Elite

Elite (Élite)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 7

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Elite S07E05 1080p WEB H264-GloriousMongoose
Elite S07E05 SPANISH SPANISH 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Elite S07E05 SPANISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
Elite S07E05 SPANISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Elite S07E05 SPANISH 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PS
Elite S07E05 SPANISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Elite S07E05 480p WEB x264-RMTeam
Elite S07E05 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Elite S07E05 XviD-AFG
Elite S07E05 480p x264-mSD
കമന്ററി എഴുതിയത് Farahnak
█⫸ امیر فرحناک | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

ടാഗുകൾ

web
1080
webrip
BRip
x265
HEVC
x264
720p
720
2CH
480p
480
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-10-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 53
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫عمر انقدر خودخواه نباش. ‫حالت خوب نیست. بذار کمکت کنیم.

‫- نه، نه. من خوبم. ‫- ارواح عمه‌ت خوبی!

‫آروم باش. من خوبم، دالمار. ‫قسم می‌خورم. یه‌کم فقط سرم گیجه.

‫جوئل چطور؟

‫- این‌جوری اونم بدبخت می‌کنی. ‫- نه. چیزی به جوئل نگو.

‫خواهش می‌کنم نگو.

‫اگه بازم این فکر به سرت زد به من زنگ بزن.

‫خب؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫صبح بخیر.

‫موضوع چیه؟

‫واسه سه‌تامون صبحونه درست کردم.

‫سه‌تامون؟

‫می‌خوای همین‌جوری پیش هم زندگی کنیم؟

‫نمی‌دونم. دیگه اتاق خالی نداریم، جوئل.

‫اه...

‫خب، شاید تا وقتی یه راه حلی ‫پیدا کنیم بتونم روی مبل بخوابم.

‫اشکال نداره؟

‫باشه.

‫- گشنه‌ته؟ ‫- چه‌جورم.

‫خیلی‌خب، می‌خوای صبحونه بخوریم؟

‫بیا اینجا.

‫هدف از پیچوندن کلاس این بود که پیش هم باشیم.

‫- یالا، بیا اینجا. ‫- میشه حداقل قبلش صبحونه بخوریم؟

‫نخیر.

‫بیا اینجا.

‫بیا.

‫چی داشتی تماشا می‌کردی؟

‫اومم، هیچی. پورن.

‫هی، بده‌ش من

‫حشریت می‌کنه؟

‫عمراً به پای تو برسه.

‫پس حشریت می‌کنه.

‫خب، آره. دختر جذابیه، ‫و کارش هم خوب بلده.

‫مثل پورن دیدنه.

‫خب، مشکل چیه؟

‫- هوم؟ ‫- الان خیلی حس‌وحالش رو ندارم.

‫خیلی‌خب.

‫تو هیچ‌وقت حس‌وحالش رو نداری، سارا.

‫دیگه بهت حال نمیدم؟

‫چرا، میدی.

‫پس مشکل این نیست. ‫شاید پس دوستم نداری.

‫می‌خوای تمومش کنی؟

‫همین بود؟ می‌خوای جا بزنی؟

‫چرا تمومش نمی‌کنی راحت شیم؟

‫تمومش کن! حالا! ‫دیگه بسته جروبحث کردن.

‫ولم کن! اگه جرئتش رو داری تمومش کن.

‫متأسفم.

‫خب؟ میرم واسه خودمون صبحونه درست کنم.

‫یه داوطلب می‌خوام.

‫ممنون.

‫می‌خوام منو بزنی. بیا. ‫با تمام قدرت، اینجا، توی صورت.

‫بذارین یادآوری کنم، ‫کلاس امروز راجع‌به دفاع شخصیه.

‫بهترین دفاع حمله‌ست.

‫امروز قراره یاد بگیریم که ‫چطور قدرت مهاجم رو بگیریم...

‫و علیه خودش استفاده کنیم.

‫خیلی‌خب، بریم امتحان کنیم.

‫سارا، بزن.

‫همه‌چی به نیروی لَختی برمی‌گرده.

‫تمام نیرویی که به شما وارد می‌کنن،

‫شما می‌تونین بهش جهت بدین ‫و به خودش برگردونین.

‫و اون رو به نیروی خودتون تبدیل کنین.

‫سارا!

‫مشکل چیه؟

‫بهت گفتم، من از خشونت بیزارم.

