ആദ്യത്തെ 199 വരികൾ.
نندور ناپدید شده
نندور؟
چندین هفتهست که کسی نه دیددش، نه خبری ازش داره
خب، از وقتی گیزمو اخراجش کرد
« لَزلو »
نندور؟
با تیپّا از کارِ مستخدمیش اخراجش کرد
،تیغۀ گیوتینِ مَثَلی افتادهاست
و خونِ رؤیاهای درهمشکستۀ نندور جلوی پاهای قناسِ گیزمو جمع شدهاست
پس، آره، تقریباً همهکار رو برای پیداکردن ...نندور امتحان کردهایم. تلهگذاری
نندور؟
بررسی دریچهها، زدنِ آگهی...
حتی اسمش رو هم خیلی بلند در باد فریاد زدهایم
!نندور
!خفهخون بگیر - !گُه نخور -
خودت خفهخون بگیر
اون کونبچۀ افسرده گم شده
داداشمون رفته
و حرومی رو هیچجا نمیتونیم پیدا کنیم
پنج دلار، زیاد به نظر میرسه
هی
اَه. حتی نمیتونم بهت نگاه کنم. اَه
خبری از نندور نیست؟ - نه از وقتی تو اخراجش کردی -
از کاری که دوستش داشت - چه تصادفی -
خیلی رو داری که میای اینجا، خائن شناور حقیر. با روشهای کونبچهطورت شناورانه از اینجا دور میشی
فلوتر (شناور) اصطلاحی برای آدم سربار و آویزان است، و برای ] [ کارمندی که شغل ثابتی ندارد و همهکارکُن هست نیز به کار میرود
سلام. بله؟ - نندور یافت شده -
بارون»ـه، و میدونه نندور کجاست»
از مژدگانی باخبرش نکن
گفتم شاید بتونیم موقع صحبتکردن یه ناهاری هم بخوریم
.بذارید ببینیم چی اینجا داریم ...مقداری پانچ، مقداری خونِ ژلهای، و
و، بله، «سایر» خوراکهای انگشتی رو تدارک دیده
ارادت داریم خدمتِ سرآشپز
باز هم میگم، همونطور که در ایمِیلم ،اشاره کردم، من خون نمیخورم
...پس شاید فقط یه رول کروسان، یا - سایر»؟» -
اون نوار از نندور رو پخش میکنی، لطفاً؟
این توسط یک خونآشام که داشت «اثیر» رو رصد میکرد، ضبط شد
اثیر یا اتر: در دانش باستانی، جوهری که گیتی را فرای مرزهای زمینی پر میکند ] [ و عناصر چهارگانه (آب، هوا، خاک و آتش) را در کنار هم نگه داشتهاست
دشمنان فراوانان. و تنها من میتونم شکستشون بدم
من قدیمها فکر میکردم که غولها صرفاً روحِ مُردگان بودن
اما حالا میدونم که در میان زندگان هم قدم برمیدارن
اِی وایِ من
،«بالا و پایین «وال استریت با کتشلوارها و کراواتهاشون
«و کاسههای «سالادِ خودت رو درست کن
من یک حلزون رو تماشا کردم که در امتداد لبۀ یکی از اون چیزهایی که برای تراشیدن ازش استفاده میکنید خزید
اسمش چیه؟ - ریشتراش -
چاقو نه - داره به ریشتراش فکر میکنه -
...چی بهش میگن؟ «شارپی» (ماژیک)؟ نه، اون نیست - کافیه -
خب، ایش
بهراستی
اَه. اون قبلاً یکی از آیندهدارترین خونآشامها در این «جهان نو» بود
خب، من باشم تا اونجا پیش نمیرم
اما حالا... غیرقابلتشخیصه. خطرناکه
گفتید خطرناک؟
بله. گزارشهایی از رفتارهای بیشازپیش نابسمان به سمع ما میرسه
هوم
.نندور داره جلبتوجه میکنه !توجه خیلی زیادی جلب میکنه
و توجه، تمام خونآشامها رو در خطر قرار میده - مفهومه -
اون باید متوقف بشه
پس، نندور اینجاست؟
