The Kominsky Method

The Kominsky Method

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Kominsky Method S02E02 720p WEBRip X264-METCON
The Kominsky Method S02E02 720p HEVC X265-MeGusta
The Kominsky Method S02E02 COMPLETE 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Kominsky Method S02E02 1080p NF WEBRip DDP5 1 X264-AMRAP
The Kominsky Method S02E02 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
കമന്ററി എഴുതിയത് sinanamarvari
🔴 30nama | سینا اِن وی 🔴

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
720p
720
BRip
x265
HEVC
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-06-08
ഡൗൺലോഡുകൾ: 49
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫‫‫سی نما تقدیم می‌کند

‫کلمبیا،آمریکای جنوبی.

‫«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v

‫سلام شوهر سابق.

‫سلام زن سابق،اوضاع چطوره؟

‫اوه،میدونی که

‫هر روز بدون تو پر از شادی و نشاط ـه.

‫آره،اینجا هم همینطور.

‫بهت گفتم که بعد از طلاق

‫ریزش موهام متوقف شد؟

‫خوبه.

‫موهات تنها چیزت بود که ارزش ‫نجات دادن داشت.

‫چطور من وقتی فرصتشو داشتم ‫با یه بالش خفه‌ت نکردم.

‫جرئتشو نداشتی. ‫چی میخوای؟

‫خُب،یه چیزی در مورد میندی وجود داره.

‫- اون حالش خوبه؟ ‫- آره،آره،اون خوبه.

‫چه خبره؟

‫نمیدونم خبر داری یا نه،

‫ولی دخترت درگیر یه رابطه با

‫یه مرد دو برابر سن خودش شده.

‫اوه،اون،البته که میدونم.

‫بگو آآآ

‫چی بگم؟

‫با تو حرف نبودم.

‫صبر کن ببینم،اون بهت گفته،کی بهت گفت؟

‫اوه،نمیدونم.

‫حدود یه سال پیش.

‫تو یه ساله از این ماجرا خبر داری؟

‫اصلا تا حالا فکر کردی که ‫ در موردش به منم بگی؟

‫نه،هیچوقت به ذهنم خطور نکرده.

‫خُب،دقیقا نگرانی تو چیه؟

‫منظورت چیه نگرانی من چیه؟

‫این یارو مثل یه پیر مرد ـه.

‫تو هم همینطور.

‫این موضوع هیچوقت باعث نشد با ‫زن های جوان تر قرار نذاری.

‫این متفاوته.

‫چطور؟

‫این قضیه ی دخترمه.

‫اوه!

‫عجب آدم دورویی هستی.

‫یه چیزی بگو که ازش خبر ندارم.

‫تا حالا ملافاتش نکردی؟

‫نه،قرار بود امشب باهاش برم شام.

‫خُب،پس آروم باش،اون مرد خیلی خوبیه.

‫تو ملاقاتش کردی؟

‫مارتین اسنایدر.

‫واقعا میندی رو دوست داره.

‫یه دقیقه صبر کن.

‫تو یه ساله از این قضیه خبر داشتی و ‫اونو ملاقات کردی؟

یه نگاهی به خودت بنداز .داری قطعات پازل رو میذاری کنار هم

‫ببین،باورم نمیشه اینقدر ‫ طولش داده تا به من بگه.

‫شاید دخترت در مورد روابط ‫عاشقانه‌ش بهت اعتماد نداره.

‫هی،اون بهم اعتماد داره،باشه؟ ‫ما به هم نزدیک هستیم،نزدیک تر از همیشه.

‫ولی در مورد دوست پسرش بهت نگفت.

‫درد داره؟

‫یکم،آره.

‫پس این موضوع اصلا تورو نمیترسونه؟

‫نه،راستش من یه جورایی غافلگیر شدم.

‫خیلی داری سنتی فکر میکنی.

‫من سنتی نیستم.

‫درواقع،خیلی از بچه های کلاسم

‫بهم میگن که خیلی"روشن فکر"هستم.

‫درسته،تو داری با مردی ‫صحبت میکنی که هیچ مشکلی با

‫ ریدن در یه توالت بی‌جنسیت نداره. ‫(توالتی که هر فردی بدون توجه به ‫ جنسیت خود می‌تواند از آن استفاده کند)

‫اوه،ممنونم بخاطر این ‫تصویر دوست داشتنی.

