Mom

Mom

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mom S06E22 720p WEB H264-XLF
Mom S06E22 720p WEB 720p WEB H264-AMRAP
Mom S06E22 720p WEB 720p WEBRip x264-ION10
Mom S06E22 720p WEB 720p WEBRip Pahe
കമന്ററി എഴുതിയത് SantaFilm
Web-rip تنظیم برای

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
720p
720
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-08-01
ഡൗൺലോഡുകൾ: 41
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

دقیقا چقدر درمورد این یارو میدونیم ؟

به قدری که یه دستگاه جوک باکس داره و قصد داره بفروشتش

خب، این چیزیه که آنلاین گفته

چی میشه اگه ما اینقد راهو تا رینو بریم و مشخص بشه که کلاهبرداره

این دیگه چجور کلاهبرداری میشه؟

که یه زوج رو وادار کنه سه ساعت رو رانندگی کنن به خاطر هیچ و پوچ ؟

"هاهاها من وقتتونو دزدیدم"

تو خیلی معصومی، انگار که با یه بچه رابطه دارم

ما میریم اونجا و اونا جوک باکس رو میارن

تو پول رو میدی بهشون

اونا میگن، محصولتون بسته بندی شده ست

میزارنش توی ون، میایم سمت خونه

و میبینیم که یه جعبه پر از شن و ماسه ست

آخه کی اینکارو میکنه ؟

این ...، اوه نه، - آره -

من با اسپیکر این کارو کردم

یه جفت رو هفتادوهشت بار فروختم

و الان اسپیکرای واقعی کجان؟ توی اتاق نشیمنمون هستن

منو میترسونی تو، با یکی ازدواج کردم که منو میترسونه

هر زوجی به حداقل یه فرد ترسناک احتیاج داره

همسایه مون، خانواده مورمون ها میترسن که درمون رو بزنن

قابلتو نداره

... حالا که حرف ازدواج کردن شد

من که نگفتم

خب من میگم

فکر نکنم بشه که یه بحثی رو بکشی وسط و بگی

هی، حالا که خودم حرفشو زدم

خیلی خب، این چطوره ؟

... یه موضوع کاملا جدید

در عجبم که چه موقع ما میخوایم ازدواج کنیم ؟

خب، چرا در عجبی راجع بهش ؟ چیزی شده ؟

نه، چیزی نشده، ما ازدواج رو به تاخیر انداختیم

چون وضعیت بار خراب بود، اما الان حتی میتونم یه جوک باکس واسه بار بخرم

- و ... - یا شن و ماسه

... منظورم اینه که

دیگه مشکلی نداریم که بخوایم تاریخ ازدواجمون رو تعیین کنیم

مگر اینکه تو مشکلی داشته باشی

واو، داری منو متهم میکنی به اینکه نمیخوام این ازدواج صورت بگیره ؟

خب، نه نمیکنم، فقط دارم شروع میکنم به نگران شدن

نگران نباش. من باهات ازدواج میکنم یه زمانی

میبینی، یه زمانی

به نظر میاد که نمیخوای باهام ازدواج کنی

پس تو منو متهم میکنی که نمیخوام باهات ازدواج کنم ؟

خب، تو درموردش خیلی هیجان نداری که

اوه، تو هیجان میخوای ؟

هوووووووو، بریم ازدواج کنیم

الان بهتر شد ؟

منظورم اینه که، یه خورده بهتر شد اما حس واقعی نداره

ای بابا، من تو هرجایی و هر زمانی باهات ازدواج میکنم

اگه این همه درگیر این کلاهبرداری

دستگاه جوک باکسه نبودم امروز باهات ازدواج میکردم

- خیلی درگیرش شدی - نخیرم نشدم

خب، ما داریم از این همه تالار عروسی رد میشیم

نظرت چیه تالار بعدی بزنم کنار ؟

خیلی هم خوب ...، همینجا بزن کنار

با یه چشم بهم زدن میرما - چشم بهم بزن -

اوه خیلی هم عالی

همیشه دلم میخواست که کنار یه ساندویچی ازدواج کنم

... ببین، همینو میگم یه بهونه از روی نا امیدی

داری سعی خودتو میکنی از زیرش در بری

من از زیر هیچی در نمیرم، دلقک جون

خیلی خب، پرحرف، بریم انجامش بدیم ؟

گورباباش، بریم ازدواج کنیم "خیلی به هم میان"

