ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه در پرونده هری کبر گذشت
خب ظاهر و باطن
شنبه ها اینجا کار میکنم
میگم حتما سر بزن اینجا
تو هفته گذشته
نویسنده معروف آقای کبر
هر روز میومدن اینجا
اینجا یکی از بهترین رستوران هاست؟
بله خانم کویین
بله مامان
و مامان هم صدا نکن ، باشه ؟
مسافرخونه عمت نیست که
پس اون بیگناهه تا
تا خلافش ثابت بشه چی شد؟
همینجوری نمیتونم اینجا بذارم بمونه که
حالم داره بهم میخوره از این قضیه
اه لعنتی برگرد نیویورک مارکوس
از همه اینا فاصله بگیر
چطور این همه مدت که میومدم اینجا
اسم نولا کلرگان به گوشم نخورده بود؟
قضیه مال خیلی وقت پیشه
تا وقتی که جسدش رو پیدا کردیم
میخوام راجب نولا بهم بگی این که کی بود
اگه قراره بیاریمت بیرون باید همه چیز
رو بهم بگی
هری اون دختر رو نکشته تراویس من مطمئنم
اینو میگی چون رفیقته؟
چون یکی اون بیرونه که نمیخواد
بفهمم کار کی بوده
این خیلی مدرک مهمیه مارکوس
باید میدادیش به گاهالوود
بعنوان یه پلیس خیلی چیزای ریده دیدم
مردم اینجا تو گوشه کشور
خیلی کار های ریده مالی با چوب بر و تبر میکنن
ولی من دو تا دختر دارم
و حتی نمیتونم تصور کنم چه بلایی
سر آقای کلرگان اومده
برو بیرون . . . لطفا فقط برو
پرونده هری کبر
نام اصلی سریال حقیقت رابطه هری کبر هست ولی با توجه به ترجمه کتاب منبع اقتباس توسط آقای آریا نوری ، من هم ازهمون عنوان استفاده میکنم
بیست و یکم ژوئن 2008
مرسی که اومدی
راجب ماشین شنیدی؟
نه بابا راجب هیچی نشنیدم
چی شد مگه؟
بگو چی شد
کوروت رو آتیش زدن
مارکوس؟
سلام تراویس
خوبی ؟
آره آره . . . داشتم برمیگشتم
و اون لحظه ای که پیچیدم تو جاده . . .
یکی رو دیدم که سمت جنگل فرار میکرد
و بعدم که آتیش شروع شد
میتونی اون شخص رو که میگی دیدی شناسایی کنی؟
نه نه خیلی تاریک بود
رییس تراویس
اینو کنار ماشین پیدا کردم
حمله سوم؟
حمله سوم کارت تمومه
آه آره دومی رو دیروز گرفتم
بهت که گفتم مارکوس این شوخی نیست
میدونم میدونم
یه ماشین گشت رو شب اینجا میذارم
محض احتیاط
باشه
تراویس داون داره یادداشت رو آنالیز میکنه
ولی انگار جدی جدی
یکی نمیخواد ته و توه این قضیه رو در بیارم
میدونی که سه شنبه بعدی باید برم
جلوی هیئت ژوری دادگاه
راث میگه
تقریبا همیشه متهم رو گناهکار میشناسن
آره
انگار یه کابوسیه
که نمیتونم ازش بیدار بشم
میدونی دستگیرم میکنن
یه چند ساعت بیرونم
الانم فقط
برای بقیه زندگی همینجا بگندم
ببین قرار نیست بری زندان ، باشه؟
من و راث
اینجاییم که نذاریم همچین اتفاقی بیافته
راجب خودت و نولا بیشتر واسم بگو
راجب زمانی که بیرون از رستوران کلارک با هم بودین
باشه
کلی اتفاق دور و برم میافتاد بدون اینکه من نقشی توش داشته باشم
تو رستوران کلارک احساس امنیت میکردم
احساس حرفه ای بودن
ولی روزی که منو به کنسرتش دعوت کرد
روزی که پدرش رو دیدم
همون موقع بود که فهمیدم تو مشکل بزرگی گیر کردم
