The Flesh

The Flesh (La carne)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

la carne aka the flesh 1991 1080p bluray x264-hj
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian La carne 1991 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-03-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 31
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

گوشت

مامان نمی‌خواد بذاره اولین عشای ربانیم رو بجا بیارم

یه فاجعه‌ست! تو مدرسه همه دارن این کار رو می‌کنن

مامان می‌گه ما بی‌خداییم؟ راسته؟

بیشتر خودش اینجوریه. بابام رئیس یه گروه سوسیالیست محلی بود

مجبور شدیم ازش پول بدزدیم تا کت‌شلوار عشای ربانیم رو بخریم

هیچ‌کس نباید از اولین عشای ربانی محروم بشه

کجا داری می‌ری؟ بیا اینجا. به چیزی دست نزن

اینا لاستیکی‌ان. آره، هستن

ولی بهتره دور بمونیم. حتماً داری شوخی می‌کنی

فکر کردی کی رو داری می‌ترسونی؟

کی رو؟

دمت گرم بابا. از تارزان هم کله‌خرتری

حالا دیگه نمی‌تونی بگی که من می‌ترسم

من می‌ترسیدم... از اونا

یه دایناسور واقعی، قدش به اندازه یه ساختمون ۳۰ طبقه بود

بابایی، باید یه رازی رو بهت بگم

لرز دارم. مامان می‌خواد منو ببره دکتر

لرزِ واقعی؟ آره، لرز

و سکس؟ بابا، بی‌حیا بازی درنیار

بی‌حیا؟ این حرفا رو از کجا یاد گرفتی؟

واقعاً دلم می‌خواد بدونم

چه کلاه قشنگی. فقط امیدوارم تو کاتالوگ باشه

تا بتونی یکی مثلش رو بسازی

کلاه؟ این کلاه نیست

این اسکلت مردیه که پیدا شده

توی غار کاویون نزدیک منتون، تو فرانسه

بابا، برام یه کوکا می‌خری؟

یه کوکا؟! مادرت تو رو چه جور جاهایی می‌بره؟

برای یادگیری کاراته

بیا

بابا، باید مشکلم رو حل کنی

بهش بگو می‌خوام اولین عشای ربانیم رو بجا بیارم

وگرنه خودم رو می‌کشم

همه تو این خانواده اهل تراژدی‌ان، نه؟

چرا نمی‌ذاری بچه‌ات اولین عشای ربانیش رو بجا بیاره؟

چرا داری داد می‌زنی؟ هیس، ساکت باش

هیچ‌کس نباید از اولین عشای ربانی محروم بشه

کیه؟ باید حرف بزنیم

آره، در مورد پول. الان ۲ ماهه که

نه با تو. گوشی رو بده به سگ. آره، همون سگه

جووانی؟

آره، پایین منتظرتونم. زنگ بزن به اون کفتار

خفه شو احمق

اگه سگ رو نفرستی پایین، بچه‌ها پیش من می‌مونن

بابا، همین‌جوری الکی که نمی‌تونی بچه‌ها رو بدزدی

خدای من، دارم آتیش می‌گیرم. سگ رو بفرست پایین

ای سلیطه کثیف زشت

داد نزن. همسایه‌ها دارن می‌شنون

مامان داره دیوونه‌ات می‌کنه

اون یه کارمند دولته. مثل تو هنرمند نیست

جووانی

به برادرهای کوچیکت سلام کن

این یکی گاز می‌گیره

اون کفتار بهت گفته منو گاز بگیری؟

باهاش برو

چون نمی‌دونم

لباس بپوش و باهاش برو

یه چیز باورنکردنی

تفنگدارهای دریایی مسلح وارد صحن مجلس شدن

به همه نماینده‌های سازمان ملل دستور داده شد شلوارهاشون رو دربیارن و دراز بکشن

نماینده انگلیس که مقاومت کرد

یه مشت محکم خورد تو صورتش

نماینده ایتالیا بلافاصله

رفت طرف تفنگدارهای دریایی

دکتر؟

سلام. پائولو هستم

وقت مناسبی برای تماس هست؟

یه لحظه صبر کن. موضوع اینه

می‌تونم بگم بعدازظهر لذت‌بخشی داشتم. نسبتاً آروم

با بچه‌ها بودم

دوباره سگ رو دیدم. مثل همیشه خیلی بهم علاقه داره

یه جروبحث کوتاه با اون کفتار داشتم ولی چیز مهمی نیست

برگشتم خونه. یه چیزی برای خوردن درست کردم. نون

نه نون نه. نون شیرمال با شیر

از نون شیرمال و شیر سیر نمی‌شم

می‌تونم تمام عمرم فقط همینو بخورم

یهو، بدون کوچکترین هشداری

کلاً بدون هیچ دلیلی

آریتمی قلبی

خب، سوالی که ازت دارم اینه

چرا؟

اون کفتار

نمی‌ذاره بچه اولین عشای ربانیش رو بجا بیاره

چه سلیطه‌ایه

هنوز فکر می‌کنه تو زمان استالین زندگی می‌کنیم

دون کامیلو و پپونه

مامان، به پسرت افتخار می‌کنی؟

یه چرت دو ساعته زدم

حالا هم با خوشحالی دارم می‌رم سر کار

اون نمی‌ذاره بچه اولین عشای ربانیش رو بجا بیاره

اون کتکی که خوردی یادت هست؟

پائولو

امشب باید با نیکولا حرف بزنی