- مترجم - -- Kaslen -- - Telegram : @kaslen -

سلام تم، اوضاعت چطوره ؟- خوب نیست-

با حال خوبی از خواب بیدار شدم تا موقعی که رفتم تو آشپرخونه

و اونجا یکی از یادداشت های مارجوری رو دیدم

"فراموش نکنی که شیر رو بزاری سرجاش "دوست دارم. مارجوری

مفهوم "دوست" رو نمیفهمه مفهوم "دارم" رو نمیفهمه

و نامه ممکنه از طرف چه کس دیگه ای باشه ؟

گربه ها که نمیتونن بنویسن

و اگرم میتونستن، هیچوقت نمیخواستن که شیر رو بزاری سرجاش

منظورم اینه که، اگه مشکلی داری باهام، بیا و باهام حرف بزن

برام یادداشت ننویس انگار که ترسناکم، مگه نه؟

نه خانوم

اوه اینجارو، دختری که تولدشه اومد

باید برم بهش یه بغل بدم چونکه تولدشه دیگه

تولد هوشیاریت مبارک

آو، ممنون

شش سال کامل، همونجایی که باید از خواب بیدار میشم

اولین جلسه ت رو یادم میاد انگار که همین دیروز بود

... اومدی داخل

لطفا درمورد استفراق توی کیفم داستان نگو "حالم بهم خورد"

