Still 17

Still 17 (서른이지만 열일곱입니다)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Thirty But Seventeen E19-E20 sunflowermag ir
കമന്ററി എഴുതിയത് Aurora_1995
کاری از تیم ترجمه مجله آفتابگردان . مترجم: سپیده www.sunflowermag.ir

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-08-29
ഡൗൺലോഡുകൾ: 52
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

داره از اون خونه خوشم میاد

فضاش و اوقاتی که اونجا سپری کردیم رو دوست دارم

می خوام همینطوری که هست نگهش دارم

تازگیا زیاد می خنده

...چرا فکر می کنم

به خاطر سو ری ـه؟

،ازش خوشت میاد

نه؟

...متاسفم، شکمم

هرچند همین الان چیزی خوردم

فکر کنم صدای شکم منه

هنوز چیزی نخوردی؟

...میرم یه ذره غذا بگیرم. فکر کنم جنیفر

...رفته- صبر کن. باید یه چیزی بگم-

چیه؟

اینو گرفتم

!واقعا بُردی

دیدی؟ چی گفتم؟

برای همین باید همه چیز رو امتحان کنی

بیا همین الان بریم بخوریم. نه، گفتی همین الان غذا خوردی

من همیشه برای دوکبوکی جا دارم

پس بیا همین الان بریم بخوریم

برو لباس بپوش و پنج دقیقه دیگه اینجا باش

پنج دقیقه دیگه اینجا- باشه-

باشه

هی، چندتا برمیداری؟

ببخشیدا. حواست اینجاست؟

چی؟ آره

من خوبم. نگران من نباشین

راستی، چرا اینقدر رنگت پریده؟

راست میگه. کلی هم عرق کردی

هی، حالت خوبه؟

چی؟ آره. من خوبم

نگران من نباشین

دوک سو- چیه؟-

تو داداش دو قلو داری؟

چرا دو تا ازت اونجاست؟- ها؟-

چان- !یو چان-

خوبی؟

چش شد؟- چی شد؟-

خوبی؟- هی-

هیچ بسته ای برات نیومده، دوک سو

دایی، چان غش کرده

چان چش شده؟

باشه، همین الان میام اونجا

چان چی شده؟- غش کرده-

چی؟ منم باهات میام

نه، تو خونه پیش دوک گو بمون. بهت زنگ می زنم

...نه، من

تلفن ندارم

اوه، نه

چان

!چان

!دایی- !دایی-

چش شده؟ قبلا که خوب بود

به خاطر استرس معده درد گرفته بود

آروغ زد، بعدش بهتر شد

...حالا فقط

می بینین که، خوابه

حسابی نگران شدم

صورتش رو نگاه کن. رنگش حسابی پریده

هر کی ندونه فکر می کنه سو هاضمه حاد گرفتی

تو بهش زنگ زدی و اینقدر نگرانش کردی

هی، شماها می خواین تا کی اینجا بمونین؟

اون داره حسابی برای اول شدن تلاش می کنه

حتما کلی فشار روش بوده

معمولا از اون آدمایی نیست که زیر بار استرس قرار بگیره

استرس اصلا بهت نمیاد، چان

اومدی

...خیلی خوبه که

حالا اینجایی

این صدای چیه؟

چی؟

چی؟ چرا تو اینجایی؟

بلند شدی. یه لحظه صبر کن

چرا داری تربچه رنده می کنی؟ الان باید سرکارت باشی

قدیما بعد اینکه اینو می خوردی بهتر میشدی

چی؟

اینو بخور

...تو اینترنت دیدم که آب تربچه

برای درمان معده درد خوبه

بو گند میده

...پس

دماغت رو بگیر

آفرین پسر خوب

بیا وقتی بهتر شدیم بریم یه چیزی بخوریم

!نتیجه داد

دایی، بیا بریم هات داگ بخوریم

این مال خیلی وقت پیشا بود

اصلا نخوابیدی؟- بخورش-

آفرین پسر خوب

بیا. راضی شدی؟- آره. شدم-

...اون بطری آب گرم رو بذار رو شکمت، اونوقت

نگران شکم من نباش. بهتره حواست به خودت باشه

...برو خونه و

وایسا

...اگه جنیفر رفته مرخصی

پس یعنی آجوما رو خونه تنها گذاشتی؟

چطور تونستی همچین کاری بکنی؟ این دنیا جای ترسناکیه

...اگه هنوزم مریضی، بیا به مربیت بگیم و برگردیم سئول

من کاملا حالم خوبه. دیگه باید بری

باشه، میرم

یالا- باشه-

هی، ولی اگه تا فردا حالت خوب نشد بهم خبر بده

من کاملا خوبم، پس برو- باشه،باشه-

