ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
معمولاً وقتی تو ماشین آمبولانس .میشینم، جام اینجا نیست
.یهو بالا آوری و بیهوش شدی
یه کبودی حدوداً 8 سانتیمتری رو شکمت هست
.و همینطور یه برآمدگی گنده روی سرت
....هرکدوم از اینا میتونه - .میتونی همۀ اینا رو فردا بررسی کنی -
،بهمحض اینکه برگشتم بیمارستان
.میخوام به بیمارهای اونجا برسم .حتماً اونجا بیمار زیاد هست
،بهمحض اینکه برسیم بیمارستان .باید ازت یه سیتیاسکن بگیریم
ممکنه فشار درونجمجمهایِ روبهبالا داشته باشی
که بخاطر کبودی، التهاب و .یا هماتوم بوجود اومده باشه
.ندارم
.مطمئنم بهتر از تو علائمم رو میدونم
.نه سردردی دارم، نه یهطرف از بدنم ضعف داره
.تصمیم با دکتریه که سرش هیچ آسیبی ندیده
.محل پارگی رو پیدا کردم
.لولهی فالوپ دچار نکروز شده
.فورسپس دیباکی
.فشارخونش 90 روی 65 ه و پایداره
.کلمپ رو بدین به من - .من خوبم. تو فقط گاز استریلها رو بردار -
بهتره شما اینکارو بکنین. اینجوری .احتمال آسیب بهدستهاتون کمتره
،الان ششتا دست لازم داریم ،ولی چهارتا داریم
و اونوقت میخوای با دوتا دست همه کارها انجام بشه؟
.نخ بخیۀ کات گوت کرومیکِ 0-2 بهم بده
قلبش جابهجا شده و داره .به سینهاش فشار میاره
.سعی میکنم بهسمت راست بکشمش
جایی نیست که بشه .ازش وارد شد
.بخیه بزن. باید از پهلوش وارد بشیم
.اینکار واسهمون آسون نیست
،خب، بهتره که باشه .چون از این روش که غیرممکنه
الو؟
.بله، شاون
لیا؟
آره، خودمم. تو خوبی؟
چرا هنوز اینجایی؟
.من خوبم. میخواستم بمونم و کمک کنم
نه، من نیازی بهت ندارم، خب؟
.من یه امدادگر لازم دارم
دارن یهعالمه داربست و اینا میزنن
.تا استحکام دیوارها رو تقویت کنن
.نشت آب باید اولویت اولشون باشه
.کانال اصلی آب رو قطع کردن
ولی نمیدونن چرا هنوز اونجا .نشتیِ آب داره
!اینجوری تا حدود 5 دقیقۀ دیگه غرق میشیم
.اینطور نیست
،با این میزانِ نشتِ آب .حدود یهساعت وقت داریم
.و منم میتونم برم
مترجم: آریـا «Ariya»
میخوام خودم میلگرد رو .ببُرم تا از شرش خلاص شی
قبلاً اینکارو نکردم
چون ریسک این وجود داشت که ،شریان درشتنی خلفیات پاره بشه
.ولی الان دیگه باید انجامش بدم
.اینو بخور
اگه بصورت متناوب میلهرو ببُرم ،باعث تکون خوردن پات میشه
.که درد زیادی بههمراه داره
.آه
چجوری با اندوهی که داشتی کنار اومدی؟
داری همینجوری میپرسی تا منو آروم نگهداری؟ - .آره -
اگه حواست رو از وضعیت وخیمی که داری پرت کنم
.باعث میشه فشارخونت پائین بمونه
.اوه، و خونریزی هم کمتر میشه
،مشکلم با دوستپسر قبلیم .راستگویی و صداقت بود
،سفرهی دلم رو براش باز کردم .جیکوپوکم رو بهش گفتم
...ولی بجاش
.اون برعکس عمل کرد
اونموقعی که گفتی میخوای بعدِ نجات از اینجا فراموشش کنی رو هم راست گفتی؟
وقتی زیرزمین باشی اونم توی یه سالنی که داره پُر از آب میشه و یهمیلگرد هم توی پات فرو رفته باشه
.اولویتهات مشخص میشن
.آره
.فراموشش میکنم
...اگه عاشقش بوده باشی
.شاید نتونی
.دیدی بهت گفتم - چی؟ -
.ساکت باش. تکون نخور
دستگاه همینالانش از اون نقطهای .که باید آسیبها رو میدیدی رد شده
و با این وجود که هنوز چیزی نگفتی
معنیش اینه که یا داری سعی میکنی بفهمی
چجوری باید بهم بگی که قراره بمیرم یا سعی میکنی بفهمی
.چجوری عذرخواهی کنی که وقتم رو تلف کردی
.حق با توئه .خوشحالم که مغزت چیزیش نشده
.ولی بههیچوجه پشیمون نیستم
.بابت نگرانیِ بیشاز حدت ازت ممنونم
حالا دیگه میتونم از اینجا بزنم بیرون و برم پیش بیمارها
و تو هم میتونی برگردی توی .شرابسازی و اونجا کمک کنی
.آبجوسازی
.اوه، بیخیال. اشتباه گفتم
بگی نگی روز سختی داشتم، میدونی؟
.ناسلامتی زلزله اومده بود
،من تو رو توی روزای سخت زیادی دیدم
ولی حتی یهدفعه هم ندیدم .گیج بشی
.لباست رو بده بالا ببینم
.خونریزی داخلی داری
باید با "ﺑﺎﺳﯿﺘﺮاﺳﯿﻦ" محل شستشو داده بشه .و بعدش میتونیم بخیهاش بزنیم
.دکتر رزنیک
.لطفاً عقب بمونید، دکتر اندروز
