ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
صدا کردن گوسفندا؟ اره - صدا کردن گوسفندا؟ اره - بگي ييها؟
نه ، هيچ گاوچروني دخالت نداشت
نکته خوبي بود، اين صدا براي صدا کردن گله گاوه
"نه ، اين صدا کردن گوسفندا بود، به روش اهالي "هاليفاکس شمالي
پس فقط يه گوسفند بود و سه تا جوون که فضا بودن
لعنتي
اينو نگاه
من اون سگ ها رو فراري دادم. چايي ميخوري؟
اره، چايي خوبه.مرسي
نزدي؟ - اونا داغونش کرده بودن، مجبور بودم -
هيچ راهي نبود که زنده بمونه و
معلوم بود که داره زجر ميکشه
تو کل "کالدرديل" يه دامپزشک نبود؟
پس زدي؟ - خوب برنامه همين بود -
شير و شکر هم ميخواي ....؟
نه، اره.مرسي
اره، دو تا قاشق شکر
يه قاشق
مرسي
.... و اين صدا دراومد، مثل
خدا ميدونه، و بعدش من مجبور شدم دوباره بزنم
.... چون هنوز زنده بود وبعد دوباره
بعد از اون ديگه مشکلي نداشت
مشکلي نداشت يعني مرده بود ديگه؟ - خيلي خوشحالم که فکر ميکني اين کار بامزه بوده -
نميدونم چطور اينکارو کردي - کشاورز نمي خنديد -
اونا اصلا نميخندن، ميخندن؟ خودت گفتي
اولين بار نبود
جوونک ها از اونور املاک ميان
معلوم هم نيست چي زدن و يکي با خودشون ميبرن
واقعا؟ به نظرتون ميبرن چيکار کنن؟
بفروشن،بخورن. خدا ميدونه - اونا روانين، مهندس که نيستن -
اونا رو ميبرن براي زائيدن نه خوردن. گوشت مثل چي سفت ميشه
اونا که اينو نميدونن، ميدونن؟ اونا احمقن
اتفاقي که بعدش افتاد واقعا باحال بود. البته از نظر من باحال بود
من برگشتم پايگاه و يه ساعت بعد شايد هم يه ساعت و نيم بعد
يه بار ديگه زنگ زدن
کاترين"؟" - جويس"؟" -
فکر کنم وارد "منطقه نيمه روشن" شديم
به نظر چرت و پرت و مسخره مياد - صدمه ظاهري ندارن -
اونا مسموم شده بودن
خوب باشه، منظورم باحال نبود. بيشتر منظورم کنايه دار بود
معلومه
نيکي بکستر" دامپزشک اهل "بولتون برو" قبل از اينکه اونا فکرش بکنن"
اومد و يه تزريق مرگ بار به گوسفنده کرد
من فکر ميکردم کار تموم شده، اما خدا ميدونه
نبايد همچين فکري ميکردم
از گوسفند داشت "پنتوباربيتال" ميچکيد
و حدس بزن چي شد؟ سگ ها
حالا چه همونايي بودن که گوسفند ها رو داغون کرده بودن
يا يه دسته جديد بودن، تصميم گرفتن يه دلي از عزا دربيارن
و اون لحظه اون قدر ماده شيميايي تو بدن گوسفند بود
که نصف "هادرسفيلد" رو از پا بندازه
ديگه يه مشت حيوون وحشي که هيچ - خداي من -
در هر صورت، به من در مورد اين بچه هايي که از همون اول
اين کارها رو با گوسفندا ميکردن خبر دادن
شما ادم نيستيد نه؟ - با مني؟ -
ما فقط دلمون کباب شام يکشنبه ميخواست امروز چهارشنبس براي مامان اون
اون از دوشنبه شيمي درماني رو شروع ميکنه عوضي
گوش کنن ببين چي ميگم گوزمخ
اين من بودم که مجبور شدم اون گوسفند از زجر کشيدن راحت کنم
به خاطر تو، پس واسه من از ادميت نگو - ولم کن -
من ميتونستم يه چند تا فحششون بدم و اجبارشون کنم که