بله، ردّ مخابراتِ نندور رو به اون مکان گرفتیم
«برید به «نیوهمپشایر
نندور رو برگردونید
اون هم با شتاب
«خیلیخب، پس رسیدیم به «نیوهمپشر
توی پرونده زده بود که نندور اینجا در کارخونۀ «هنکاک و پسران» پنهان شده
منظورم اینه، کارخونه بود، تا اینکه تو و جونجونیهای «کَنِن کپیتال»ت لختش کردید
راستش، تملک اهرمی، راهِ معرکهای برای یه کسبوْکار ...روبهاُفوله که خودش رو برای آینده بازآفرینی کنه
خفه شو، گییرمو - خفه شو، گیزمو -
باشه
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
از من دور نشو، دلبندم
هی، ببینید، اگه «اِچ»، «اِی» و «اِن»ش نباشه چی؟
گرفتید؟ - نه -
(کاک و پسران» (ک×ـر و پسران»
اوه. اینجا بوی مرگِ تدریجی میده
مالاریا - کابوسها -
کمی غبارآلود
...وای، وای، وای، وای - نَنمَن، این-اینجائی؟ -
نَنمَن؟
نَنمَن»ی اینجا نیست»
تنها «نندورِ بیرحم» هست
جنگجو
رهبر
پس، نندور، تو تمام مدت ...اینجا بودی، از وقتی که، آم
اخراج شدم؟
بله، همینطوره
و... چرا؟
.توضیحش مخصوص خونآشامهاست که شامل تو نمیشه، گییرمو
باشه
،زمانی که یک نفر میسوزه
،در میان خاکسترها احساس راحتی میکنه
که بههمینخاطر من اومدم اینجا به «پوستۀ کارخانۀ «هنکاک و پسران
در زمرۀ دیگر دوراَنداختهشدگان «بهدست «راهبردهای کَنِن کپیتال
...اما چیزی که یافتم
...اوه، چیزی که یافتم
یهمشت آشغالِ «پرِپی» (پیشدانشگاهی)؟
سبک و خردهفرهنگی برگرفته از فارغالتحصيلان :Preppy ] [ پیشدانشگاهیهای شمال شرقی ایالات متحده
«ملزومات پرِپی» - هوم -
و نه. سرباز یافتم
خیلی از انسانها وقتی کار رفت، اونها هم رفتن
...اونهایی که موندن، اونها نیاز به اونها لهله میزدن برای یک رهبر
یک جنگجو. یک فرمانده. و ارتشِ من شدن
و... این ارتش کجاست؟
در میدان. در انتظارِ حملۀ بعدیمون - هاه -
که یادم میندازه، الآن یه جلسۀ شورای جنگ دارم
میتونید با من قدم بزنید، اگر واجبه
اوه. حواستون به سنجاقیهای پیراهن باشه. همهجا پخشوْپلان
پس، نندور، این ارتشی که بسیج کردهای. آخرِ بازی چیه؟
،فتح. بردن نبرد، شهر به شهر
«از اینجا تا خودِ پلههای «کَنِن کپیتال
صحیح. ولی، آم... چرا؟
تا «کَنِن کپیتال» از روزی که بزرگترین جنگجوی خودش رو طرد کرد، پشیمون بشه
اه! رسیدیم
شبتون بهخیر، همرزمها
ک×ـر توی پوتینهای کهنهم - جللخالق -
آ... پس... شورای جنگت اینه؟ - بله -
و این جوانکها کی هستن؟ - سربازان ذخیرهم -
و اونها چی؟ - همخوابههام -
تُف - هاه -
،حالا، ببینید، من واقعاً باید به جلسۀ راهبردم برسم
مگراینکه سؤال دیگهای داشته باشید؟
من دارم - نه -
حالت خوبه؟
اون هنوز اینجا چیکار میکنه؟
...خب، من رسوندمشون - تو دشمنای -
یک پادو که توسط سبزیفروشها فرستاده شده که جاسوسیِ من رو بکنه
ارجاع به جملۀ شخصیت «والتر کورتز» با هنرنمایی ] [ «مارلون براندو در فیلم «اینک آخرالزّمان
از اینجا برو - من دشمن نیستم. بهش بگید -
