
لونا میگه میخواد حرف بزنیم
اما من میگم اگه از کارش استعفا نده
حرفی برای گفتن نداریم
همون آش و همون کاسه
پس هنوز کسی برای کارای اداری طلاق اقدام نکرده؟
نه
مرد، اصلاً دلم نمیخواد طلاق بگیرم
ولی هر دومون لجبازتر از اینیم که یه ذره کوتاه بیایم
به هر حال
تا حالا با کسی برخورد داشتی
که خالکوبی "ego inimicus" داشته باشه؟
بچههای "نایت استرایک"؟
نه، اونا همیشه خیلی جدی و خشکان
اگه بهت بگم بیلی خالکوبیشون رو دیده چی؟
روی دست یه زن توی پنتاگون؟
این به پرونده "اِوِرت" ربط داره؟
آره
هنوز نمیدونیم اون چطوری درگیره
ولی یه جنایتکار جنگی که با پنتاگون در ارتباطه
اصلاً نشونه خوبی نیست
توی اون تیم عملیات ویژه، هیچوقت مأمور زن نبوده
منظورم اینه که ممکنه مأمور اطلاعاتی باشه
میدونی، بعضی مأمورای پرونده وابستگی ناسالمی پیدا میکنن
به تیمهای ترورشون
بفرمایید
بردفورد
مفهومه
چی شده؟
هریسون نواک داره میآد تا
«سفره دلش رو باز کنه و از جنایتهای دیگهای که کرده بگه.»
صبح بخیر
آخر هفته یه لحظهی روشنبینی فوقالعاده داشتم
آره، حتماً
من از حشرهای که خودش رو میکوبه به شیشه ماشینم عصبانی نمیشم
پس چرا باید سرِ تو خودم رو ناراحت کنم؟
من خامِ حرفات نمیشم ویویان
پس میتونی بری سرِ اصل مطلب
درباره توافقِ "گلسر" شنیدم
بدشانسیِ بزرگیه
میدونی، به نظرم نکته مهم اینه که
اون دیگه از توی خیابونا جمع میشه
یه مدتی میره زندان. اوهوم
ولی واقعاً ارزشِ یه نشست خبری رو نداره، مگه نه؟
«قاتل زنجیرهای به خاطر قتلهای فجیع، مدتی رو تو زندان میگذرونه.»
از طرف دیگه، خبر خوب اینه که دارم میرم به "مید-ویلشر"
آره، هریسون نواک داره میآد تا به جنایتهای بیشتری اعتراف کنه
بعد از اینکه به همهی اتهاماتی که علیهش مطرح کردم، اعتراف کرد
کاش به جای پروندهی «لیام گلسر»، پروندهی اون به پستت میخورد
اون وقت واقعاً شانسی برای برنده شدن توی رقابت دادستانی داشتی
خب، ممنون که خبر دادی
همم
روز خوبی داشته باشی
تو هم همینطور
هی
چرا بهم نگفتی که «هریسون نواک»
داره میآد که به جرمهای بیشتری اعتراف کنه؟
خبر نداشتم
نواک داره میآد؟
کشتهمردهی توجهه
احتمالاً فقط میخواد یه هوایی بخوره و پاشو دراز کنه
و یه ناهار درست و حسابی هم به بدن بزنه
آره، شایدم
در جریانم میذاری؟
من... فقط حس خوبی به این قضیه ندارم
حتماً، ولی مطمئنم چیزی نیست
باشه
هی
هی
قرار بود دربارهی یه موضوعی باهات حرف بزنم
«بردفورد» گفت که مهمه
مهمه که باهات حرف بزنم
اوه، صبر کن
قرار نیست ازت بپرسم چیکار کردی
وگرنه برام بد میشه
اسمیتی! دفتر من. همین حالا
واقعاً ازش دربارهی اون... خودت که میدونی... نپرسیدم
به همه سپردی که دور و بر من نیان؟
منظورم اینه که، شاید یه چند نفری رو تشویق کرده باشم
که بذارن راحت باشی
خب، سر «اسمیتی» داد نزن. معلومه که فقط یادش رفته بود
نمیزنم
داره یه ترفیع موقت میگیره
به عنوان فرمانده نوبتِ موقت، تا وقتی که من با تو میام گشتزنی
«تیم»، من امتیاز ویژهای نمیخوام
همچین خبری هم نیست
ببین، کل کاری که «اسمیتی» باید بکنه اینه که لبخند بزنه و سر تکون بده
توی چند تا جلسهی تصویریِ «زوم»
همین الانم میکروفون لپتاپ رو قطع کردم
به عنوان فرمانده نوبت دارم بهت میگم
این کار رو برای هر کدوم از مأمورای گشتیم که برمیگشتن هم انجام میدادم
قول میدم
خیلی خب، باشه
ولی خودم میخوام انتخاب کنم که ناهار رو کجا بخوریم
نه
سلام
به نظرت حال «لوسی» خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.