ആദ്യത്തെ 90 വരികൾ.
فقط یه دونه
.من سیگار نمیکشم برای استخوانهات ضرر داره
کاش میکشیدی. یه حسی بهم میگه قراره مدت زیادی با هم باشیم
پس، فقط یکی
این اولین و آخرین سیگاریه که به عمرم روشن میکنم
ایول! بذار واست روشنش کنم
یه جورایی داغونی، یه بچه زیر سن قانونی رو وادار به سیگار کشیدن میکنی
!تو هنوز بچهای؟
...آره
خب، پس معلومه که نباید سیگار بکشی!
بدش ببینم
پس، من این یکی رو واست نگه میدارم
وقتی بزرگ شدی و خواستی اعتیاد رو تجربه کنی، بهت پسش میدم
،شیطان روح چشم نداره برای همین از ترس برای دیدن استفاده میکنه
هیمِنو اینو واسم توضیح داده بود
...هیمِنو
به زودی میام پیشت
ترجمه از m@hsa, VahidMax
...مار
نکشش
کوبینی، چرا توی امنیت عمومی موندی؟
...به زودی قراره بهمون پاداش بدن، برای همین
!حالم بهم خورد
!گوشت گوشته
!فرقی نمیکنه خوک باشه یا گاو یا انسان
!معلومه که فرق میکنه
برای گرفتن اون یارو سامورایی اومدیم
بهتره یهو طرفو نخوری
...لعنتی
متوجهمون نشدن
صدات در نیاد
!به من میگن قدرت
این عتیقهها، واسه من عددی نیستن
!بیاین ببینم
!دِنجی، تو پشت سرم بیا
!پُشت سرمو به تو میسپارم
!چطور بود؟ !حالا چی میگی؟
!فرار نکردم
!من مغرورم! زیبام
...یه روح شیطانی
،دِنجی! شاهد باش !و بعدا واسه همه تعریف کن
!که قدرت از همه خفنتره
پیدات کردم، مرد سایدبرنز
میشه یه لحظه صبر کنی؟ بیا با هم حرف بزنیم
،بسته به تصمیم تو مایلیم خودمون رو تسلیم کنیم
ما فقط دنبال رضایتیم، متوجهی؟
دِنجی... تو دوستای اونا و پدربزرگمو کشتی
فقط میخوایم تاوان غلطی که کردی رو بدی
دوستان اونا و پدربزرگ تو رو کشتم چون تبدیل به زامبی شده بودن
!دروغ نگو
کثافتهای آشغالی مثل تو !همیشه دروغ میگن
اصلا میدونی چیه؟ خیلی خب
...حتی اگه اینطور باشه
اون زامبیها هم قبلا انسان بودن
واقعا بعد از کشتن اونا حس بدی نداشتی؟
اصلا
ساواتاری منم هدف قرار داد
ظاهرا قلبم با یه شیطان کاتانا جایگزین شده
ولی حتی منم وقتی اشتباهی زامبیها رو میکشم
شبش خواب به چشمم نمیاد
ظاهرا تنها کسی که دیگه قلبش انسانی نیست تویی
...اگه ذرهای وجدان برات باقی مونده
بذار تو رو بکشیم
نه
که اینطور
!پس تیکه تیکهات میکنم
!سعیتو بکن، نفله
!چی؟
!فکر کردم میخوای تیکه تیکهام کنی
!این چطوره؟
!بمیر
...گندش بزنن
...از قبل تند و تیزتر شدی
دِنجی، تو اصلا واسه چی میجنگی؟
گمونم، برای محافظت از زندگی که الان دارم؟
امنیت عمومی واست زندگی خوبی فراهم کرده، آره؟
...مجبورم غر زدنهای یه احمقی رو تحمل کنم
ولی در کل حال میده
،برای همین باید دخلتو بیارم تا ماکیما بهم جایزه بده
تو نمیتونی منو شکست بدی
چیه؟ نکنه هیچی نشده فکر کردی شکستم دادی؟
!من هنوز نمردم
!آشغال
کدوم گوری رفت؟
،به دلیل وقوع حادثه در یکی از واگنها
!بکش... عقب
قطار توقف اضطراری انجام خواهد داد
درها باز میشوند، پس لطفا با نظم و ترتیب خارج شوید
تکرار میکنم، به دلیل وقوع حادثه ...در یکی از واگنها
آه، بیخیال، رفیق!
No comments yet. Be the first to leave one.