ആദ്യത്തെ 29 വരികൾ.
I heard شنيدم
That you’re settled down که زندگيتو سر و سامان دادي
That you Found a girl که دختري رو پيدا کردي
And you’re Married now و حالا ازدواج کردين
I heard شنيدم
That your dreams came true که روياهات به حقيقت پيوستن
Guess she gave you things گمان کنم که اون چيزهايي بهت داده
I didn’t give to you که من ندادم
Old friend Why are you so shy? دوست قديمي، چرا اینقدر خجالتی هستی؟
Ain’t like you to hold back دوست ندارم که مخفی بشی
Or hide from the light یا خودتو از روشنایی پنهان کنی
I hate to turn up out of the blue uninvited متنفرم که ناخوانده از غم و اندوه, نمایان بشم
But I couldn’t stay away اما نميتونستم دور بمونم
I couldn’t fight it نميتونستم باهاش بجنگم
I had hoped you’d see my face اميدوار بودم چهره ام رو ببيني
and that you’d be reminded و بخاطر داشته باشي
That for me it isn’t over که اين (رابطه) برای من تموم نشده
Never mind I’ll find someone like you مهم نیست, کسي رو مثل تو پيدا خواهم کرد
I wish nothing but the best for you too چییزی نمیخوام اما بهترينها رو برات آرزو ميکنم
“Don’t forget me”, I begged "ازت خواهش کردم: "منو فراموش نکن
“I’ll remember”, you said تو گفتی: تو رو به خاطر خواهم سپرد
Sometimes it lasts in love بعضی وقتها عشق پايدار ميمونه
But sometimes it hurts instead اما به جاش بعضی وقتها آدمو اذيت ميکنه
Sometimes it lasts in love بعضی وقتها عشق پايدار ميمونه
But sometimes it hurts instead اما به جاش بعضی وقتها آدمو اذيت ميکنه
You know how the time flies ميدوني که زمان چقدر سريع ميگذره
Only yesterday It was the time of our lives فقط ديروز زمان زندگيِ ما بود
We were born and raised ما به دنيا اومديم و بزرگ شديم
In a summer haze توی یه تابستون مبهم
No comments yet. Be the first to leave one.