All About Eve

All About Eve (이브의 모든것)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

All About Eve S01E02 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MrHulk
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 All.About.Eve زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 81
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

همه‌چیز درباره ایو

حالت خوبه، نه؟ آره.

همه رفتن جایی؟ آره.

پسرا هوامو دارن، خیلی دوسش دارم.

خیالم راحت شد.

دیروز با سون‌می بودم.

فکر می‌کنم دخترتون خیلی خوب و خوشگله.

لطفاً سلام منو به سون‌می و خانم سونگ برسونید.

هر وقت سون‌می رو می‌بینم، معذب می‌شم.

باشه. خیلی وقته اینو مخفی نگه داشتیم.

حتماً اذیتت می‌کرده.

آره.

خودکار داری؟

سر زدم تا سند بیمه رو بیارم برای امضا.

نمی‌دونم چطور ازتون تشکر کنم.

حرفی ندارم که بگم.

فقط سخت تلاش کن.

شجاعتتو از دست نده و به رویاهات بچسب.

باشه.

ای وای، گریه نکن.

گریه نمی‌کنم.

قوی باش.

اگه قوی باشی، پدرت خوشحال میشه.

آقا.

آقا.

خیلی ممنونم.

ووجین، اینجایی؟

قسمت ۲

وایسا، وایسا.

مردم چقدر ساده‌ان.

بالا و پایین رو نمی‌شناسن.

حرفتو می‌فهمم اما...

اون به کنار، ولی این کار واقعاً اشتباهه.

یعنی خودت نمی‌دونی؟

نمی‌تونی اینو بفهمی؟

آخه چی فکر کردی که یه دختر رو میاری

تو کارگاه دو تا پسر جوون؟

حتی اگه یه مرد ۷۰ ساله هم اونجا باشه اشتباهه،

ولی این پسرا تازه ۲۰ سالشونه!

می‌دونم، می‌دونم! اگه می‌دونی پس چرا انجامش میدی؟

ای بابا.

همین الان ببرش بیرون.

دارم می‌برمش بیرون. دارم آماده می‌شم ببرمش بیرون.

انقدر به ووجین اعتماد نداری؟

این مسئله اعتماده؟

پس چی می‌گی؟ نکنه اون دو تا کاری کردن؟

خودت که زنی، چرا انقدر کوته‌فکری؟

متاسفم که منم ازت مخفی نگه داشتم.

عصبانی هستی؟

خب، نه راستش.

ولی باید بهم می‌گفتی.

آره.

زیاد بهش فکر نکرده بودم.

ولی خانم سونگ تمام روز سرم داد زد. پس لطفاً مهربون باش.

خیلی بهم سخت می‌گذره.

اوه، باشه.

تحمل ندارم وقتی سرم داد می‌زنه.

هنوز صداش تو سرمه.

استراحت کن، بابا.

باشه. خوب بخوابی.

شب بخیر. باشه.

سلام، من هو یانگ‌می هستم.

شنیدم همکلاسیم.

بیا دوست شیم.

در تاریخ ۲۵اُم، نخست‌وزیر کو وارد سئول شد

تا با شهردار کو برای بحث در مورد منافع مشترک ملاقات کند

و به دنبال همکاری در طیف وسیعی از مسائل باشد.

سون‌می! بیا اینجا.

پیداش کردی؟

پیداش کردم.

ولی سایت انگلیسیه.

چطور با این انگلیسی‌ای که تو داری، پیداش کردی؟

یانگ‌می پیداش کرد.

کلاس دارم. باید برم.

من اینو انگلیسی پیدا کردم، ولی احتمالاً یه نسخه ترجمه‌شده‌اش هم هست.

امیدوارم بتونی سر در بیاری.

ممنون.

شنیدم دروغه که یانگ‌می دختر عموی جون‌موئه.

اینو از کجا می‌دونی؟

خودش گفت.

گفت بابات به بابای اون مدیون بوده.

و برای همین داره ازش نگهداری می‌کنه.

که چی؟

می‌خواد یه اتاق یا آپارتمان بگیره.

ولی خانواده تو نمی‌ذارن.

و خانواده خودش هم خیلی سخت‌گیرن که اجازه بدن.

باباش سناتوره یا چی؟

سناتور؟ عمراً.

دختر یه کارگر ساختمونیه.

نه، نیست. باباش پولدارترین مرد این منطقه است.

من از یکی دیگه شنیدم.

پولدار؟

مشکوک بودم ولی اون بدتر از چیزیه که فکر می‌کردم.

دروغ بود؟

اون دروغ بود؟

اون واقعاً دختر یه کارگر ساختمونیه؟

و داره اینور و اونور پز میده؟

هی هی.

بیایید فقط تکالیفمون رو انجام بدیم.

باباش چقدر درآمد داره؟

بفرمایید

چی شده؟

قهوه می‌خوری؟

فکر نمی‌کنی زیادی پررو شدی؟

ما یک ماهه تو یه مدرسه هستیم

چطور تونستی به همه‌مون دروغ بگی؟

پدرت اینو می‌خواد

چون فکر می‌کرد تو نگرانم میشی

وای خدای من!

