ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هستش K اسمِ من مامور مخفی یه سایه، بدونِ هیچ نام ونشون و اعتباری
سه چوبِ حکاکی شده
... دستای یو یون گوانگ رو بگیر
از امروز به بعد من رئیس امنیتی شمام
چه خبره؟ نه دنده کار میکنه نه ترمز
اولین چیز توی تقویمم تولد رئیس ویکتورِ مگه نه؟
وقتی رئیس ویکتور و یون گوانگ میرن تو اتاق مخفی تا عکس بگیرن
اون موقعه بهترین زمانه
میخوام محافظمم باهام بیاد داخل
قسمت 4
چی؟ ولش کن نمیفهمم - ... اگه ببینی -
اگه این فرصتو از دست بدی ، فقط 4 دقیقه آهنگ تولد رو داری
بعد از اینکه در عرض سه دقیقه رفتی زیرزمین
یه دقیقه وقت داری بری طبقه دوم وچوب حکاکی رو برداری
امکان نداره ، مطمئنم شکست میخوری همه چی بهم ریخت چیکار کنیم؟
نقشه دوم - نقشه دوم؟ -
نقشه دوم
تو دردسر میافتیم
میخوای کُل اینجا رو ببری رو هوا؟
باید چوب حکاکی رو پیدا کنیم
وقت نداریم
مرگ سیاه
"بدترینش اینجاست"
این دیوونگیه
وای خدااااا
مسئولیت همه اینا با خودمه
چرا همچین کاری رو قبول کردم؟
حالا هر چی ، نمیدونم
اسم استراتژی "هر چی" میشه
باشه
چاره دیگه ای نداریم
اتاق کنترل ، گرو
اینجا کجاست؟ - اتاق رئیس ویکتورِ -
چی تو رو کشونده روسیه؟
... رئیس ویکتور
علاقه داری؟
معلومه که علاقه دارم
خیلی وقته دنبالشیم ولی توی ارتش آدم داره
تا وقتی نتونیم مدرک جور کنیم نمیتونیم دستگیرش کنیم
اگه من واستون مدرک جور کنم چی؟
فک کنم در عوضش یه چیزی میخوای
فقط یه بمب الکترو مغناطیسی
از اختیاراتم خارجه
فقط به عنوان یه نقشه پشتیبانی لازم دارم
اگه همه چیز خوب پیش بره لازم نمیشه
اونقدرا هم آسون نیست
بمب الکترو مغناطیسی رو آماده کنین ، هدف خانه ی سلطنتی رئیس ویکتور
اینجانب ژنرال ارتش استانیس لاو پتروو دستور میدم
مرگ سیاه
اینایی که میبینی صنایع دستی فرهنگی از سرتاسر جهانه
فقط افراد خاصی میتونن ببینشون
البته باارزش ترینشون
نسخه اول فیلم مرگ سیاهه
اینا صنایع دستی فرهنگی تمام کشورای دنیاست و به هر کسی نشون نمیدیم
البته ارزشمندترینش اولین نسخه مرگ سیاهه
فک نکنم انقدرا ارزش داشته باشه
تو یه مزایده 2میلیون دلار فروخته شد
چیزی حدود 2.3میلیون وون
چی؟ 2.3 میلیون وون؟ - درسته -
منظورت این کتاب ریزه میزه ست؟ باید یکیشو میخریدم
این خیلی باارزشه
رئیس ویکتور سرمایه گذار باهوشیه
مختصات رو واسه پتروو فرستادم
شماره معکوس شروع شد ، یک دقیقهوقت داری
وقتی بمب الکترو مغناطیسی فرستاده بشه وسایل منم خراب میشن پس دیگه قطع میکنم
باید بدون پشتیبانی ماموریتت رو تموم کنی
ترتیبشو میدم - موفق باشی -
چوب حکاکی رو پیدا کن و سالم برگرد
تو روحش اصلا خوب نیست
بیا باهم عکس بگیریم
بیا باهم عکس بگیریم - باشه حتما -
چطوره بگیم "بدترینش اینجاست"؟
"بدترینش اینجاست" - "بدترینش اینجاست" -
... این دیگه چه - برق رفته؟ -
مثل اینکه همینطوره
اینجا چه خبره؟
نمیدونم
قربان سیستم اصلیه امنیتی از کار افتاده داریم بهش رسیدگی میکنیم
چطور تونستی بذاری همچین اتفاقی بیفته؟
به همه افراد بگو همین الان بیان اینجا بهشون بگو حواسشونو خوب جمع کنن
چیز مهمی نیست ، لطفا از اینطرف بیاین
فک نکنم چیز مهمی باشه ، محافظ کیم نزدیکم باش
چقدر طول میکشه که سیستمو درستش کنین؟
با ژنراتور اصلی حدوا پنج دقیقه طول میکشه
میخوام قدم به قدم محافظ وایسه و بفهمین چی باعث این افتضاح شده
انگار خیلی عصبانی شده
افراد مهم دارن نگران میشن چیکار کنیم؟
جلوی این همه آدم آبروریزی شد
طبق برنامه جشن رو ادامه بدین
درباره جشن تولد چی گفت؟
گفت جشن طبق برنامه پیش میره
فک کنم یه اتفاقی افتاده
