Woodshock

Woodshock

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Woodshock 2017 LIMITED 720p BluRay x264-DRONES
Woodshock 2017 LIMITED 1080p BluRay x264-DRONES
Woodshock 2017 LIMITED BDRip x264-DRONES
Woodshock 2017 BRRip XviD AC3-EVO
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
► NOTION مترجم: عـرفان ◄

ടാഗുകൾ

bdrip
bdr
x264
BDR
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-11-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 25
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 191 വരികൾ.

‫یادته قدیما باهم توی جنگل بازی می‌کردیم؟

‫اون تابستون گم شدم.

‫وقتی برگشتم، شما رفته بودین.

‫وقتی منو پیدا کردن ‫زیاد دلم نمی‌خواست برگردم.

‫مطمئنی می‌خوای اینکارو بکنی؟

‫فکر نکنم...

‫بدون تو...

‫از پس این کار بربیام.

‫"کیس" گفت درد نداره.

‫ممنون.

‫نمیشه گفت تلاش خودمونو نکردیم.

‫- "چراغ راهنما، چراغ راهنما". ‫- آره.

‫یه نفرمون باید قبل از نیمه شب ‫از اینجا بره بیرون.

‫آره، حتماً.

‫والت؟

‫والت!

‫باز پولم رو خورد.

‫لعنت.

‫لعنت، لعنت.

‫یکی دیگه؟

‫# صدف دریایی #

‫# ریزش برگ‌ها #

‫انگار دارین جشن می‌گیرین.

‫ترفیع گرفتم.

‫تریسا گفت شما بچه‌ها یه خورده ‫پول نقد لازم دارین.

‫التماس کرد بعد از کار برم دنبالش.

‫عالیه.

‫باشه.

‫# نمی‌خواهم بازم با این شب مواجه شوم. #

‫خوشحال میشم اینکارو بکنم.

‫# چراغ راهنما. #

‫هی، کیث. ‫امشب رو بیخیال شو، رفیق.

‫# که اون شب‌ها مرا راهنمایی می‌کند. #

‫ذهنمو می‌خونی.

‫فرصت نشد امروز از خونه برم بیرون.

‫همچی رو باز کردی.

‫تقریباً.

‫احتمالاً تا قبل از جابجایی...

‫چند روز دیگه هم تمیزکاری کنم.

‫فردا میان وسایل مامان رو میبرن.

‫هی، می‌تونم برم یه جای دیگه.

‫اون می‌خواست ما اینجا باشیم.

‫خودش بهم گفت.

‫پولای که مخفی کرده بودی رو پیدا کردم.

‫اون...

‫لازم نیست نگران باشی.

‫با ریک حرف زدم.

‫حقوق بیشتری بهم میده.

‫من نگران حقوق تو نیستم.

‫واسه بُرش یه درخت خیلی بزرگ ترفیع گرفتم.

‫تا حالا یه همچین چیز بزرگی رو نبریده بودیم.

‫حداقل نه تا زمانی که من اونجا کار می‌کردم.

‫ساعت‌ها طول کشید.

‫تا حالا پشیمون شدی؟

‫کی همچی رو میبُری؟

‫بعضی‌اوقات.

‫تریسا، کیث هستم.

‫دیشب با نیک بودم.

‫خیلی...

‫هی، کی برمی‌گردی سر کار؟

‫بدون تو هیچی مثل قبل نیست.

‫من...

‫من کار خیلی بدی کردم.

‫چندتا احمق اون همه پول رو گذاشتن توی اون ماشین ‫اونم قبل از اینکه من...

‫سعی کردم باهات تماس بگیرم.

‫صدامو میشنوی؟

‫هی. تریسا؟

‫# ما توی همان ساختمانی هستیم ‫که توش بزرگ شدیم. #

‫- سلام، کیث. ‫- سلام، رفیق.

‫# مثل تو. #

‫چیزی خواستی بهم بگو، باشه؟

‫از کجا می‌تونم از اینا پیدا کنم؟

‫این یکی رو خودمون ساختیم. ‫جادویی‌ـه.

‫عالیه.

‫حالت خوبه؟

‫# مثل تو. #

‫- می‌خوای بوش کنی؟ ‫- آره، حتماً.

‫خواهش می‌کنم بهش دست نزن.

‫آره.

‫خیلی‌خب. ‫کارتت رو بهم بده.

‫# منو به برق وصل کن و روشنم کن. #

‫# اون همچی داره حرکت می‌کنه. #

‫یه جورایی عجیبه، ولی...