باید رک و راست بهش بگی

اگه اون عمل جراحی رو انجام نده

۱۱ فردا صبح ساعت

مگه قبلاً هماهنگ نشده بود؟

نه، پشیمون شده. خودت که می‌شناسی‌اش

به حرف من گوش نمی‌ده. هر چی دلم بخواد می‌تونم بگم ولی

باید حرف بزنیم. رفیق من

من با آرامش بقیه رو تماشا می‌کنم که دارن خودشون رو گول می‌زنن

لنین رو از میدان سرخ برداشتن

یه مشت آدم که دارن به قبرها بی‌احترامی می‌کنن

لابد عنکبوت‌ها پاهاش رو خوردن

لعنتی، جنازه از کاغذهای تزیین‌شده ساخته شده بود

نمی‌دونم، داشتم غذا می‌خوردم

می‌خوام یه چیزی نشونت بدم. اون دختر مو بلوند اونجا

خب امروز چی خوردی؟ نون و شیر

به جووانا نگاه کن

جووانای حشری

واقعاً یه شاهکاره

چه پاهایی داره

می‌تونم ببوسمشون؟ داری قلقلکم می‌دی

نون و شیر. سبوس هم ریختی که راحت‌تر

دفع بشه؟

به تو چه ربطی داره که من می‌رینم یا نه؟

من می‌رینم، تو می‌رینی، اون می‌رینه، ما می‌رینیم

انقدر به ما نرین

بهتره به فکر دفعِ خودت باشی. به اون دنیا

این قضیه نرفتن به کلینیک برای عمل چیه؟

و تو اومدی اینجا که با حرفای سبوس‌دارت تحریکم کنی؟

تصمیم گرفتی برینی به برادرت؟

نمی‌رینم، دارم می‌رم گالاپاگوس

به یه جای ساده

منم باهات می‌آم

اول باید تو هم سرطان بگیری

من نوازنده پیانو هستم

امشب رو به تو تقدیم می‌کنم

اون پایین منتظرت می‌مونم

فردا می‌ری کلینیک

آره، با اردنگی می‌برمت اونجا. ساعت ۱۱ صبح

دیر نکن. گالاپاگوس رو بهت نشون می‌دم

من می‌رم گالاپاگوس، تنهای تنها می‌رم

همه‌تون رو ول می‌کنم. تنهای تنها می‌رم

عصر همگی بخیر

حالتون چطوره؟ خوب

گرمتونه؟ داریم می‌سوزیم

شور و اشتیاق بیشتر، بیشتر

اون معشوقمه

دلش می‌خواد با فرانچسکا عشق‌بازی کنه ولی دیگه منو حشری نمی‌کنه

از این آهنگ خوشم نمی‌آد. "گل‌های کاغذی" رو بلدی؟

آره بلدم. حتی فیلمش رو تو پاریس دیدم. توی اورسولین

فیلم خیلی قشنگیه

ولی نُتش رو ندارم. از حفظ هم بلد نیستم

من عاشق هر چیزی‌ام که هندی باشه. تا حالا هند رفتی؟

متأسفانه هیچ‌وقت

ولی معتقدم دیر یا زود... خواهم رفت

هند یه سرزمین روحانیه. نیازی به رفتن نیست. همه‌جا هست

بارتالی

بارتالی؟ آره

یه دسته گل رز خوشحالش می‌کنه

ولی صدای سلفون هم همین‌طور

اما یه آبجو حتی بهتره

تو یه روزِ چسبناک مثل امروز

لبه جدول نشستم

دارم به زندگیِ خودم فکر می‌کنم

بین دو تا دوچرخه... سکوت

اگه این‌جوری بهم نگاه کنی، می‌میرم

با این صندل‌ها چه مسیری رو اومدم

بارتالی چه سفرهایی که نرفته

اون دماغ غمگینش مثل یه سربالاییه

چشم‌های تو هم غمگینن

روز پیش سقط جنین داشتم ۱۵

به هر حال، الان احساس خوشحالی بیشتری می‌کنم

یادت باشه که من زنش هستم و تو فقط معشوقه‌اش

خب پس برو

می‌تونی بهم کمک کنی؟ نه

برات یه فنجون شکلات آوردم، می‌دونم دوست داری

نیکولا فقط از رفتن به گالاپاگوس حرف می‌زنه

باید راضی‌اش کنی که اون عمل رو انجام بده

مکث

نه وقتی دارم کار می‌کنم

یادم رفت. اسم من فرانچسکاست

پائولو

اوه، خدای من

مثل پائولو و فرانچسکایِ دانته

«عشقی که معشوق را از عاشق بودن رها نمی‌سازد...»

کفش‌هایی به ارزش ۶۰۰ هزار لیر خریدم

همه‌شون با پاشنه‌های خیلی بلند

"گورو"ی من می‌خواست کفشام تخت باشن ولی من می‌خوام خوش‌تیپ به نظر بیام

گوروی تو؟

سایناندا. توی هواپیما باهاش آشنا شدم

یه روزی که جت خصوصی‌اش خراب شده بود

اون و استادش تو کل دنیا مرکز تانتریک دارن

سایناندا؟

چه شکلیه؟ پیر، قدبلند، با ریش سفید

و چشم‌هایی که ازشون آتیش می‌باره؟

نه، خیلی جیگره. ۲۲ سالشه

و نگاهی که یه درخشش جسمانی به آدم می‌ده

سالشه و همین الان گورو شده؟ ۲۲

چه اعجوبه‌ای

خانم‌ها و آقایان

امشب

دوست عزیزم، فریدِ بزرگ! تقدیم به شما

فرید، تک و بی‌همتا

مواظب باش، اون یکی گاز می‌گیره

از این‌جور سرگرمی‌ها خوشم نمی‌آد. می‌خوام برقصم

بریم؟

واقعاً دلم می‌خواد برقصم

More Farsi Persian subtitles for The Flesh

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left