ആദ്യത്തെ 169 വരികൾ.
این سریال تقریبا بر اساس رویداد های واقعی است
شخصیت ها و اتفاقات، برای تاثیر گذاری بیشتر سریال اقتباس شده اند
طرف عملیاتو لغو کرد
ابراهیم میدونه، و به زودی مدارکو از بین میبره
میدونم، ورنا تو دردسر افتاده
اوکی
حق با گیلهام بود
حسابی توی دردسر افتاده بودم
اما اون عشق اون پدر به دخترشو یادش رفته بود
سلام، بابا؟
آلیس- رو به راهی؟-
اره، عزیزم بگیر بخواب
من چهارشنبه برمیگردم بعد از کلاس باله میام دنبالت
اوکی- دوستت دارم-
منم دوستت دارم، خدافظ
خدافظ ، عزیزم
اون اغذیه فروشم از روی احساساتش خیانت کرد
گور باباش
سلام- کجایی؟-
کنار ماشینم
کیتانو رو تا باشگاه تعقیب کردم و هنوز از جام تکون نخوردم
خبرای خوبی دارم
ابراهیمو پیدا کردم- کی؟ کجا؟-
شمالِ برزیلیاست
هیچکس فرار نمیکنه که بیاد برزیلیا اون هیچ سرنخی راجبِ عملیات نداره
اوکی، کل هتل های پنج ستاره ی منطقه رو پیدا کن
باشون تماس بگیر تا پیداش کنی
بله، ورنا- چینا-
برگشته، ابراهیم پیداش شده ناشی بازیم زیاد در میاره
بیخیال، روبروال عملیاتو لغو کرد
ساعت چنده؟- صبر کن-
لغوش کرد، اما ما انجامش میدیم
ساعت 6 صبح بریزید تو خونش و بگردین
همه جاشو زیر و رو کنید
شرمنده،اما ما هیچکسی با این اسم نداریم که اینجا اقامت کرده باشه
اوکی،ممنون
واندر،پاشو
برو طرفِ ساختمون جی پی آر عملیات دوباره شروع شده
از جام تکون نخوردم
خیلی خوبه، برات نیروی پشتیبانی میفرستم
توی زمانی که معین میکنیم برو داخل، اوکی؟
باشه
ورنا؟- روبروال-
عملیات دوباره آغاز شده
منظورت چیه؟ ابراهیم که فرار کرده
ابراهیم برگشته برزیلیا دنبالشم
ورنا، ساعت 4 صبحه اینجوری فایده ای نداره
ما یه بیانیه ی رسمی برای اعلام به تمامی واحد ها نیاز داریم
همین الانشم اعلام شده
صبر کن، ورنا
عوضی
به سه تا تیم ضربت دیگه نیاز داریم
یه تیم میره سراغ شباب اون یکی تیم هم کیتانو رو دستگیر میکنن
و دوتا تیم دیگه هم با ما میان
ما کجا باید بریم؟
شبتون بخیر
ببخشید مهمانی به اسم روبرتو ابراهیم دارید؟
سلام
!ایول
شب بخیر
یه نفر الان با اتاق من تماس گرفت اما تماس قطع شد
میشه شماره ای که الان تماس گرفت رو بی زحمت بدین
یه لحظه
اوکی،ممنونم شبتون خوش
شما با اداره ی پلیس فدرال پارانا تماس گرفته اید
نیلسیو، شامپاین با یخ بیار سر میزمون لطفا
یه آبجو هم به من بده
ورنا، پیداش کردیم
آدرسو یادداشت کن
...بخش شمالی، ساختمون
میخوان دستگیرم کنن- چی؟-
صبح میان که دستگیرم کنن
تو باید فردا پولا رو تحویل بدی
پولا رو بیخیال شو هواپیما همینجاست
کجا باید برم اخه؟ من خانواده دارما
مشکلی نیست فقط پولارو تحویل بده،دمت گرم
سلام- میخوان دستگیرم کنن-
توی چشم بهم زدن
