ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سرقت با نارنجک دستی
معاملات اسلحه در گوانگژو
قاچاق اسلحه به هنگکنگ
بنی، زنت نگران تو و کارت نیست؟
نه، واقعاً خطرناک نیست
خب، فکر کنم گهگاهی دعا میکنه
قدرش رو بدون. زن خوبی گیرت اومده
چایخانه وان لوی
صبح بخیر. امروز خیلی مشتاقید
حتماً. پلیبوی میخونی؟
کی میخوندش؟ من فقط نگاهش میکنم
کورت میکنه. اوه!
زبونباز. اون عوضیها اومدن؟
سه تاشون آره. رئیسشون نیومده
ممم...
چشمت باشه
وان لوی
شیردل، صدای منو میشنوی؟
بگو
چه خبره؟
اوضاع خیلی حساسه
درست به درد یه ویدئوی خشونت پلیس میخوره
خیلی خندهداره
ببین، اوضاع جدیه. پس بس کن، باشه؟
کیک اسفنجی!
تا حالا به ترک هنگکنگ فکر کردی؟
مهاجرت؟
نه، من نه، تکیلا
من یه هنگکنگی اصیلم
من تو همین خراب شده زندگی میکنم و میمیرم
نمیخوام برم جای دیگهای
کجا میتونم همچین صبحونه فوقالعادهای گیر بیارم؟
تو هر رستوران چینیای
اما همینجا بهتره
کیک اسفنجی!
راستی، پسرت چند سالشه الان، هان؟
هی! دیر کردی سون
اتفاقاً یه عکس ازش اینجا دارم
خب. کجا بودی؟
بابا، ما تو شنژن بودیم، مگه نه؟
ما ساعتها اینجا منتظر بودیم. بشین
بشین!
جنسهای خوبی داریم
آره بابا، معلومه.
چی میخوای؟ فقط چای
اینجا نیست
اسلحههای ساخت چین. محشره
آژانها نمیفهمن چی به سرشون اومده
خوشم اومد
قیمتش هم عالیه، میدونی؟ و ساخت چینن
ولی میتونن دو تا بشکه نفت رو سوراخ کنن
از اونور هم رد شن و یه آدم رو بکشن
آره، آره. آشغال بهمون میاندازی؟
هی، بابا ما آشغال نمیفروشیم!
این کار همه ما رو پولدار میکنه
بفرمایید، چای شما
هی! هی!
فکر میکنی داری چی کار میکنی؟
پلیس، وایسا!
هیچکس تکون نخوره!
برو کنار!
حالت خوبه؟ آره، برو!
برو کنار!
بجنب!
برو کنار!
برو کنار!
گم شو از اینجا!
بجنب!
از سر راه برو کنار!
دراز بکش!
بخواب زمین!
نیا تو!
خیلی زخمی شدی؟
برو بیرون!
اوه، آفرین. چه غنیمتی!
به این آقا یه اسلحه بدی، میشه سوپرمن
دو تا بدی، میشه خدا
میدونی کیو اون تو کشتی؟
یکی از شاهدای اصلی من
مدتها بود دنبال این عوضی بودم!
ولی میخواستم زنده دستگیرش کنم و تقریباً هم گرفته بودمش!
و به لطف تو دیگه هیچوقت گیرش نمیآرم!
حیف شد، آقای وو
آره، حیف.
چی حیف شد؟
که نتونستیم این عوضیها رو گیر بندازیم
عوض شدی، تکیلا
تو دانشکده افسری چقدر حساس بودی
و حالا اینقدر بیرحم شدی
الان خیلی بیرحمم؟
ممم...
اونا حتی سرسختترن
اون یه دوست خوب بود
ما نمیتونیم همه چیزو تو زندگی داشته باشیم
آلن، من...
من، اِم...
عمو هوی میخواد بدونه چرا بهش خیانت کردی
اِم... ببین،
من... من واقعاً بهش خیانت نکردم
آره، کردی.
چیه؟
یادت میاد چی شد؟
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.
بیشتر شبیه یه خواب بود.