بیا از اینجا ببرمت بیرون- باشه، خودم میرم-

آجوشی؟

نه، منم

جنیفر، میشه تلفنت رو قرض بگیرم؟

می بینی؟

من کاملا حالم خوبه

دیگه جدی جدی باید برگردی خونه

باشه، میرم

الو؟

باشه. با تو کار دارن

من؟

الو؟

هی، از اینکه کل شب رو تنها موندی نترسیدی؟

حتما ترسوندمت. متاسفم

الان خوبم

اینقدر حالم خوبه که حتی می تونم یه تیر چراغ برق رو بجوم

خوشحالم که دیگه طوفان نیست

باشه، به زودی می بینمت

به اندازه کافی انرژی برای رانندگی کردن داری؟

اره

می بینمت

چان- دیگه چیه؟-

بیش از حد به خودت فشار نیار

ای دایی احمق

...خیالم راحت شد که چان حالش خوبه

و تو تونستی علی رغم طوفان برگردی خونه

خدایا، خیالم حسابی راحت شد

وقتی شنیدم غش کرده خیلی نگران شدم

اوه، راستی

اون موقع درست و حسابی باهات سلام و احوالپرسی نکردم

مرخصیت چطور بود؟ کجا رفته بودی؟

باید یه نفر رو می دیدم

راستی، دیروز از فروشگاه موسیقی بهم زنگ زدن

و ظاهرا، تعمیر ویولنت تموم شده

واقعا؟

!برمی گردم

بفرمایین

امروز فقط برای این اومدم که ببینم تعمیر شده یا نه

...ماه دیگه که حقوقم رو بگیرم

بقیه هزینه اش رو میدم و هر چی زودتر می برمش خونه

هنوز یه مقدار پول کم دارم

همین بسه. فقط اون پول رو بذار اینجا

چی؟ حتی نمی دونی چقدر این توئه

یورو قبول نمی کنم

...پس میرم بانک و

ای بابا، گفتم همون رو بذار اینجا و برو

...پس بقیه اش رو دفعه بعد میدم

چرا اینو میدین به من؟

اگه می خوای با اون دستا به ویولنت دست بزنی، بذار بمونه

برنگرد

بله؟

باشه، دیگه هیچ وقت نمیذارم این ویولن دوباره بی ارزش بشه

دیگه هیچ وقت نمی بینمتون

استاد

یه ذره از این بخور- باشه-

...هی، تو- چان! الان خوبی؟-

آره

اون همه نان دیگه چیه؟

واقعا دایی ات ما رو هم مثل خواهرزاده های خودش می دونه

و اینا رو خریده تا اینو بهمون ثابت کنه

...سر صبح رفته بود بازار که برات تربچه بخره

و یه ذره هم خوراکی برای ما خریده

باید یه چیزی هم برای خودش می خرید

این دفعه دیگه چی می خوای؟ گفتم که حالم خوبه

!دایی وو جینه. دایی، ممنون بابت نان ها

!تو خونه می بینمت- !تو رو خدا-

جنیفر؟

اون موقع باهاش حرف نزدی

باید بهش زنگ بزنی. احتمالا اونم نگرانت شده

،و دیروز مرخصی بوده

برای همین یادت نره ازش بپرسی چطور بوده

ما یه خانواده ایم، این حداقل کاریه که می تونی بکنی

باشه، با احتیاط رانندگی کن

خداحافظ

خانواده"؟"

من که جوجه نمی خورم. چرا پنج تا سفارش دادی؟

نمی دونستی از وقتی جوجه کوچولو بزرگ شده دیگه لب به جوجه نمی زنم؟

هی، اینو برای بقیه اعضای خانواده گرفتم

پس من چی؟ یعنی میگی از گشنگی بمیرم؟

سفارش خوراک گوشت و پای خوکتون رسدیده

!ایول- !بله-

خوراک گوشت و پای خوک- خوراک گوشت و پای خوک-

به فکر همشون هست چون اونا رو مثل یه خانواده می بینه

ای وای، همش تقصیر اون عکسِ بود

این عکس چیه؟- چی؟-

اوه، یکی فکر کرد ما دو تا زوجیم

درسته. و کجای اینکه با هم زیر یک درخت وایسادن عجیبه؟

آقای گونگ

و احتمالا وقتی داشت دکمه لباسش رو باز می کرد به یه چیز بامزه فکر می کرد

اون بالاخره از اون خونه خوشش اومده

بله، احتمالا الان واقعا از اون خونه خوشش میاد

چرا یه جور دیگه درمورد همه چی فکر کردم؟

چان، اینقدر بیخودی احساساتی نشو، خب؟

چرا بیخودی احساساتی شده؟

نپرس. همیشه همینطوریه

More Farsi Persian subtitles for Still 17

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left