ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
حدس بزنيد چي شده بچه ها
من امروز يه ملاقات اختصاصي تو محوطه ي "مته" دارم
"و من مي خوام که تصادفا يه خورده "پانچ رو "مادر برد" مته بريزم
تا اونو واسه هميشه از کار بندازم
همگي تا فردا صبح ميريم خونه
يا فوقش ديگه شام خونه ايم
ايول
ما بالاخره مي تونيم از اون غذاي "گوشت و سبزي"با چاشني ماگما بخوريم
که خيلي دوست داريم
من نمي دونم شماها چطوري از اونا مي خوريد
اونا مزه"گه" مي دن
چي مي تونم بگم؟
من يه شکم آهني و يه کون سيماني دارم
درسته شکم؟ درسته
درسته کون؟ {درسته{با گوز
يه خبر عالي دارم تيناي عزيز
من يه نقشه ي جديد خفن ديگه واسه نابود کردن "مته" دارم
با اين نقشه هممون فردا خونمونيم
ايول
Yay! Yay! Yay
پس تولد 15 سالگيه مندي که اين جمعست چي ميشه؟ بچه هاي يهودي هنگامي که به اين سن مي رسند ) (بايد در قبال کارهايي که مي کنند پاسخ گو باشند
ميندازيمش عقب ايول
مگه نشنيدي چي گفتم؟ ما مي ريم خونه
چرا بابا شنيدم
قضيه اينه که وقتي يه دختر شيطان 15 ساله ميشه
مهمترين روز زندگي تو عمرشه
و تو نمي توني همين طوري گند بزني
تو مراسم تولد مندي
در آخرين لحظه تو جهنم
شيش ضلعي(هديه) از ماه هاست که ثبت شده تا فرستاده بشه
اوه،من عاشق رقابت بين مادر و دختر تو ميدون مسابقه ام
فکر کنم مندي قبول مي کنه
بهت بر نخوره تينا ولي اون دمدمي مزاجه
ببين بالتي مي توني "پانچ" رو
پس فردا بريزي؟
چيزي رو که دارم مي شنوم باورم نمي شه
من "پانچ"رو واسه ريختن رو اون آماده کردم
و تو نمي خواي که برگردي خونه؟
نه،البته که مي خوام
من فقط به فکر منديم
تو نمي توني قلب يه دختر جوون رو
در "سن"ه بحرانيش بشکني
مي تونه اثرات جانبيش تا آخر عمر بمونه
.
من نمي تونم باور کنم که شماها داريم مثل ديوونه ها دعوا مي کنين
واسه ي مهموني که مثلا قراره واسه من باشه
کسي نمي خواد بدونه که من دوست دارم چي کار کنم؟
چرا،مندي دوست داري که چه کار کني؟
واسم مهم نيست
من مي دونم که دوست دارم چي کار بکنم
همه ي شلورام رو واست دربيارم
panty drop, panty drop,* *panty drop fever now
*بزار تا شلوارت بيفتن رو من*
*شلوارتو دربيار و حشري شو*
اوه
*اين يه داستاني درباره ي يه شيطان از جهنمه*
*کارش شکنجه بوده و تو کارشم وارد بوده*
*و اون چند بار تلويزيون رو که غير قانوي بوده نگاه مي کنه*
* و شيطان مي فرستشون به زمين تا جهنم رو نجات بدن*
*از مته اي که مي تونه اونارو واسه هميشه نابود کنه*
*اينا همسايه هاي جهنمي تواند*
مارتي همين الان به مشت بزن تو تخمات
چشم قربان آه
آسيب ديدم
واسه اين بود که زنت منو عصباني کرد
.
خب ، بازارياب کون نشسته ي يهوديه من تصميم گرفته که الان وقتشه تا
به دنيا نشون بديم که چه جوري قراره تا زمين رو تحريک بکنيم
اون فعاليت گرمايي همين "مته"ست
.
ما بزرگترين "مته"ي دنيا رو داريم
ما خريم اگه نخوايم باهاش پز بديم
اينو فرو کنيد تو مغزتون بچه ها
...بهترين راهي که ما
...مي تونيم "مته" رو به کار بندازيم
.
.
،بگوقهرمان
اوه،مم
بشقاب پنير
بشقاب پنير؟
گوش نمي دادي ، نه؟
نه قربان
.
اصلا خوب نيست پسر
يه چيزي بگو،و بعدش من وانمود مي کنم که اسهال گرفتم
.