یه رسمه، مردم دوست دارن

همیشه کاری میکنه که احساس بهتری نسبت به خودم داشته باشم

اوووه، نگهش دار برای جشن

پس، تو میخوای یه کیک بیاری امروز، درسته؟

نه میخوام صبر کنم

مامانم با آدام رفتن رینو

خیلی مهمه که بشه بدون اونا انجامش بدم

خب، اینم یه پیشرفته. قبلنا مامانتو واسه این کنارت میخواستی

که بتونی دق و دلتو روش خالی کنی با به اشتراک گذاشتنش

قلقش اینه که همیشه بعد از به اشتراک گذاریش حرفاتو بزنی که نتونه باهات بحث کنه

یه بار سعی کرد با قرص نعنایی رشوه بده بهم که نزارم تو حرف بزنی تو جلسه

یه بار برای پرتقال اینکارو کردم

اوضاعت چطوره، تمی؟- ... خوب نیست، مارجوری-

امروز بیدار شدی ؟

آره، اما- هوشیاری؟-

...آره، اما- یه جا خواب، کار و یه دوست داری؟-

آره- پس جوابت اینه که، حالم عالیه-

فکر کنم همینطوره، عالیم

میبینی، چرا نباید مینوشت که من عالیم؟

سلام، نورا

این واسه ی توئه

چرا داری کارت تولدتو بهم میدی؟

چون میخواستم بدونی که نمیتونستم اینکارو

توی این یه سال بدون تو به عنوان اسپانسرم بکنم

و هوشیاریم بهتره به خاطر تو توی زندگیم

و حالا میدونی که واسه چی کارت دادم بهت

خب، تبریک میگم

و حالا میدونی که واسه چی کارت دادم بهت

میدونی میتونیم اینارو نگه داریم و

سال دیگه رد و بدلشون کنیم

چی؟- یه دقیقه بیا بشین پیشم-

نه،نه،نه،نه

من نمیشینم، نشستن یعنی گرفتن خبر بد

خب، میتونی وایسی اگه میخوای

و من هنوزم قصد دارم که برم مینیاپولیس

چی؟ جدی که نمیگی؟

یه فرصت عالی واسم پیش اومده

میخوام برم اونجا و بشم گزارشگر جدید آب و هواشناسی اونجا

برای شهری با ده هزار رودخونه

و بخش کوچولو موچولویی از کانادا

نمیتونی بری، من اینجام

متاسفم که توی روز تولدت اینو پیش کشیدم

اما اونا منو الان لازم دارن

حقوقش بیشتره، محیط کار بهتری داره

و آب و هوا اونجا دیوونه واره

اونا هشت نوع متفاوت بارشی دارن اونجا

هشت تا

اما، من بدون تو چیکار کنم؟

...هوشیاریت

به یک نفر خاص وابسته نیست

مشکلی واست پیش نمیاد

حالت از خوبم بهتر میشه یه بغل بده بیاد

تو که اهل بغل کردن نبودی

دارم استثناء قائل میشم

بیا دیگه

این، کار رو خیلی سختتر میکنه

بانی قول میدهی که به آدام عشق و احترام

بگذاری تا زمانی که زنده هستید؟

آره، حالا هرچی

و آدام، تو هم قول میدهی که

... به بانی عشق و احترام بگذاری- آره، تمومه؟-

ام، هنوز حلقه رد و بلد نکردین

دیگه چی ؟

فقط همدیگرو بوس کنین

آو، همونجا، دقیقا همونجا رو باید میگرفتم

یه مشکلی دارم راجع به اینکه

...دوتاتون توی عکس بیوفتید، میشه- عکسو بگیر-

گفتم که باهات ازدواج میکنم

آره، دقیقا نشونم دادی

اینقد هیجان زده بودم که تا تماس رو گرفتن توی دو ساعت

نصف خونه رو جمع کردم و از شغلم استعفا دادم

بعدش رالف اومد خونه و گفت چه خبر شده ؟

بعد فهمیدم که به بچه ئه گفته بودم ولی به همسره نگفته بودم

خوشبختانه اون درگیر نوشتن یه رمان عاشقانه جناییه

هرچی که میگم، میگه چشم

تولدم مبارک

همه متاسفن واسم

همه ترکم میکنن همه ترکم میکنن

همه کریستی رو ترک میکنن

بالاخره بهش گفتم، رالف تمام کاری که باید بکنی

اینه که رمانتو توی کافه بنویسی، که اونم تو مینیاپولیس هست

بگذریم

من دلتنگ تک تکتون میشم

اما بیشتر برا یکی دیگه دلتنگ میشی

مخلص کلام، ممنون

بیخیال بابااااا

بیاید برای نورا دست بزنیم

چجوری داری با اشتها میخوری؟

دقیقا همونجوریه که تصورش میکردم

میدونی، شاید قبلتر فقط گزسنه م بوده

یعنی باهام ازدواج کردی چون گرسنت بود؟

آه، توی پنج جا از زندگیم بود که یه ساندویچ

میتونست همه چیو عوض کنه

اما خب،اونجوری کریستیو نداشتم

حداقل یه همراه خوبم واست- همم-

یا استوقدوس

ازدواج کردم

ازدواج کردی

همه تو این ماشین ازدواج کردن

امروز خیلی واسم سخت گذشت- هووو-

اما خوشحالم

منم همینطور

مارو داشته باش، یه زوج خوشبختیم

رفیق، داریم میترکونیم

میتونیم سمینار مشاوره ازدواج بزاریم مثل انجمن هفته عقب نشینی

اونا یه مشت پولساز بزرگن

ورودیش چهارصد دلاره

و بعدشم باید کتابمو بخرن

تو که کتاب ننوشتی

خب، مگه چقدر میتونه سخت باشه؟

مثل آب خوردنیه که

که باید از یه کلیسا بدزدیش

خانومم خیلی ترسناکه

تمام چیزی که شنیدم "زنم" بود

منظورم اینه، خوشحام که تولد هوشیاریته و اینا

اما چرا نمیشد بریم رستوران همیشگی که غذای داغ و تازه داره

و همش لازانیا نیست ؟

More Farsi Persian subtitles for Mom

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left