‫خشکم می‌زنه و بعدش...

‫باور کن، منم بهش علاقه ندارم.

‫ولی اگه یکی باهات با خشونت برخورد کرد،

‫اون‌وقت دو راه بیشتر نداری.

‫یا دُمت رو بذاری رو کولت ‫و فرار کنی، یا مقابله کنی.

‫برگرد داخل کلاس.

‫نه.

‫چیه؟

‫- هوم؟ ‫- هیچی.

‫«سارائول.گولز» صفحهٔ شما را دنبال کرد.

‫بیا.

‫ممنون.

‫- خواهش می‌کنم. ‫- حالا موضوع چیه؟

‫یه پیمان خواهری واسه اون ‫حجم از تنفری که حقت نیست.

‫پس من به‌نظرت هرزه نیستم؟

‫نه، راستش تحسینت می‌کنم. ‫به‌نظرم تو شجاع و قوی‌ای.

‫ایکاش منم مثل تو بودم.

‫خب، این‌جوری زندگی کردن ‫هم تبعات خودش رو داره.

‫مثلاً رفیق پیدا کردن کار سختیه.

‫- آره، مردم خیلی عوضی‌ان. ‫- آره.

‫شرمنده اونجا بهت سلام نکردم.

‫- می‌خوای باهم دوست باشیم؟ ‫- اگه تو بخوای، چرا که نه.

‫خب، راستش الان ‫بدجوری یه رفیق به کارم میاد.

‫می‌خوای امشب یه برنامه بچینیم؟

‫باشه.

‫- خوبه. بیا خونه‌مون پس. نظرته؟ ‫- اومم.

‫تو و دالمر می‌تونین بهم ‫کمک کنین خونه رو جمع‌وجور کنم.

‫هرچی خواستین هم بردارین. ‫می‌تونین بفروشینش.

‫وسایل‌های بابام گرون‌ان.

‫- خجالت‌آوره. جداً. عق! ‫- چه بوی بدی میده.

‫تو واسه اینکه خانواده‌مون...

‫تو کار مواده منو توی کسب‌وکارمون نیاوردی؟

‫عزیزم، معلومه یکی واسه ‫خراب کردن ما این کارها رو کرده.

‫- منو خر فرض کردی؟ ‫- میشه یه لحظه وایسی؟

‫بیخیال. من و مامانت هیچ ربطی ‫به این ماجرا نداریم، خب؟

‫هرگز چنین کاری نمی‌کنیم.

‫ما با این چیزها شوخی نداریم.

‫و اون‌ها هرگز چیزی که ‫اینجا ساختیم رو خراب نمی‌کنن.

‫فکر نمی‌کنی خیلی اتفاقی...

‫وقتی که اینجا پر از موادفروش بوده،

‫پلیس پیداش شده؟

‫میگی کار کی بوده؟

‫خودت خوب می‌دونی کی پشت این ماجراست.

‫آه!

‫لعنتی، اینجا افتضاحه.

‫اگه پلیس اینجا تو رو بگیره...

‫کی برادرت دست از ‫گند زدن به زندگی ما برمی‌داره؟

‫کی پدرت دست از باج دادن به قاضی‌ها برمی‌داره؟

‫من دیگه نمی‌تونم.

‫جداً کم آوردم. دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

‫تمام سعیم رو کردم که ‫روی خودم و خودت وقت بذارم.

‫ولی دیگه نمی‌تونم.

‫یعنی می‌خوای تمومش کنی؟

‫می‌ذاری ما رو جدا کنن؟ ‫خودت که واقعاً اینو نمی‌خوای؟

‫نمی‌دونم.

‫می‌خوای؟

‫گفتم نمی‌دونم چی می‌خوام و چی نمی‌خوام.

‫می‌خوام توی آرامش باشم. ‫این تنها چیزیه که می‌دونم.

‫اگه بتونم، نمی‌دونم. شاید بتونیم ‫راضی‌شون کنیم باهم حرف بزنن، یا...

‫راجع‌به چی؟

‫ببین، من نمی‌دونم.

‫بیان همدیگه رو ببینن، مذاکره کنن، ‫همه‌چی رو بین خودشون حل کنن.

‫نمی‌دونم، همین‌جوری دارم می‌گم.

