The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

DAE JO YOUNG E114 KOR HDTV XViD
കമന്ററി എഴുതിയത് SubMatrix
►► Parsa | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
XviD
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-05-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 48
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 186 വരികൾ.

«:: [مــتـرجـم: [پارسا ::» |^| |^|

‫خوش اومدید ژنرال. ‫کاهان منتظر شماست.

چطور پیش رفت؟ موافقت کردن؟

‫یه چیزی بگو!

‫امشب پرچم سفید از قلعه یانگ جو به اهتزاز در میاد.

بدون هیچگونه مقاومتی تسلیم شدن؟

‫وقتی دروازه باز شد خودتون میبینید.

‫حتما یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست.

‫اونا به این آسونی تسلیم نمیشن.

‫در ازای تسلیم شدن ‫نباید به مردم عادی صدمه بزنیم.

‫درخواست منطقی هست.

‫جنگ فقط با سرباز و اسلحه انجام نمیشه.

‫گاهی اوقات کلمات میتونن یه ارتش صد هزار نفری رو زمین گیر کنن.

.ژنرال، حتما از مذاکره خسته شدید .بهتره استراحت کنید

‫بله.

‫من وظیفمو انجام دادم ‫فکرکنم بتونی به بقیه امور رسیدگی کنی کاهان.

.من خسته شدم

‫ژنرال، قیافشونو دیدید؟ ‫شکه شده بودن.

‫شرط میبندم هرگز فکر نمیکردن شما موفق بشید.

‫حالا این ما تانگی های چین هستیم که خیتان رو شکست دادیم.

‫قربان، خیلی به شما افتخار میکنم.

‫تا همین چند روز پیش میگفتی قراره به کشتن بدمت که.

‫نه قربان.

‫ای لعنتی!

‫خوش شانسیم که موچو درباره شکست لی کایگی خبر نداره.

‫آره، این یه کمک الهیه. ‫اینطور نیست؟

‫اعلی حضرت!

‫اعلی حضرت!

‫من شکست خوردم...

‫در محافظت رژیمی که پادشاه مرحوم به من سپرد شکست خوردم.

‫اعلی حضرت..

‫اگه فقط من در مقابل دشمن بودم، ‫انقدر میجنگیدم تا تکه تکه بشم.

ولی برای محافظت از مردم

‫باید تسلیم بشم.

!اعلی حضرت

چرا به یودونگ برنگشتید؟- .نباید دروازه رو برای ترگلها باز کنید-

‫پدرم از ته جویونگ شکست سنگینی خورده.

‫اگه جنگ ادامه پیدا کنه، ‫شهروندان بی شماری کشته خواهند شد.

‫زنده موندن تنها امیدمون برای آیندست.

واقعا باور دارید اگه تسلیم بشید باهاتون کاری ندارن؟

‫قلعه رو نابود میکنن. ‫خانواده سلطنتی رو به قتل میرسونن.

‫اعلی حضرت تصمیم خودشو گرفته.

‫اگه بخاطر پناهنده ها اینجا هستید، ‫بهتره سریعتر فرار کنید.

‫دروازه رو برای ما باز کنید.

‫ما سعی داریم پناهنده ها رو فراری بدیم.

‫اگه پناهنده ها از شهر خارج بشن، همشون کشته میشن.

‫اگه نمیتونید درمقابل ارتش ترگلها ازشون محافظت کنید، ‫داخل شهر بمونید.

‫ولی اگه میتونید محافظت کنید، ‫تصمیم عاقلانه تریه.

‫نمیدونستم ژنرال ته جویونگ پیروز شده.

.بخاطر همین تصمیم گرفتن تسلیم بشن- چقد اطلاعات داریم؟-

‫اگه اینجا بمونیم معلوم نیست چه بلایی سرمون میاد.

‫خوش اومدید، موچو کاهان.

‫متشکرم که دروازه رو باز کردید.

‫تمام خواسته های شمارو برآورده میکنیم ‫به شرطی که قتل عامی در خبر نباشه.

از تمام خواسته های ما اطاعت میکنید؟

‫بله.

‫پس اول قبیله سلطنتی خیتان رو نابود میکنم.

‫بعدش زنای خیتان رو به عنوان غنیمت با خودم میبرم.

‫نباید اینکارو انجام بدی! ‫باعث شرمندگی من میشی!

‫بعدش قصر شمارو میسوزونم ‫و شهر یانگ جو رو نابود میکنم!

چطور جرات میکنی؟

‫ادعای مالکیت این منطقه رو داشتی ‫ و مارو تحقیر کردی!

‫این سرزمین متعلق به شما نیست.

‫بلکه به ترگلها تعلق داره.

‫و برنده نهایی کسی نیست جز موچو کبیر!

‫کاهان، این چیزی نیست که قولشو داده بودی! ‫سر حرفت بمون!

‫من هیچ عهدی نبستم!

‫تو باز هم مارو فریب دادی!

‫تو باز هم مارو فریب دادی!

‫بکشیدشون!

‫از شاه محافظت کنید! ‫ترگلها رو بکشید!

‫بکشیدشون!

‫ژنرال رو به مکان امن ببرید!

‫غیرممکنه!

‫این قرارمون نبود!

!نه...نه

‫اون شاهزادست! ‫بگیریدش!

‫شاهزاده رو بکشید!

‫مادر!

چه اتفاقی افتاد؟- .موچو فریبمون داد-

اعلی حضرت کجاست؟- .گفت باید مردم رو نجات بده-

‫باید از قصر بریم بیرون! ‫سریعتر!

‫ژنرال! ژنرال!

!ژنرال- !همراهم بیاین-

!بله ژنرال- !همگی دنبالمون بیاید-

‫صبرکنید!