آره فک کنم
چی شده؟ اتفاقی افتاده؟
اوپا حالت خوبه؟ چیزی نشده مگه نه؟
چی شده؟ سورپرایزی چیزیه؟
اتفاقی افتاده؟
مطمئنم چیزی نشده نگران نباش
باشه
کجاست؟
هی تو همونجا وایسا
وایسا
محافظ کیم کجا رفت؟
میرم دنبالش بگردم - باشه -
خیلی باحاله
کی اونجاست؟ هی
لعنتی
هی اونجاچیکار میکنی؟
چیزی اونجاست؟
باید زودتر بخوابم تا دوباره تو رو ببینم~
تا تو رو تو خواب ببینم و حالم خوب بشه~
قلبم بیشتر و بیشتر مملوء از ترس میشه~
پتو رو میکشم روی سرم~
ولی خوابم نمیبره~
چیکار داشتی میکردی؟
کار بدی کردم
هر وقت چشامو میبندم~
لطفا فراموشش کن
همه چی تموم میشه~
چون که بی شک قلبم سرشار از تو شده~
یه بار دیگه برگرد به اتاقم~
بهم نزدیک و نزدیکتر شو~
هی برگشتی
تولدت مبارک ، تولدت مبارک
ممنونم ، متشکرم ، از همگی ممنونم
از جشن لذت ببرین ، خوش بگذرونین
مثل اینکه بمب الکترو مغناطیسی بوده
وضعیت قرمزه ، باید سریع فرار کنین
هلیکوپتر و آماده کن میرم مدارکو از گاو صندوق بردارم
اتاق گنجینه رو دزد زده ، یکی رفته اونجا
چی؟ کی جرات کرده؟
اون چیه؟
اوپا - چی شده؟ -
جنگ شروع شده؟
موفق باشی ، من میرم
سلام
وای خداااااا ، اون چی بود؟ یهو برق رفت و بعدش یه ارتش اومد، خسته شدم
یکم استراحت کن صبح موقع پرواز خبرت میکنم
باشه شما هم یکم استراحت کنین
شب خوش - شب خوش -
شب خوش
یه لحظه
بیا باهم حرف بزنیم
چرا تو جشن اونکارو کردی؟
وقتی اولین بار روی سقف همدیگه رو دیدیم "و بهم گفتی "خیلی خوشکلی
فهمیدم که اون حرفو بخاطر مسائل امنیتی زدی
راستشو بخوای حرکت خوبی نبود
ولی امشب
اون دیگه چی بود؟
گفتم که فراموشش کن
اگه بخوای باز مثل یه خانواده بمونیم باید توضیح بدی
لطفا راستشو بهم بگو
فقط حقیقتو بهم بگو
چرا مردم فک میکنن کلمات حقیقتو میگن؟
حقیقت
میتونی تحملش کنی؟
بخاطر این بود که تو اونجا بودی
و فقط چشمم تو رو میدید
میدونم
کارم توی جشن اشتباه بود نباید انجامش میدادم
ولی چشمم فقط تو رو میدید
ببخشید که از حدم گذشتم
در حین ماموریت باید به فکر قدم هات باشی
اولین چوب حکاکی رو گرفتم ، من اول میرم تو کره میبینمت
بیست و سوم دسامبر، ساعت 9:00 شب به وقت گرینویچ
مامور کی
ماموریت موسکو تمام شد
وقتی برقا رفت ، فک کردم یه برقرفتن معمولیه
ولی مثل اینکه یه بمب الکترو مغناطیسی بود یه اسلحه قدرتمنده
بمب الکترو مغناطیسی چیه؟
یه چیز قوی و گرونه ، یه چیزی مثل محافظ کیمِ
جریان الکترومغناطیسی ، وقتی با بمب الکترو مغناطیسی
بهت حمله میکنن ، همه وسایل برقی خاموش میشن
جالبه - آره -
درسته یه چیز جالبو تجربه کردیم
نه محافظ کیم
اون همه چیزو میدونه
تلفظش هم عالیه
هیواسه چی یهو صورتتو اینجوری کردی انگار فهمیدی چه خبره؟
میدونستم جاتون امنه چون بمب الکترومغناطیسی فقط به وسایل برقی آسیبمیزنه
آره جام امن بود
فک کردی جات امنه؟ فک کردی به این آسونیاست؟
ولش کن ، تصمیم گرفتی با آژانس چویی بمونی یا با من بیای؟
هر کاری دوها بگه میکنم
عوضی
چی شده؟ نکنه اشتباهی کردی؟
این رازو هفت ساله که پیش خودم نگه داشتم واسه چی باید اشتباه کنم؟
فقط شرکتو بسپرش به من
چی؟ - میخوام باهاش کار کنم -
فک میکنی اگه اداره شرکتو بدم دست تو
یونگوانگ برمیگرده؟
کار آسونی نیست ، ولی باید یه کاری کنم
چه بذارم کتکم بزنه چه چند روز جلوی خونش التماسش کنم
نمیتونم بذارم اینجوری تموم شه
میخوام رابطم با تو رو هم قطع کنم
نمیتونم دوباره بهش دروغ بگم
باشه میخوام اگه میتونی
پیشش بمونی
از بیرونش نمیتونستی همه چیزو تشخیص بدی
این بخشش خیلی جالبه ، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.