ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ضدعفوني کننده خونه داري؟؟ اگه نداري، برات ميارم
بيا اينجا
کجا؟؟- باهام بيا-
درباره اون موقع متاسفم
خيلي باهات خشن بودم
ايرادي نداره
خودمم به عنوان يه آدم بااستعداد اشتباه کردم
گفتم به خاطر اين بود که ناراحت بودم
نگفتم که خودتو سرزنش کني
نکردم، حقيقته
حس ميکنم دارم سقوط مي کنم
مردم مثل سابق باهام رفتار نمي کنن
فکر کنم مشکل تو اينه که خيلي احساسي کار ميکني
برا همين مدام ميخوري زمين
يه استراحتي بکن، هيچکي جلوتو نمي گيره
ازشون بخواه برا پات بهت مرخصي بدن
اگه واقعا سقوط کنم چي؟؟
مردم دارن اين روزا منو مسخره مي کنن
با اين سنمون شنيدن اين حرفا ايرادي نداره
عاديه ها
براي همين بايد سخت تر تلاش کنم
اينطوري، زمين نمي خورم
بايد خوب استراحت کني تا ديگه زمين نخوري
سعي نکن بدويي، فقط راه برو
سعيمو مي کنم
راستش، با کارمندام يه چيزي رو داشتيم تمرين مي کرديم
من تنها کسيم که همش اشتباه مي کنه
اونا بهم ميگن پير دمده
چي داري تمرين ميکني؟؟
سعي داريم شهر رو بيشتر معرفي کنيم
بايد بخونم و برقصم
مي دونم چقدر خوب ميتوني برقصي تو کنسرت ديدمت
چرا حرف اونو مي کشي وسط؟؟
کاش ميتونستم ببينم چي تمرين مي کردي
به جاي قهوه مشروب داري؟؟
فکر کنم خيلي خوردي
اگه بيشترم بخورم چيزي تغيير نميکنه
چه جور موزيکي دوست داري؟؟
از چيزاي قديمي خوشم مياد
تو هم انگار دي جي هستي
اينجا خيلي فيلم هم هست
با اين همه آلبوم، موندم قبلا چيکار ميکردي
کار ديگه اي داشتي؟؟
فقط يه سرگرميه
بايد بري خونه و استراحت کني
وقتي چيزي رو که بهم دادي تموم کنم ميرم
درباره باغچه
با آب سرکه کاري که گفتي رو انجام دادم
اما برگا سفيد شدن و انگار بدتر شدن
بيشتر ريختم اما سفيدتر شدن
چي؟؟
چرا قبلا بهم نگفتي؟؟
براي همين الان دارم بهت ميگم
به بابا نگو
چيزي نيست، اما اگه از تو بشنوه فکر ميکنه چه اتفاق خاصيه
تو در عوض برام چيکار ميکني؟؟
بايد دفعه بعد بهم بگي
سعي نکن خودت تصميم بگيري
درستش اينه که پرورششون بديم
خيله خب، اين کارو ميکنم
ازش خواستم رازدار باشه
چطور تونستي بهش بگي؟؟
عشق دقيقه نودي
قسمت هفتم
به سلامتي
اميدوارم اشتباهي نکرده باشم
اوه
جون وو، جون وو
هي، سانگ شيک- کجا داري ميري؟؟-
خونه مين جو، انگار ديروز ناراحت بود
فکر کردم شايد با هم بتونيم بريم قدم بزنيم
هــي
احتمالا خواب باشه، تنهاش بذار
خوابيده؟؟ از کجا مي دوني؟؟
هنوز کله صبحه چطور ممکنه بيدار شده باشه؟؟
گفتي ديروز يه اتفاقي افتاده، درسته؟؟
ممکنه مست کرده باشه
اينطور فکر ميکني؟؟ بهش مي زنگم
زنگ؟؟
...شماره اي که با آن تماس گرفته ايد
بر نميداره
شايد خواب باشه
درسته، بايد خودت بري
بهتره اين کارو بکنم ميخواي باهام بياي؟؟
نه، گلو درد دارم يه کم
برو و زودي برگرد صبحونه بخوريم
باشه- خيله خب-
...چرا من
حتما زده به سرم
...من- سلام-
خوب خوابيدي؟؟- چرا بيدارم نکردي؟؟-
خيلي بي صدا خوابيده بودي
هيچ اتفاقي نيافتاد؟؟
معلومه که نه
مطمئني؟؟
خب، من مست بودم، چيزي يادم نمياد
خوشحالم، خدانگهدار
بايد مراقب باشي
باشه- به سلامت-
خوشحال؟؟ خوشحاله؟؟
فکر کنم مشکل تو اينه که خيلي احساسي کار ميکني
