ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
عزیزم، اصلا تعجب نکردم
هنوز توزیع نشده، کسی ندارتش
شاید بلاخره ملکه فهمیده کیه
امیدوار بودم درمورد نامزدیم بنویسه - من امیدوار بودم درمورد لباس جدیدم بنویسه -
...ای کاش
کرسیدا کاوپر؟
!اون موطلایی سخنچین
مطمئنیم که اونه؟
کاملا منطقیه
اگه منم مثل دوشیزه کاوپر اینقدر سنم بالا رفته بود
روی میآوردم به نوشتن تهمتهای ناجوانمردانه
خیلی بیرحمه
مشخصا طفلکی رو بد تربیت کردن
اگه من جای مامانش بودم ازخونه بیرونش میکردم
خودِ شیطانه
بهنظر من که نابغهست
بیصبرانه منتظر نسخه بعدیش هستم
با مقایسه و تشبیه کردن شیطان
به کرسیدا کاوپر به شیطان توهین نمیکنم
یکی از اونها دروغگو و متقلب
و خبیثترین موجود دنیاست
و این نویسنده شناختی از اون یکی نداره
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
یکی اومده دیدنت
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
پن
کالین
حالت خوبه؟ نگرانت بودم
خوبم، کالین
ولی بهتر اینجا نباشی، شاید واگیردار باشه
اینجا بودن رو به هرجای دیگه ترجیح میدم
میدونم یه چیزی توی دلت هست که میخوای بهم بگی
ولی با کمال میل صبر میکنم تا وقتی آماده بودی بهم بگی
حالا هر احساسی که داری
الان نمیتونم درموردش حرف بزنم
تو کاری نکردی که باعث غش کردنم شده باشه
بهخاطر کرسیدا کاوپر و ادعای جنون آمیزش که ویستلدانه
واقعا فوقالعادهست
بعد از این همه نوشتههای تند و نامهربانانهش درمورد من و تو وخانوادههامون
اومد هویتش رو توی مهمونی نامزدیمون فاش کرد
کرسیدا عادت داره چیزهایی که مال بقیهست رو به اسم خودش تموم کنه
بهنظرت واقعا خودشه؟
همیشه تصور میکردم لیدی ویستلدان کمی... باهوشتر باشه
بهتره دیگه بذارم استراحت کنی
ولی قبل رفتنم، یه چیزی برات دارم
جواهرساز تازه تمومش کرده
...اوه
کالین، خیلی قشنگه
با اینحال نصف زیبایی تو رو هم نداره
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
این جوهرها چیه روی دستت؟ مینوشتی؟
آره... نامه مینوشتم
تا خبرِ مسرتبخشمون رو بقیه بگم
البته
میذارم به کارت برسی
روز خوش، دوشیزه فدرینگتون
البته فعلا
« بریجرتون »
به لرد گریر قول یه عروس آفتاب مهتاب ندیده رو دادم نه یه نویسنده زرد
پیشنهاد ازدواجش رو پس گرفته
واقعا؟
الان وقت خندیدن نیست، دختر
اگه فکر کردی میتونی توی خونهم به کارت ادامه بدی
و آبروم رو خدشهدار کنی سخت در اشتباهی
میفرستمت با عمه جو زندگی کنی
بابا، این کار رو نکن عمه جوآنا توی ولزه
دقیقا، اونجا میتونی درمورد گوسفندها شایعه نویسی کنی
کرسیدا، باید اظهاراتت رو پس بگیری
میتونیم بگیم بانوان بریجرتون خیلی بهت شراب دادن
و مستی هوش از سرت برده بود
حرفم رو باور نمیکنی؟
دخترم رو میشناسم
لیدی ویستلدان نویسنده زیرکیه
تو استعدادهای زیادی داری ولی زیرکی بینشون نیست
،دوشیزه کرسیدا کاوپر
به فرمان علیاحضرت ملکه به قصر احضار شدین
اومدیم اخباری رو به عرضتون برسونیم بانو دنبری
اوه
داریم بار رو میفروشیم
خبر خوبیه
همیشه خیلی خوشحالم میکنه وقتی مردم به توصیههام گوش میکنن
و این تصمیم درستیه، آقای موندریچ
خشم علیاحضرت متوجه کس دیگهایه
ولی هر لحظه ممکنه تغییر کنه
البته
نمیخوایم با زیر پا گذاشتن قوانین توجهات رو بهسمت خودمون معطوف کنیم
!چرت نگو
باید توجهات رو سمت خودتون معطوف کنین اون هم به بهترین وجهش
با برگزاری مراسم رقص
درسته پیروی از قوانین الزامیه
ولی اگه میخواین بازی رو ببرین
باید پیشتاز باشین
وگرنه همیشه باید موضع دفاعی داشته باشین
هوم؟
خب... اوم
