ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« تـرجمـه از ایـمـان » .:: IM@N 24 ::.
"ویستا" عزیز، خیلی وقته که قصد دارم این نامه رو بنویسم
ولی همونطور که میدونی اونقدر خوب نمیتونم خودمو بروز بدم، به همین خاطر اینطور میگم
دلتنگ لبخندت شدم، میخواستم بگم امیدوارم وقتی این نامه بهت میرسه حالت خوب باشه
...اما اینطور که روزگار میچرخه اینطور نخواهد بود
"چند ساعت پیش تو آخرین سرویسبهداشتی "دوو این دختر رو پیدا کردم که یخوردهای
زیادی در آرامش به سر میبرد
نمیدونستم باید چیکار کنم ...نبضش رو گرفتم ولی
از دست رفته بود
قسمت ترسناکش اینجا بود که منو یخوردهای یاد تو انداخت
،و درست مثل تو یه نفر رو تنها گذاشت
متاسفم که با این صحنه مواجه شدی، ریچی
یه دختر جوان خوشگل تو دستشویی مُرده
میخوام بگم که هیچکی نباید اینطوری هیجانزده شه، درست میگم ؟
به "دوو" چه بدهیای داری ؟
چون دیگه بدهی نداری، بدهیای در کار نیست خیلیخب ؟
حساب من و تو صافه
و کل پولی که به بقیه بدهکاری رو هم خودم راست و ریستش میکنم
تو مثل پسرم میمونی ریچی
طی تموم این سالها حس میکنم جای پدرت بودم
...میدونم که وقتمون رو با همدیگه نمیگذرونیم ولی اینطور احساس میکنم
واقعاً اینطور احساس میکنم
اینو بگیر، به حساب من یه حقی گردن من داری
...اینو بکش و
فقط... اون چیزی که امشب دیدی بین خودمون باشه خیلیخب ؟
ممنونتم ریچی
دنیا بدون تو مکان سرد و غریبیه، ویستا
دلم برات تنگ شده
و از وقتی که رفتی، برچسب بپا بودن
سواستفادهگر، گوشهگیر، نظافتچی
معیوب و احمق بهم زده شده
نه یه شریک، هیچوقت
تا حالا هیچکی همچین برچسبی بهم نزده
بهرحال، مصمم که وقتشه به غائله خاتمه بدم
موادها دیگه جوابگو نیستن دارم میام خونه به دیدنت
و ایندفعه هیچی جلودارم نیست
- الو - ریچی
یکی رو میخوام بره آموزشگاه رسیتال دنبال سوفیا میتونی جای من بری ؟
میدونم، میدونم مدتی میشه که با هم صحبت نکردیم
ولی خودم نمیرسم برم آموزشگاه دنبالش چون یه کاری دارم
الان بدجوری داغونم
تو بد موقعیتیام، یکی باید این لطف رو در حقم کنه
یه چیزی بگو
خدای من، میدونم که کار خاصی نداری
میخوای پا تلفن التماست کنم ؟ دارم التماست میکنم خب ؟ التماس میکنم
حالا گوش کن، وقتی رسیدی باید اسم رمز رو بگی خب ؟
فقط بین من و اونه "اسم رمز "بلوط
"میشنوی چی میگم ؟ "بلوط
باشه؟ میتونی تا 20 دقیقه دیگه اونجا باشی؟ میشه همین یه کارو کنی ؟
چیکار میکنی ؟
خواهش میکنم، ریچی
خیلیخب
من این امتیاز رو داشتم که بزرگ شدن این بچهها
و پویاییشون برای دنبال کردن رویاهای خودشون رو ببینم
و بایستی بگم که این کلاس، تعدادی از باهوشترین
و با استعدادترین بچههایی که تابحال دیدم رو داره
