High and Low

High and Low (天国と地獄)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

high and low 1963 2160p uhd bluray x265-4kdvs
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Tengoku to jigoku 1963 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-05
ഡൗൺലോഡുകൾ: 108
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

سلام، من استیون پرینس هستم و درباره‌ی فیلم "بهشت و دوزخ" صحبت خواهم کرد.

آکیرا کوروساوا این فیلم رو در طول دوره‌ی درخشانی از فیلم‌سازی‌اش ساخت

در اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ که در اون چهار فیلم بزرگ رو پشت سر هم اکران کرد:

یوجیمبو، سانجورو، بهشت و دوزخ و ریش قرمز.

منتقدان آمریکایی، اون موقع،

تمایل داشتند "بهشت و دوزخ" رو فقط یه فیلم پلیسی معمولی بدونن.

اما در حقیقت، این فیلم یکی از هوشمندانه‌ترین و جاه‌طلبانه‌ترین آثار کوروساواست،

که در اون یک تصویر حماسی از ژاپن مدرن رو به ما نشون می‌ده.

همچنین یکی از بهترین نمونه‌های تمام دوران در فیلم‌سازی با صفحه‌ی عریض (واید اسکرین) به حساب می‌آد،

و کوروساوا به شکل درخشانی از قاب توهوسکوپ برای حداکثر تأثیر استفاده کرده.

و این فیلم درست در آستانه‌ی اصلاحات بزرگی

در قوانین ژاپن مربوط به آدم‌ربایی برای باج منتشر شد.

بحث‌های ملی درباره‌ی ربودن کودکان

روی کوروساوا در ساخت این فیلم تأثیر گذاشت

و به توضیح برخی از ویژگی‌های متمایزش کمک کرد.

در ادامه بیشتر درباره‌ی همه‌ی اینها صحبت خواهم کرد.

ما داریم تیتراژ رو در پس‌زمینه‌ی منطقه‌ی یوکوهاما می‌بینیم.

یوکوهاما یکی از بندرهای اصلی و مراکز صنعتی ژاپنه،

و مکان اصلی برای بخش زیادی از اتفاقات فیلمه.

این شهر دو بار ویران شد،

یک بار در زلزله‌ی بزرگ کانتو در سال ۱۹۲۳

و بار دیگر توسط بمباران آتش‌زای متفقین در سال ۱۹۴۵.

هر بار بازسازی شد و همچنان به عنوان یک منطقه‌ی تجاری حیاتی در ژاپن باقی مونده.

یوکوهاما در جنوب غربی توکیو قرار داره،

و به خاطر داشتن یک چشم‌انداز بسیار تپه‌ای شناخته شده است،

و شاید این ویژگی تپه‌ای یکی از دلایلی باشه

که کوروساوا اتفاقات فیلم رو در شهر یوکوهاما قرار داده.

این نماهای از بالا، شهر رو اونطور که از خانه‌ی گوندو دیده می‌شه به ما نشون می‌دن،

که روی یه بلندی بالاتر از خود شهر قرار داره.

عنوان اصلی ژاپنی این فیلم "بهشت و دوزخ" است،

که یک تضاد شدیدتر رو توصیف می‌کنه،

تا عنوان نسبتاً بی‌روح آمریکایی، "بالا و پایین".

کوروساوا، واقعاً بهشت و دوزخ رو به ما نشون خواهد داد.

فیلم دو بخش خواهد داشت.

بخش اول، تقریباً یک ساعت، بهشت است،

که از لحاظ اقتصادی با ثروت و موقعیت گوندو تعریف می‌شه

و از لحاظ جغرافیایی با محل اقامتش که بالاتر از بقیه‌ی آدم‌ها قرار داره.

بخش دیگر دوزخ است،

و کوروساوا ما رو به یک گشت طولانی در مناطق مختلف اون

و ساکن اصلی‌اش می‌بره،

یعنی همون آدم‌ربایی که دشمن و عذاب‌دهنده‌ی گوندو بود.

پس اتفاقات در سایه‌ها شروع می‌شن.

گوندو روی یه صندلی راحتی نشسته بود و در غروب به شهر خیره شده بود،

که نشون می‌ده نماهای هوایی که الان دیدیم

با دیدگاه اون مطابقت دارن.

