ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اون کیه؟
آبجیم؟
...و
مامانم؟
کیریها - سان؟
چرا؟
...چرا
آخرش اینطوری شد؟
:تسوگومومو
یه تسوکوموگامی روحی که بعد از سالها تغییر شکل داده
و روح و جسمی به دست آورده که با مال انسان قابل تشخیص نیست.
تسوگومومو
تسوگو
قسمت اول
دفتر مشکل گشا
"دفتر مشکل گشا"!
!ای بابا! بسه دیگه! همینطوری هوا گرمه
چطوری تو این وضع بخوابم؟
کیریها - سان! چند دفعه باید ازت بخوام تو تخت شرت پات بکنی؟
تسوکوموگامی از یه کمربند اوبی متولد شد کیریها
از قصد نیست، همیشه خودشون .یه راهی پیدا میکنن از پام دربیان
خدای محلی کوکوری
راهب الهه محلی کوکویو
چرا دوباره اینجا خوابیدیم؟
تو شب من شمارو تا دستشویی بردم .و بعدشم تا اینجا دنبالتون اومدم
مطمئنی این قضیه مال شب قبلش نبود؟
!هیچکدوم اینا مهم نیست ...برگردیم تو تخت کازویا
!نخواب، کیریها - سان
چند دفعه باید بهت بگم جلوی وسوسه شدنت رو بگیر یا - کون؟
!تسوکوموگامی هرزه
!وایسا
آبجی بزرگتر کاگامی کازومی
زود باش یا - کون، اگه سریع آماده نشی .و زود غذا نخوری، دیرت میشه
!راست میگی
زودباش کیریها - سان، نمیخوای بیای؟
لازمه امروزم مثل بقیه .روزها توجیحت کنم
.بنظر خسته میای، کاگامی - کون
اوسانای اوسامو
شیرامین شیرو
واسه اینه که هیچوقت به اندازه کافی برای خودش وقت نداره.
چیکایشی چیساتو
ایکاش بیشتر از اینها اجازه داشتم، حرفم رو باور کنین...
هی، اوبینا-سان.
قبل این به کدوم مدرسه می رفتی؟
رنگ طبیعی موهات همینه؟
سرگرمی خاصی هم داری؟
چه جور آهنگایی دوست داری؟
اینا واسه چیه؟
آخه چطوری باید یهویی جواب این همه سول رو بدم.
کیریهارا-سان حسابی ترکونده...
هی، کاگامی.
تو با اوبینا-سان خیلی صمیمی هستی، درسته؟
ببینم با هم بزرگ شدین؟
اوه، یه جورایی.
پس حتما تو محله تون زندگی می کنه.
تو محل مون؟ درو اقع تو یه خونه زندگی می کنیم.
خب پس اگه اون موقع ها با هم دوست بودین
با هم حموم می کردین و پیش هم می خوابیدین؟
احمق نباش.
ما هنوزم پیش هم می خوابیم، دیگه چیزی از حموم کردن نگم.
وظیفه کازویا اینه که کمرم رو بشوره همین.
وقت قضاوته!
سالن اجتماعات موقت- کلاس دو-دو
متهم کاگامی کازویا
این محاکمه بر سر مسایل منحرفانه توسط مردان جوان کلاس مون برگزار شده
و حالا جلسه رسمیه!
قضاوت اس. اس
معلم سر خونه ایراها ایسوزو
خیلی خب، همه بشینین سر جاتون.
چی-
سنسی!
متهم کاگامی کازویا!
قضاوت اس. اس
شما متهم به داشتن رابطه جنسی
با یه دختر زیبا و انجام یه سری اقدامات شهوانی هستین!
سو تفاهم شده! کیریهارا فقط گیج شده، همین!
حافظه اش، مثلا... می دونین!
شاهد کلیدی اوبینا کیریهارا
گستاخ
کیریهارا-سان!
میشه دیگه شوخی نکنین؟
عالیجناب!
هیئت منصفه سی سی
من به چشمای خودم متهم رو تو حموم و در حال استراحت در کنار کیریها-سان دیدم.
چیساتو؟
من هیچ دلیلی واسه دفاع از خودم در این مورد نمی بینم!
سنسی،سنسی، من اینو یه دادگاه قانونی نمی دونم!
به نام این گردهمایی مردان جوان سالم...
نمی دونم ازم انتظار دارین چیکار کنم!
به این وسیله به اشد مجازات محکوم می شین!
مجازات گناه انحراف در درجه اول اعدام با بسته شدن به آونگ لاک لاک پشته.
اتاق ضمیمه کلوب فرهنگی
اتاق ضمیمه کلوب فرهنگی
یه تسوکوموگامی، ها؟
دقیقا همینم.
در واقع یه اوبی تسوکوموگامیم.
من تو این منطقه با کازویا جن گیری می کردم.
که اینطور.
پس اون شکل جوون تری که داشتی فقط موقتی بود؟
منم!
شرم آوره.
واقعا؟
می خواستم بگم، غافلگیر کننده اس.
تصادفا کاگامی-کون...
این یه اتاق خالی که مال یکی از کلوب های فرهنگیه.
آره. می خواستی راجع به چی حرف بزنی؟
و برای ثبت توی پرونده احتمالا هیچ دفاعی برای این موضوع
که با یه دختر رابطه داری وجود نداره!
چی دارین...
راستش باید ازتون کمک بخوام.
خودتون قبلا دیدین
ولی اتفاقای عجیبی داره تو این مدرسه میوفته.
