ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
…جان، این
مارتا جنینگزم
« …آنچه گذشت »
این وینزولا مکلندونه
زندگی نامه نویسمه و یه خبرنگار درجه یک
…میدونم تحمل کردن مامانم سخته
ولی… بیخیالش نشو
فرانک ویلس
برمیگردم جورجیا
من به اینجا تعلق ندارم
آلکساندر باترفیلد
…دستیار سابق هری رابینز هالدمن
گفت رئیسجمهور نیکسون دستور داده
دستگاههای شنود الکترونیکی مخفی
توی دفتر بیضی ِ رئیسجمهور و روی تلفنهاش نصب بشه
دربارۀ حکم بدوی ِ سیریکا دربارۀ پروندۀ تو یه چیزایی شنیدم
میخواد ۵ سال حبس برات بِبُره
پس واسۀ چی این همه به خودم زحمت دادم؟
چون میخواستی کاری که به صلاح کشور هست رو انجام بدی
کیرم توش - خبر خوب اینه که -
اگر بیشتر همکاری کنی
میتونی درخواست تخفیف بدی
دادستان ویژه داره میره سراغ هالدمن
و ارلیکمن و… و بعدش میچل
نه، نه، امکان نداره، کسی رو نمیفروشم
اگر بخوای این ماجرا رو فراموش کنی و یه نفر دیگه رو پیدا کنی، درک میکنم
من… مال ِ… توام
…وقتی که محاکمه با آتش یک مرد فرا میرسه « جان دین کشور و کاخ سفید رو به لَرزه در میاره »
باید با قدرت اِرادۀ تسلیم ناپذیرش باهاش روبرو بشه
این اتفاقاتی که
…بر من تحمیل شده رو
هیچکس توی این کشور
نه متوجه میشه و نه درک میکنه
…زندگی ِ خودت و زندگی ِ من رو
…نابودی کردی… آبروت
ماجرا چیه؟
برگرد تو اتاقت عزیزم
باید بهشون میگفتم توی کالیفرنیا بیشتر بهت سخت بگیرن
از اینجا میرم
به بابا زنگ زدم
میخوام یه چند ماهی پیشش بمونم
مارتی رو هم با خودم میبرم
« ترجمه از مهـرداد » .:: Mehrdadss ::.
هان
رئیسجمهور ریچارد نیکسون
موضع خود رو تغییر داد و بنا بر حکم دادگاه حوزهای فدرال
قبول کرد، نوارهای ضبط شدۀ
مربوط به واترگیت رو به
قاضی دادگاه ناحیهای فدرال جان سیریکا تسلیم کنه
ولی خیلی زود وُکلای رئیسجمهور
فاش کردن که اثری از ۲ تا از نوارها نبود
و ۱۸ دقیقه از نوار سوم صدای واضحی نداشت
تنها توضیح کاخ سفید
این بود که منشی شخصی رئیسجمهور
…رُز مِری وود
ممکنه وقتی که میخواسته تلفن رو برداره
بهطور تصادفی دکمۀ اشتباهی رو زده باشه
داشتم مطالبی که …توی نوار گفته شده بود رو مینوشتم
بعدش خواستم تلفن رو بردارم
و پام خورد به پدالی
که باعث میشه نوار پاک بشه
نظرسنجیهای عمومی
که همیشه منبعی مهم
از آسایش و لذت برای رئیسجمهور بودهن
ناخوشاینده شدن
در یک کشور بحرانزده، خوب میشد
…که کمیته میتونست
مثلاً تا ساعت ۸ صبح فردا تصمیم بگیره
که آقای نیکسون باید استیضاح بشه یا نه
ولی با توجه به قوانین مشخص شده
و بررسی کردن مدارک احتمالی بسیار زیاد
احتمالاً چندین ماه طول میکشه تا تصمیم گرفته بشه
اگر رئیسجمهور تا بهار در قدرت باقی بمونه
این احساس بیشتر میشه
در صورتی که مشکل جسمانی پیدا نکنه، ممکنه دورۀ ریاستجمهوریش رو به پایان برسونه
ولی اینکه رئیسجمهور تا بهار در قدرت باقی بمونه
آسون نخواهد بود
همۀ طرفها موافقن که اوضاع نمیتونه به همون شکلی
که در بیشتر مقاطع سال ۱۹۷۳ بوده، ادامه پیدا کنه
در مورد افرادی که در
…فریبکاریهای رئیسجمهور مشارکت داشتن
…فقط یه سؤال باقی میمونه
…چرا این افراد
افراد باهوش و موفق
با مِیل و اِرادۀ شخصی بهخاطر فردی هفت نفر از افرادی که در واترگیت نقش داشتن » « توسط هیئت منصفه متهم شدن
به وضوح فریبکار مثل ریچارد میلهاوس نیکسون خودشون رو درگیر این ماجرا بکنن؟
بهطور خلاصه، پیش خودشون چی فکر میکردن؟
