ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"دنزل واشنگتون"
گروه ترجمه ايران فيلم با افتخار تقديم ميکند
...در خيابان "پيترزبرگ" در ايالت "فلوريدا" اين پيرمرد 52 ساله
...دو زن جواني رو به داخل خانه اش مي بره
...اون دخترام لباس خودشون رو ميزنن بالا
...و توجه پيرمرد رو به خودشون جلب مي کنند
رئيس "ويتلاک" هستم
رئيس "ويتلاک" من "آن" هستم "آن ميراي هريسون"
يه نفر بزور وارد خونه ي من شد
باشه الان ميام خانم
"دقيقا کنار کليسا و بارانداز"
حالتون چطوره خانم "هريسون"؟
سلام رئيس
خوبيد؟
ممنون خوبم
ميشه بيام داخل؟
بفرماييد ممنونم
اوه پسر
شما...شخصي که وارد خونه شد رو ديديد؟
اوه بله
اون...تقريبا هم قد شما بود
اوهوم
هم وزن شما
فکر کنم يجورايي شبيه شما بود
شبيه من؟ !پس خوش قيافه بوده
نه
خيلي خب
ببخشيد ولي به تيپ من نميخورد
...پس اين مرد زشتي که ميگيد
ميدونيد چطور وارد خونه شد؟
...خب
از پنجره ي اتاق خواب
اشکالي نداره وارد اتاق خوابتون بشم؟
نه بفرماييد
خب بهم بگو چه اتفاقي افتاد
من خوابيده بودم
ولي بعدش از خواب پريدم چون چيزي حس کردم
...ديدم پنجره بازه
و اون شخص دقيقا جايي ايستاده بود که الان شما هستيد
درست همينجا؟ اوهوم
مطمئني؟ ...باشه
خيلي خب اون چيکار کرد؟
اون...اومد به سمت من
اومد به سمتت؟ اوهوم
اينجوري؟
اوهوم
بعد گردنمو گرفت کجاشو؟
اينجا
اين شکلي؟ اوهوم
ولي محکم تر از تو فشار ميداد
اينطوري؟ اوهوم
بزور خودش رو انداخت روي من
اينجوري؟
...نفسش بويي ميداد که مشخص بود
سر کارش مشروب ميخورده...درست مثل بوي نفس تو
جدي؟ بعدش چه اتفاقي افتاد؟
منو بوسيد کجاتو؟
کجاتو عزيزم؟
بعدش منو لخت کرد
وقتي کاملا دست و پام رو گم کرده بودم اون پيرهنم رو درآورد
حتي در مقابلش مقاومت نکردي نه؟
جدي؟
پس من مقاومت نکردم؟
پس کنترل اوضاع رو بدست گرفتي؟
بعدش چيکار کردي؟ چيکار کردي عسلم؟
نگام کن ميفهمي
بگو بعدش چيکار کردي نفسم
...اوه
رئيس بايد خودتو سريع به "اسکالت بات" برسوني
اينجا يه وضعيتي برامون پيش اومده که داره بدتر ميشه
رئيس؟
بگو "توني" چي شده؟ رئيس شما کجايي؟
ميتونيد بيايد اينجا؟ بهتون نياز داريم
رئيس؟
...باشه
...باشه توني
الان ميام
نه بايد برم عزيزم
بايد برم بايد برم سرکار
فردا درمورد جنايتي که اينجا اتفاق افتاده صحبت ميکنيم باشه؟
باشه
حالا چجور جنايتي بوده؟
حمله با يه اسلحه ي کشنده
و بزور وارد شدن و ضرب و شتم بعدا مي بينمت عزيزم
حالتون چطوره؟
خوبيم رئيس "سلام "مت
صبح بخير "سلام "مت
"ماتياس لي ويتلاک"
چطوري "کريس"؟
داري اينجا با دوستات صبحونه ميخوري!؟
ميخواستم براي صبحونه دعوتت کنم "کريس" ولي دلم نميخواست
منم بخوام ميتونم بشينم ولي دلم نميخواد
يه ميز براي ما پيدا کردن؟
آره ميز ما اون پشته "سلام "مت
حالت چطوره "آن"؟ خوبم.دارم از گرسنگي مي ميرم
از ديدنت خوشحال شدم منم همينطور
هي "کريس" غذاي خرچنگ اينجا رو سفارش بده خيلي خوشمزه س
بهش حساسيت دارم
ميدونم
خيلي خب
چطوري "شارلين"؟ سلام رئيس
ساعت چنده؟ 3ه
پس بزن بريم
سلام رفيق دوباره دستمال کاغذي توالت تموم شد
چطوري "چاي"؟ خوبم
فکر کنم بخاطر اين کار ات 10 امتيازي گرفتي
خوشگل افتادم نه؟ يجورايي تپل افتادي
...فکر کردم فرصت خوبيه که
پيشنهاد منو در ارتباط با سرمايه گذاري توي اين تجارت بشنوي
