Modern Family

Modern Family

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Modern Family S06E23 HDTV
കമന്ററി എഴുതിയത് fireamin
FIREAMIN || IranFilm.net || facebook.com/Aminsub

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-05-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 67
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

عجله کن مامان، باید برم مدرسه

مگه امروز "روز پیچوندن" نیست؟

روز پیچوندن‌ـه؟ یعنی میخوای روز پیچوندن رو بپیچونی

بهترین هفته‌ی دوران دبیرستانه

بهترین روز

برخلاف این خونه، کتابخونه‌ی مدرسه خلوته و

میتونم روی انتخاب هم‌اتاقیم تمرکز کنم

مگه انتخاب یه هم‌اتاقی خرخون چقدر طول میکشه؟

همه‌شون شبیه خودت هستن نگاه کن

خود هندیت. خود بلوندت خود آسیایی‌ت

نگاه کن! حتی اسمش هم با تو یکیه

یه روز مدرسه نرفتن به جایی برنمیخوره

من یه عالمه مدرسه رو پیچوندم نگاه کن به کجا رسیدم

به کلّی پیشنهاد کار دارم جواب میدم

یه پیشنهاد کار

از یه شرکت هتل‌های زنجیره‌ای خیلی معروف

درمقابل پیشنهاد سربسته برای موندن

...توی شغل فعلی - همون کار کردن برای بابات -

دقیقا! نمیتونم بابابزرگ رو ول کنم

...واسه همین به پیشنهاد اوّلی جواب منفی میدم

به تنها پیشنهاد

اگرچه بعنوان

معاون مدیر داخلی بخش تبلیغات فروش خیلی موفق میشدم

توی تبلیغات کارش عالیه

عنوان شغلیش هر دفعه طولانی‌تر میشه

بیخیال، نرو مدرسه بیا روز دخترونه داشته باشیم

.یه سر میزنیم به مال میتونی سر تا پات رو عوض کنی

دخترا، سوار ماشین بشین لوک زخمی شده

خدای من - چی شده؟ -

توی راه مدرسه غش کرده

الان بیمارستانه عجله کنین

لوک چطور شده؟ برای چی غش کرده؟

شنیدم که مرده

هاها، من براتون مهمم

خوب دستشون انداختیم رفیق

هیچ‌کی نمرده

مواظب باش

ببخشین - زده به سرت؟ -

الکس، تو امسال خیلی تلاش کردی

بیشتر از هر کس دیگه‌ای لیاقت روز پیچوندن رو داری حدس بزن قراره چی بشه؟

قراره بریم شهربازی کالیفورنیا

بدون مامان

ایول - آره -

روز پیچوندن - روز پیچوندن، روز پیچوندن -

این براتون یه تعطیلات با کلاس حساب میشه؟

خیلی‌خب. تمومش میکنم

همه‌ی جوراب‌هام رو میندازم دور و دوباره شروع میکنم

اونوقت میگن "تینا" شجاعت بخرج داد که "آیک" رو رها کرد

آخ خدا. درد میکنه

وای خدا، دستت رو بریدی

هی! تخم‌مرغم رو خونی نکنی

داریم نگران میشیم که نکنه

حس همدردی لیلی به اندازه‌ی کافی شکوفا نشده باشه

یا اینکه اصلا حس همدردی نداشته باشه

خیلی خوبه، حس میکنم داره جواب میده

میدونم. بالاخره میتونم نفس بکشم

نمیتونم درست حسابی فکر کنم

معلوم نیست سال‌های پیری چه بلایی سرمون میاره

عملا دوشاخه رو روی ما بست

نمیخواستم درباره‌ی پیشنهاد کاری به بابا چیزی بگم

ولی نمیخواستم بعدا به گوشش برسه

واسه همین بعد از کلی کشمکش تصمیم گرفتم بهش بگم

سلام، زود اومدی

برای یکم خنده آماده‌این؟

مدل موی جنیس رو میگی؟

...کاری بهش نداشته باش. تازه بهم زده

بر اساس مدل مویی که زده میگم با یه زن بهم زده

نه، چیزی که میخوام بگم خنده‌دار تره

میدونین که برای مشتری‌مون

هتل رویال بزرگ چقدر کار کردم؟

تا سال آینده از افزایش حقوق خبری نیست، ولی ادامه بده

بهم پیشنهاد کار دادن

مسخره‌ست، مگه نه؟

آره - آره -

منظورم اینه که شاید اونجوری "مسخره" نباشه

ولی سعی کرده دختر رئیسش رو قاپ بزنه؟

حتما خیلی تحت تاثیر گذاشتمشون

باید پیشنهادشون رو قبول کنی

چی؟

حقوق بالاتر، مزایای بیشتر

شاید مسافرت کاری‌ت هم افزایش پیدا کنه

اینجوری میتونی یه مدت نزدیک فیل نباشی

بجز منفعت چیزی نداره

درست میگفت

فرصت فوق‌العاده‌ای بود

شاید یکم شتابزده عمل کردم که

پیشنهادتون رو اونقدر سریع رد کردم

بنظرتون امکانش هست یکی دو روز

در موردش فکر کنم؟

درسته، این به معنای ترک کردن پدرمه ولی قضیه‌ی کاریه

مشکل شخصی‌ای وجود نداشت

بعلاوه، برای بابام مهم نیست که زنده باشم یا مرده

هی، بدون دندون عقلم بازم عاقل میمونم؟

گرفتی چی گفتم؟ - همه‌ی دفعاتی که گفتی -

چطوره مسکّن‌ها دست من باشه؟