شاید نه به عنوان یک تصویر عینی، اما قطعاً به عنوان یک تصویر شاعرانه.

اون شهر دنیای اونه.

مال اونه، به عنوان حق مسلم ثروت و طبقه.

این دارایی اونه.

اما باید بی‌رحم باشه تا بتونه اون رو حفظ کنه،

و پرده‌ی اول فیلم به ما نشون می‌ده

که گوندو چقدر باید حیله‌گر و زیرک باشه

تا بتونه جایگاهش رو حفظ کنه.

پس، همونطور که اغلب در فیلم‌های کوروساوا می‌بینیم، با اتفاقاتی که از قبل در حال جریانند، شروع می‌کنیم.

مدیران ارشد شرکت کفش "نشنال شوز" دارن نقشه می‌کشن تا شرکت رو تصاحب کنن

تا بتونن با تولید محصولی بی‌کیفیت هزینه‌ها رو کم کنن

و قیمت‌های بالاتری براش تعیین کنن.

اونها کمک گوندو رو می‌خوان، اما اون قراره ازشون زرنگ‌تر باشه.

و اینطوری یک بحران شرکتی واقعی اینجا در حال شکل‌گیریه

در چیزی که به نظر می‌رسه یک فضای داخلی خانگی خیلی آرومه.

دو نفر از این مدیران توسط بازیگران همیشگی کوروساوا ایفا شدن.

سمت چپ نوبوئو ناکامورا و در مرکز یونوسوکه ایتو هستن.

ناکامورا در ایفای نقش مدیران چاپلوس و موذی کارکشته بود،

و کوروساوا به شکلی به یادماندنی ازش در نقش معاون شهردار در "ایکیرو" استفاده کرد.

ایتو نویسنده‌ی مست در "ایکیرو" بود

و مباشر اسب‌چهره در "سانجورو".

سومین مدیر اجرایی "نشنال شوز" توسط جون تازاکی ایفا شده،

که بازیگر همیشگی کوروساوا نبود، اگرچه کوروساوا دوباره ازش استفاده کرد

در یک نقش کوچک به عنوان یکی از جنگ‌سالاران در "ران".

شکل‌گیری اتفاقات در این صحنه از رمان "باج پادشاه" گرفته شده،

که کوروساوا آزادانه اون رو برای فیلمش اقتباس کرد.

این رمان که نوشته‌ی اد مک‌بین است، بخشی از یک مجموعه‌ی طولانی است که مک‌بین نوشت

درباره‌ی پلیس‌هایی که در یک شهر خیالی الگوبرداری شده از منهتن کار می‌کردند.

معروف به مجموعه‌ی "بخش ۸۷"،

بسیاری از کتاب‌ها به طور برجسته‌ای یک کارآگاه قهرمان به نام استیو کارلا رو نشون می‌دن.

"باج پادشاه" در سال ۱۹۵۹ منتشر شد،

و در اون، از کارلا خواسته می‌شه تا تحقیق کنه

وقتی پسر یک راننده که برای یک تاجر سرشناس کار می‌کنه، ربوده می‌شه.

داگلاس کینگ، تاجر داستان، برای یک شرکت کفش کار می‌کنه،

و اتفاقات در بخش اول فیلم کوروساوا

بسیار شبیه اتفاقاتیه که در رمان می‌افته.

اما کوروساوا به این ماده‌ی داستانی خیلی متفاوت‌تر از مک‌بین نگاه می‌کنه.

داگلاس کینگ، مثلاً، یک قهرمان معمولیه.

اون کمک می‌کنه تا یکی از خلافکارها رو پیدا کنن و حتی می‌تونه کتکش بزنه.

اون ثروتش رو از دست نمی‌ده، و در پایان رمان،

اون با موفقیت شرکت کفش رو تصاحب می‌کنه.

کینگ و شیوه‌های تجاری غارتگرانه‌اش در رمان پیروز می‌شن،

و این اون رو به یک ستایش آمریکایی از ثروت و قدرت تبدیل می‌کنه.

در مقابل، کوروساوا باعث می‌شه گوندو رنج ببره،

و مثل همیشه در این دوره‌ی کاری کوروساوا،

اون اصرار داره که رنج گوندو بخشی از یک تحول شخصی بزرگ‌تر باشه

که در اون انسانیتش رو بازپس می‌گیره و به یک ابعاد تراژیک دست پیدا می‌کنه.