تا بعد - گوربهگور شو -
خیلیخب. من این بیرونام
خب، به نظر میرسه دوران هیجانانگیزی رو اینجا سپری کردی، نندور
هیچکس نمیتونه منکرِ اون بشه
اما نظرت چیه تا کس دیگهای رو خایهفنگ نکردی، الآن بریم خونه؟
خونۀ من اینجاست
میدان جنگ
باشه - هوم -
چی فرمودی، سرگرد بریگز؟ رزمایشی از شرق؟
...شاید
فکر کنم بهضرسِقاطع میشه فرض کرد که مُخش تاب برداشته
آره، من خوشم نمیاد این واژه رو به کار ببرم، ولی اون دیوونه شده
اوی! نه. تو حقِ بهکاربردنِ اون واژه رو نداری، اهریمنِ توئیدی
اون بهخاطر تو به این وضع افتاده
ولی، بله، کاملاً دیوونه شده - آره -
خب، نمیتونیم که همینطوری اینجا ولش کنیم
...مگراینکه
میتونیم؟
نه، نمیتونیم. برای خودش خطرناکه
:چطوره بنشونیمش و بگیم
«هی، تو خُل شدی. بس کن. خُلبازی رو بس کن»
میبینم که یک نفر تبحر خاصی در روانشناسی داره
خب، بیاید از گردنش بگیریم و از این جعبۀ جهنمی بکِشیمش بیرون
نمیتونیم. خارجکردنِ زوریِ نندور بهمثابۀ بیدارکردن یک خوابگرده
خب، پس چیکار کنیم؟ - تنها یک راهحل وجود داره -
سناریویی که نندور توی ذهن خودش سرهم کرده رو نقشآفرینی میکنیم
بهوقتش، حضور ما نوری بر ،حفرههای توی وهمش میتابونه
و میتونه اون نور رو دنبال کنه و به واقعیت برگرده
«پس، بهعبارتی قوانین «جزیرۀ شاتر
«ما انسانهای توخالی هستیم»
آ... به امتحانش میارزه
خیلیخب
باشه. من هستم
عالی
گوربهگور شو - چی؟ -
تو باید همینالآن بری
چرا؟ - چون اون باور داره که تو دشمنای -
ولی من دشمن نیستم - تو هنوز اینجا چیکار میکنی؟ -
خدافظ، کونده - باشه -
خدافظ، کونده
واینستا، کونده
انقدر به من نگید کونده - ببخشید، کونده -
نندور؟
یهخرده سرـم شلوغه
ارتشت؛ ما دوست داریم نامنویسی کنیم
قربان - چی؟ -
« نقشههای جنگ »
،اگر میخواید عضو ارتش من باشید
دراونصورت همهتون من رو قربان» خطاب خواهید کرد»
خیلیخب، ما نیستیم - وایسا، وایسا، وایسا -
بله، قربان - بله، قربان -
خوبه. پس، آموزش مقدماتی الآن آغاز میشه
کَنِن کپیتال» نمیدونی» - کَنِن کپیتال» نمیدونی» -
شما گِل رُس هستید - نه -
نرم، ضعیف، چسبناک
...اما من اینجام که به شما شکل بدم - !بله، قربان -
تا قویتون کنم، تا بهتون حالت بدم...
کَنِن کپیتال» چلغوزه» - کَنِن کپیتال» چلغوزه» -
من چند سال پیش عضو «نیروی ،دریایی پادشاهی بریتانیا» شدم
بهخاطر دریا، خورشید و بیشتر سکس
اما چیزی که اینجا یافتهام ...فقط مقدار زیادی رژهست
خودشه - ...شناسوئدی بی هیچ دلیلی... -
سیهزاروْیک، سیهزاروْدو
و هیچکس چیزی که شباهتی به... مدال داشته باشه هم به من ارائه نکرده
چه گُهی داری میخوری؟ سر خودت رو بتراش
.خیلیخب. سر جای خودتون آماده. بخزید، کرمها
خودشه
متوجه نبودم عضویت در ارتشِ الکی نندور
اینقدر شاملِ انجامدادن کارهایی که نندور میگه، میشد
به اون هم میگید خزیدن؟
No comments yet. Be the first to leave one.