ആദ്യത്തെ 152 വരികൾ.
قبلاً در فورس
مشکل داریم. برو ویک رو بیار.
چی شده؟
افبیآی داره میاد سر قرار.
مطمئنی جای درستی بود؟
لعنتی! ویکتور فلین مرده.
اولویت اصلی این کارگروه
اینه که تامی ایگان رو زمین بزنیم.
اولویت اصلی باید محکومیتها باشه.
میرکوویچ مرده. کلودیا فلین هم تیر خورده.
یکی دنبال پروندهمونه.
حدسی داری کی بود؟
کی، اون خبرچین که لو دادمون؟
اوه، صد در صد. کی بود؟
تامی فکر میکنه خبرچین یکی دیگهست.
بزرگترین گروهی که صربها بهشون مواد میدادن کی بودن؟
آلبانیاییها.
فکر نکنم ما هیچ منافع مشترک تجاری داشته باشیم.
حالا با اینسِین پرینسس معامله میکنیم.
فقط بگو چی میخوای.
تو میخوای کمک کنی کارتل مارکز رو زمین بزنم.
اگه به هر شکلی بهمون دروغ بگی،
مثل میرکوویچ کارت تمومه.
پس به اورتگا بگو
که باید بکشه
شانتی و تامی ایگان رو.
اون لاشی که برادرزادهام رو کشت، میخوام بمیره.
به کیلو نشون میدیم که تامی و دایموند
کسایی بودن که از دی-مک محافظت میکردن.
هنوز اوکی هستی که برادرت رو از بین ببری، نه؟
نه، آره. یعنی، این کوفتی باید اتفاق بیفته، مگه نه؟
باید منو مشغول کار کنی. حالا بهت گفتم
جات رو پیش بچهها برمیگردونم.
فقط یه کم طول میکشه.
سوءقصد به تامی و شانتی شکست خورد.
باید بری سراغ اورتگا و بهش خبر بدی
که همه چیز من با اونه.
دیدمت داشتی با اون افبیآیِ عوضی حرف میزدی.
ازت ناامیدم، ویکتور. حالا تو مال منی.
تو آدمِ نفوذی من تو افبیآی میشی.
میخوای بمیری، حرومزاده؟
بسه دیگه؟
میتونیم تا شب ادامه بدیم.
میخوای این کارو بکنی، عوضی؟
تامی، نمیتونم. جواب اشتباهه، ویک.
بکشیدش بیرون.
لعنتی، انجامش میدم.
این چیزیه که دوست دارم بشنوم.
دی، بذارش روی صندلی.
خب،
اینجوری میشه.
هر کوفتی که بهت گفتم رو انجام میدی.
هر چی که من میخوام رو به افبیآی میگی.
و هر چی که من میخوام رو ازشون میگیری
که بدونم. میفهمی؟
استیسی از همه چیز سر در میاره.
وظیفهته که نذاری این اتفاق بیفته.
جاسوس دوجانبهی لعنتی، خودکشیه.
نه، اون آسونتر میشد.
و حتی فکر بازی دادنِ دوبارهی منو نکن.
چون اون وقت یه سر به بث میزنم.
اون یه پیرزن مهربونه
ولی میکشمش اون عوضی رو
بت رو قاطی نکن. اون بیگناهه!
هیچ فلینی بیگناه نیست
وقتی زنگ میزنم، جواب میدی
فهمیدی؟
بشین سر جات. هنوز تموم نکردیم
اولین کاری که میخوام بکنی اینه که بری به خواهرت سر بزنی
واسه چی؟ خفه شو
فقط بهش بگو که سیبیآی...
از این به بعد منطقه ویاگرا ترایانگل رو میچرخونه
یعنی چی؟
فکر کنم گیج شدی، جوداس
تو هیچ گوهی از من نمیپُرسی!
فقط کاری که میگم رو انجام میدی
حالا گم شو
چشمت به اون گوشی باشه چون وقتی زنگ میزنم
بهتره جواب بدی
یالا!
اون خبرچین رو از اینجا ببر بیرون
پس واقعاً فکر میکنی این نقشه جواب میده؟
شک نکن
میخوایم ازش استفاده کنیم
که هم فدرالها رو به گند بکشیم هم خواهرش رو
چون میدونم کار اون عوضی کلودیا بود
که دیشب کارتل مارکِز رو فرستاد
پس شاید باید به چه بگیم
نه! هرچی چه کمتر بدونه بهتره
بهت قول میدم. و میریا...
اون لو داد که چه برگشته مکزیک
پس وقتی اون دوره، ما میخوایم کارمون رو یواشکی پیش ببریم
و همه چی رو روبراه کنیم
اورتگا و افرادش باید بفهمن
که من اون حرومزادهای نیستم که بهش شلیک کنی و خطا بره
صبر کن. حالا باید تمرکز کنیم
روی بستن معامله با خریداران صرب قبل از میگل
درست میگی. شروع میکنیم با اون عوضیهای آلبانیایی
میگل اون عوضیهای آلبانیایی رو همین الانم تو مشتش داره
نه اگه یه مشکل عرضه و تقاضا ایجاد کنیم
اگه محصول میگل رو خراب کنیم، اونا بیجنس میمونن
و مجبور میشن کشان کشان بیان سراغ سیبیآی
انبار میگل...
یه سیستم آبپاش خیلی قدیمی داره
میتونیم غرق آبش کنیم. آره
خب، لعنتی، آب خوبه. چون کلی خسارت میزنه
اینه که میگم!
آتیش چطور؟ کاری کنیم اتفاقی به نظر بیاد
من تو کار آتیش حسابی ام
از طرز فکرت خوشم میاد دایموند
ولی بذار حدس بزنم...
این قضیه رو با تو و میریا به گند میکشه
بهت گفتم، قول دادم میگل رو نکشم
هیچی در مورد اینکه نونش رو آجر کنم نگفتم
نقشهام برای کنار زدن میگل عوض نشده
اینجا چیکار میکنی، ویک؟
زمین زدنم کافی نبود؟
یادت میاد که سعی کردی منو بکشی، نه؟
حدس میزنم الان بیحساب شدیم، ها؟
زیادی جوگیر نشو
اول کار. کار؟
ما چه کاری میتونیم با هم داشته باشیم؟
تامی و سیبیآی دارن ویاگرا ترایاِنگل رو تصرف میکنن
تو کمک میکنی که این اتفاق بیفته
عمراً اگه همچین کاری کنم
اون کلوپها مال منن
خب، دیگه نه
باشه، هر دومون میدونیم تامی اونقدر احمق نیست
که با کارتل شاخ به شاخ بشه
اورِتگا پشتمه
دیشب نتونستن کار رو تموم کنن
چی باعث میشه فکر کنی دفعه بعد فرق میکنه؟
آره
تامی میدونه اون صحنهسازی کار تو بود
اگه میخوای بیشتر از این عصبانیش کنی
یه ستاره طلایی لعنتی حقت میشه
تو هم همین کارو میکردی
ولی من خطا نمیکردم
باشه
شانست داره تموم میشه کلودیا
این رو آخرین شانس خودت برای خریدن کمی وقت بیشتر ببین
باشه
انجامش میدم
آفرین دختر
یعنی چی، الان تو فقط نوچه تامی هستی؟
مواظب خودت باش، کلودیا
خیلی زود اینجا نوچه یکی میشی
لعنتی
عرضه و تقاضا، عزیزم
حالا فقط منتظریم آلبانیاییها زنگ بزنن
باورم نمیشه این عوضیای CBI رو، مرد
اول این دایموند منو پس میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.