‫خواهش میکنم.

‫ببین سندی،تو نمیتونی زندگی اونو کنترل کنی.

‫تنها کاری که میتونی بکنی،اینه که ‫به دور از قضاوت در کنارش باشی.

‫اینو میدونم!فکر میکنی اینو نمیدونم؟

‫فقط نمیخوام بچه‌م آسیب ببینه.

‫اگه به آینده فکر نکنه

‫چند سال بعد پوشک های اونو ‫یارو رو باید عوض کنه.

‫نگرانی واقعی تو باید این باشه ‫که کی پوشک تورو عوض میکنه.

‫اینو زنی داره میگه که موقع ‫خندیدن به خودش میشاشه.

‫مادرت بهم در مورد ازدواج نکردن ‫ باهات هشدار داد.

‫اون گفت تو یه دروغگوی ی خیانتکارِ پَست ‫ مثل پدر پیرت هستی.

‫تو بدترین اشتباهی هستی ‫که من تو زندگیم کردم.

‫تو هم همینطور عوضی.

‫نمیدونستم اینقدر بزرگه.

‫تو گفتی کنار اسب ها راحت هستی.

‫با شرط بندی روشون راحت هستم.

‫خُب،نمیتونی بیخیالش بشی، ‫لباس رو خریدی.

‫اون یه موضوع دیگه‌س. ‫تو مغازه ایده ی خوبی به نظر میموند

‫ولی شبیه عروسک هودی دودی ‫تو سال های آخرش شدم. ‫(برنامه پرطرفدار کودکان که از ‫سال 1947 تا 1960 پخش میشد)

‫تو خیلی عالی به نظر میرسی.

‫جای هیچ نگرانی نیست،نانسی اسب ‫پیر و نجیبی ـه.

‫منم پیر و نجیب هستم.

‫چه اتفاقی میفته اگه تو بخوای ‫پشت من سوار بشی؟

‫جدی میگم،گازت میگیرم.

‫خُب،فقط یبار سعی کن.

‫- لوئیس و وینسنت کمکت میکنن. ‫- من کمک نمیخوام.

‫خدای من!

‫لوئیس،وینست،یکم کمک کنید.

‫- حالا چی؟ ‫- افسارش رو بگیر.

‫و حالا میریم واسه یه سواری خوبِ لذت بخش.

‫مطمئن باش اینو رو سنگ قبرم بنویسی.

‫اوه،بهش یه لگد کوچولو بزن.

‫لگد؟

‫آره،لگد.

‫- میخوای که به اسب لگد بزنم؟ ‫- آره،اینو میخوام.

‫نانسی،اولش عذر خواهی میکنم.

‫راهنما نداره؟

‫یه لحظه احساس کردم مجبورم کردن

‫برم دنبال گاو های جدا شده از گله.

‫زیباست.

‫آره.

‫خیلی خوشحالم که تونستی تا اینجا سواری کردی.

‫منم همینطور.

‫ممنونم به خاطر دعوتت.

‫- میتونم یه چیزی رو باهات در میون بذارم؟ ‫- البته.

‫کونم داره پدرمو درمیاره.

‫کدوم کون؟تو که کون نداری.

‫داری چی میگی؟ ‫من یه کون بزرگ دارم.

‫- مرغ مارسالا واسه امشب خوبه؟ ‫- صبرکن،بذار من فقط ...

‫هی،یادم بنداز در مورد بتا ستاسترول بهت بگم.

‫بِتا چی؟

‫ستاسترول. ‫یه داروی طبیعی مکمل پروستات ـه.

‫و چطور در این مورد میدونی؟

‫خُب،من ...

‫به مارتین گفتم که یه سِری مشکلات

‫اون پایین داری،اونم پیشنهادش داد.

‫واقعا؟پس من فکر میکنم

‫دوست تو هم اون پایین مشکلاتی داره.

‫آره پدر،دوست منم داره.

‫ولی اون به مکمل ها باور داره.

‫اون میگه خیلی کمکش کرده تا شبا زیاد ‫از خواب بلند نشه.

‫باشه،خُب لطفا ازش تشکر کن،بررسی‌ش میکنم.

‫یا اینکه خودت میتونی ازش تشکر کنی.

‫البته،ولی نه موقعی که داریم غذا میخوریم.

‫اون مال وقتی هستت که در مورد ‫حموم وان افراد سالخورده صحبت میکنیم.