بیایید مجدد برای پایه پنجمیها به خاطر سرودشون کف مرتب بزنیم
اسم من سوفیا هالی هیل هستش
،و برای از برخوانی امشب " چون نتوانستم به آغوش مرگ بروم" رو انتخاب کردم
"از شاعر قرن 17 آمریکایی، "امیلی دیکسون
چون نتوانستم به آغوش مرگ بروم خود با مهربانی به سراغم آمد
تنها ما و ابدیت سوار بر کالسکه بودیم
به آرامی پیش میرفتیم، عجلهای نداشت
و من رنجها و آسودگیها را کنار گذاشته بودم
از آن زمان، قرنها میگذرد و هنوز هر یک کوتاهتر از آن روز به نظر میرسد
در ابتدا گمان کردم اسبها به سوی ابدیت میتازند
ممنون، سوفیا ...به افتخار
هنوز تموم نشده
حالا همون قطعه رو به زبان چینی ماندارین از بر میخونم
- اسم رمز - بلوط
مامان کجاست ؟
تا 27 دقیقه دیگه تمرین ژیمناستیک دارم
،اگه به موقع اونجا نرسم هرچی دیدی از چشم خودت دیدی
بعد تمرین باید تا خونه همرام بیای
فردا امتحان دارم، تا 7 باید خونه باشم تا بتونم درست برای امتحان بخونم
،اگه تا راس ساعت 7 شب خونه نباشم هرچی دیدی از چشم خودت دیدی
خب حالا که توجیه شدیم
نمیدونم منو یادت هست یا نه
ولی.. اسم من ریچارد هست
و بنده
دایی جنابعالیم
برام مهم نیست
تو تابستون میری مدرسه ؟
بله
چرا، تجدید آوردی ؟
نخیر، دارم پایه ششم رو جهشی میخونم
پایه ششم رو جهشی میخونی
پایه ششم رو جهشی میخونه
من عاشق پایه ششم بودم
اینقدر عاشقش بودم که دوبار گذروندمش
از اینجا به بعد رو دیگه لازم نیست بیای
خیلیخب، آره خوشحال شدم دیدمت
- سلام منو به مامانت برسون - خداحافظ
ویستای عزیز، باورت نمیشه
ولی الان نسبت به قبل حس بدتری دارم
،هیچم شوخی نمیکنم همچنان برنامهام همونیه که بود
ولی تحمل برگشتن به آب خونی رو ندارم
ایندفعه میخوام یه روش ملایمتر رو امتحان کنم
روشی که یه گند به تمام معنا از خودمون باقی نذاره
معمولاً همونطور که میدونی سعی میکنم طرف قرصها نرم
به خاطر عوارض جانبی مضرشون مخصوصاً هذیانهای پارانوئید
معمولاً همینا اول از همه خودشون رو نشون میدن
واقعاً امیدوارم ایندفعه این حالت بهم دست نده
بخصوص اون هذیانی که میگه به ملت پول بدهکارم
! ریچی
- بله ؟ - پولمون رو جور کردی ؟
- جنابعالی ؟ - خودت میدونی
رقمش رو هم میدونی، 800 دلار
800 دلار ؟
آره، فکر میکردم 600 دلاره
نه، اون نرخ دیروز بود امروز 800 دلاره
آره خب، اگه فردا بهت بدم چی میشه ؟ نرخش چقدر میشه؟
فردا جورش نمیکنی، ریچی مشکل همینجاست، هیچوقت جور نمیشه
- فردا جورش میکنم - آره ؟ چطوری ؟
تو جوش نزن، خیلیخب ؟ تا فردا برات جورش میکنم
تا فردا وقت شام برات جورش میکنم
- وقت شام، پس ساعت پنج ؟ - وقت شام ساعت هفتِ
تو شهر ما وقت شام ساعت پنجه
نه بابا ؟ گمونم تو اهل آمریکایی
منم اهل نیویورکم که وقت شام ساعت هفتِ
