ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
!آیرین" اینجا نیست"
!"آیرین"
.میلیان" اینجا نیست"
!گفتی که خوب بستیش
چراغ کجاست؟
چی؟
چراغ کجاست؟
.شاید باید اینجا بمونیم
.اون سمت
واقعا مطمئنی؟ .آخه من هیچ نظری ندارم
.صبر کن یه لحظه
چیه؟ - ."ناتالی" -
.اون "ناتالی"ــه
!نه
.تنهاش نمیذارم
من میمونم و کمک میکنم تا "ناتالی" رو خاک ...کنیم
.و شما هم دنبال "آیرین" بگردید
.فکر کنم همه رو به کشتن دادم
...خدای من - !"جانی" -
!خدای من - !"جانی" -
.انی"، باید بریم"
!بجنب
!"استر"! "انی"
.سابینا"، فکر کنم گم شدیم"
.فکر نکنم برگشته باشن
.هی، ایست قلبی داشتی
.وقتی اون بالا بودم یه ساختمون دیدم
!هی
طبق اون نوشته اینجا یه موسسهی تحقیقاتیه .روسی هستش
چرا کسی اینجا نیست؟
سلام؟
سلام؟
کسی اونجاست؟ سلام؟
.فقط باده
چی بود؟
.فقط باد بود
.سم"، لباس آوردم"
.ممنونم داداش
.یه دختر زیبایی - .خیلی ممنون. - خواهش -
.ایول
.بیا اینو بگیر - .ممنونم دختر -
.اینجا برق نداره بچهها
اینجا باید یه تلفن داشته باشه، هان؟
میدونی؟
.شک دارم رفیق .اینجا خیلی دور افتادست
پس چجوری با مردم ارتباط برقرار میکنن؟
.به نظرم دنبال یه رادیو یا بیسیم باش
اون یه رادیوئه؟
.حتی وصل نشده
.به چیزی وصل نیست
.باید یه رادیو پیدا کنیم
شماها خوبید؟
.آره داداش
.من باهاش میمونم
.بیا بریم - .یه بررسی میکنیم -
.لعنتی
خوبی رفیق؟
.هی، چراغت رو روشن کن
.چراغت رو روشن کن
.چراغت، آره
...به نظرت میتونیم بکشیمش بیرون یا - .مواظب باش -
.آره
.نمیدونم
.باید اول رادیو رو پیدا کنیم - .آره -
.اول چیزایی که لازمه رفیق
.بیا اینجا رفیق
...اون دوربین رو - .چراغت -
.چراغ قوه رفیق .رفیق نگاه کن
.ایول
.عالیه
رادیو میبینی؟ - .نه -
.اینجا اتاق امنیته
چرا تو اتاق امنیت رادیو ندارن؟
.آخه...اینجا اتاق امنیت نیست
.جانی"، اونجا یه در دیگست"
هان؟ - .اینجا یه در دیگست -
چرا قفله؟
...احتمالا یه چیزی توشه
.که نمیخوان مردم دیگه ببینن
.شاید "سم" بتونه اینو بخونه
!"استر" !"انی"
.نیکو"، اونا اینجا نیستن"
.رفتن - .باید تا الان میرسیدن اینجا -
.اونا رفتن - .پس باید دنبالشون بگردیم -
...نه، باید دفاع کنیم تا
.برو داخل، برو، سریع باش
.اونا تو جنگلن .میدونن ما اینجاییم
اونا دیگه کیان؟
.نمیدونم - چی دیدی؟ -
.من...صبر کن، صبر کن
تنها راه واسه مقابله با شرایط اینه که تفنگ رو .پیدا کنیم
.قبلا دنبال تفنگ گشتیـــم - ...باید -
...میدونم، باید
.آروم، ساکت، ساکت
میلیان"! کجا بودی؟"
.اونا گرفتنش
IMDb-Dl Proudly Presents Translated By Elka
.سلام
.چراغ قوه پیدا کردید - .آره -
.البته هنوز رادیو پیدا نکردیم
کلیدی ندیدید؟ - .نه -
.اونجا چندتا در قفله
.نه - بقیهی ساختمونها رو هم بررسی کردیم. نه؟ -
.نه، کلیدی پیدا نکردیم - .خیلی خب -
.یه چراغ قوه دیگه پیدا کردم - شماها دنبال چی میگردید؟ -
