ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.یهفکر باحال
چطوره دیگه 12 دقیقه صبر نکنیم .که نوبت بوسۀ بعدیمون برسه
.اینجوری نمیتونیم آخر فیلم رو ببینیم
.اوه
.هوم
.بهتره طبق برنامه پیش بریم
.بهروی چشم
.دیشب صدای اومدنت رو نشنیدم
پس حدس میزنم خونۀ کارلی .اوضاع خوب پیشرفته
.آخر فیلم خیلی قابلپیشبینی بود
،این جواب سؤال من نبود
.ولی با اینحال یهجوابی بهش دادی
وقتی همدیگهرو میبوسیم .کارلی لمسم میکنه
.دوست نداری لمست کنه
.اوه، .. چرا دوست دارم - .اوه -
ولی دوست دارم هردفعه فقط .یهجام رو لمس کنه
بهش گفتی که ترجیح میدی هردفعه فقط یهجات رو لمس کنه؟
اونم دقیقاً بههمین شکل؟
!اوه
.هرچی هست، من صد درصد پایهام
!اولین جراحیام بعنوان سرپرست تیم
!اوه - !اوه -
!شاون! این معرکهاست
!میخوام بترکونم
!اوه، معلومه که میترکونی
!اوه
:مترجمین آریا و پریسا
چطوری؟
.خوبم
ممنون که توی قضیۀ شیرهای دریایی .کمکم کردی
.من هیچوقت به جشن و مهمونی نه نمیگم
ولی میخوام قضیۀ مرگ مامانم .بین خودمون دوتا بمونه
راستش الان... نمیتونم با .حرفهای کلیشهایِ مردم سروکله بزنم
باشه، ولی این یهجورایی نشون میده .که خوب نیستیها
".به این کار میگن "انکار
فقط باعث میشه جلوی پروسۀ .تجربۀ غم و اندوهت گرفته بشه
توی پروسهی تجربۀ غم و اندوه، انکار .اولین مرحله است
واسۀ همین بهنظر خودم .دارم قشنگ پیشمیرم
.ولی ممنون بابت حرفهای کلیشهایت
.ایشون "کورتیس" هستن
بدون استفاده از طنابِ ایمنی رفته .که دودکش خونهاش رو تعمیر بکنه
شکستگی باز دوطرفه توی استخوانهای .درشتنی و نازکنی داره
.برای یهکار دو ساعته 1200 دلار میخواستن
هنوزم میتونم حرکت "هرکین .گرایند" رو انجام بدم
یه حرکت با اسکیتبورده که .باهاش پرش 180 درجهای انجام میدی
.تعادلم حرف نداره
.واکنش مردمکها آرومه
متأسفانه، وقتی چندتا کوکتل بخوری .تعادلت همچین عالی ازآب درنمیاد
.ولی من اینطوری نیستم
شش سال و سهماه و 24 روزه که
.پاک و هوشیارم
بهش آنتیبیوتیک تزریق کنین .و اتاق عمل رو حاضر کنین
.و یه آزمایش غلظت الکلِ خون ازش بگیرین
.من دکتر شاون مورفیام
.جراحِ شما
.سرطان مری، بیماری خیلی جدیایه
ولی با اینحال، بدخیم نیست و بهجای دیگهای هم متاستاز نداده
و شیمی و پرتو درمانی هم خیلیخوب .روتون جواب داده
پس با جدا کردن یه بخشی از مریتون
.میتونین از شر سرطان راحت بشین
.زیادی جوون بهنظر میای
همیشه میگم، هرچی جوونتر باشن .پس یعنی باید باهوشتر باشن
.اوه، اوه، آره
معدهتون رو بالا میکشیم و بهبخش باقیمونده و سالم مریتون وصل میکنیم
و اینجوری دستگاه گوارشتون متصل باقی میمونه
برایهمین دیگه نیازی به لولۀ .تغذیهی دائمی نخواهین داشت
،انکولوژیستم همۀ اینا رو بهم گفته بود
...ولی نمیتونستم باور کنم
