ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
در سالِ 1998، یه عده از ما دربارهی یه قاتل احتمالی مطلع شدیم
اسمش رو گذاشتیم جالوت
رئیس؟ ما هنوز توی جزیرهایم
یه چیزی پیدا کردیم - روی هم چند تا جنازه بود؟ -
سه تا ولی هیچکدومشون مامانت نیستن
تام هستم - توری هستم -
پیداش کردن. بابا رو میگم
پروندهی کینان توسطِ کسی مدیریت شده
که میخواد ما جالوت رو پیدا کنیم
هر کسایی که هستن، هنوز اون بیرونن قربان
فکر میکنیم کلیدِ رمزگشاییِ گذشته در اختیارشونه
مدیرِ بندر میگه راجع به جالوت 4 ماه پیش ازش سوال شده
،یه نفر باهاش تماس گرفته گفته اسمش فرانک مَکفیل بوده
از کجا فهمیدی این من بودم که وانمود کردم مَکفیل هستم؟
میدونم که با شخصی در ارتباط بودی که
داره تلاش میکنه نقاب از چهرهی جالوت بَرداره
کیه؟
آوردمت اینجا. حالا بهم بگو
نه
جَکی، 22 سال پیش جلوی این تحقیقات رو گرفت
الانم دوباره داره همون کارو انجام میده
از بین همهی آدمها، تو چرا داری پوشش میدی؟
یا خودتی؟
تو جالوتی؟
« ترجمه از مـهرداد » .:: Mehrdadss ::.
آقای کوری؟
آقای کوری؟
خواهرتون تماس گرفته. نگرانتونه
آقای کوری؟
...آقای کوری
شاید بیهوش شده باشه یا یه همچین چیزی
شاید براش مشکلی پیش اومده باشه
آقای کوری؟
آقای کوری؟
چیزی پیدا نکردین؟
،یه نفر دیگه اینجا بوده تنهایی نمیتونه بره جایی
،از بیمارستانها آمار بگیر مطمئن شو نبرده باشنش بیمارستان
،اگر خبری نبود با تحقیقات راجع به یه آدمِ گُم شده سروکار داریم
باید از اینجا بریم بیرون
باید مثل یه صحنهی جرم با این خونه برخورد بشه
،قربان؟ ایشون لیندا کوری خواهرِ آقای کوری هستن قربان
اونا کی هستن؟ چه اتفاقی برای آدام افتاده؟
با تحقیقات راجع به یه آدمِ گُم شده سروکار داریم
خدای من
دارن دنبالش میگردن
نه ولی اون حالش خوب نیست
افرادِ زیادی به دیدنِ آدام میان؟
نه
و شما هر چند وقت یک بار به دیدنش میاین؟ - هفتهای یکبار -
ترتیبِ پیامهاش رو میدم، نسخهش رو براش میگیرم
مطمئن میشم هر چیزی که احتیاج داره رو داشته باشه
تو این مدت، کسِ دیگهای رو ندیدین که بیاد یا بره؟
آدام دربارهی کسی حرفی نزده؟ کسی که شاید به دیدنش اومده باشه؟
نه، نه. میخوام داخلِ خونه رو ببینم
فعلاً نه، فعلاً نه
دستتو بِکِش
متاسفم، نمیتونین برین داخل
اینجا، صحنهی جرمه
شکایت میکنم
قربان؟
قربان
دفتر یادداشتِ آدام
بهش دست زدم
یادته، اون دفعه توی اون اتاق پیشش بودیم؟
حتماً بهشون اطلاع میدم
داشت میگفت که آدام دربارهی کسایی که به دیدنش اومدن یه چیزایی یادداشت کرده
زمان، تاریخ، حرفایی که زده شده
ولی چند تا صفحه گُم شده
مخصوصاً جدیدترینها
!تام
بیا
همین الانِ یه خبرِ جدید از بررسیِ خونهی آدام کوری بدستم رسید
یه اثر انگشت که روی یکی از فنجونها پیدا کردن
متعلق به خواهرش
یا کسی که اسمش توی پایگاه داده باشه نیست
دارن روی دی.ان.ای کار میکنن
چی شده؟
یه ساعت پیش آوردنش اینجا
از توی یه وَن بیرون از بیمارستان پَرتش کردن بیرون
شبیه زنیه که توی ماشینِ کینان بوده
ولی گوش کنین
داشتم از بیمارستان میومدم بیرون
اومدن پشتِ سرم
منو سوار یه وَن کردن
منو به یه نفر توی گوشیشون نشون دادن
...وقتی میگی یه نفر منظورت
یه مَرد
فقط صداش رو شنیدم
...گفت
«اون نیست»
کینان داره دنبالِ زنی که در دزدیدنش نقش داشته میگرده
موهاش شبیه زنیه که تو ماشینِ کینان بوده
همون زنِ که بیرون از ساندویچی بود - این یکی اهلِ لندنــه -
وقتی که کینان رو دزدیدن اصلاً اینجا نبوده
میتونیم کینان رو بیاریم اینجا؟ - نه -
خودتون که شنیدین، اونجا نبوده
تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که تحت نظر بگیریمش