شخصیت در رمان واقعاً فقط یک شخصیت کلیشه‌ای و سطحی‌ست

و بدون اون طنین اخلاقی که کوروساوا به گوندو می‌بخشه.

کوروساوا، البته، بسیاری از فیلم‌هاش رو بر اساس آثار ادبی ساخته،

و اقتباس‌های اون همیشه خیلی آزادانه‌اند.

اون رمان، داستان یا نمایشنامه رو کاملاً به دیدگاه خودش تبدیل می‌کنه.

اون از آثار برجسته‌ای فیلم ساخته،

مثل شکسپیر در "سریر خون" و "ران"،

داستایوفسکی در "ابله"،

و ماکسیم گورکی در «اعماق پست».

اما از فرهنگ عامه هم الهام گرفته، مثل «بهشت و دوزخ»

یا «سگ ولگرد» که بر اساس رمانی از ژرژ سیمنون بود.

در هر مورد، کوروساوا آزادانه ماده اصلی رو بازسازی می‌کنه

چون این بهش اجازه می‌ده درباره زمان و مکان خودش حرف بزنه.

و در «بهشت و دوزخ»، همونطور که خواهیم دید،

خیلی نگران شکاف بین فقیر و غنی در ژاپن مدرن هست

و همچنین خیلی نگران موج آدم‌ربایی‌هایی هست

که در دوره پس از جنگ پدیدار شد.

این تمرکز دومی خیلی مهم خواهد شد

در نیمه دوم فیلم،

و کوروساوا نوعی موضع دفاعی رو پیش خواهد گرفت

در رابطه با کاری که احساس می‌کنه ژاپن باید در مورد این آدم‌ربایی‌ها انجام بده.

وقتی گوندو این پنجره کشویی رو باز می‌کنه...

صدای شهر به داخل اتاق سرازیر می‌شه،

یه یادآوری تکان‌دهنده که یوکوهاما اون بیرون هست.

داخل خونه، با در بسته یا پرده‌های کشیده شده،

گوندو در دنیای تهویه شده خودش، مثل یه پیله، محصور شده

پر از ثروت و دارایی.

می‌تونه معامله کنه و کارهاشو پیش ببره

و به معنای واقعی کلمه بالاتر از شلوغی و گرمای خیابون‌ها بمونه.

اما اون آدم بدی نیست.

در واقع، در اعماق وجودش یه صنعتگر باقی مونده،

معتقده که تو یه محصول خوب ساخته شده ارزش وجود داره.

مدیران اجرایی دیگه می‌خوان جنس آشغال رو به صورت انبوه تولید کنن،

و باور دارن که مشتری‌هاشون احمق هستن

و اون رو فقط بر اساس تبلیغات می‌خرن.

اتفاقی که تو این صحنه میفته،

جایی که گوندو کفش رو پاره می‌کنه و با عصبانیت بهشون ایراد می‌گیره،

مستقیماً از رمان گرفته شده.

داگلاس کینگ هم دقیقاً همین کار رو و به همین دلایل انجام می‌ده.

اما تفاوت اصلی اینه که کینگ ثروتش رو حفظ می‌کنه.

اون سرمایه‌داری رو می‌فهمه، و سرمایه‌داری هم باهاش خوب تا می‌کنه.

منظور کوروساوا اینه که

ارزش‌های صنعتگری گوندو تو سرمایه‌داری مدرن جایی ندارن.

حالا به این نمای کرین وقتی که اون بلند میشه نگاه کنید.

و وقتی برای مواجهه با بقیه مدیران اجرایی حرکت می‌کنه،

دوربین روی اون کرین باهاش حرکت می‌کنه.

حرکت کرین خودنمایی کننده نیست.

شما اون رو نمی‌بینید مگر اینکه دنبالش باشید.

اما کاملاً با حرکات بازیگرا هماهنگ می‌شه.

این ارتفاع، فضای لازم بالای سر رو فراهم می‌کنه

تو کادر برای بقیه مدیران اجرایی چون اونا هم بلند شدن.

کوروساوا، در واقع، قسمت اول فیلم رو فیلمبرداری می‌کنه

اصولاً با دو دوربین.