ناراحت شدم

همینجاست

هروقت خواستی یدونه بهت میدم

نه، کایلی گفت میاد دندون‌پزشکی ولی نیومد

میدونم عزیزم، متاسفم

ولی میرم از اتاقت یه بالشت خوب برات بیارم

ازم میخواد امسال باهاش به کمپ تابستونی نمایش برم

اونوقت امروز سر و کله‌ش پیدا نمیشه؟

شاید کایلی نظرش رو درباره‌ی کمپ اومدن عوض کرده

شاید برنامه‌ش اینه که با مردهای زیادی باشه و لیاقت تو رو نداره

خیلی خوب از مانی مخفیش کردم ولی از اون دختر متنفرم

خیلی سریع داشت رابطه‌ش رو جدی میکرد

معذرت میخوام

تمرین والیبالم طول کشید و بعدش باطری گوشیم تموم شد

دوست دارم بوست کنم ولی دهنم بوی عفونت میده

حواست باشه زمانیکه برای کمپ میخوایم بریم

آماده‌ی بوسیدن شده باشی

برای چی همش بوی توت‌فرنگی میاد؟

چه بلایی سرم آوردن؟

بوی میلک‌شیک‌ی هست که برات آوردم‌

اینجا رو نگاه کن

معمولا صبر میکنم حواست نباشه بعدش نگاه میکنم

شالی که بهم دادی رو میگم الاغ

راستش الان زمان مناسبی برای نگاه کردنه

چون 4تا میبینمشون

یه چندتایی قرص خوردم

.روز پیچوندن، روز پیچوندن، روز پیچوندن

...روز

‏‏15دقیقه

وقتی برای بنزین زدن هم توقف نکردین

گفتم شاید تا ابد میخواین ادامه بدین

"یا "میرنا لوی

بابا، میدونی که قرار نیست

فیلم "اخطار تخریب" پخش کنه، درسته؟

...خودم این سینما رو با دو تا دستام ساختم

بعلاوه‌ی 28دست 14تا کارگر دیگه

شما...اینجا رو ساختی - بازسازیش کردم -

قبل از اینکه معاملات املاک بشم توی کار ساخت و ساز بودم

شما...توی کار ساخت و ساز بودین

آره، اینقدر اینجوری صحبت نکنین

‏‏10ماه از عمرم رو اینجا سپری کردم

میخوام برای آخرین بار یه نگاهی بهش بندازم

قبل از اینکه این دختر پیر رو خراب کنن

پیر شدن خیلی بده

میدونین چیه؟ میریم داخل

چطوری؟ پنجره رو با آجر بشکونیم؟

یه کار بهتر مد نظرم بود

فکر کنم یادتون رفته من به این ساختمون جون دادم

...نقاط قوتش رو میدونم

همینطور...نقاط ضعفش رو

آجر ندیدی؟

رفتم توی دفتر بابا

دیدم عکس منو بغل کرده

داره بهش نگاه میکنه و اشک توی چشماش جمع شده

وقتی بزرگ میشدیم بابا اینقدر احساساتی نبود

همینطوره. همین موضوع رو حسابی سخت میکنه

شاید لیلی حس همدردی رو یاد نگرفته

چون از طرف من حس همدردی ندیده؟

میشه روی مشکل من تمرکز کنیم تا

برامون نون بیارن؟

ببخشین خیال کردم حرفات تموم شده. معذرت میخوام

به موسسه‌ی اداره‌ی هتل گفتم که

برای تصمیم‌گیری نیاز به زمان دارم، ولی راستش

فکر کنم بهشون جواب منفی بدم

منظورم اینه که، چطوری میتونم بابا رو بعد از چیزی که دیدم تنها بذارم؟

خیلی...خیلی اندوه‌آوره

شاید گریه‌م بگیره

مرسی - شاید اگه لیلی گریه کردنم رو ببینه -

بفهمه گریه کردن اشکالی نداره

مخصوصا اگه من گریه کنم پدری خویشتن‌دارش که هیچ‌وقت گریه نمیکرده

بیخیال، حرفت دیگه تموم شده بود

میدونی چیه؟ حق با توئه بیا مشکل تو رو بررسی کنیم

مشکل تو بزرگتر از منه

...چون اگه برنامه‌ت اینه بشینی جلوی لیلی گریه کنی

فراموشش کن

تو از نظر احساسی خیلی یُبس هستی

میدونی، میدونم داری شوخی میکنی کلیر

...ولی بعضی‌وقتا حرف‌ها مثل خنجر میمونن

...و این خیال که خواهر من

...خواهر خود من، من رو متهم به

بیخیالش

سعی میکنم بعد از دیدن فیلم غمناک گریه کنم

مامان؟ - بیداری -

حالت چطوره؟

برام بادکنک خریدی

چی؟ - خرس عروسکی هم خریدی -

کِی این چیزا رو خریدی؟

وقتی...وقتی تو خواب بودی

برات میلک‌شیک توت‌فرنگی هم گرفتم

خیلی خوبی مامان

هیچ‌چی یادش نمیومد

فقط باید کاری میکردم تا ساعت از پنج که آخرین وقت

برای ثبت‌نام اون سفر با کایلی بود بگذره

میدونم توی کمپ‌ها چه اتفاقی میوفته فیلم "میت‌بالز" رو دیدم

هنوزم باورم نمیشه کایلی قالم گذاشت

فکر میکردم واقعا دوستم داره

فکر نکنم

وقت خوردن قرصه عزیزم

واقعا؟ خیلی گیجم

نباید بذاریم درد شروع بشه

شاید بهم پیام داده تلفنم رو ندیدی؟

اونجا نیست؟

چیزی نمیبینم

چیکار داری میکنی؟

دارم بغلت میکنم

More Farsi Persian subtitles for Modern Family

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left