ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
گوست، این میگل آلوارزه
اینم نامزدش ماریا
شریک عزیز من جیمز سنتپاتریک
- چندسالته؟ - اونقدری هست که بخوام پول دربیارم
انجی
آنجلا مُرده تاشا
تامی کشتش منو هدف گرفته بود
خودت خراب کردی خودتم درستش کن
این یه جنگه کیشا
برام مهم نیست من میمونم
باید یه میکروفون توی خونهش کار بذارم
آلیسا ماری تکشاخ دوست داره یا نه؟
ظاهرا جیمز سنتپاتریک رو از محله میشناسی
منم یکی رو میخوام که یکم درموردش تحقیق کنه
این بچهها کین؟
چندتا از مادرای محله
ازم خواستن کمکشون کنم
گفتم من که همینجوریشم مراقب نوههام هستم
ما به کمک تو و جیمز نیاز داریم
میخواید خالهبازیمون رو ادامه بدیم
درحالی که وضعیت دورمون بهم ریخته
تاشا، مطمئنی درمقابل همکاریت با ما
من هیچ کاری نمیتونم برات بکنم؟
راستش من میخوام یه کار جدید راه بندازم
باید با هم حرف بزنیم
گوشیت رو بردار و ببین
کی میتونه بهت بگه
دادگاه آلیسیا خیمنز کجاست
امروز صبح به وکیل جیمز سنتپاتریک گفتم
که آنجلا شاهدی نبوده که بهش گفتم
اگه بتونیم حین کشتن یه شاهد دستگیرشون کنیم
میتونیم همهشون رو بگیریم
آلیسیا خیمنز کشته شده
پس من میتونم برم خونه؟
بدون دخترت
پیمان مصونیتی که امضا کردی منحل شده
پلیس میتونه بخاطر مواد فروشی دستگیرت کنه
یا میتونی کمکم کنی گوست رو بگیرم
ترجمه توسط مـصطفــی .:: ELSHEN ::.
جیمی
آنجی، خیلی خیلی متاسفم
همهچی بهم ریخت جیمی
آره، هنوزم بهم ریخته از وقتی که تو...
گوش کن، من میخوام مردی باشم که تو میخواستی باشم
فقط...
مدام یه چیزی سد راهم میشه
مدام خودت سد راهت میشی
نه، میدونی تامی بود که...
کاری به تامی نداشت
کار تو بود
تو همیشه تامی رو ترجیح دادی
همیشه اون زندگی رو به من ترجیح دادی
اون شب درمورد یه شاهد زن ازم پرسیدی
اگه من اون شاهد بودم
چه بلایی سرم میاومد؟
بخاطر بلایی که سرم اومد احساس گناه داری جیمی
اما نه به اندازهی کافی
چجوری میتونی همچین حرفی بزنی؟
تو میخواستی از اون زندگی کنار بکشی اما هنوزم داری واسه جیسون کار میکنی
نه، تو جیسون رو از کجا میشناسی؟
بخاطر رینا احساس گناه میکنی
اما پروژهی بچههای کوئینز هنوز کامل نشده
دارم سعیم رو میکنم
میگی بخاطر بلایی که سر من اومد احساس گناه میکنی
پس چرا هنوز تامی زندهست؟
انجی
جیسون
وقتت کمه گوست
وقت نداری
گوش کن، پول کوفتیت رو جور کردم
اینقد بخاطر باختنت دلخور نباش
تامی آلیسیا رو برام آورد تو شکست خوردی
حالا باید جریمهش رو بهم بدی
خیلیخب پسرا
خبر جدید دارم!
به لطف یه فعالیت فوقبرنامه
که واسه رابطمون کردیم...
امروز یه محمولهی تپل برامون میرسه
گفتم که پسر آره
گفتم که اگه پیش من بمونید همتون پولدار میشید
خیلیخب، ردیفه این شد یه چیزی
صربها یه گروه یونانی دارن
که جنس رو میاره به ترمینال ردهوک
فک میکنم آدمای سر سختین
بنابراین بهتره هیچکدومتون دیر نکنید
واسه چی به من زل زدید؟ من که تنها سیاهپوست اینجا نیستم
چون من که بلدم ساعت بخونم
نمیخوای جوابشو بدی؟
فقط دو نفر اینقد به آدم زنگ میزنن
ننهی آدم یا زن آدم
من 20 تا رو ننهش شرط میبندم
بذار ببینم چی دارم
من 20 تا رو دوستدخترش شرط میبندم
پولو رو کن
20 تا رو مامانش
آره عشقم
لعنتی!