داره جاهایی که روزی که دزدیده شد رفته رو بررسی میکنه
حتماً فکر میکنه یه نفر از بیمارستان تو این ماجرا دست داشته
فکر میکنین میخواد کاری انجام بده؟ - آره -
باید تلاشهامون برای پیدا کردنِ زنی که توی ماشینش بوده رو دو برابر کنیم
فکر میکنم اون جالوتــه
من 16اُم اینجا بودم
با یکی از چشم پزشکهاتون دربارهی یه بیمار صحبت کردم
...برام سوال بود
داریم دنبالِ یه زن میگردیم
احتمالاً 30-40 سالشه، قَدِ متوسطی داره
متاسفانه، فقط همین رو داریم
براتون آشنا نیست
نه
نه، متاسفم
ما افرادِ زیادی رو میبینیم
بسیار خب
مزاحمتون نمیشم. ممنون
قربان؟ ببخشید، قربان لطفاً وقتی که پلیس دربارهی قرار ملاقاتِ آقای کینان» «دنبالِ اطلاعات بود به خانمِ توری متیوز (جراح) خبر بدین
ببخشید، گفتین 16اُم؟
آهان
ببخشید، باید چِک میکردم
این قضیه با سوالاتی که میخواستین راجع به
آقای پی جی کینان بپرسین ارتباطی داره؟
درسته
فقط اینکه باید با خانمِ متیوز صحبت کنین
ببخشید؟
توری متیوز
یه جراحــه
یه یادداشت گذاشته
میخواسته وقتی که پلیس بخواد
،دربارهی قرار ملاقاتِ آقای کینان دنبال اطلاعات بگرده خبردار بشه
ممنون
الو؟
تام، جوابِ دی.ان.ایِ روی فنجون چایِ خونهی کوری بدستمو رسید
با دی.ان.ایِ پیدا شده در ماشینِ کینان مطابقت داره - آهان -
پس، تایید شده
زنی که در دزدیدنِ کینان نقش داشته توی خونهی کوری بوده
قربان - باید برم -
سلام، توری متیوز هستم. لطفاً پیغام بگذارین
...ببخشید که دیر بهت خبر دادم ولی
...خوشحالم
که قراره شام رو قبول کردی - واقعاً؟ -
آره
خب، قبلاً ازدواج کردی؟
آهان! این همون رفتارِ پلیسیایه که منتظرش بودم
ببخشید. عادتهای قدیمیان دیگه
نه، تا حالا ازدواج نکردم. خیلی جَوون بودم
البته
نه، من... خیلی جابجا شدم
چطور؟
...خب، مدرسهمو همینجا تموم کردم
دانشگاهم رو تو انگلیس
و بعد از آموزشم، دنبالِ هیجان بودم
دنبالِ هیجان بودن، کجا بُردت؟
خب، به برقراری یه واحدِ تراما در سوریه کمک کردم
واو
،اگر فکر کنم ایزی قرار باشه همچین کاری انجام بده با یه
کلاشینکف و یه کیسه گَچ پشت سرش میایستم
هنوزم به چشمِ یه دختر کوچولو میبینیش
همیشه همینطوره
میدونی، خودم بزرگش کردم
جورچین انجام دادم، داستان براش گفتم
،رسوندمش به کلوپهای شبانه از کلوپهای شبانه آوردمش
اونوقت فکر کردی سوریه سخت بوده
نه، میدونی، منم فقط مادر داشتم
به اندازهی کافی مادرمو اذیت کردم
پس میدونی چهجوریه
البته، اگر بابای من بود
زندانیم میکرد تا آدم بشم
!اینکارو نمیکرد - چرا میکرد -
خب، اونم پلیس بود؟
آره، تمام عمرش
آهان
و حالا تو. 30 سال شده و هنوزم ادامه داره
آره
خیلی وقت شده
خب، بیشتر با چی سروکار داری؟ مواد؟
گانگسترها؟
قتل؟ - خب، دوست داریم همهجورشو داشته باشیم -
...میدونی، معمولاً جایی که من کار میکنم
بیشتر با بازنشستههای بد قِلِق سروکار داریم
امروز، پروندهی یه آدم گُم شده رو داشتیم
یه آقای مُسِن
خیلی سَر زنده و فعال نیست
برای نفس کشیدن به اکسیژن نیاز داره
توی کامبر رود، تنها زندگی میکنه
لعنتی - حالت خوبه؟ -
آره
الان میام. ببخشید
نه، البته
اینجا خونهمه
...درسته
آدام کوری رو از کجا میشناسی؟
،واکنشت وقتی که داشتیم شام میخوردیم از کجا میشناسیش؟
نمیدونم داری دربارهی چی حرف میزنی
خواسته بودی وقتی که پلیس اومد
سراغِ دکترِ پَت کینان خبردار بشی
...نه، من - به سوابقِ پزشکیِ -
کینان دسترسی داشتی
میدونستی کِی قراره بیاد بیمارستان
از اونجا تعقیبش کردی
تغییر قیافه دادی. کلاه گیسِ مشکی زدی - ...تام -
دی.ان.ایِ یه زن رو توی ماشینِ پَت کینان پیدا کردن
No comments yet. Be the first to leave one.