Scorpion

Scorpion

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Scorpion S04E21 720p HDTV X264-DIMENSION
Scorpion S04E21 480p HDTV x264-mSD
Scorpion S04E21 1080p HDTV X264-DIMENSION
Scorpion S04E21 HDTV x264-LOL
Scorpion - 04x21 - Kenny and the Jet
കമന്ററി എഴുതിയത് EISHEN
زیرنویس از : مـصـطــفی || LiLMedia.TV || [email protected]

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
480p
480
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-04-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 33
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫آنچه گذشت...

‫من همین حالا این فیلتر رو طراحی کردم

‫مزه‌ی خونه رو میده

‫اگه بتونم یکی از اینا به هر آلتادینیایی بدم

‫اینجوری خودشون بخاطر مزه‌ی آب ‫انتخاب می‌کنن که از آب شیر

‫بجای آب بطری استفاده کنن

‫نگاش کن

‫حوزه‌ی انتخابی رو با علم درگیر می‌کنه

‫چطوره از لحظه استفاده کنی و ‫بری باهاش قرار بذاری؟

‫من...

‫چیزی می‌خواستی بهم بگی؟

‫می‌دونی چیه؟ یادم نمیاد

‫خب وقتی یادت اومد ‫می‌دونی که من کجام

‫بچه‌دار شدن

‫یعنی اینکه خیلی چیزا از کنترلم خارج میشه

‫سازگاری خیلی بزرگیه ‫و حس می‌کنم

‫دارم یکم از هویتم رو از دست میدم

‫سلام پتی ‫من اینو واسه تو ساختم

‫ایول ‫ممنون بچه

‫سخنرانی امشب دانشگاه کالیفرنیا

‫«حلقه‌ی فعالسازی بعنوان تعیین کننده‌ی اصلی

‫«در صحت ترانویسی دی‌ان‌ای

‫و نقشش در بیان دی‌ان‌ای»

‫اونقدرام بنظر بد نمی‌رسه

‫ترجیح میدم توی باتلاق پیش تمساحا باشم

‫پیج؟ ‫خبر بد

‫سخنرانی کنسل شد

‫احتمالا...اینجوری بهتره

‫خوشحالم که تونستی بیای

‫خیلی خوشحالم

‫خب بریم یه شب جذاب داشته باشیم

‫خیلی‌خب ‫حالا می‌تونی موتورو خاموش کنی

‫فهمیدم بابا ‫سوار موتور شدی

‫ببخشید ‫نشنیدم چی گفتی

‫- چی داشتی غر غر می‌کردی؟ ‫- گفتم که

‫داری قهوه‌م رو دودی می‌کنی

‫آروم باش

‫فقط دارم یکم خوش می‌گذرونم

‫جفتمون می‌دونیم که دروغ میگی

‫وای پسر، باز شروع شد

‫حالا که حامله نیستی ‫بدجوری زده به سرت و

‫داری کارهایی رو می‌کنی که

‫موقعی که فکر می‌کردی حامله‌ای ‫نمی‌تونستی انجام بدی

‫می‌دونی، آمیش‌ها یه کلمه هم واسه این حالت دارن

‫- بهش میگن «رامسپرینگا» ‫- من یه نوجوون نیستم

‫که مزرعه‌داری می‌کنه

‫توی روند حاملگی احساس نگرانی کردم

‫و حالا دارم خوش می‌گذرونم

‫تو توی بزرگراه تک‌چرخ می‌زنی

‫نصف‌شب میری غواصی!

‫از اون کامیون زیر بزرگراه ‫میری غذا می‌خری می‌خوری

‫اینا دیگه خطرناکه

‫تو زیاد نگرانی

‫منم همینطور بودم ‫شاید بخاطر همینه که حاملگی

‫جواب نداد

‫تک‌چرخ می‌تونه شانسمون رو افزایش بده

‫تا چندماه دیگه دوباره امتحان می‌کنیم

‫و اگه زنده باشی شانسمون زیادتر میشه!