جریان چیه؟
حدود دو ساعته که مرده.
از فاصله نزدیک بهش شلیک شده. مقاومتی نکرده.
کسی اسلحه رو پیدا کرد؟
هنوز نه.
میدونی، این یارو قیافش آشناست.
فکر کنم تو لیست افراد تحت تعقیب دیدمش.
هوم.
هی، بیا اینجا.
نیم ساعت دیگه بهم بده. باشه؟
مقتول مالایی-چینی بود.
سابقه تروریستی، قاچاق اسلحه بین سالهای ۷۸ و ۸۱.
در آسیا و شمال آفریقا.
مالزی، تایلند، سنگاپور.
همهشون دنبالش بودن.
سال ۸۵ اومد هنگ کنگ. قاچاق اسلحه.
قبلاً برای عمو هوی کار میکرد.
اما وقتی جانی ونگ خریدش، کارش تموم شد.
میدونیم سلاح قتل چی بود.
طبق پروندهها، یه دیویس کالیبر ۳۲ بود.
کسی رو سراغ نداریم که از این استفاده کنه.
متاسفانه همیناست که اینجا دارم.
چه گرفتاریای!
من حتی نمیتونم یه آلونک هم اجاره کنم.
هیچ جوره نمیتونم.
بدون یه جای درست و حسابی چطور میتونم ازدواج کنم؟
که خانوم توش زندگی کنه؟
فقط چون مجردم، نمیتونم مسکن دولتی بگیرم؟
میرم تو خیابونا.
میتونی بری YMCA بمونی.
روزی ۳۰۰ تا. برای اقامت طولانیتر تخفیف داره.
چرا امتحانش نمیکنی؟
جاز بار. همون جاز بار.
حداقل اونجا کلی از اون "حال و حول"ها گیرت میاد.
هی، کی داره واسه خانومت اون گلهای خوشگل رو میفرسته؟
تازگیا کلی از اینا داشته.
غیرقانونیه؟
بفرمایید.
خانم، بازم براتون گل آوردم.
ممنون.
آیا جایی هستی
آیا جایی هستی؟
آیا جایی هستی؟
آیا جایی هستی..."
گوان، کمک لازم دارم.
زندگی عاشقانهام داره از هم میپاشه.
من و خانومم این روزا با هم کنار نمیایم.
پس لطفاً سعی کن کمک کنی.
ممنون.
از یه آپارتمان جدید ممنون میشم.
تکیلا؟
پس مریضی؟
و اینا چیه همهش؟
آره، مریضم.
شکست عشقیه؟
اگه درست بازی کنی، برمیگردم.
عالی شد!
پس منم میتونم سالها منتظر بمونم تا تو آدم شی.
نمیدونستم رز سفید دوست داری.
خب، معلومه که نمیدونستی. تو هیچوقت بهم نگفتی!
ها! خب، منم به اون نگفتم.
ولی اون بیشتر از تو به من اهمیت میده.
گوش کن چی میگه.
پرسید تنها نیستی؟
و آیا به یه مرد نیاز داری؟
بلدم بخونم. فقط ملودی رو میخوام، ممنون.
ممنون.
نه ر-ر.
لا-لا-تی-ر-دو. اوه.
باشه.
چیز دیگه ای؟ هیچی.
چیزایی که جا گذاشتی رو دارم. میخوای؟
لباس زیرت.
به نظر میاد از گلها خیلی راضیه.
واقعا؟
نمیدونستم گل رز دوست داره.
بهتره تو هم واسش بفرستی.
اگه دختر خوبی باشه، میفرستم.
این چیه؟
می-سل-لا.
ممنون.
خواهش میکنم.
بیذوق و احمق.
هوم.
"شیر نزدیک تله است. تحقیقات را متوقف کنید."
رئیس. چه خبر؟
از اون پرونده اسلحه چه خبر؟
در حال حاضر، هیچی.
خب، ادامه بده.
بله قربان
هانگ! بیا اینجا!
اومدم!
چای شما، آقای هوی
مم
بله، چی شده؟
بخور
No comments yet. Be the first to leave one.