خیلی ممنون
خیلی بابت هدیه سخاوتمندانه تون ممنونم ببخشید
میخواستم تو رو به یکی معرفی کنم
چرا که نه
آقای کبر؟
بله؟
ببخشید که مزاحم شدم
کار من ... واسه امروز تموم شده بود
میخواستم شما رو به پدرم معرفی کنم
پدر دیوید کلرگان ایشون آقای کبر هستن
افتخار دادید خیلی خوشحالم که میبینمتون
پس شما همون نویسنده معروف هستید
که اومدین شهر کوچیک ما رو متبرک کنین
خب فکر کنم شهر کوچیک شماست که
منو متبرک کرده
خب حتما یه یه شنبه ای بیا
کلیسا
گروه کوچیکیه ولی همه آدمای خوب
مطمئنم که شما هم جاتون اونجاست
خب خیلی ممنون بابت دعوتتون
ولی من بیشتر شبیه ثورو هستم
وقتی تو طبیعت تنهام روحم زنده میشه
خب حالا یه روز ایشالا به من اجازه بدی
که تو رو به لذت حقیقی
...دنبال کردن مسیح و
خب دیگه . . . بابا
خب ما باید بریم
ساعت پنج و نیم یه نمایش مدرسه ای هست
اوه دختر من صداش عین فرشته هاس
واقعا؟
نکن - عجب-
خب دیگه نولا دست از سر آقای کبر وردار
چرا باید به یه مراسم مدرسه ای بیاد؟
شاید یه اوقات فراغتی بخواد . . .از نوشتن
آره من ، بخوام راستش رو بگم
کلی کار سرم ریخته
گفتم که ، دیدی؟
امیدوارم که عصر خوبی داشته شاید آقای کبر
خیلی خوشحال شدم دیدمتون جناب کشیش
همچنین
موفق باشی
ممنون
به نظر که خیلی آدم خوبیه بر اساس رمانی از جوئل دیکر
آره دقیقا
دبیرستان مونت بری مسابقه استعدادیابی
سلام ! آقای کبر؟
بله
مگی پرت هستم
سلام مگی
ایشون رییس پرت هستن
سلام رییس
من همسر رییس هستم
خیلی خوشحالم شدم دیدمتون
خانم ها و آقایان خوش آمدید به
مسابقه پایان سال استعداد یابی مونت بری
Wise آدم های
Men دانا
Say میگن
Only fools فقط احمق ها
Rush عجله
In میکنن
But I ولی من کاری
Can't help نمیتونم بکنم جز اینکه
Falling in love به تو
With you عشق بورزم
Like a river flows مثل یه رود که سرانجام
Surely to the sea به دریا میریزه
Darling, so it goes عزیزم یه سری
Some things اتفاقات
Are meant to be باید بیافتن
So take پس همه زندگی م رو
My hand مثل
Take my whole life دستم
Too بگیر
For I زیرا که من
Can't help کاری نمیتونم بکنم
Falling in love جز اینکه
With به تو
You... عشق بورزم
باید بری خونه
چرا فرار کردی؟
برو خونه
...من یه ذره مست داشتم مینوشیدم
یه ذره مست ام
چرا داشتی مینوشیدی هری؟
از تنهایی خسته شده م
خب من اومدم کنارت باشم
من کتابت رو تموم کردم هری
آِینه زندگی؟
قلبمو شکوند
خیلی راحت صحبت میکرد خیلیم قشنگ و
شجاعانه بود
ممنون
..شاید چون
...چون راحت تره که
به جای زندگی کردن تو این دنیا دربارش بنویسی
آسون تر نیست ، امن تره
مثل روندن دوچرخه با کمکی
ولی کی میخواد دوچرخه اش
کمکی داشته باشه؟
!انگار اونی که مسته منم
از آهنگ خوشت اومد؟
آره
همشو شنیدی؟
آره
حق با پدرت بود
راجب چی؟
صدات مثل فرشته هاس
No comments yet. Be the first to leave one.