"از اينجا برن تا به اقاي "کامرون
و خانم "مي" کمک کرده باشم که پيغامشون برسونن
اما اونا تو تست گرايش نمره هاي خيلي پاييني گرفتن
و همون موقع بود که ...... من اون بو رو حس کردم
ميخوام بگم بو
اما خدايي بو حق مطلب رو ادا نميکنه
ميتونست هر چيزي باشه
ماهي، مرغ، هر چي. اما هر چيزي که بود بد بود
زيرنويس از حسين سرخيل عضو تيم ترجمه TVCenter
با اون پلي استيشن بازي نکن "بن"، چايت امادس
نوبت منه، بازي نيست - داره گريه ميکنه؟ گمشو -
جان" ميشه بهش بگي دوباره روشنش نکنه؟ فحش نده"
باز نميشه - شنيدي مامانت چي گفت -
نه پنج دقيقه قبل از چايي خوردنت
اگه اون زماني که قرار بود بياد ميومد
الان نوبت من شده بود
و فقط حرف مامانت نيست، بابات هم گفت
اينجا زندگي کردن مزخرفه - مگه نگفتم فحش نده -
پول تو جيبيش بده - تو فقط اذيت ميکني، حتي وجود هم نداري -
نميدونم چرا نميتوني تو نوبت وايسي
ما قبلنا يه سيستم کارامد داشتيم که وقتي ملت گير ميکردن جواب ميداد
هنوز هم داريم - هيچ موقع جواب نداده مامان -
من اصلا چايي نميخوام
اينجا چيکار ميکني؟ - تو 5 روز گذشته 16 بار بهت زنگ زدم -
... پيغام دادم - تو نميتوني بياي اينجا -
فکر ميکردم مردي. فکر کردم تصادف کردي
ميدوني، من دوست ندارم اينکارو بکنم جان
دوست ندارم بيام اينجا، تهديد کنم که درت ميزنم
اما وقتي جواب تلفن ها و پيامهات نميدي چه توقعي داري؟
مردم يه چيزهايي رو ميفهمن، خر که نيستن
ببين، سرم شلوغه. زير کار شديديدم
من کار 15 نفرو انجام ميدم، اصلا نميدونم امروز چه روزيه
اما تو نميتوني اينجا باشي - من سه هفتس که درست درمون نديدمت -
و بعدش هيچي. 5هفته و هيچي
تو داري بزرگش ميکني، زيادي چرت و پرت ميخوني
خوب ملت ميخونن - اين ملت کيان؟ - من -
من بايد زنگ ميزدم، بايد پيامک ميزدم.متاسفم
تا وقتي که تو خوب باشي
تا وقتي که خبري نباشه
من خوبم، چيزي نيست. فقط زير کوهي از کار موندم ، همين
صبح بهت زنگ ميزنم، باشه؟ ... اولين کارم تو صبح
خوب احتمالا عصر - من دلم برات تنگ شده ، همين -
عاشقتم
باشه، بهت زنگ ميزنم
کاترين ما روز کاريه هيجان انگيزي داشت - ... اره ، اون-
يه جسد پيدا کرده
چي؟ - يه جسد پيدا کرده -
اين براي يه پليس غير عاديه؟
مگه کار هر روزشون اين نيست؟
حقيقتا نه. فقط يکي پيدا کرده
فکر نکنم قبلا چيزي پيدا کرده باشه
به جز موقعي که "بکي" مرد
حتي اون موقع هم "ريچارد" پيداش کرد
کي بود؟
فکر کنم خيلي بد متلاشي شده بوده
حتي نتونستن جنسيتش مشخص کنن
در مورد فردا فکر کردي؟
فکر ميکنم داري اشتباه ميکني - ما ميدونيم تو چه فکري ميکني -
تو داري يه کاره جديد شروع ميکني بايد حواست بهش باشه
بابا نميخواد من بهشون ملحق بشم
12هفته گذشته رو تحت تمرين بودم، محض اطلاعات
هر چيزي که اونا تو اموزشگاه بهت ياد دادن فراموش کن
چون هيچ کدوم تو دنياي واقعي به کارت نمياد
