Suspicious Partner

Suspicious Partner (수상한 파트너)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Suspicious Partner Episode 21-22
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
Baran - Neginell @persiandreamteam

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-06-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 21
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 198 വരികൾ.

عه؛ اينکه ووکي خودمونه

هي؛ جي ووک؛ نميدونستم امروز مياي اينجا

هروقت خواستي بياي اينجا؛ به منم بگو اينطوري ميتونيم باهم ورزش کنيم

خيلي وقته باهم ندويديم؛ خيلي خوش ميگذره؛ نه؟

راستش امروز خيلي دوييدم

ميشه يه کوچولو آرومتر بدويي؟

جي ووک؟ باتوام؛ يه کم سرعتتو کم کن

برو اونور ببينم؛ گم شو

...اون روز

نزديکه

هي؛ وايسا منم بهت برسم

گمشو

نميخوام- گفتم گمشو-

نميخوام؛ دوس دارم تا آخر عمرم همينطوري باهات بدوئم

ميخوام صد سالِ سياه ندويي

ميخوام تا آخر عمرم پيشت باشم

دس از سر کچلم بردار

بيخيال بابا، اصاً بيا کولم کن ببينم

واقعاً که، گمشو ببينم

واسه چي اينقد تند ميدويي؟

واسه چي راه افتادي دنبال من؟

ميخوام دستپختتو بخورم خيلي خوشمزه ـس آخه

واسه چي اينطوري نگاه ميکني؟ واسه چي نيشت تا بنا گوش بازه؟

دو تا مردِ خوشتيپ، خيس عرق بعدِ کلي ورزش اومدن خونه

اين يکي از فانتزياي هر دخترِ دم بختيه

خيلي باحاله- باحاله؛ نه؟-

کجاش باحاله؟ تو بايد فقط به يه مرد نياز داشته باشي؛ شيرفهم شدي؟

دوتا بهتر از يکيه

هوي؛ تو بيا برو گمشو خونه ي خودت- وايسا، واسه چي؟-

من برم؟

نه؛ واسه چي بري؟ بيا باهامون صبحونه بخور

وايسا ببينم؛ اينجا ناسلامتي خونه ي منه؛ اونم غذاهاي خودمن

هي، بونگ هي، بيا اينجا ببينم

بيا بهم کمک کن؛ کمم لبخند تحويل اين بده

وايسا؛ جدي فکر کردي ميتونم بهت کمک کنم؟

خب...فقط وايسا آشپزي کردن منو نگاه کن

باوووشه

منم؛ منم آشپزي کردنتو نگاه ميکنم

بهت گفتم ته توي گذشته ي جونگ هيون سو رو دربيار، درسته؟

فکر کنم بهتره فعلاً بيخيالش بشيم

چرا؟

...جونگ هيون سو

فهميده

چرا هنوزم حواستون بهم هست و بهم شک دارين؟

مگه کار اشتباهي کردم؟ چه کارِ بدي ازم سر زده؟

من واقعاً شماها رو دوست دارم ولي نمي فهمم چرا باهام اينکارو مي کنين؟

نميدونستم فهميده! متاسفم

نباش، ما تا همين الانشم همه کاري ...کرديم که چيزاي بيشتري بفهميم

...اين دفعه

حس خوبي ندارم

فکر کنم بهتره اين پرسُ جوا رو تموم کنيم

شنيدي چي گفتم؟

بله؛ شنيدم

آشغالِ عوضي؛ اگه اون آشغالِ عوضي ...اون کارو نميکرد

توام ميتونستي همونطور که ...آرزو داشتي

بزرگ شدن پسرتو ببيني

عزيزم، بابايِ بونگ هي

نگران ما نباش

حالمون خوبه

آره بابا، خوبيم

دخترت يه پا خانوم وکيل شده واسه خودش

...وکيلي که به کسايي که مثه خودت

اشتباهي متهم شدن کمک ميکنه

هنوز اونقدرا وکيل خوبي نشدم اما همه سعيمو ميکنم که بشم

...وايسا؛ اون

چيه؟- هان؟-

هيچي

حتماً باز اشتباهي ديدم

آيگو، باور نميکنم اينجام دست از اين کارت برنميداري

مگه چيکار کردم، زن؟

...خودش بود

صدقه سر شما من هيچوقت خسته نميشم- چي؟-

منتظرتم؛ تو راه مواظب خودت باش

نوش جان

نکن

جنابعالي خرِ کي باشين؟

اون کاري که ميخواي بکنيُ نکن

برو کنار باد بياد بابا

عوضي

پاشو ببينم! يالا

ماده ي 260 قانون جزا؛ ضرب و شتم

ماده ي 266 قانون جزا؛ صدمه به ديگران به دليل سهل انگاري و غفلت

ماده ي 366 قانون جزا؛

تخريب و آسيب رسوندن به اموال ديگران

گفتم تمومش کن

چيو؟

و همينطور، چون داخلِ اون کافي شاپ دعوا کردين؛

ماده ي 314 قانون جزا؛ ممانعت از کسب و کار

پيش اومد

علاوه براين، شما قبلاً بازم به اينا متهم شدين و الان تو عفو مشروط هستي، درسته؟

بله، قبلاً بازم همچين اتفاقي پيش اومده بود

...وقتي که دعوا دو طرفه باشه

اگه بتونين به توافق برسين ميشه قضيه رو فيصله داد؛

اما ظاهراً نتونستي به توافق برسي

درسته؛ نتونستم

شما دعوا رو شروع کردي، درسته؟