آروم باش،ما حلش میکنیم برات یه وکیل میگیرم
آرومم و وکیلم دارم
سعی کن جلوی این مسخره بازی توی کریتیبا رو بگیری
ویلما کیتانو
شما بازداشتی
زیادی محکم گرفتی دستمو
آقای شباب، شما تحت بازداشتی لطفا از ماشین بیاین بیرون
من حکم دارم
شما با من بیا
آقای روبرتو ابراهیم
یه ذره هم پیر نشدی ستوان
هنوزم مجردی؟
شما تحت بازداشتی
برید داخل
سلام
صبح بخیر
اون یارو رفیقت کجاست؟
نتونست ایندفعه بیاد؟
اون مردک دیوونه هنوز زندست؟
ناراحت شدی؟- ساکت باش-
اوکی، عالیه
همه چیزو بردارین
حتی موبایلش
اوکی؟
ورنا اون دلال هارو گرفت
تبریک میگم قربان
اره، کارش خوب بود
کیف پولمو بیار توی اتاق خوابمه
چشم خانم
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
من وکیلم،حق ندارید بیاید داخل
خانم استلا، ما حکم بازرسی داریم
ببخشید، باید با ما بیای
یه لحظه
نه، آلیس برگرد تو اتاقت، برو
اول این طرفو میگردیم
لطفا آروم باشید خانم
بعدش میریم سراغ طبقه ی بالا
چه خبر شده؟ روبرتو دستگیر شده؟
همه چیز اونجا نوشته شده خانم
صبح بخیر، خانم سمیرا رانجل اینجا هستن؟
خودم هستم- من ستوان باستوس هستم-
من حکم بازرسی دارم
اون چیه؟- ما حکم از طرف دادگاه -
علیه شوهرتون ،جائو پدرو رانجل داریم
چند نفر توی خونه ان؟
من، شوهرم و نوه ام که امروز اینجا میمونه
برای چی اینجایید؟
محض رضای خدا بگید چی میخواید اگر منو در جریان بذارید شاید بتونم کمک کنم
آروم
اسمت چیه؟- سیبل-
میشه برین بالا
وایسا، چرا من نمیتونم برم
خانمِ سمیرا کسِ دیگه هم توی خونه هست؟
نه
مطمئنی؟- اره-
چه خبر شده؟- بیا ببین خودت-
آقای جائو پدرو رانجل- بله خودمم-
صبحتون بخیر
ما حکم دادگاهی شما رو داریم
و ماشینتون کجاست
توی گاراژه؟- بله-
میشه مارو ببرید پیش ماشینتون
به مدارکش نیاز داریم
از این طرف
میتونم یه لحظه وقتتونو بگیرم؟
خونتون امن هست؟- ما هیچ وقت امنیت نداشتیم-
وسایل گرون قیمتتون کجاست؟
کجا گذاشتینشون؟
هر چیزی که داریم رو داری میبینی
پس کلِ چیزتون همینه؟
چیزی واسه قایم کردن ندارم
اوکی
پس بیاید دنبالم
نمیدونم اینا به چه دردتون میخوره مدارک همه به ترتیبن
در این صورت تو توی دردسر نمیفتی
نقاشی قشنگیه
این عکسه
مامان؟- شیان،بذار با ریکی حرف بزنم
چه خبر شده؟- همین الان
نمیفهمم
گوشیو بده ریکی- مامان، باهام حرف بزن-
اتفاقی افتاده؟
بهم بگو، اتفاق بدی افتاده؟
اوکی مامان آروم باش دارم گوشیو میدم به ریکی
توی خونه ی مامان یه اتفاقی افتاده میخواد فقط با تو صحبت کنه
بگیرش دیگه
سمیرا- ببین ازشون دزدی شده؟ ازش بپرس-
اونا ریختن توی خونه و دارن راجبِ ماشین میپرسن
سمیرا، آروم باش
پائولینیو آسیب دیده؟- نه-
No comments yet. Be the first to leave one.