Woman with a Suitcase

Woman with a Suitcase (캐리어를 끄는 여자)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Woman with a Suitcase Episode 11
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
➤ Yas Afagh - Nushin @persiandreamteam

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-11-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 18
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

هام بوک گو تو الان مظنون به قتلی

به نظر میاد یه عالمه مدرک تو صحنه جرم گذاشتی

یادم رفت بهت بگم

میدونی یه چیزی شدن واقعا کار سختیه

چا گیوم جو به چیزی که میخوای بشی خوب فکر کن

این راهیه که میشه با یه بار آزمون دادن توش قبول شد

میخوام یه چیز مهم بهت بگم

باید منو نجات بدی

وکیل چا

...پنجاه و هشتمین ازمون حقوق ارزوی موفقت میکنیم واستون

...به زودی شروع میکنیم درها ساعت ۹:۲۵ بسته میشه

سر موقع نرسیدم؟

نه، پروفسور به لطف شما امتحان رو دوباره بازبینی کردم

دفتر وکالت اوسانگ چطوره؟

دارم به خوبی تحمل میکنم

خیلی خوبه ، نگران بودم چون اونجا یه دفتر بزرگه نتونی دووم بیاری

باید در جایگاه خودم بیشتر مراقب باشم و عجله کنم

تا بتونم موقع انتخابات بهت کمک کنم

ممنون بابت حرفت ، الان بیا داخل

باشه

اینجا رو ببین ، داری چکار میکنی؟

زود باش بیا پایین

تو یه چشم بهم زدن ، وارد محل امتحان میشی

... آجوشی - ... کاندیدها همه باید -

زود باش بیا پایین

ناظران امتحان باید به ایستگاه ...مرکزیه آزمون بیان

و ازتون امتحان بگیرن

آجوشی ، لطفا در رو باز کنین

فقط تا ساعت 9:25 اجازه ورود داده میشه

الان 9:24 دقیقست

گفتم که نمیتونی بیای داخل ، وقتی این در بسته میشه دیگه کسی نمیتونه بره داخل

من باید امتحان بدم

... باید امتحان بدم پس

تو رو خدا همین یه دفعه در رو باز کن منم زودی میرم داخل

نه ، نمیتونم سال دیگه برگردم

این آخرین باره

آجوشی جان بچه ات بذار برم ،التماست میکنم

من ناظر امتحانی هستم

بله

مگه نمیدونی وقتی دیر میای دیگه نمیتونی بری داخل؟

نتونستم باهاش تماس بگیرم ، تا اینکه این اتفاق افتاد، بهت زنگ نزده؟

... امکان نداره - مدیر هام خیلی دردسر سازه -

... درسته چونکه کارما از دل طبیعته

میشه شخصا درباره مشکلات باهاتون حرف بزنم؟

زود باش حرف بزن ، من سرم شلوغه

اینجا خیلی شلوغه ، صداتو خوب نمیشنوم

صبر کن ، الان رفتم یه جای خلوت

... توی همچین لحظه ی مهمی

وکیل ما چطور میتونم ازتون کمک بخوام؟

... من یکم ناراحتم - انقدر چرت و پرت نگو و حرفتو بزن -

کامپیوترم رو روشن کن

روشنه

وکیل ما برو به درک

چی؟ چی گفتی؟ برم به درک؟

ببخشید ، رمزم اینه

فکرشم نمیکردم تو همچین دردسری بندازمت

... این دیگه چه جور رمزیه

وکیل ما برو به درک

اگه بری داخل ، میتونی امتحانت رو تموم کنی؟

تو فرار کردن از امتحان تخصص داری

... هی جو ، تو

مهم‌تر از همه دیر کردی

بخاطر این نبوده که هیچ علاقه ای به امتحان دادن نداشتی؟

منظورت چیه؟

منظورم اینه که شاید داری با مدیر عامل هام بازی میکنی

رفتی امتحان بدی ، ولی نتونستی بری داخل

واسه همین نتونستی امتحان بدی

میخوای همچین بهونه هایی واسش بیاری مگه نه؟

اگه میخوای باز واسه خودت ول بگردی ، به کارت ادامه بده

آجوشی ، آجوشی تو رو خدا یکم دیگه در رو باز کن

آجوشی تو رو خدا فقط همین یه بار

فکر نکنم بتونم

بذار بیاد داخل

چی؟

در رو باز کن

باشه

ممنون

چرا گذاشتی بیام داخل؟

که دیگه بهونه ای نداشته باشی

البته کلی بهونه داری

ترس از امتحان که از فشار خانوادت نشات میگیره

گفتی به همین دلیل بود که فرار کردی

اگه این آخرین فرصتت رو هم از دست بدی تا آخر عمرت منو مقصر میدونی و سرزنش میکنی

بهت یه فرصت میدم

دیگه هیچ بهونه ای نداری پس کارتو خوب انجام بده

به هر حال ممنونم

یه دلم میخواد که تو وکیل بشی

میخوام توی یه مقام باهات رقابت کنم

باشه ، بیا با هم رقابت کنیم

به هر حال نمیتونی امتحانت رو به موقع تموم کنی

به چی زل زدی؟

درسته ، دستبنده

دستبند؟

آره

چرا دستبند پوشیدی؟

الان واقعا به یکم شانس نیاز دارم

الان زود باش ساکت باشو امتحان بده