- دوستدخترته - دوستدخترمه
- پولو رد کن بیاد، رد کن بیاد - لعنتی
درمورد مامانم پیام داده
خیلی ممنون بدش به من
واسه همینه که قمار نمیکنم
هی تامی کی برمیگردی؟
مطمئنی مسئول کنترل آفات گفت تا دو روز
نباید برگردی به آپارتمانت؟
تامی، خونهی من پر از سمه
میخوای برم اونجا نفس بکشم؟
آره، یادم رفته بود بدنت اینقد پاکه ننه
خوش به حال من من امشب نیستم
یه محمولهی بزرگ از صربستانیها تو راهه
کیشا، میشه حواست باشه که
اینجا رو به آتیش نکشه؟
یه کار باحال پیدا میکنیم تا سرگرم بشیم
مرسی عزیزم
بذار برم یه تیکه از کیکی که پختی رو بردارم
قبلیه آشپزی بلد نبود
مایهی شرم بود
تامی بهت گفته که چی شده؟
خیلی بهش سخت گذشت
چندبار باید بهت بگم
لباسات رو بردار؟
هدفون کوفتی رو بردار!
شنیدم چی گفتی
وقتی نشئه بودی خیلی بهتر بودی
چی گفتی؟
حالا که پاک شدی خیلی جندهبازی درمیاری
تو جندهای توله سگ
عجب
روز سختی بود حسابی استرس داشتم
لازم نیست این حرفا رو بزنی تو هنوزم بهترین مادر دنیایی
اما من چندساعت از این کوفتی رو گوش کردم
فقط فهمیدم که پراکتور شعر «ما آتیش روشن نکردیم» رو کامل حفظه
گرچه همینم از نظر من جرم بزرگیه
توی پروندهی من کمکی نمیکنه
و حضانت کامل هم گیر تو نمیاد
کاری رو کردم که گفتی
نمیتونم چیزایی که ضبط میکنه رو کنترل کنم
گوش کن یه چیزی برام میاری که بدرد بخوره
وگرنه تنها مدرکی که توی این صداها هست
مدرک اینه که تو مادر افتضاحی هستی
و تنها چیزی که میتونی حضانتش رو بدست بیاری
لباساته
اسم تامی چطور؟
الیسا ماری گفت که چندشب پیش
یکی به اسم تامی اومده دیدن جوئی
یه آدم گنده و ترسناک با موی بلوند
حتما این بدردت میخوره
خیلی بدرد میخوره
به محض اینکه اسنادش رو بیاری
میتونیم حساب رو ببندیم
خیلیخب، دارم امضاشون میکنم
میدم پیک تا یه ساعت دیگه
بیارتشون اونجا ممنون
سلام جو
سلام جیمز...
- نه وایسا، وایسا - خودم میکشمت
به دلایل زیادی، اصلا کار خوبی نمیکنی
اصلا خوب نیست که توی دفترت
با یه خودکار که اسمت روش حک شده یکی رو بکشی
اصلا برام مهم نیست جو
یه دلیل دیگه هم اینه که ادارهی ناحیهی شرقی
یه دادستان جدید پیدا کرده
و اون میخواد پروندهی تو رو ادامه بده
تامی، تاشا و مهمتر از همه من!
بذار...بذار بهت بگه
به من چی گفت
هنوز یه شاهد دارن و میخوان اعدامت کنن
دوستدختر یه یارویی که کشتیش
توی تلویزیون دیدتت میدونسته که کار توئه
من باورم نمیشه
یکی به اسم میگل آلوارز رفیق
کی بهت گفته؟
- پلیسا رفیق - تو چه غلطی...
جیمز، جیمز واسه یه ثانیه فکر کن
میتونیم ازش استفاده کنیم بهش فکر کن
ازم خواستن برگردم پیش تو تا درموردت خبرچینی کنم
- فهمیدی؟ - ما میتونیم قضیه رو کنترل کنیم
بذار پلیسا فکر کنن که داره واسه تو کار میکنه
اینجوری هر داستانی بخوایم از طریق دری تعریف میکنیم
جو، زده به سرت؟
- نه! - این یارو فقط دروغ میگه!
چجوری میشه بهش اعتماد کرد؟
من دارم راستشو میگم
بگو بدونم آندره ساکس چی ازت داره
که باعث شده بخوای جونت رو بخطر بندازی و بهش کمک کنی منو گیر بندازه؟
دخترم...
هیون جیمز اون...
جو، میشه چک کنی ببینی راست میگه یا نه؟
خیلیخب، باید اینکارو بکنی
باید وقتی با پلیسا حرف میزنی یه میکروفون ببری
بهشون بگی که من پاکم
من گوش میدم، فهمیدی؟
و اگه نتونی قانعشون کنی آندره
یا اگه چیزی از زبونت بیاد بیرون
که اشتباه باشه
و درست نباشه
وسط جمجمهت رو با همین خودکار امضا میکنم
شنیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.