بله؛ پيش اومد

چرا همش ميگي پيش اومد؟ چرا؟

واسه چي آقاي سو جونگ ها؟ واسه چي همش ميزاري همچين چيزايي پيش بياد؟

بهم بگو دليلش چيه که هي ميزاري اين اتفاقا تکرار بشه

وکيل نو؛ شما الان وکيلي

دادستان نيستي، وکيلي

...ميدونم کيـ

نميتونم اينطوري کار کنم خيلي اذيتم

خيله خب؛ چيزي که ميخوام بهت ...بگم اينه که

من براي اينکه بتونم اين پرونده رو حل و فصل کنم؛ و قبل از دادگاه به توافق برسيم؛

و تو دادگاه تقاضاي بخشش کنم؛ به يه سري دلايل قانع کننده نياز دارم

خودت که ميدوني؛ نه؟ ...فقط ازت ميخوام

بهمون بگي چرا اون کارو کردي؟

من ميتونم آينده رو ببينم

خب آره؛ ماهم اگه زنده بمونيم ميتونيم آينده رو ببينيم

من ميتونم ببينم تو آينده چه اتفاقي ميفته

مثلاً، پيتزا

هان؟ پيتزا؟

بچه ها

براتون پيتزا خريدم

هوم؟

بطور خلاصه، اين چيزيه که اون گفت

اون بعضي وقتا ميتونه اتفاقاي آينده رو پيش بيني کنه

اون روز هم همين اتفاق افتاد

...اون يارو که اومد توي کافي شاپ

به يکي از گارسوناي اونجا چاقو ميزنه

آره ديگه؛ موکلامون بايدم خل و چل باشن

چون يه مشت وکيل خل و چل دارن اينجا کار ميکنن

اون گفت که اون يارو ميخواسته به اون گارسون چاقو بزنه

اما اين تصورِ موکلِ ماست

ما دوربيناي مداربسته ي اونجا رو چک کرديم؛ از کساييم که اونجا بودن سوال پرسيديم

هيچ مدرکي وجود نداره که ثابت کنه اون يارو با خودش چاقو داشته

درسته، اون يارو هيچي تو دستاش نبوده

اما سو جونگ ها، يهويي جلوشو ميگيره؛

و باهاش دعوا ميکنه

خب ممکنه طرف دروغ بگه يا بيماري رواني داشته باشه

ممکنه اصاً توهم بزنه

...ممکنه از اونايي باشه که

خودشو تافته ي جدا بافته ميدونه يا فکر ميکنه يه قدرت خارق العاده داره

اما پيش بيني کرد که قراره پيتزا بخوريم

شايد قبل از اينکه رئيس بياد تو بوشو حس کرده

من که ميخوام بيخيال اين پرونده بشم

نه، نميتوني

ما بايد تک تک مشترياي که ميان اينجا رو قبول کنيم

آره، راس ميگه

من دارم حقوق شماها و هزينه هاي اين شرکتُ از جيب مبارک خودم ميدم

ميدونين هر ماه چقد خرج رو دستم ميزارين؟

...بخصوص

شما دوتا

خب جلسه ـمون تموم شد

مرسي بابت پيتزا

همگي خسته نباشين

وايسين ببينم

دادستان خودشم اينو داره

آره خب؛ چون خودم واسشون فرستادمش

واقعاً هيچ چاقويي تو کار نبوده

بوده

بوده؟

چاقو؟ کجا؟

اينجا که چاقو نيس

خب، تو جيب کاپشنش بوده

بعد اينکه دستگيرش کرديم؛ گشتيمش واسه همين اونموقع پيداش کرديم

من مطمئنم اون چاقو داشت

اگه جلوشو نمي گرفتم حتماً درش مياورد

اون يارو چاقو داشته

موکل ما از کجا ميدونسته؟

من فکر ميکنم اون واقعاً ميتونه آينده رو پيش بيني کنه

ممکنه يه پيشگويي يا جادوگري چيزي باشه

از اينا که روح ميره تو بدنشون و تسخيرشون ميکنه و از اين چيزا

ممکنه همينطوري شانسي اون چاقو رو ديده باشه

محاله

من کل فيلما رو چک کردم

اين يارو اصاً چاقوشو درنياورده

ببين، آقاي بانگ

واقعاً به جادو جمبل اعتقاد داري؟

بعد اونوقت کي بود که حرفاي يه راهب کچلُ باور کرده بود و ميگفت

دختري که زندگيمو به گند" "...ميکشه؛ همين اون بـ

راهب؟ منظورت چيه؟

هيچي

انگار يه چيزي هستا

بفرما- مرسي-

هي؛ جي ووک موکلمون اومده

عه؛ اومدي- سلام-

مواظب اين فنجون باشين

...موکلِ خُلمون اومده

فکر کنم يه کم دير جُنبيدم

...احتمالاً

دو نفر از بينمون قراره بميرن

راستي

بقيه کجان؟

...رئيس بيون

فکر ميکرد اونه که قراره بميره

واسه همين زود رفت که يه چکاپ بده

آقاي بانگ رفت يه سحري جادويي واسه خوش شانسي گير بياره

حتماً بيشتر از همه درمورد جي ووک کنجکاوي

ولي من که نميخوام چيزي برات تعريف کنم

... روز بعد از مرگ پدرِ ووکي

همون روزي بوده که والدينش ...بهش قول داده بودن

اون روز باهم برن پيک نيک

واسه همين هرسال؛ اين روزُ ووکي خودش تنهاي ميره پيک نيک

و هر دفعه که اون ميره؛ نه من، نه ...رئيس بيون؛ و نه يو جونگ

...هيچکدوممون

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left