جلوي بقيه منو کاترين صدا نکن، بگو گروهبان نه خانم
به مفتش "تيلور" بگو قربان تا وقتي که جاي پات محکم بشه
بعد ديگه ميتوني بهش بگي رييس
خواهي فهميد که با اون هم عقيده نيستي ، اون شربت ليمو دوست داره
يخورده خودش براي خانوم ها لوس ميکنه
اما اگه محکم اومد جلو ، بذار کارش بکنه
و با جويس خوب باش، اون همه چيز و همه کس رو ميشناسه
و اگه تند بري شتر ديدي نديدي ميکنه
اگه چيزي نفهميدي از من بپرس ، از اون بپرس ، از همه بپرس
اما اگه جوابي گرفتي که خوشت نيومد از بقيه هم نپرس
به غريزت اعتماد کن
از نظر من دو نوع عقيده هست، درگيري، فرار
و اونجوري که تو از اون سردابي که توش بودي جون سالم بيرون بردي
ميدونم که کدومش انتخاب ميکني ، پس به خودت باور داشته باش
اسمارت بوک خودت داشته باش وگرنه چيزي نداري
صبحتون بخير خوش شانس ها
يه نيروي گشتيه جديد بهمون اضافه شده
اين "ان گالاگر"ه. يه سرياتون ميشناسيدش
ميخوام کاري کنيد که احساس راحتي کنه.بشين
امروز آن با توهه
پس من چي؟ - واسه تو برنامه دارم -
من گيلاسم
جويس، ما قبلا خونه اون همديگرو ديديم
اگه چيزي خواستي من اونجا جلوي پيش خوانم - چه برنامه هايي؟ -
گوشات باز کن تا بفهمي
دوست دارم و ميرم
"هميشه يکي هست. عصر بخير آقاي "تکلي - متاسفم گروهبان -
بچه داره دندون درمياره
اول از همه ، خودتون ديديد که جاي پارک واسه ماشين نيست
چون يه جلسه بررسي قتل داريم
که مربوط ميشه به جسدي که پيدا شده، جسدي که من پيدا کردم
پس شايد امروز اماده باشتون باشه، شايد فردا
شايد کل هفته، به صورت پخش
چون احتمال داره بگن گشت خونه به خونه بکنيم
عاشق اشتياقتونم
پس امروز ، دوربين هاي مداربسته يه اولويتن
دوربين هاي مدار بسته مقامات محلي
و دوربين هاي شخصيه مناطق همجوار
من گشت خونه به خونه ميخوام، تمرکزتون بذاريد رو ارتفاعات
هر خونه اي که از بالا به گاراژي که جسد پيدا شده ديد داره
جان، بهت وحي ميشه
يا اينکه ميخواي بنويسي؟ ببخشيد
معلوم شد DNA هويت
مقتول " لين دوهرست" ، 45 ساله ، ادرس
خيابان بيتمن 10 ، کينگ کراس
محکوميت به خاطر دزدي از مغازه و کلاه برداري
مايک" ميشه همين الان تيمت بفرستيم اونجا؟"
امنش کنيد تا من يه تيم جستجو بفرستم - لين دوهرست؟ -
تو ميدوني کيه، نه؟
خداي من
صبح بخير
صبح بخير صبح بخير
صبح بخير
اون جسدي که تو ديروز پيدا کردي؟ - خوب؟ -
مامان "تامي لي رويس"ه
نه بابا
يکي از اعضاي جلسه ميخواد اول با تو صحبت کنه
و جزييات بيشتري بگيره
تو بايد بهشون بگي که ميشناسيش - باشه -
چند وقته مرده بوده، ميدونن؟
تخميني 5 يا 6 هفته
زمان مرگ، اون موقع
نميتونن دقيق تر از 3 يا 5 هفته بگن
همين الان يه تيم جستجو خونش بفرست، ببين چي پيدا ميکني
تامي
پا نشو
چي نگاه ميکني؟
... فقط
چرت و پرت
.... اشکال نداره من
بشينم؟ ...
ميشه صدا رو کم کنم؟
به نظر اشفته مياي
خيلي خوب
... خوب
No comments yet. Be the first to leave one.