منظورت اینه که این حوادث زیر سر آماسوگین؟
اوه، موضوع اینه که مردم خوششون میاد همه چی رو تبدیل به چیزای فراطبیعی تبدیل کنن، درسته؟
پسر یعنی واقعا عین جهنم بود.
مجازات شیرو این بود که یه هفته تموم بوی گند می داد
هر چه بیشتر آماسوگی دردسر درست کنه
جبران خسارت هایی که می زنه هم سخت میشه.
پس می خوام یه اطلاعاتی جمع کنم که کمک مون کنه
گروه برنامه تحصیلی جدید
اسم گروه دفتر مشکل گشا
در خواست از طرف کاگامی کازویا از کلاسن دو-دو
هدف گروه
لیست اعضا
واسه همین تو فکر اینم که این اتاق رو
تبدیل به جایی کنم که دانش آموزا توش بتونن به دیگران تو حل مشکلات شون کمک کنن.
مثل مشاوره؟
چی شد؟
می فهمم.
با جمع آوری اطلاعات از روی شایعات و مشکلاتی که بین شاگردا پیش میاد...
شاید بتونیم یه سرنخی راجع به آماسوگی به دست بیاریم!
درسته!
ولی ما تنهایی از پسش برنمیایم.
فرض می کنم می ریم اونجا.
باید بپرسم، چرا همه این اتفاقا داره تو مدرسه ما میوفته؟
سوال خوبیه. موندم دلیل خاصی هم داره یا نه.
یه چیزی هست...
به وجود اومدن یه آماسوگی به چیزی به اسم نفرین مربوط میشه.
نفله؟
نه...
نفرین... مثل یه جور مه می مونه که می تونه آرزوها رو براورده کنه.
معمولا در سرتاسر دنیا اتفاق میوفته
نفرین
تاثیر زیادی روی همه چیزایی که این اتفاق در موردشون میوفته داره.
ما تسوموگامی ها در اصل نتیجه تجمع نفرین ها
در یه دوره زمانی طولانی هستیم.
ولی باید یه مقدار فوق العاده زیاد نفرین
روی یه خواسته یا آرزو تاثیر بذاره
می تونه فورا یه تسوکوموگامی بسازه
یه تسوکوموگامی که بدون هیچ فهم و شعوری متولد می شه.
آماسوگی ها این جورین.
پس این نفرین تو مدرسه ما راحت تر جمع میشه؟
آره ولی موندم چرا!
چون یکی که به این مدرسه میاد یه شرایطی داره
که باعث جذب نفرین میشه.
اونا تو هر سنی متولد می شن
لقب بچه های تحقیر شده رو می گیرن و باهاشون به عنوان منبع شرارت برخورد میشه.
و معلوم شد که...
منم یکی از اون بچه های تحقیر شده ام.
پس همه این اتفاقا به خاطر تو داره میوفته کازویا؟
آره. و راستش من باید خودم با این قضیه دست و پنجه نرم کنم
اشتباه می کنی.
درسته که تراکم نفرین احتمال زایش آماسوگی رو زیاد می کنه
ولی دوری کردن از بچه های تحقیر شده
باعث می شه نفرین یه جای دیگه ای جمع بشه.
تنها چیزی که این وسط تغییر می کنه زمان و محل تولد آماسوگیه.
دلیل واقعی تولد آماسوگی
قلب ضعیفی که مبتلا به حرصه.
هیچ کس حق نداره همه تقصیرا رو گردن یه بچه تحقیر شده بندازه.
اونا مقصر نیستن.
آره، نکته ظریفی بود.
هر چی نباشه من یکی از اونام که از آماسوگی استفاده کردم.
درسته، کاگامی-کون هم تقصیری نداشته.
بهترین کار برامون اینه که تا جای ممکن از آسیب های بیشتر جلوگیری کنیم.
و این دفتر مشکل گشا هم واسه همین به وجود اومده؟
خیلی خب، من پایه ام!
می خوام وقتم رو با کلوب مانگا تقسیم کنم ولی بهتون ملحق می شم.
منم می خوام کمک کنم.
گروه فوق برنامه جدید نام گروه دفتر مشکل گشا به درخواست کاگامی کازویا از کلاس دو-دو هدف گروه لیست اعضا شیرو شیرامین از کلاس دو-دو اوسانای اوسامو از کلاس دو-دو چیکایشی چیساتو از کلاس دو-دو اوبینا کیریها از کلاس دو-دو
می تونین وارد شین!
سلام
سلام! ببینم همه چی خوب پیش رفت؟
نماینده انجمن دانش آموزی تاداتا تاداتاکا
کلوب روزنامه نگاری ناناکای ناناکو
شما دو تا اینجا چیکار می کنین؟
باهاشون اتمام حجت کردم.
می دونین به لطف تاداتاکاست که می تونیم از این اتاق استفاده کنیم.
اوه، این حداقل کاری بود که می تونستم بکنم!
منم کمک می کنم!
ولی هر دوتون مجبور شدین به خاطر من تاوان بدین...
تمومش کن.
گفتم تقصیر تو نبود.
و به علاوه...
ناناکو!
خیلی ازت ممنونم... کاگامی-سنپای.
صداش!
یه کسی که در برابر وسوسه یه آماسوگی تسلیم بشه باید تاوان پس بده.
داره یواش یواش برمی گرده.
اگه خودت اینو قبول کردی و پشیمون بشی آثارش به مرور زمان کمترمیشه.
کم کم منم دارم امیدوار می شم.
No comments yet. Be the first to leave one.