تو پُر چاخانی، تا فردا هم پولو جور نمیکنی
! - پُر چاخان نیستم ! پُر چاخانی -
...- پُر چاخانی، همیشه - میدونی پُر چیم ؟
پُر بیستا قرص خوابآورم مرتیکه پشکل
پس تا فردا برسه من خیلی وقته که رفتم
- چی داری میگی ؟ - آره، حقیقته
...تا تو پیدات شه رو به شکم پخش شدم
رو استفراغم، خیلیخب ؟ پس قرار ما باشه اون بالا هر موقع که خواستی
ساعت 5، ساعت 7، برام مهم نیست
- تا برسی خیلی وقته که مُردم، متوجهی ؟ - مردک روانی
600 دلار، 800 دلار اصلاً چرا هزار دلارش نمیکنیم ؟
! برو درِ خودت بذار
ریچی
ریچی
- الان میام دیدنت ریچی - نه، شدنی نیست
فقط میبینم قضیه خوابآورها راسته یا نه
- فردا شب موقع شام میای - همونجایی که هستی میمونی
تا تو برسی اینجا خیلی وقته که مُردم
- همین الانشم تو ساختمونم - چی ؟
گفتم تو ساختمونم، ریچی
! بلوفه
اون بالا مهمونی راه انداختن، نه ؟
آره ریچی، دارن طولانیترین روز سال رو جشن میگیرن
نه، اینجا خبری از مهمونی نیست
چرا هست، آهنگ گذاشتن، میشنومش
آره ؟
چه آهنگی گذاشتن ؟
آهنگ خوبیه، ریچی
"گمونم "دیوید بوئی
آره، خودشه
آهنگ "پنج سال" دیوید بوئی
با تیرکمون میزنم تو صورتت
نیومده خونه
مامان هنوز نیومده خونه
مطمئنی ؟
کاملاً مطمئنم
خیلیخب
خب پس، فکر کنم
تا چند دقیقه دیگه سعی میکنم بیام اونجا
تو لابی سیگار ممنوعه جناب
! تو لابی سیگار ممنوعه جناب
میشه این یه بار رو کوتاه بیای آخرین روزیه که رو زمینم، خب ؟
- الو ؟ - سلام، گوش کن
- جردن ؟ - بله ؟
...این قرصها کار نمیکنن، کار نمیکنن
- کدومشون ؟ از کجا میدونی ؟ - اوپادین، میدونی که
مثلاً قرار بود مدت طولانیای آدمو بخوابونه
خواب، اونکه اوپادینه، نه آقا همچین چیزی ازم نخواسته بودی
- چی داری میگی ؟ - فکر کردم زولوفن میخواستی
- زولوفن، چی هست ؟ - آره، نمیدونم
زولوفن ؟ چی هست ؟
میدونی، برای یائسگی یا همچین چیزاست
- یائسگی ؟ - چه میدونم، آره
- یائسگی؟ - آره
من داروی یائسگی میخوام چیکار آخه ؟
من چه میدونم، من که سوال نمیپرسم ریچی
!- یائسگی ؟ - آره
...- دیوونه، دیوونه - روبراهی ؟
دیوونه ! یائسگی ؟ جان من ؟ دیوونهی احمق
سلام، شما شوهر مارگارتی ؟
نه
..خب
خب فقط میخواستم مطمئن شم که حالش خوبه
خیلیخب، باشه
اسمتون چیه ؟
دوستش هستم بهترین دوستمه
و بنظرتون اون توئه ؟
اینطور فکر میکنین ؟
میدونین
...اگه واقعاً بهترین دوستش هستی میدونی که
شوهر نداره حتی زمانی که متاهل بود هم
شوهر نداشت
تو کی هستی ؟ کی هستی ؟ الو ؟
! الو ؟ خانوم بهترین دوست
تو کی هستی، خانوم بهترین دوست، کی هستی ؟
یه خانوم بلوند اینجا بود
حتماً
خیلیخب، مهم نیست
خب تا حالا زنگی چیزی نزده ؟
نه
No comments yet. Be the first to leave one.