A Knight of the Seven Kingdoms

A Knight of the Seven Kingdoms

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

A Knight of the Seven Kingdoms S01E06 The Morrow 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 A Knight of the Seven Kingdoms 2026 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-02-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 202
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 146 വരികൾ.

هوم؟

تورنمنت فوق‌العاده‌ای بود

حیف که همه‌چی تموم شد

خونه

آخ، بدجوری کسل‌کننده‌ست

هی

می‌تونی با من بیای

آره، با هم می‌ریم شکار، قوش‌بازی و

دریانوردی می‌کنیم و خوش می‌گذرونیم

اون شمشیرت رو هم برات تیز می‌کنم که دیگه

دفعه‌ی بعد این‌طوری خودت رو سکه‌ی یه پول نکنی

تا حالا «تارث» رفتی؟

سرورم، این مرد داره می‌میره. هان؟ چی؟

زخم‌هاش عفونت کرده. از دست من کاری برنمی‌آد

ای لعنت به این شانس، «آدرها» اخته‌م کنن

از دستت... یه خارشِ ماتحت هم از دست تو برنمی‌آد دوست من

گمشو بیرون، ساحره

بزن به چاک. بله سرورم، همین الان

مرتیکه‌ی عوضی. چیزی نیست، حالت خوب می‌شه. اون میسترِ افتضاحیه

گوش کن

با من بیا به «استورمز اِند»، مثل برادرم دوستت خواهم داشت

ای لعنتی

و اگه نیای

خب، به درک، اون‌وقت مثل برادر ازت متنفر می‌شم

پیشنهاد خوبیه، لیونل

ولی من فقط برای اطرافیانم درد و رنج میارم

تو به این قلمرو لطف کردی. یه روزی خودت می‌فهمی

تنها اژدهای خوب، اژدهای مرده‌ست

لعنت به این خدایان

بيلور به‌خاطر من جنگید

اون جونِ لعنتیش رو فدا کرد

می‌شه لطفاً با یکم احترام درباره‌اش حرف بزنی؟

لعنت به اون، و لعنت به تو

منم به‌خاطر تو جنگیدم

هاردینگ، بیزبری

اون پسرکِ سیب‌فروشِ لعنتی، همه‌مون به‌خاطر تو جنگیدیم

شاهزاده‌ات به‌خاطر تو جلوی مردایی ایستاد که قسم خورده بودن ازش محافظت کنن

اون هیچ ریسکی نکرد

و خدایان به آدم‌های متقلب نظر ندارن

پس چرا به من نظر داشتن؟

این نظرِ لطف نیست، این

این ریشخنده

یه جنگ تو راهه

من و تو می‌تونیم برای خودمان قدرتی بشیم

بهش فکر می‌کنی؟

خوبه! کاروان بعد از کباب‌خوران راه می‌افته

بيلور از خاندان تارگرین

شاهزاده‌ی دراگون‌استون

وارث بلامنازع تخت آهنین

دستِ پادشاه دیرونِ نیکوکار

لردِ هفت پادشاهی

و محافظ قلمرو

خدایان نگهدارش باشن

شاهزاده‌ی من

پدرت... اون

مرد بزرگی بود

اون توی زرهِ من مُرد

پسرهای زیادی توی زرهِ پدرشون مُردن

اما چندتا پدر توی زرهِ پسرشون مُردن؟

نمی‌دونم چی بگم

هنوز جوون بود

لیاقتش رو داشت که پادشاه بزرگی بشه

بزرگ‌ترینشون بعد از ایگانِ اژدها

چرا خدایان اون رو بردن و تو رو گذاشتن؟

منم همین سؤال رو از خودم پرسیدم

مرخصی، سر دانکن

سر دانکن. دانک

اومدم دمِ خیمه‌ت ولی نبودی

داشتم نگران می‌شد‌م