یکی روی کرین هست و توسط تاکائو سایتو اداره میشه،

که از فیلم بعدی کوروساوا، «ریش قرمز»، فیلمبردار ثابتش شد

از فیلم بعدی کوروساوا، «ریش قرمز»، فیلمبردار ثابتش شد،

و تا آخرین فیلم کوروساوا، «مادادایو»، ادامه داشت.

یه دوربین دوم، که روی ریل حرکت می‌کنه، توسط آساکازو ناکای اداره میشه،

فیلمبردار اصلی که کوروساوا سال‌ها بهش تکیه کرده بود

و خیلی از آثار کلاسیکش رو فیلمبرداری کرد،

از جمله «زیستن»، «هفت سامورایی» و «سریر خون».

پس کوروساوا قراره رویارویی اونها رو پوشش بده

با کادربندی‌هایی که تو این دو موقعیت دوربین ایجاد شده،

و مدام بین دوربین سایتو روی کرین کات می‌زنه

و دوربین ناکای روی ریل در موقعیت زاویه پایین.

خود صحنه به صورت یک برداشت بلند و بدون وقفه فیلمبرداری شد

که توسط هر دو دوربین به صورت همزمان ضبط شد.

با «بهشت و دوزخ»، کوروساوا به طور قاطع به سمت سبک سینمایی حرکت می‌کنه

که از این به بعد تا پایان حرفه‌اش حفظ خواهد کرد.

ویژگی‌اش برداشت‌های بلنده،

فیلمبرداری با اصولاً دو دوربین که همزمان کار می‌کنن

و در حرکت دائمی همراه با تغییر موقعیت بازیگرا

تو صحنه.

هنجار تو سینمای مرسوم اینه که یه نمای اصلی فیلمبرداری بشه

و بعد تکه‌های کوچیکی از بازی تو نماهای کوتاه فیلمبرداری بشه

و بعد کل صحنه رو با مونتاژ کردن همه اینا کنار هم بسازن.

کوروساوا برعکس عمل می‌کنه.

اون با صحنه‌ای شروع می‌کنه که به عنوان یه واحد کامل فیلمبرداری شده

از چندین زاویه دید،

و بعد تو تدوین اونو از هم جدا می‌کنه،

فیلم‌برداشت‌های بلند رو به نماهای کوتاه‌تر تبدیل می‌کنه،

و بین نماهایی که هر دوربین گرفته، متناوباً کات می‌زنه.

کوروساوا بازی‌ها رو همونطور که در زمان واقعی اتفاق میفتن، ثبت می‌کنه.

تدوین، یعنی از هم جدا کردن برداشت‌های بلند،

بازی‌ها رو سینمایی می‌کنه و بهشون ریتم سینمایی میده.

این یه روش کاری منحصر به فرده که کوروساوا اون رو به عنوان روش خودش تعریف کرد،

و سبک «بهشت و دوزخ» از این نظر

تو بقیه دوران حرفه‌اش غالب خواهد بود.

این فیلم ظاهر تمام آثار بعدی کوروساوا رو دوباره تعریف می‌کنه.

چه خوابی دیده؟

تو دست راستشی. باید نقشه‌اش رو بدونی.

این صحنه فقط یکی از دو صحنه تو بخش اول فیلمه

که ما بیرون خونه گوندو هستیم،

و اغوا کردن کاوانیشی توسط بقیه مدیران اجرایی

تو رمان وجود داره.

دستیار داگلاس کینگ بهش خیانت می‌کنه

دقیقاً همونطور که کاوانیشی به گوندو خیانت خواهد کرد.

لنزهای بلند کوروساوا فضا رو به شکلی واقعاً چشمگیر می‌بلعن.

انگار اینجا یه جور نمای مدیوم کلوزآپ داریم،

اما در واقع، دوربین‌ها خیلی دور هستن.

و وقتی کات می‌زنیم به یه کادربندی جدید،

فشردگی واقعی فضا رو که لنزهای تله‌فوتو ایجاد می‌کنن، خواهیم دید.

این خیلی چشمگیره.

و اینم جون و شین‌ایچی،

دو تا بچه‌ای که قراره یه خط داستانی جدید رو معرفی کنن

که فیلم رو از یه درام شرکتی تبدیل می‌کنه

به حماسه شرارت و تحول اخلاقی.

این بازی‌های کابویی هم از رمان سرچشمه می‌گیرن،

More Farsi Persian subtitles for High and Low

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left