چطور جرات میکنی مردم منو بدزدی؟

‫ما دنبال یه راه برای خروج از شهر بودیم!

!ساکت شو- !ما قصد داریم مردمو نجات بدیم-

‫درکنار پناهنده های گوگوریو، شهروندان خیتان هم با ما هستند!

‫ته جویونگ باعث این شکست شد!

‫شمارو میکشم و انتقام میگیرم!

‫منتظر چی هستید؟ ‫بکشیدشون!

‫صبرکنید!

!وقتی برای این کار نداریم

!اونا باعث این نابودی هستند

‫به لطف اونا تونستیم مردم رو جمع کنیم!

‫به ما گفته شده دروازه جنوبی هنوز بازه! ‫باید بریم!

‫همراهم بیاین! ‫باید به دروازه جنوبی بریم.

‫به سمت دروازه جنوبی!

‫عجله کنید!

‫به سمت دروازه جنوبی!

‫اعلی حضرت!

‫دستگیرشون کنید!

‫نذارید فرار کنن!

‫نابودشون کنید!

‫اعلی حضرت ما شمارو پوشش میدیم! ‫شما مردم رو از شهر خارج کن!

‫وقت نداریم. ‫برید.

‫نه، من جلوشونو میگیرم!

.مردم رو به جای امن ببرید

‫اعلی حضرت!

‫شما باید مردم رو رهبری کنید!

‫من رهبر بی لیاقتی هستم که این کشور رو نابود کرد. ‫من توانایی این کارو ندارم.

‫ولی اعلی حضرت!

‫میخوام در راه مبارزه برای مردم بمیرم!

اگه نجنگم چطور میتونم در اون دنیا به چهره پادشاه مرحوم نگاه کنم؟

‫اعلی حضرت...

‫چولین، از حالا رهبری مردم وظیفه تو هست.

‫از مردم محافظت کنید! ‫سربازا، دنبالم بیاید!

‫اونا رو بکشید و برید دنبال مردم! ‫نذارید فرار کنن!

‫حمله!

الان

‫باید با من مقابله کنید!

‫همشونو بکشید!

قلعه انسی

‫ژنرال،

‫گزارش مهمی از یانگ جو رسیده!

گزارش مهم؟

‫قلعه به دست ترگلها افتاده!

‫جزییات بیشتری بگو!

‫سون وانرونگ دستگیر شده و سربازای داخل شهر کشته شدن!

چه بلایی سر پناهنده ها اومد؟

‫هنوز خبر دقیقی بدستمون نرسیده.

‫قبل از سقوط شهر فرار کردند ‫ولی نمیدونیم رهبرشون کیه.

خبری از پدرم، گیوملان یا گلسابیو نشده؟

‫از اونا هم گزارشی بدستمون نرسیده.

‫ممکنه اونا دارن مردم رو رهبری میکنن!

‫امیدوارم همینطور باشه.

‫ولی احتمالش کمه تونسته باشن از درگیری فرار کنند!

‫جاسوسای بیشتری بفرستید.

‫نام کسایی که زنده موندن به همراه موقعیت دقیق پناهنده هارو میخوام.

!بله قربان

‫مادر.

‫من تا همینقدر میتونم دور بشم.

‫خودت کی پدرت رو شکست داد.

ولی پناهنده های خیتان رو کجا ببریم؟

‫من نمیتونم از ته جویونگ تقاضای کمک کنم.

‫اگه من مردم و یانگ جو سقوط کرد، ‫تو باید از مردم محافظت کنی.

‫پدر...!

،و اگه در خطر بودی و کسی رو نداشتی

‫با مادرت برو پیش ته جویونگ.

‫درسته من و اون دشمنان طولانی مدتی بودیم.

‫ولی اون با جانش از شما مراقبت خواهد کرد.

‫باید به مردم فکرکنیم. ‫جونشون در دستان شماست.

‫بعدا میتونیم برگردیم ‫ولی درحال حاضر یودونگ بهترین جا برای ماست.

‫یچیزی یادت باشه.

‫مهم نیست کجا میری و چکار میکنی، ‫ تو همیشه یک شاهزاده خیتان خواهی بود.

فهمیدی؟

‫هرگز فراموش نمیکنم کی هستم!

‫باید حرف بزنیم.

‫وایسا.

‫بگو چی میخوای؟

‫باید پرده از حقیقت برداریم.

!لی کایگی درواقع میخواست پدر گیوم رو بکشه

‫گیوم در سفر برای پیدا کردن پدر واقعیشه!

.دخالت نکن- !خفه شو-

‫داری برام بهونه درست میکنی تا اجازه ندم به یودونگ بره.

‫در اون صورت اجازه نمیدم مردم شما همراه ما بیان.

‫در اون صورت یا از گشنگی طلف میشن یا به بردگی ترگلها درمیان.

این چیزیه که میخوای؟

‫به هرحال گیوم از خیتان هاست! ‫پدرش لی کایگیه!

‫ته جویونگ اونو به دنیا آورده!

‫اون فرزند گوگوریوست!

‫اگه سعی بچمو ازم جدا کنی میکشمت!

‫بهت اجازه نمیدم بچه برادرمو ازش دور نگه داری!

‫پس دهنتو باز کن و عواقبشو ببین!

گیوم پسر جویونگ هست؟

...ژنرال- .جواب بده-

جویونگ پدرشه؟

‫جوابمو بده!

‫بله...

‫گیوم پسرِ جویونگ هست.

جویونگ چی؟

از این قضیه باخبره؟

‫نه هنوز.

‫نمیدونم حقیقت رو آشکار کنم یا با خودم به گور ببرم.

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left