... قبلا خیلی طلسم دیدم

ولی این اولین باره میبینم یکی واسه خوش شانسی دستبند میبنده

خانم چمدون به دست

:قسمت یازدهم چشمان متهم رو تصور کن

آجوشی منم

دیگه نمیتونم از اینجا باهات حرف بزنم ، میخوام ببندمش

میخوای با برنامه ای چیزی باهام حرف بزنی؟

منم میتونم لولیپاپ داشته باشم؟

این دفعه دیگه نمیتونه فرار کنه و متهم میشه

من باهات چکار کنم؟ حتی ارزش یه مشت رو هم نداری

جی آ

جی آ

گرفتگی عضلانی بهتر میشه

قبلا دستش این شکلی نبود

واقعا فکر میکنی کار هام بوک گوئه؟

گفتم که مهم نیست

باید زود حرکت کنی

بگرد و بفهم هنوز چه فایل هایی توی کی فکت مونده و به دستشون بیار

اگه چیز خاصی پیدا کردی زود بهم برسون

مراقب باش

هام بوک گو سعی میکرد فود تاک رو بزنه زمین؟

... واسه کامل کردن داستان

وقتی که به ما توی اوسانگ ملحق شدی جزئیاتش رو میگم

خبرنگارا رو کنترل کن

باشه ، بریم

تمام چیزای مهم رو جابجا کردی مگه نه؟

... آره ولی کامپیوتر دفتر رئیس رو نشد

وای ... همیشه دلم میخواست بیام اینجا

با ما راه بیا ، تهبه کنندن چویی شما هم چیزای زیادی واسه مخفی کردن دارین

هم چیزو ببرین - چشم قربان -

... عوضیه آشغال

... زود باشین ، عجله کنین

در باز نمیشه ، من واست بازش میکنم

بازش کن مرد - دارم سعیم رو میکنم ، حولم نکن -

دروغ نگو ، چطور جرئت کردی دروغ بگی

باید در رو هل بدی

چی؟ واقعا؟

زود باش به کاری بکن

دارم میرسم

وکیل ما کارت خوب بود

سه ، سه ، سه ، تا سه میشمارم

یک ، دو ، سه

ایششش ، حقیقت داشت

حق با من بود

بعد از ناهار همه رو جمع میکنم

الو؟

ناهار خوردی؟

آره - یادت رفت بخوری یا واقعا خوردی؟ -

الان کجایی؟

چی شده؟ - فکر نکنم تو شرایطی باشی که نگران کس دیگه ای هم باشی -

نوشته روی ظرف ناهار چی میگه؟

چی؟ ناهار خوردی؟

کمرم شکست تا اون غذا رو درست کردم ...ایشششش

نوش جانت ، نمیتونی بخوری و فرار کنی ، عشق ، عشق

وقتی خوردم فرار نمیکنم پس نگران نباش

بعد از ناهار، وقت قانون مدنیه؟

بین قانون اساسی، جرائم و قانون مدنی فکر کنم توی قانون مدنی ضعیف باشی

کی گفته؟ من قانون مدنی رو فوت آبم

اگه خوب نگاهش کنی یه چیزی توجهت رو جلب میکنه

اگه انرژی گرفتی ، بیا اول اونو حل کن

مشکلش چیه؟

وقتی دیدیش میفهمی

فعلا صبر کن

مراقب باش

یه چیز دیگه هم میخوام بهت بگم

خواهرت بود مگه نه؟ همونی که رو پرونده دختر بی خانمان کار میکرد

آره

بخاطر درخواست من خیلی به دردسر افتاد

وقتی اوضاع آروم شد باید ببینمش

حتما

اگه خوب نگاهش کنی یه چیزی توجهت رو جلب میکنه

در قانون مدنی ، کدامیک تعریف مناسبی برای رابطه صاحب و خدمتکار نیست؟

... وسایل قدیمیه مغازه

هام بوک گو تو دیگه کی هستی؟ تو طرتح سوالای امتحان بودی؟

همچین سوالایی واسم مثل آب خوردنه

آجوما نگران نباش ، مطمئنم اونی این دفعه دیگه قبول میشه

درسته... دیگه خرفی واسه گفتن ندارم

... خودتو تصور کن

که توی دادگاه ایستادی

وکیل مدافع لطفا ادامه بدین

اونی من بهت اعتماد دارم

وکیل من بهت اعتماد دارم

کسایی رو تصور کن که نگاهشون به توئه

زل زدنشون رو تصور کن

قبلا نمیدونستم که چرا میخوام به عنوان وکیل بایستم

ولی فکر کنم الان میدونم میخوام چکار کنم

هیچ وقت نمیتونم به اون نگاه ها خیانت کنم

طبق گزارشات ، آقای هام بعد از

اقدام به قتل فرار کرد تا ...از بازجویی فرار کنه

بازرسین تحقیقاتشون رو از دفتر

روزنامه ای که اقای هام صاحبش هست انجام دادن

اولین نقطه شروع درخت طلایی چیه؟

چرا نمیتونیم به دستیار چا دسترسی پیدا کنیم؟

نکنه بخاطر مدیر هام اتفاقی واسش افتاده؟

خبر بعدی ، امروز آزمون تاریخیه نهاییه وکالت انجام شد

... وای خدا ... نکنه دستیار چا - ... ایگو -

دستیار چا از اون دسته آدما نیست که مرخصی بگیره ، تعجب کردم که چرا

رفته تعطیلات ، باید واسش یکم تافی میخریدم

نمیدونم چی شده، فکر میکنی امتحانش رو خوب داده؟

... حرکت کنین ، حرکت کنین

اینجا رو ببین

داری چکار میکنی؟

... راستش ... اون

More Farsi Persian subtitles for Woman with a Suitcase

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left