‫حالا که حرف زنده موندن شد

‫بیا منو آزمایش کن توبی

‫من خستم ‫بی‌میل، مضطرب

‫و براساس

‫ اصول طب داخلی هریسون

‫بیماری لایم گرفتم

‫بذار یه نگاه بندازم ‫اول اینجا رو چک کنم

‫مردمک‌هات عادین

‫پالس هم منظمه

‫کله‌ت هم باد داره

‫هیچ چیزت تغییر نکرده

‫پس چرا اینقد حس بدی دارم؟

‫تو بیماری لایم نداری

‫بیماری دروغ گویی داری

‫بخاطر اینکه با فلو رفتی به اون سخنرانی

‫و به پیج دروغ گفتی ‫احساس گناه می‌کنی

‫حالا درد روحیت نمود ظاهری پیدا کرده

‫راه‌حل‌هایی وجود داره

‫الف) حقیقت رو بهش بگو

‫آره

‫اینجوری درد تو ساکت میشه ‫اما دل اونو می‌شکنه

‫پس نباید بهش بگم

‫این میشه ب) ‫که مانع دل شکستنش میشه

‫اما درد تو رو تشدید می‌کنه

‫شرایط بغرنجیه

‫واسه همینه که من هیچوقت دروغ نمیگم

‫همین حالا دروغ گفتی

‫حالا با در نظر گرفتن این حرفا ‫خودت ارزیابی کن و

‫ببین باید چیکار کنی

‫یه معادله‌ی عاطفی؟

‫نمودار تصمیم‌گیری

‫دو ستون

‫بهش بگم

‫بهش نگم

‫و سمتی که بیشترین قلم رو داشته باشه

‫نشون میده که باید

‫اون رو انتخاب کنم

‫برو پی کارت رفیق

‫در همین حین

‫بازم باید براش کادو بفرستم؟

‫کدوم کادو؟

‫ماساژور؟

‫من اینو نمی‌خوام ‫چندتا آت و آشغال دیگه قراره بفرسته؟

‫خانوم، همونطوری که توضیح دادم

‫«اسکای‌های بایز» تعداد اقلام محدودی رو

‫برای تحویل در هواپیما نگه می‌داره

‫اما امکان پس دادن نداره

‫از ماساژورتون لذت ببرید

‫واسه چی والتر آت و آشغال می‌فرسته؟

‫دادن هدیه باعث آزاد شدن دوپامین

‫و ایجاد احساس شادی میشه

‫حیف که نشد به پتی توی جشن تولدش

‫- هدیه بدم ‫- تمومش کن

‫و تونستی بری هاوایی

‫یه کوه آتشفشان رو دیدیم

‫حداقل من دیدم

‫تو داشتی توی گوشیت دنبال

‫عکسای جشن تولدش می‌گشتی

‫توی فومو غرق شدم

‫یعنی «ترس از دست دادن»

‫خودم می‌دونم فومو چیه

‫نباید مجبورم می‌کردی که نرم

‫ببین چقد بهش خوش گذشته

‫توبی میگه احساس شادی

‫می‌تونه چشم آدم رو به ایده‌های جدید باز کنه

‫مثلا؟

‫باهاش قرار بذاری؟

‫تو فقط 13 سالته

‫دقیقا

‫وقتشه رابطه‌مون رو به مرحله‌ی بعد ببریم

‫کاری رو بکنیم که بچه‌های بزرگتر می‌کنن

‫منظورت این نیست که...

‫بله

‫فیلم و ماشین‌سواری

‫چیزای مهمین!

‫گوش کن، می‌دونم از پتی خوشت میاد ‫اما بین شما دوتا

‫- فاصله‌ی زیادی هست ‫- من آی‌کیوش رو نادیده می‌گیرم

‫فاصله‌ی سنی

‫ببخشید، اما این کاریه که پدرمادرا می‌کنن

‫از بچه‌هاشون مراقبت می‌کنن

‫شاید یکم سخت باشه

‫اما بعدا بهتر میشه

‫وای، محکم بشین!

‫خب، داشتم می‌گفتم ‫ماهی‌یابی که استفاده کردم

‫شاید تونست تونا رو پیدا کنه

‫اما من بودم که کشیدمش داخل

‫کمرم هنوز مث سگ داره واق‌واق می‌کنه

‫نمی‌تونی تصور کنی که

‫کشیدن یه چیز بلند و سنگین چجوریه ‫

‫راستش چرا می‌تونم

‫ببخشید مورتی

‫چطوری رفیق؟

‫دستت رو محکم گرفتی به دسته‌ی صندلی؟

‫به لطف طوفان احتمال سقوطمون

‫از یک در 1.2 میلیون

‫رسید به یک در 1 میلیون

‫ما یبار سقوط کردیم

‫احتمال اینکه دوباره سقوط کنیم چقدره؟

‫داره زیاد میشه!

‫ببین ‫رادار رو نگاه کن

‫یه طوفان توی راهه

‫طوفانی که خلبان‌ها ازش با خبرن

‫و ازش دوری می‌کنن

‫باید مثبت فکر کنی

‫سخنرانیت خوب پیش رفت

‫افسرای ارشد ارتش از سیستم تصفیه آبت خوششون اومد

‫شاید این کمکت کنه خونسرد بشی

‫خوشحال شدم که بلیط والتر ‫واسه پرواز درجه یک رو قبول کنم

‫اما این هدیه‌ها دیگه دارن مسخره میشن

‫ممنون ‫من حاضرم هرچیزی رو امتحان کنم

‫تا اعصابم تسکین پیدا کنه

‫اینکه تسکین نیست!

‫نه!

‫توی هواپیما پس نمی‌گیریم

‫و رالف گفت که صفحه‌ی 44

‫مجله‌ی حین پرواز رو ببینی

‫«مقصد: قلب او»؟

‫یعنی اون بچه داره راهنماییت می‌کنه؟

‫- عاشق شدی؟ ‫- آره

‫عاشق زنی به اسم نانیا

‫فامیلی هم بیزنس

‫فلورنسه

‫من عینک می‌ذارم واسه خوندن منو

‫دلیل نمیشه که کور باشم

‫راستش می‌تونم تصور کنم

‫که با هم باشید

‫سعی کردم باهاش قرار بذارم ‫اما حرفمو خوردم

‫مگان یک در میلیارد بود

‫منو درک می‌کرد

‫منو پذیرفت ‫عاشقم شد

‫با وجود اضطرابم

‫بنابراین احتمال پیدا کردن دوباره‌ی چنین چیزی...

‫غیرممکنه

‫گفتم دیگه بیهوده‌ست

‫نباید اجازه بدی فکرت جلوی قلبت رو بگیره

‫فلو دختر خوبیه

‫با خودشم درگیره ‫اما بچه‌ی خوبیه

‫باید زودتر باهاش قرار بذاری

‫باهوشه

‫و مهربون

‫عجیبه

‫آره، یکمم عجیبه ‫اینم بخشی از دلبریشه

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left