برا همين مدام ميخوري زمين
بايد خوب استراحت کني تا ديگه زمين نخوري
سعي نکن بدويي، فقط راه برو
...انگار مرد خوبيه
بيشتر از ايني که ميبينم
بدش به من، مي برمش
شماها نميخواين پاشين؟
باشه- باشه-
ادب ندارين؟؟
بهتون گفتم بايد چشممون به غذا باشه
باشه- بچه ها همه الان همينطورين-
نمي تونيم با وقتي والدين خودمون زنده بودن مقايسه کنيم
داشتم کتابا رو نگاه مي کردم
نگفتي در روز تا دير وقت کتابخونه درس ميخوندي؟؟
خب، ز گهواره تا گور دانش بجوي
پس فايده شروعش چيه؟؟
معلومه، وقتي خودت شروع نکردي سخته بفهمي
...يه چيز خاص برا يه جي آماده کردم
چون خيلي درس خونده
جالبه، من فقط اينو ميخورم چون رژيم دارم
رژيم؟؟ برا کي رژيم گرفتي؟
مشکل چيه؟؟
بخورين- صبح بخير-
صبح بخير، سانگ شيک
يالا بشين فردا زودتر بيا
ديروز نرفته بودي کتابخونه
کجا بودي؟؟
با هيون سوک بودم
دارم ازت مي پرسم کجا بودي و باهاش چيکار ميکردي
پنجاهمين روزمون بود با دوستامون داشتم گپ مي زديم و مي خورديم
پنجاهمين روز؟؟ يعني چي؟؟
سانگ شيک، اين چيزا اين روزا هست
پنجاه روزه دارين قرار ميذارين؟؟
بيارش خونه، ميخوام ببينمش
پنجاه روز باهاش قرار گذاشتي؟؟
چرا بهم دروغ گفتي؟؟
چطور ميتونم باهات درباره هر چيزي صحبت کنم؟؟
مخصوصا درباره هيون سوک
تو خيلي وقته قرار نذاشتي نمي توني درک کني
چي گفتي؟؟
درک نمي کنم؟؟- آره-
خب، منم يه مدت ميشه قرار نذاشتم
شايد ژنتيکي باشه
چرا يه همچين ژن بدي بهشون دادي؟؟
بس کن
ببين کي داره ميگه
ضمنا، اون چادر رو يه کاريش بکن
بي خونه که نيستين، چرا پلاسين ...تو خونه من
يه جي
بهتره حواست به رفتارت باشه فهميدي؟؟
باشه
منظورت چيه؟؟
جونگ شيک داره روي يه سريال براي شهر کار ميکنه؟؟
پيشنهادي که نويسنده هاي جديد آوردن رو يادته؟؟
همه به اون راي دادن
آره، شماها بر عليه من راي دادين و منم خجالت زده شدم
به هر حال، فکر کنم اونا دارن با اون پيشنهاد آماده ميشن
چرا کارگردان گوک از منم خواسته از جونگ شيکم خواسته؟؟
منظورم همينه، عجيبه
پات چشه؟؟
صدمه ديدي؟؟
فک کنم
چي؟؟
به هر حال، زودي ميام اونجا- تهيه کننده کانگ-
تهيه کننده کانگ؟؟
چه اتفاقي داره مي افته؟
دوباره خراب شد؟؟
چي؟؟
من نمي فهمم؟؟
و اون پنجاه روزه قرار ميذاره؟؟
ايش
بله، نويسنده هانگ
ممنون که بهم لطف دارين اما بايد براي خودم کار کنم
تصميم گرفتم به صدا و سيما نرم
به دلايل خانوادگي
بله، فرصت خوبيه خودمم ميخوام اين کارو بکنم
اما همه چي جوري که ميخوايم نميشه
مطمئنم فرصت بزرگتري تو زندگيم پيش مياد
مي ره، ميتوني بياي پايين و کمکم کني؟؟
باشه
بعدا زنگ ميزنم، خدافظ
...وقتي بچه بودم، فکر مي کردم
وقتي بزرگ بشي مي دوني چطور هر کاري رو بکني
هر چند، حالا که بزرگ شدم
...فهميدم که هيج اتفاقي نمي افته
مگه اينکه خودت کاري برا خودت بکني
مي ره حتي اومد ديدنم سرکار
اون علاقه داره
اما نمي تونه به خاطر تو کار رو قبول کنه
نمي دونم در گذشته چه اتفاقي افتاده
اما اين داره خانواده اتو دچار مشکل ميکنه
هنوز نرفتي؟؟
نه، دارم ميرم
چرا از اونجا داري مياي؟؟
رفتم اتاق يه جي
چرا؟؟
مي ره
ميخواي اون کارو امتحان کني؟؟
چه کاري؟؟
No comments yet. Be the first to leave one.