از مراسم ختمِ بيلور میای؟

باورم نمی‌شه رفتی

حس کردم بهش مدیونم

همه

همه من رو مقصر مرگش می‌دونن، نه؟

من این‌طوری فکر نمی‌کنم

باشه

استفون چادرم رو گرفت

گفت با ول کردنش، به خانواده خیانت کردم

باورت می‌شه؟

چیز زیادی برام نمونده

متأسفم، ریمون

نه، نباش. اون فقط چون باخته عصبیه

اولین «محاکمه‌ی هفت‌گانه» در ۱۰۰ سال اخیر

و لرد استفون فاسووی از پسرعموی کوچیکش شکست خورد

تازه، بهتره آدم یه سیب سبزِ نرسیده باشه

تا یه سیب سرخِ کرم‌خورده

بهت میاد

فکر کنم یکی از دنده‌های پسرعموم رو شکستم

صبح بخیر

صبح بخیر

سر دانکن، ایشون روآن هستن

از خاندان فاسووی‌هایِ سیبِ سبز

هان؟ همسرمه

از ملاقاتتون خوشبختم، سر دانکن

اوه! بله

من هم از ملاقات با شما خوشبختم، لیدی روآن

اومد و محاکمه رو تماشا کرد

گفت مثل یه گاوِ وحشی جنگیدم. هوم

و البته با ظرافتِ همون گاو

آه

اسکوایری نداشتم که به زخم‌هام برسه

اونم پیشنهاد داد که کمکم کنه زره‌ام رو دربیارم و

بگذریم، حالا می‌گه که از من بارداره

واسه همین فکر کردم بهتره ازدواج کنیم

حس می‌کنم پسره

شنیدی سر دانکن؟ یه پسر

این

سر دانکن

شاهزاده میار می‌خواد باهات حرف بزنه

باید با ما بیای. اون جایی نمی‌آد

اون به اندازه‌ی کافی سختی کشیده. مشکلی نیست

حالم خوب می‌شه

تبریک می‌گم

دارم ایریان رو می‌فرستم به شرق

شاید چند سال موندن توی «شهرهای آزاد» سرِ عقل بیارتش

بعضی‌ها می‌گن قصدم کشتن برادرم بوده

خدایان می‌دونن که دروغه، ولی من تا روزی که بمیرم

پچ‌پچ‌های مردم رو خواهم شنید

شما گرز رو چرخوندید، سرورم

اما شاهزاده بيلور به‌خاطر من مُرد

اون پچ‌پچ‌ها رو برای من هم می‌گن

پادشاه پیر شده

وقتی بمیره، هر بار که جنگی باخته بشه یا محصولی به ثمر نرسه

احمق‌ها می‌گن اگه بيلور بود نمی‌ذاشت این اتفاق بیفته

ولی اون شوالیه سرگردان کشتش

اگه نمی‌جنگیدم

دست و پام رو قطع می‌کردید

امروز صبح زیر درخت نشسته بودم

و از خودم پرسیدم، نمی‌شد از یکی‌شون گذشت؟

آخه چطور یه پا می‌تونه به اندازه‌ی جونِ یه شاهزاده ارزش داشته باشه؟

و درختت چه جوابی بهت داد؟

هر روز موقع غروب

سر آرلان می‌گفت: «یعنی فردا چی با خودش میاره؟»

شاید یه فردایی بیاد که من به اون پا نیاز داشته باشم

و قلمرو به اون پا، حتی بیشتر از جونِ یه شاهزاده نیاز داشته باشه؟

بعید می‌دونم

این قلمرو به اندازه‌ی پرچین‌هاش، شوالیه سرگردان داره

ظاهراً پسر کوچیکم از شما خوشش اومده، سر

وقتشه که اسکوایر بشه

ولی بهم می‌گه برای هیچ شوالیه‌ای جز شما خدمت نمی‌کنه

همون‌طور که لابد متوجه شدی، پسرِ سرکشیه

پسرِ خوبیه

فقط به یه دستِ قاطع بالای سرش نیاز داره، همین

قبولش می‌کنی؟

من؟

توی «سامرهال» برات جا هست

More Farsi Persian subtitles for A Knight of the Seven Kingdoms

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left