.یه رادیو .باید پیداش کنیم
.اما اینجا که برقی نیست میخوای چیکار کنی؟
.درست میگه، اینجا برق نداره
چجوری بدون برق از رادیو استفاده کنیم؟ - .شاید یه رادیوئه باطریای باشه -
واقعا؟ - .آره -
.خیلی خب - .باید باطریای باشه -
میخوای بیای؟
.نه، پیش "سم" میمونم
مطمئنی؟ مشکلی نداری؟
.آره
.بیا بریم - .آره -
.مواظب باشید بچهها
.اونا منو تعقیب کردن
کیا؟
.نمیدونم کی هستن ...وسط جنگل بودم
.و سعی داشتم پشت درختها قایم بشم .خیلی سرد بود
.نمیدونستم چیکار کنم - استر" و "انی" رو ندیدی؟" -
.نه - آیرین" چی؟" -
واسه "آیرین" چه اتفاقی افتاده؟
.اونا بردنش .150بار بهتون گفتم
.اونا گرفتنش - اونا" کی هستن؟" -
.بزن، بزن دیگه، یالا
.بزن تو صورتم
چرا نمیزنی؟ - .نگام کن -
.با من حرف بزن چرا "آیرین" رو بردیش؟
.آخه اون بهم گفت
کی؟ کی گفت؟ - .اون بردش -
اون" کیه "میلیان"؟" متوجه نمیشم، کی؟
...اون
.یه صداییه که تو ذهنم میشنوم
...یه صدایی که بهم میگه - بهت میگه "آیرین" رو ببری، هان؟ -
میشه یه لحظه خفه کار کنی لطفا؟
.اون بهم گفتش چیکار کنم
...بهم گفت اگه ببرمش داخل جنگل
.حالش خوب میشه، واسه همین بردمش
.مجبور بودم اینکارو انجام بدم
...بردمش وسط جنگل - .باشه، آروم -
...کنارش ایستاده بودم
...و تعداد زیادی ردپا دیدم
.که همه جا بود
یه صدایی شنیدم که بهمون نزدیکتر و .نزدیکتر میشد
...اما نمیتونستم چیزی ببینم
.آخه همه جا مه آلود بود
...احساس کردم که همه جا پخش شدن
...همشون که خیلی هم زیاد بودن
داشتن بهمون نزدیکتر میشدن و محاصرمون .کرده بودن
.واسه همین مجبور بودم فرار کنم
آیرین" رو همینطوری ولش کردی؟"
.انتخاب دیگهای نداشتم
.دارن میان دنبالمون بچهها
.ما رو میگیرن
.یکی یکی
میخوای یکی از اینا رو بشکنی؟
هان؟ - .یکی از این پنجرهها -
...بیا بریم ورودی رو چک کنیم
.تا زیاد نریم بالا
.آره، بیا از این شروع کنیم
میشه اینو واسم نگه داری؟ .خیلی خب
...بچهها - .یا خدا -
.تو جیبم چندتا کلید پیدا کردم
واقعا؟ - .آره -
.بیا
.آره
...خب - .خدایا -
به نظرت قفل پایینیه؟
.نه، فکر کنم همین باشه
.یه احساس عجیبی در این مورد دارم
چرا؟ از چی داری حرف میزنی؟
.وضعمون خوبه
.نمیدونم
."حالمون خوب میشه "جویس
.سریع بود
.خدایا، چه بوی گندی میده
.کلید برق کار نمیکنه
اینجا دیگه چه جور جاییه؟
.نمیدونم
سم" گفتش که یه چیزی مثل مرکز تحقیقاتی" .میمونه
!"لعنتی، "دنیل - .ببخشید متاسفم -
.متاسفم - منظورت چیه "متاسفم"؟ -
.شاید بشه کلیدها رو روی اونا امتحان کرد
کلیدها؟
.دنیل"، بیا اینجا"
چیه؟ - خودشه؟ -
.فکر کنم پیداش کردم خودشه؟
.آره
.خیلی خب
...خدایا، این
چجوری روشنش کنیم؟ - .این خیلی قدیمیه -
."با یه نفر تماس بگیر "دنیل
دنیل"، کار میکنه یا نه؟"
.نمیدونم
...چیزی نمیبینم .صبر کن
.بذار برم اینجا
.ببین سیمی پیدا میکنی یا نه
No comments yet. Be the first to leave one.