‫در ضمن،تو به مادرت در مورد

‫ زندگی شخصی‌ت میگی ‫ ولی به من نمیگی؟

‫این باعث رنجش من میشه.

‫- اوه،بیخیال پدر. ‫- نه،نه.

‫نه،این تمام چیزیه که باید در این مورد بگم.

‫یه دقیقه زمان لازم دارم.

‫- خدا لعنتت کنه! ‫- کجا داری میری؟

‫میرم تا از توالت بی جنسیت ‫ در کافه گراتوتوت استفاده کنم.

‫عجیبه،نه؟

‫خُب،عجیب و خارق‌العاده‌س.

‫انگار که هیچ زمانی نگذشته.

‫داریم فقط مکالمه ای که 50 سال قبل ‫شروعش کردیم رو ادامه میدیم.

‫بزرگترین وقفه بین مکالمه در کل تاریخ.

‫ضمنا،زندگی خوبی داشتی؟

‫آره،خیلی خوب.

‫و تو؟

‫نمیتونم شکایتی داشته باشم.

‫خُب،راستش این درست نیست ...

‫کریستوفر مدت زیادی مریض بود.

‫آیلینِ منم درست همین تجربه رو داشت.

‫فکر نمیکردم دیگه هیچ شادی ای ‫تو دنیا واسم باقی مونده باشه.

‫میدونم چه حسی داری.

‫ما یه سِری کابوی هستیم

‫که داریم تو چمنزار اشک میریزیم.

‫خب،این اردک ها مهاجر هستن ‫یا اینجا زندگی میکنن؟

‫بومی هستن؟

‫یه سوال ازت دارم.

‫چی؟

‫من چطور قراره دوباره برگردم ‫ رو اون اسب لعنتی؟

‫خسته نباشی میندی!!! ‫نمیتونستی یه مرد پولدار انتخاب کنی.

‫سندی،خوش اومدی.

‫سلام.

‫سلام!

‫من مارتین هستم،لطفا بیا داخل.

‫ماشین خوبیه‌.

‫- شراب شاردونی خریدم. ‫- اوه!

‫- عالیه،ممنون. ‫- مال ایالت واشینگتون ‌‌ـه.

،‫اون پسر صندوق دار تو فروشگاه جو ‫گفت که خیلی خوبه.

‫عالیه.

‫اگه به ویسکی سینگل مالت نیاز داشتی ‫تو فروشگاه کاستکو یه آشنا دارم.

‫پسره یکم الکلیه،ولی کارشو خوب بلده.

‫- خوبه. ‫- آره.

‫هی پدر،الان میام.

‫عجله نکن.

‫خونه‌ت رو دوست دارم ...

‫خیلی راحته.

‫ممنون ... آره.یه جورایی ...

‫ یه جورایی واقعا باید تو این ‫سال های آخر در آرامش بود.

‫ولی دخترت خیلی بهم کمک کرد تا ‫با کمی تغییرات جذاب‌ تر بکنمش.

‫- آره،کوسن ها ... ‫- کوسن ها کار اونه.

‫- شمع ها. ‫- شمع ها مال منن.

‫- من درستشون میکنم. ‫- اوه.

‫من یه جورایی آدم صنعتگر و هنرمندی هستم. ‫یه چرخ سفالگری تو گاراژ دارم.

‫- اوه. ‫- هی،اگه یه گلدون احتیاج داشتی، ‫هیچوقت احساس خجالت نکن

‫خوب شد فهمیدم.

‫آره.

‫- نظرت چیه اینو باز کنیم؟ ‫- خوب به نظر میاد.

‫باشه.

‫اون،گربه هاشو آورد.

‫نه،راستش اون بزرگه،سفید رنگِ چاق مال منه.

‫اسمش وایتی ـه.

‫وقتی صداش میکنم باید خیلی مراقب باشم.

‫چند وقته اینجا بودی؟

‫بذار ببینم،چند سال اجاره‌ش کردم

‫بعد در سال ۱۹۸۶ خریدمش.

‫۱۹۸۶

‫سالی بود که میندی متولد شد.

‫- ببخشید. ‫نه،نه،خودتو به اون راه نزن.

‫- عجیبه. ‫- خیلی عجیبه.

‫لعنتی،خیلی عجیبه.

More Farsi Persian subtitles for The Kominsky Method

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left