با اون کاسه ي "پانچ" چي کار مي خواي بکني ،اي احمق؟
اوه،اين؟ ..مم
من فقط دار تلاش مي کنم تا يه مشروب متفاوت
دخترم درست کنم "Blaargmitzvah" براي مراسم
؟Blaargmitzvah
نکنه مي خواي دوشيزه تيلر(تيلر اسويف) و کيتي پري (خواننده ي امريکايي) رو دعوت کني؟
مگه نه؟
يه مسابقه ي بين مادر و دختر که تو قفس برگزار ميشه
شمع و کيک و بادکنک و
مسابقه بين مادر و دختر تو قفس؟
عجب چيزي بشه
واسه همينم هست که ما بايد مراسم رو اينجا تو منطقه ي "مته" برگزار کنيم
"fantastic 15" مي تونيم اسمش رو بزاريم
و محل زندگيه آدماي خايه دار
ما حتي يه برنامه ي تلويزيوني هم مي تونيم درست کنيم
اينم از برنامه ي تلويزيوني
"که بهش مي گن"سي دي سکس من و زن مارتي
که هر هفته که مارتي مي ره به روانپزشک اتفاق مي افته
آسيب ديدم
خب،کي تولد اون دختر ناز نازيته؟
کي؟مندي؟
...جمعست،اما
اين طوري فقط چند روز بيشتر برامون وقت نمي مونه
NBCدر ضمن، من تمامي 3 شبکه و
رو براي پخش زنده ي اين مراسم مي خرم
اوه فکر کنم بازاريابم از شنيدن اين خبر سکته ناقص بکنه
مارتي،زنگ بزن به زنت
مي بينمش "Radisson" بهش بگو که تو
تو لابي،اتاق زنان
بله قربان
همه مرخصن
پانچ"ه من"
پازوزو منم بالتي تمام
يادت مياد که من اون "پانچ" رو چه طوري امروز اوردم سر کار
تا باهاش "مته" رو خراب کنم؟
خب،بايد بگم که خرد شد تمام
حالا چه طوري "مته" رو نابود کنم؟ تمام
..پس آه
مي خواي که "مته" رو نابود کني؟
اوه،نه تو دردسر افتادم؟
"نه،از بين بردن "مته
تمام کاري بوده که من سعي داشتم تو کل 6 ماه قبل انجام بدم
من فقط به يه همکار(کمک دست) ديگه نياز داشتم
تو کي هستي؟
اوه،من پدر کيلبرايدم
آقاي کيلبرايد
اما تو مي توني منو "ميلت"صدا کني
.
حالا بهت مي گم مي خوايم چي کار کنيم
ما دوباره فردا همو همينجا مي بينيم
همين موقع پانچ"ه بيشتري هم بيار"
اين طوري مي خوايم "مته" رو نابود کنيم؟
با "پانچ"ه بيشتر؟
نه ولي من واقعا عاشقه نوشيدنيه پانچم
حالا برو
به هيچ کس نگو که من وجود دارم
و به صورت من هم نگاه نکن
(من کريه المنظرم(زشتم
.
.
.
خبراي خوبي دارم بچه ها
من نظرم رو عوض کردم
و حق با تينا بود
جشن تولد سر جاشه
.
ايول
تو ريدي به نقشه ي "پانچ" ، مگه نه؟
بخوام فني بگم،آره
اما همون طور که دکتر "فيل" مي گه،وقتي يه در بسته مي شه
ده در ديگه برات باز مي شه
ايول؟
توهين نباشه ، بالتي
اما تو داري به اون شبيه اون شيطونه "مي شي که بهش مي گفتم "گرگ دست و پا چلفتي
چه طوري اينقدر مطمئني که نقشه ي جديدت کار مي کنه؟
چون که من يه يارويي رو تو انباري پيدا کردم
و اون يارو يه کسي که من نمي تونم بهت بگم کيه
چون که بهش قول دادم
ايول
.
ايول،بالتازور
اون بالاخره منو به دست آورد
ايول
حالا که دوباره قراره مهموني بگيريم
من بايد جلو شلواري از پوست راسوم رو پيدا کنم
هوهو
و من و مندي هم بايد روي "گيوتين"مون کار کنيم
احتمالا هيچ راهي نيست که
من بتونم اين قضيه رو بپيچونم ديگه نه؟
تنها راهش اينه که دوباره کنترل دستت رو به دست بياري
متاسفم مندي ، عزيزم
جبران مي کنم قول مي دم
بيخيال مندي
بيا يه خورده با خرک
تو بيرون کار کنيم و براي مسابقه آماده شيم
جاش،تو هم بيا و تو صورتمون سوت بزن
.
آخ
مي تونم حدس بزنم که اون يارو تو انباري کيه؟
نه
نيست؟ Valerie Bertinelli
نه
خب،فکر کنم حدسام تموم شد
اوه،ميلت؟
.
خودمم،ميلت
.
.
حالا،چه طوري مي خوايم "مته" رو نابود کنيم؟
اولش بايد گردنبند دوستي رو رد و بدل کنيم
اوه،چه باحال
اين واسه خودمه
"که روش نوشته"بهـ-دو
No comments yet. Be the first to leave one.