...که همهچی قراره درست بشه
...ولی الان که از جراحام اینا رو میشنوم
!اوه
...ببخشید، والا فقط
سراشیبیهای زیادی رو پشتسر گذاشتم ...طلاق گرفتم، شغلم رو عوض کردم
و بعدش بالاخره تونستم واسۀ خودم یه کافه رستوران بخرم
اونم سهروز قبلاز .اینکه مشخص بشه سرطان دارم
و با خودم میگفتم که نکنه این یه .نشونهاست که دارم کار اشتباهی میکنم
.ولی اتفاقاً برعکس بود
.هنوز حرفم تموم نشده بود
...اوه، شرمنده
باید ریسکهای عمل رو .به اطلاعتون برسونم
از بین بقیه، 7درصد احتمال ،بروز مشکلات قلبی و ریوی هست
،همینطور 12 درصد احتمال عفونت .و نیم درصد احتمال مرگ
.ببینم چیکار میکنی، دکتر مورفی
.شاون خیلی شانس آورد
برای اولین جراحیش خوشاخلاقترین .بیمار دنیا نصیبش شد
.خوبه - .به لطفِ تو -
...تو اون بیمار رو واسهاش انتخاب کردی
شنیدم قبلاز اینکه جنابعالی مداخله کنی .توی چارتِ پارک بوده
نقطهضعف شاون، مدیریت .ارتباط با بیماره
.نباید سرش رو بد بار بیاری
،اگه زیاد از حد به چالش بکشیمش .از دستش میدیمش
مورفی رو؟
،اون خیلی مُصر ه .بدجوری هم مقاومت میکنه
قبول دارم که بعضیاز اشتباهاتش .اصلاً ناراحتش نمیکنه و عین خیالش نیست
.ولی این رؤیای زندگیشه
،برای همین، آره .بهنظرم از دستش میدیم
.هفتۀ بعد حسابی بهش سختگیری میکنم
.خیلیخب، کورتیس، دیگه باید بریم
کورتیس، خدای من، حالت خوبه؟
دارم فکر میکنم کاش همون .پیمانکاره رو خبر کرده بودیم
.الان افکارش معقولانه نیست
.سطح الکل خونش 0/9 ه
.حتماً توی آزمایشتون اشتباهی پیش اومده
.وقتی اومدی اینجا کاملاً مست بودی
.این امکان نداره. کورتیس الکل نمیخوره
.اینو توی چارتش ذکر میکنیم
.باید ببریمش اتاق عمل
سافتبال بازی میکنی؟
،اه، سال سوم دبیرستانم
.مجموع امتیاز پرتابهام 2/95 بود
.اوه پس زنم یهپرتاپگر حرفهایه
.باورم نمیشه تو همسر منی
.تا وقتی مرگ مارو از هم جدا کنه
.آره
.اوه، "والی" رو پیدا کردی
اسم هم واسهاش گذاشتی؟
.منه PPK32 آره، این تفنگِ والتر مدل
.چه روزایی که باهم داشتیم
گلوله توشه؟
مگه مشکلی داره؟
چون من... میذارمش ،توی کشوی میز کنار تخت
توی گاوصندوق اسلحهام .رمزشم 9-5-3-7 ه
.قرار نیست این یادم بمونه
.نمیخوام هم یادم بمونه
،اگه قراره باهمدیگه زندگی کنیم
باید سر یهسری موضوعات .باهمدیگه سازش کنیم
استرس داری؟
ترس و وحشتت چقدر بده؟
.من ترس و وحشتی ندارم
تاحالا توی 6تا عمل ریسکشن مری ،حضور داشتم و کمک کردم
و تمامشون هم بدون هیچ عوارض .و مشکلی انجام شدن
.پس بعیده خرابکاری کنی
.ببخشید
فقط یهذره ناراحتم
،چون اولش پروندۀ این بیمار دستِ من بود
و الان توی بهترین حالت، من میشم .نفر سومی که بهجراحیش میرسه
.ولی واست خوشحالم
.جدی میگم
.خودمم واسۀ خودم خوشحالم
.یهبافت اِسکار خیلیبزرگ داره