پس چرا به چو-جه دروغ گفتی؟

تو همیشه داستان سر هم می‌کنی؟

چطور می‌تونی جلوی شایعه رو بگیری؟

شایعات به هر حال پخش می‌شدن، پس بهتر که خودم شروع‌شون کردم.

دختر یه کارگر ساختمانی.

تو که قبلاً به همه گفتی.

چون تو همش داری دروغ می‌بافی.

من دلیلی نداشتم که بگم.

من از ضعف‌های آدما سوءاستفاده نمی‌کنم.

می‌دونم آدم خوبی هستی و از این خوشم میاد.

اگه پدر و مادری به خوبی پدر و مادر تو داشتم، منم مثل تو خوب می‌شدم.

واقعاً از آدمایی مثل تو متنفرم. آدمایی که شانس دارن.

نمی‌خوام اینطوری باهات دعوا کنم.

پدر تو هم با من خیلی خوبه.

ظاهراً تو به خاطر وو-جین اینطوری هستی، اما نگران نباش.

نمی‌خوام رقیبت باشم.

الو؟

وو-جین!

آره. جدی می‌گی؟

خیلی ممنون! الان میام.

یه کار پاره‌وقت تو صدا و سیما باز شد.

از وو-جین خواستم برام یکی پیدا کنه.

چی؟ صدا و سیما؟

همونطور که گفتی، پدرم کارگر ساختمانی بود.

پس باید پول دربیارم.

قبلاً به این فکر می‌کردم.

درسته که تو از من خوش‌شانس‌تری.

اما من از تو سرسخت‌ترم.

آیا هردومون می‌تونیم گوینده بشیم؟

من رو نمی‌دونم ولی خودم می‌تونم.

همونطور که گفتی من خوش‌شانسم.

بهت گفتم سون‌می رو بیاری.

آقای جین کارا رو پیچیده کرد.

اون یه دختر رو آورد که تو کارگاه ما بمونه.

اما اون برای پول درآوردن به کار نیاز داره.

اون خیلی کوشا و دقیق هست.

خودت می‌بینی. واقعاً؟

صبر کن، شاید اون موقع دیدیش.

آه اون؟ آره.

چشم‌های بزرگ؟ آره.

قدبلند هم هست.

می‌تونه خوب کار کنه؟

آره، عالی میشه.

باشه.

وقتی داری زمان‌ها رو چک می‌کنی،

به TC نگاه کن، نه به CTL. و اگه به

زمان‌های روی دستگاه نگاه کنی، همه‌شون رو از دست میدی.

من اینجا BS رو می‌نویسم.

بعد زمان TC رو اینجا می‌نویسم؟

درسته.

هی، آقای پارک، می‌بینم که سخت مشغول کاری.

سلام. شما اومدین.

فکر می‌کنی خوب از پسش برمیاد؟

اون استعدادش رو داره.

ممنون.

سخت کار کن.

بله، تمام تلاشم رو می‌کنم.

نمی‌خوام بشنوم که جای سون‌می رو گرفتم.

اگه من اینجا نبودم، این کارو به سون‌می می‌دادی.

احتمالاً.

کاش به اندازه کافی پولدار بودم

که مجبور نبودم همچین کار پاره‌وقت انجام بدم.

ولی حس بدی دارم.

حس می‌کنم به سون‌می مدیونم.

ترجیح می‌دادم مردش رو ازش بگیرم، نه کارش رو.

از این متنفرم.

مردش رو بگیری؟

همینطوری می‌گم.

وو-جین، از آقای سون‌دال یه کار دیگه بخواه.

بهم قول بده.

باشه. ولی من زیاد حرفی تو این کار ندارم.

منم فقط یه پاره‌وقت کار می‌کنم.

می‌خوای کوه جی-ری رو فیلمبرداری کنی؟

فیلمبرداری؟

من به عنوان دستیار می‌رم.

من فقط قراره باتری رو نگه دارم.

این فقط برای الانه.

تو یه فیلمبردار عالی میشی.

می‌تونی حرفم رو باور کنی. من تو حدس زدن آینده خوبم.

با اینکه هیچ پولی برای شهریه نداشتم،

هنوز باور داشتم که می‌رم دانشگاه.

و دیدی؟ تونستم برم دانشگاه.

چون تو اینقدر سخت کار می‌کنی، آسمون هم کمکت می‌کنه.

تو دنیا هیچی مجانی نیست.

اگه من جای آقای جین بودم، منم می‌خواستم کمکت کنم.

غذا نمی‌خوری؟

نباید آدما رو اینقدر احساساتی کنی.

احمق. چرا اینقدر احساساتی میشی؟

وقتی پدرم مُرد، خیلی گریه کردم.

از اون موقع به بعد، خیلی راحت گریه می‌کنم.

دیر کردن.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left