بريم "کاستا ريکا"؟ آره.يه قايق ماهيگيري هم اجاره کنيم
پول هايي که از سر صحنه جرم برداشتيم بدزديم؟
اين چيه؟ هنوز گزارش پول هارو ندادي؟
همينه؟ آره خودشه
!چهارصد و پنجاه و هشت هزار دلار ميشه بهشون دست بزنم؟
نه نميشه فقط ميخوام لمسشون کنم
دستت رو بکش عقب
شايد دزديدمشون شايد منم بعدش بهت شليک کردم
مثل پليس ها فکر نکن فقط به پيشنهاد من گوش کن
...هزار دلار برميداريم و ميريم نمايشگاه قايق ها
...پولو ميذاريم توي جيبمون و ميريم اونجا يه چرخي مي زنيم
...حس اينو داشته باشيم که
اگه اشاره کنيم ميتونيم راحت يه قايق بخريم
الان ميام پيشت نظرت چيه؟
"سلام "چاي !سلام غريبه
در چه حالي؟
چطوري "الکس"؟ کليد ماشينت رو ميخوام
مرسي که پرسيدي منم خوبم تو چه ميکني!؟
ببين کليد ماشينت رو لازم دارم چندتا از وسائل هام رو جا گذاشتم
باشه منم باهات ميام اوه نه
چرا نه؟ فقط ميخوام همراهت بيام
نميخوام درگير چيزي بشم
کلي کار دارم که بايد انجام بدم
ميدونم کارت خيلي مهمه جدي دوباره ميخواي اينجوري شروع کني؟
!من ميرم اتاق بغلي تا وانمود کنم که دارم با تلفن حرف ميزنم
کارآگاه شدنت رو بهت تبريک ميگم "ممنونم "چاي
بيخيال ولش کن
...حتي اگه باارزش ترين الماس رو هم جا گذاشته باشم
نمي ارزه ازت کليد بگيرم
"خداحافظ "مت
"خدا حافظت "الکس
ميشه اون کليدهاي لعنتي رو بدي بهم؟
روي ميز درست جلوي روت هستن
کارم تموم شد برميگردونمشون
!اوه
"فعلا "چاي ميبينمت عزيزم
خيلي قشنگ شده
!گاهي فکر ميکنم خودت ازم ميخواي که بهت شليک کنم
!يلحظه افکارت رو نگه دار
پزشک قانوني
بله بله بله باشه
!کدوم احمقي روز تعطيل ميفته مي ميره
!کسي که اعصاب نداره "روز خوبي داشته باشي "چاي
مي بينمت
چيزي ام گرفتي؟
!سلام سلام
...احترامي که دارم رو ميندازم توي قلاب تا بفهمم
وسط اين رابطه ي 3نفره...چيکار ميکنم
بهتره بگي 4 نفره همسرت رو فراموش کردي
اون ترکم کرده
...اون روز بهش گفتم ...امروزم بهش گفتم
گفتم بياد وسائلش رو از خونه ببره
نظرت چيه يه ربع فوتبال بزنيم؟
اون(شوهرش) آخر هفته رو رفته شمال براي شکار
کل هفته رو رفته
!انگار يه تيکه چوب رفت توي باسنم
تو خوبي؟
من خوبم کاملا حالم خوبه
خوبه
هنوزم همسرت رو دوست داري نه؟ چي؟
هنوزم دوسش داري آره؟
آره دارم
معلومه که داري.اصلا قرار هست ازش طلاق بگيري؟ مگه تو طلاقتو گرفتي؟
کريس" بمن نياز داره" اوه عجب
جدي گفتم
از وقتي از تيم اخراج شده خودشو گم کرده
خيلي دلم براش ميسوزه
يادت باشه دفعه بعد که باهات دعواش بشه کله ات رو ميشکنه
الو
اوهوم
باشه حتما
باشه الان ميام اونجا
"سلام "آن مراي "سلام دکتر "فريلند
ايشون برادرم "مت" هستن از ديدارتون خوشبختم
ببخشيد که امروز گفتم بيايد
ديروز کلا تو اتاق عمل بودم بفرماييد بشينيد
ميتونيد جلوي برادرم راحت صحبت کنيد.مشکلي نداره
باشه
خيلي خب
آن" فکر کنم بايد توي روند بهبودي که انجام ميديم عقب نشيني کنيم"
ديروز تست هات رو ديدم
سرطان ات بهبود نيافته و خيلي سريع داره رشد ميکنه
سرطان به کبد و ريه هات رسيده
چقدر...چقدر زنده ميمونم؟
خب گفتنش سخته
چقدر؟
پنج الي شش ماه
البته نميشه دقيق گفت
ولي من...حس ميکنم حالم خوبه
...گوش کن
يه روانشناس تو بيمارستان هست
No comments yet. Be the first to leave one.