‫بعضی‌وقتا شبیه مامانت میشی.

‫- سلام، رفیق. ‫- سلام، اد.

‫اوضاع چطوره؟

‫هی، میگذره.

‫زیباست.

‫ممنون.

‫می‌دونی، قدیم اینجا گل فروشی بود.

‫واقعاً؟

‫زنم واسه عروسی‌مون ‫از اینجا گل گرفت.

‫اوه.

‫همچی درست میشه.

‫اد...

‫درد نداره.

‫درد نداره.

‫نمی‌تونه بیشتر از وضع الآنم درد داشته باشه.

‫پس چه آماده باشه چه نباشم ‫باید همین‌الآن اتفاق بیوفته.

‫باشه.

‫تریسا چطوره؟

‫از وقتی که مامانش مُرده اینجا ندیدمش.

‫اوه، خوبه.

‫تریساست دیگه، می‌‎دونی.

‫بعداً برمیگرده.

‫- مواظب خودت باش. ‫- باشه.

‫خبری از علف مفتی نیست؟

‫- امشی نه، رفیق. ‫- باشه، باشه.

‫می‌دونی چیه، اد؟

‫دودش نکن.

‫خیلی زرنگی، اما دوست دارم.

‫الو؟

‫واسه سر کار اومدن یه خورده دیر وقته.

‫آره.

‫اما دیگه اومدم، درسته؟

‫آره، حله.

‫هی، می‌خوای امشب بیای خونه‌ی مایک؟

‫یکم شاد بشی؟

‫مایک؟

‫خبر نداشتم برگشته.

‫خواهش می‌کنم.

‫یالا.

‫نمی‌دونم...

‫مطمئنم نیستم فکر خوبی باشه.

‫نمی‌خوای بذاری که تنهایی ‫اون همه عشق‌و‌حال کنم، درسته؟

‫می‌خوای تنهایی برگردی خونه‌ی مادرت؟

‫یالا.

‫همه خوشحال میشن تو رو ببینن.

‫قدم رنجه میفرمایید؟

‫خوش می‌گذره.

‫چه خبر، خانوما؟

‫سلام.

‫- سلام، کیث. ‫- سلام، رفیق.

‫- خوبه، بچه‌ها کجان؟ ‫- داخل.

‫بچه‌ها؟

‫عمو کیث اومده!

‫پسرا؟

‫قراره پولدارم کنید!

‫بیاین بیرون!

‫آره، آره.

‫- ما رو امروز پولدار می‌کنی؟ ‫- آره!

‫بازی رو بلدی، درسته؟ ‫- آره!

‫سی ثانیه وقت داری.

‫یک، دو...

‫اوه، کجا رفت؟

‫پول کجاس؟

‫اینجاست!

‫یه روزی بچه‌دار میشم.

‫اما اولش باید یه زن پیدا کنم.

‫موفق باشی.

‫- سلام. ‫- جانی؟

‫کیث.

‫اوه، چه خبر، عزیزم؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره.

‫مشروب می‌خوای؟

‫آره. اینجا چی داری؟

‫- لیوان داری؟ ‫- آره، فقط...

‫- تریسا، توئم می‌خوای... ‫- نه.

‫چی می‌خوای؟ ویسکی؟

‫ویسکی می‌خوای؟

‫- می‌خوام یه خورده بخورم، توئم میخوای؟ ‫- آره.

‫- رفیق. ‫- عالیه.

‫خب چه خبر؟

‫ام، صبر کن.

‫فقط...

‫چیه؟ هان؟

‫- یه گندی زدی. ‫- آره.

‫یه گندی زدی.

‫وای، نما روببین.

‫خانوما.

‫می‌دونی...

‫بابت مادرت واقعاً متأسفم.

‫کیث بهم گفت چه اتفاقی افتاده.

‫تا حالا با اونا بودی؟

‫آره، با بعضی‌هاشون.

‫اما، نه اونقدرا.

‫ازشون خوشت میاد؟

‫نه.

‫جانی؟

‫بله؟

‫می‌خوای بیای پایین چندتا شمع روشن کنی؟

‫نه، نمی‌خوام، رفیق.

‫شمع کیک تولده. ‫تریسا؟

‫خودت تولد بگیر.

‫خیلی‌خب. باشه.

‫تولد خودمه. ‫عیبی نداره.

‫ممنون، کیث.

‫خواهش می‌کنم.

‫یه آرزو بکن.

‫می‌تونیم باهم فوت کنیم.

‫اوه.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left