میخوایم این محوطه حتیالامکان .استریل بمونه
خوشحالم که خودت خوب میدونی که اینجایی که داری عمل میکنی
.یه اتاق عمل واقعی نیست
.اتاقعملی در دسترس نبود
.و همینطور هیچ پزشک جراح دیگهای
.ساکشن - پس، دستور دکتر گلسمن برای
منع استفاده از .دستهات رو زیرپا گذاشتی
.بیمار حاملگی خارج از رحم داشت
.لولهی فالوپش پاره شده بود
.ممکن بود بیمار بمیره
.سوزن و نخ بخیۀ مکسون
.میتونستی یهراه دیگهای پیدا کنی
.ولی میخواستی قهرمانبازی دربیاری
دستهات رو از بدن بیمار بکش بیرون
.و برو توی اتاقت
.من عمل رو تموم میکنم
سراسر آئورت صعودیاش .دچار پارگی تروماتیک شده
اگه کلمپ بزنیم و مسدود کنیم .ممکنه دیوارۀ عروقیاش پاره بشه
.از خونریزی میمیره
،اگرم از قسمت پروگزیمال کلمپ بزنیم
.جریان خون بهمغزش قطع میشه
.و مرگ مغزی میشه
.باید برگردی بیمارستان
.من پیش پسره میمونم
کی مسئول اینجاست؟
،اولش اندروز .بعدش مورگان بعد دوباره اندروز
.مورگان رفته توی اتاقش .اندروز هم سر عمله
خیلیخب، چی داری؟ - .بیمارِ تخت شمارهی 4 -
35 سالشه و غیر از درد قفسۀ سینهاش .بقیهجاهاش سالمه
جواب آزمایش تروپونین با حساسیت بالاش اومده؟ - .دفعۀ اول که منفی بود -
یه ساعت دیگه آزمایش تروپونین .رو تکرار کنین
،اگه تغییری نداشت .مرخصش کن
.بله - .بیمار تخت شمارۀ دو.. 16 سالشه -
.دراور افتاده بوده روی پاش
نبض و ارزیابی سسیتم حرکتیاش نرماله؟ - .بله -
.شکستگیِ بدون جابجاشدگیه
آمادهاش کنین و قسمت پشتی پاش رو آتل ببندین .و برای معاینات تکمیلی واسش نوبت بزنین
.دکتر لیم
این ماله کیه؟
.دکتر ملندز
.دکتر پارک
خب، چطور پیشرفت؟
.خوب نبود، کیسی
.نتونستیم مشکلت رو برطرف کنیم
،وقتی اینو از روت برداریم ،شروع به خونریزی میکنی
.و ما هم نمیتونیم جلوش رو بگیریم
.میمیری
.نه
.نه، نه، نه. اشتباه میکنی
.حتماً.... حتماً داری اشتباه میکنی
...پسر، بابام
بابام کجاست؟
.توی راهه
.کاری میکنیم راحت باشی و درد نکشی
من اصلاً درد ندارم، خب؟
.حتماً داری اشتباه میکنی
.متأسفم، کیسی
بابام کجاست؟
بهنظرت "فراموش کردن" یه حسن تعبیر
برای تسلیم شدن و شکست نیست؟
واقعاً همچین فکری میکنی؟
فکر میکنی شکست خوردی؟
اینکه قبول کنیم یهنفر رو از دست دادیم
.قویترمون میکنه
اگرم شکست رو قبول نکنیم .باعث میشه شکست نخوریم
اگه تا موفق نشدیم، به مبارزه و تلاش ...ادامه بدیم، بعدش
.اینـ... اینطور نیست
،اینجوری مارو اسیر خودش میکنه
.نمیذاره به موفقیتهای دیگه دست پیدا کنیم
هماتوکریتت نشون میده .که هنوزم خونریزی داری
.ظاهراً توی فضای خلف صفاقیه
.احتمالاً از لوزالمعدهست
،اگه جراحیت کنیم
باید قسمتهای زیادی از ،رودهات برو برداریم و ترمیم کنیم
.وممکنه کارت به «استومی» یا دیابت بکشه
خودم خوب میدونم جراحی روی شکم .چه ریسکهایی داره
روش محتاطانهتر
اینه که با آنژیوگرافی، آمبولیزاسیون .انجام بدیم تا جلوی خونریزی رو بگیریم
...میزان تهاجمی بودنش کمتره - .بازم میگم، خودم میدونم -
.آمبولیزاسیون رو انجام بدین
،توی این شرایط
.راستش بهنظرم اینکار خطرش کمتر نیست
،اگه منبع خونریزی لوزالمعده نباشه
باید هی بگردیم تا ببینم ،خونریزی از کجاست
.و اونوقت ممکنه خیلی دیر بشه
میخوای بجاش جراحی رو انجام بدی؟
.راستش نه
.ولی حق با کلره
تونستیم با تلفن ماهوارهای با بابات .ارتباط برقرار کنیم
میخوای اول من باهاش حرف بزنم؟
.نه، باید خودم باهاش حرف بزنم
پسرم؟
.بابا، عذر میخوام
.بابا، خیلی عذر میخوام
.صدات رو نمیشنوم. دوباره بگو
صدمه دیدی؟
بابا، همهاش... همهاش تقصیر خودمه، خب؟ ...من
صدامو میشنونی؟ فقط قوی باش، باشه؟
!بابا - !کیسی -
!بابا
.دوباره بگیرش
.هواپیما درگیر طوفانه
...نمیدونم که بشه - .دوباره بگیرش -
رباط گاستروکولیک رو برش میزنم .تا محل لوزالمعده رو باز کنم
یه شاخه از شریان ،مزانتریک فوقانیاش پاره شده
.نه لوزالمعدهاش. تصمیم خوبی گرفتیم
No comments yet. Be the first to leave one.