خوب ما میزبانهای درجه یکی هستیم
!ها
اوم
لرد اندرسون
بانو بریجرتون، ببخشید سرزده اومدم
در واقع کلاهم رو... فراموش کرده بودم
ممنون
...همینطوری
از این طرفها رد میشدین؟
آره، فکر کنم میتونستم یکی از خدمتکارها رو بفرستم این رو بگیره، نه؟
ولی اونوقت دوباره نمیتونستم ببینمت
خب، ممنون بابت این شبِ دلپذیر
خب، شب بینظیری بود
مگه نه؟
چهطوری؟
سوای سردرد خفیف، خوبم
تو چهطوری؟
حتما متوجه شدی یهکم میونهی من و خواهرم شکرآب بود؟
شاید
هرچند به من ربطی نداره - فکر میکنم بتونیم حلش کنیم -
دلخوریهای زمان کودکی معمولا تا بزرگسالی هم کش پیدا میکنن
خواهرم فرزند اول خانواده بود
ولی تو پسر اول خانواده بودی
ولی الان دیگه بزرگ شدیم
مسلما راهی برای بهبود رابطهمون هست
مطمئنم راهی پیدا میکنین
ممنون
بهتره برم تا در آرامش سردردت رو التیام بدی
ولی امیدوارم به زودی ببینمت
به همچنین
عاشق صورتیهایی - رنگ صورتی رو دوست دارم -
!ولی ماکارون شکلاتی رو دوست دارم، بندیکت
قبلا بهت گفتم این دوتا رو میخوام
نه، نمیشه دوتا بخوری - ...ولی گفتم -
همین امروز صبح سهتا خوردی - نخوردم -
خودم طبقه پایین دیدمت - یکی خوردم -
حقیقت نداره - گرگوری دیدت -
داری دروغ میگی، چرا دروغ میگی؟
دروغ نمیگم - چرا میگی -
!گرگوری - چیه؟ منم شکلاتیهاش رو دوست دارم -
...من - من میخواستمشون -
راهحلش رو پیدا کردم
کار امروز رو به فردا نمیشه سپرد - مشخصا سر خانوادهت خیلی شلوغه -
بذارشون سرجاش، بس کن
تو چرا دخالت میکنی؟ - نمیتونین تقسیمش کنین؟ -
همیشه همینطورن باید بپری وسط حرفشون
فکر نکنم اصلا صدام رو بشنون
همین صبح سهتا ماکارون شکلاتی خوردی - نخیر نخوردم -
!ببین. ببخشید
من طاعون گرفتم و چون پیشم بودین به شما هم سرایت کرده
...من
سهتا ماکارون موزی میدم یه شکلاتی میگیرم
عمرا - کارت کلاهبرداریه -
خیلی نامعقول بود - لطفا -
...چرا نه؟ گرگوری ، تو نمیتونی تو چرا دخالت میکنی؟
خیلیخب
!خانواده
ممنون
جان میخواد از طرفمون خبر کوچکی رو اعلام کنه
چیز کوچیکیه واقعا
...اوم
قراره ازدواج کنیم
...خدای
!تبریک میگم
عالی، احسنت
آخرین ماکارون مال تو
اوه، عزیزم
خوشگلترین عروس دنیا میشی
خب، به قشنگی دافنه و کیت و پنهلوپه
واقعا خوشحال شدم زوج زیبایی میشین
ممنون، مامان
برای خرید لباست امروز باید بریم لباسفروشی
هرچی به وقتش
بهخاطر ماکارون شکلاتیها ترش کردی؟
میدونستی اون لیدی ویستلدان بوده؟
امروز با پنهلوپه حرف زدی؟
آره، اینکه دوشیزه کاوپر هویتش رو فاش کرده بدجوری داغونش کرده
بگو که نمیدونستی
نه
درمورد کرسیدا نمیدونستم
هوم
دوستیمون قبلا تیره شده بود ولی این اتفاق ممکنه پایانی براش باشه
امیدوارم
باتوجه به چیزهایی که نوشته اگه میدونستی
باهاش دوست نمیشدی
تو خیلی از دست ویستلدان شکار بودی
چی کار میکنی؟
بخشی از من دوست داره با چنگک به خونهش حمله کنم
و تو اگه ازم بخوای حتما این کار رو میکنم
ولی حقیقته اینه
اتفاقاتی که اخیرا افتاده باعث شده نرمتر بشم، فکر کنم
منظورت چیزهایی که بین تو و پنهلوپه اتفاق افتاده
میدونم دوست نداری این رو بشنوی ولی واقعا متحیر کنندهست
که چهقدر سریع یه نفر میتونه تموم فکر و ذکرت بشه
الان چیزی برام مهمتر از آسایش اون
و آیندهمون کنار هم نیست
شاید بتونم شرِ لیدی ویستلدان رو کم کنم
تا دیگه نتونه گزندی به هیچ کدوممون بزنه
با دوشیزه کاوپر حرف میزنی؟
با شخص نویسنده
...میخواستم بهش بگم، من
ولی نگفتی
و وقتی زمانش شد
منم بهش نگفتم
چون الان میبینم که حقیقت کالین رو نابود میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.