‫تو با والدینت حرف می‌زنی؟

‫- نه. ‫- چرا نه؟

‫- چون اصلاً کار منطقی‌ای نیست. ‫- بیخیال.

‫این فکر خودت بود.

‫انقدر زود جا نزن.

‫واسه خودم و خودت می‌گم.

‫باشه.

‫اونو توی برزیل برنده شد.

‫- جداً؟ ‫- اوهوم.

‫مطمئنی نمی‌خوایش؟

‫نه، رفیق.

‫چیزهایی که برام مهم‌ان ‫روشون قیمت نمی‌شه گذاشت.

‫چون پولداره این حرفو می‌زنه.

‫خیلی‌خب، بچه‌ها. من برم.

‫- فعلاً، رفیق. ‫- می‌بینم‌تون.

‫چیه؟

‫هیچی، فقط این که...

‫من خیلی دوست دارم با تو تنها باشم.

‫و به چشم‌هات نگاه کنم.

‫و لمست کنم.

‫و لب‌هاتو ببوسم.

‫و با تو توی یه جای ساکت باشم.

‫خب دیگه نیازی نیست بیشتر توضیح بدی.

‫خب، پس دهنمو می‌بیندم.

‫- سونیا، لطفاً به لوئیس بگو من خونه میرم. ‫- حتماً. ولی حالت خوبه؟

‫آره، آره. فقط روزهای سختی رو می‌گذرونم.

‫- اوه، گه توش. ‫- گه توش.

‫- لعنتی. ‫- عمر.

‫- گه توش! ‫- عمر.

‫لعنت بهش.

‫عمر.

‫عمر، عزیزم.

‫- متأسفم. ‫- «عزیزم؟»

‫- می‌دونم، متأسفم. ‫- شوخی می‌کنی؟

‫متأسفم. ببین، فکر می‌کردم سر کاری.

‫تو اصلاً فرض کن من سه ماه نیستم!

‫- عمر... ‫- روی تخت من آخه، جوئل؟

‫- می‌دونم، احمقانه بود. ‫- روی تخت من!

‫می‌دونم، کاملاً حق با توئه. ‫عقلم درست کار نمی‌کردم.

‫معلومه که عقلت درست کار نمی‌کرد. ‫چون فقط به فکر خودتی!

‫عمر، منو ببخش. خواهش می‌کنم.

‫- می‌شه منو ببخشی؟ بیا. ‫- دست به من نزن!

‫- ببخشید، عمر. ‫- این جوابیه که به من میدی؟

‫- از این خونه گم شو بیرون. ‫- بیخیال.

‫- گفتم گم شو بیرون. ‫- آروم باش.

‫من دارم تمام سعیمو می‌کنم و مثل همیشه،

‫تو می‌خوای خربزه بخوری ولی ‫پای لرزش نشینی. گم شو بیرون.

‫- گفتم گم شو بیرون! ‫- بیخیال.

‫- عمر، گوش بده به من. ‫- هیچ کدوم از این‌ها حق من نیست، خب؟

‫- گوش بده به من. ‫- هیچ کدومش حق من نیست.

‫- فقط برو، برو. ‫- عمر، عمر...

‫- هی. ‫- عمر...

‫جوئل، من درستش می‌کنم.

‫من پیشش می‌مونم.

‫لعنتی.

‫از این خونه برو بیرون.

‫- نه، منو بزن. ‫- ایوان، از خونه برو بیرون.

‫- بزن منو، مرد. ‫- برو بیرون.

‫چون این چیزیه که نیاز داری. منو بزن، عمر.

‫- بزن منو، بزن! ‫- گفتم گم شو بیرون.

‫- برو بیرون. ‫- منو بزن!

‫- باز بزن! ‫- برو بیرون.

‫- حالا برو! برو بیرون! ‫- خوبه، بزن! بزن!

‫گفتم برو بیرون! ‫برو بیرون، ایوان.

‫متأسفم.

‫چیزی نیست.

‫متأسفم.

‫دیگه خسته شدم.

‫یکی باید عذاب بکشه تا ‫اون یکی از زندگیش لذت ببره.

‫اونی که همیشه عذاب می‌کشه منم، ‫هیچ‌وقت اون یکی نبودم.

‫راستش، قسم می‌خورم نمی‌خوام مزاحم...

More Farsi Persian subtitles for Elite

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left