و باعث شده معدهاش به .جدار قدامی شکمیاش بچسبه
بهش گفتم که لولۀ تغذیهی دائمی .لازمش نمیشه
.ولی لازمش میشه
باید به یهآشپز نوشکوفا بگیم که .دیگه هیچوقت نمیتونه غذا بخوره
یعنی چه عکسالعملی نشون میده؟
.نمیدونم
...بد، ولی جزئیات رو
.تو باید بهش بگی
اون بیمار توئه. وظیفۀ توئه .که بهش بگی
.من ارتباطم با بیمارها خوب نیست
،اگه خیلی ناراحتش کنم
.ممکنه دیگه نخواد من جراحیاش رو انجام بدم
،اگه حاضر نیستی همچین ریسکی بکنی
پس باید بیمارت رو واگذار کنی .به پارک
نه، من نمیخوام بیمارم رو به دکتر پارک .واگذار کنم
.پارک موضوع رو به بث میگه
.و، شاون، هنوزم جراحی رو خودت انجام میدی
.دریل
ضربان قلبش رو میبینی؟
.فیبریلاسیون دهلیزی» با ضربان کنترل شده»
.توی پروندۀ پزشکیاش نبود
بعد از عمل، برو راجعبهش .از زنش بپرس
احتمالاً یکیاز نشونههای .مصرف زیادِ الکله
که دربارهاش بهمون دروغ گفت .و زنه هم میگه حرفش رو باور میکنه
یعنی زنه هم داره انکار میکنه؟
.وقتی بچه بودی هم جراحی انجام دادی
.وقتی نوزاد بودم. من حتی یادم هم نمیاد
یه بافت اِسکار با ...اندازۀ قابلملاحظهای هست
که بیش از اون چیزیه که در .حالت عادی انتظارش رو داشتیم
.که باعث تغییری توی برنامۀ جراحیمون شد
چطوری؟
.دکتر مورفی به این سؤالتون جواب میده
...نه، دکتر لیم گفتش که
.ادامه بده. دکتر مورفی
.تو رو خدا یکی بهم بگه دیگه
،نمیتونیم معدهات رو بالا بکشیم .برای همین باید برات لولۀ تغذیه کار بذاریم
.وتا آخر عمرت باید ازش استفاده کنی
خبر خوب اینه که این جراحی ،خیلی سادهتره
برای همین روند بهبودیات بعد از عمل .کوتاهتره، بین 3 تا 5 روز میشه
.سلام
کسی از شماها اسلحه نداره؟
کسی هست که میخوای "ترتیبش داده بشه"؟
من هنوز هفتتیرِ موقعِ .خدمتم توی نیروی پلیس رو دارم
.دارم Sig P365 منم یه کُلت
و اونوقت کسی از شماها الان یا قبلاً
راجعبه همین قضیه با پارتنرش مشکلی نداشته؟
،بعد از اینکه پسرمون بهدنیا اومد یهویی زنم از اینکه
.اسلحۀ گرم توی خونه باشه، بدش اومد
و یهشب، دیروقت رسیدم خونه و
دیدم واسم یه پرزنتیشن پاورپوینتی .آماده کرده
یهپاورپوینت 90دقیقهای از آمار .خطرات نگهداری اسلحه توی خونه
حالا گذاشتمش داخل یهکمد .توی محوطۀ تیراندازیام
دنگوفنگش زیاده .ولی خوشم اومد
منم یه دوستپسر داشتم که از اینکه .من تفنگ داشتم حس ناجوری داشت
،منطق و این چیزا هم حالیش نبود .منم برخورد احساسی نشون دادم
،بهش گفتم که اصلاً باهاش شلیک نمیکنم
و بهعنوان یهزن وقتی حملش میکنم .بهم اعتماد بهنفس میده
.منم با یهپسری که تفنگ داشت زندگی میکردم
.مجبور شدم از گزینۀ همه یا هیچ استفاده کنم
یا باید اون تفنگ .میرفت پیکارش یا خودش
No comments yet. Be the first to leave one.