هی، هی، هی، داری کجا میری؟
نمیخوای باهامون عکس بگیری؟
بگو سیب، میچل
دادستان کل میچل
شایعه شده در صورتی که مجرم شناخته بشین ممکنه بیش از ۱۰ سال زندان براتون بُریده بشه
این شایعه شما رو نمیترسونه؟
میتونست بدتر باشه
ممکن بود محکوم بشم تا ابد با مارتا زندگی کنم
توی عکس رادیولوژیتون میتونین
در جایی که مُچ آسیب دیده
چیزی شبیه به آفتاب سوختگی ببینین
ممکنه شکستگی خیلی آهسته بهبود پیدا کنه یا اصلاً بهبود پیدا نکنه
علاوه بر این، کلسیم بیش از حد
…داره وارد جریان خونتون میشه
هوم
که میتونه …باعث بروز مشکلات عصبی بشه، مثل
سردرگمی و از دست دادن حافظه
ضعف و خستگی
ممکنه به زودی دچار درد شدید بشین
« فـریـفـتـه »
…وای، توی روزنامۀ پُست
بلدن چطور با نویسندههاشون رفتار کنن
نه، این ویسکی ِ سردبیرمه
رفته تعطیلات
خب، خوشحالم که بالاخره تونستی
از اون وضعیت خارج بشی
من سودا میخورم، لطفاً
وای
بسیارخب
هیچوقت ندیده بودم دست رَد به سینۀ مشروب ِ جشن گرفتن بزنی
تحت تأثیر قرار گرفتم
تا حالا ندیده بودی دست رَد
به سینۀ هر نوع مشروبی بزنم
الان دقیقاً داریم برای چی جشن میگیریم؟
شوخی میکنی؟
مارتا، همۀ چیزهایی …که دربارۀ رئیسجمهور گفتی
همۀ چیزهایی که …بهخاطرش مسخرهت کردن، این
تو تنها کسی هستی که از همون اول حقیقت رو گفتی
خب، ۳ بار به سلامتی ِ من
میدونی، این یه شروع تازهست
شاید بهتر باشه …اون آپارتمان قدیمی رو عوض کنی
یه جایی رو پیدا کنی که مناسبتر باشه
خب، مناسبه. چِشه؟
نمیدونم. انگار تسخیر شدهست
…خب، وقتی که به سِن ِ من برسی
با ارواح آشنا میشی
سلامتی. از دیدنت خوشحال شدم
منم همینطور
دستت چی شده؟
چند هفته پیش از پِلهها افتادم
وای، نه
خب، یه چیزی دارم که فکر کنم سر حالت میاره
چی؟
کتابمون
اولین پیشنویس
و میدونم که ناشر
از نظر فنی، قراردادمون رو لغو کرد
ولی دست خودم نبود، باید تمومش میکردم
و فکر میکنم خوب شده
راستش، فکر میکنم خیلی خوب شده
عالیه عزیزم
فکر میکردم خوشحال میشی
نه، خوشحالم. خوشحالم و همینطور ممنونم
…خب
هوم، بی دلیل نیومدم اینجا
…میخواستم
میخواستم یه لطفی بهم بکنی
باشه
میدونی که بین من و شوهرم چه اتفاقاتی افتاد
باید این اتفاق میافتاد
…و من در نهایت باهاش کنار اومدم ولی
…مارتی
سهشنبه تولدشه و قول دادم
…میرم مدرسهش و میبینمش
میخواستم ببینم دلت میخواد همراهم بیای یا نه
وای
نمیدونم درسته بیام یا نه
خیلی برام ارزشمنده
مارتی خیلی دوستت داره
بسیارخب، خب، بذار ببینم میتونم اون روز رو مرخصی بگیرم یا نه، باشه؟
بسیارخب. بهم خبر بده
حتماً
…و مهمتر از اون
اون یارو که کُت ِ قهوهای پوشیده کیه؟
باب وودوارده
اون… اصلاً به اون آدم یاوهسرایی
که میگن، شباهت نداره
!ساکت! مارتا
صداش کن. یه کاری کن اینجا رو نگاه کنه
اینکارو نمیکنم
باب
…داری
صدام مثل گوسفند شد
چیکار میکنی؟…
بسیارخب
اذیتم کنین ولی سریع لطفاً
روز طولانیای داشتم
بیا با خبرهای خوب شروع کنیم
،با تشکر از شکاف مالیاتی میتونیم وثیقهت رو
از طریق حساب شرکتی تأمین کنیم
پس میشه گفت بَرَنده شدیم
هورا
…و خبرهای بد
نوارهای دفتر بیضی به نفعمون نبود
بر اساس رونوشتها، بهنظر میرسه
نسبت به همۀ اتهامات تو رو مجرم شناختن
توطئه، شهادت دروغ، ممانعت از اجرای عدالت
مثل روز روشنه، هر ۳ تاش
…باشه، عزیزم
میشه لولۀ قرمز رنگ رو پیدا کنی؟
…آره، اِ
…جان
قضیه جدیه
No comments yet. Be the first to leave one.